* در ایران و امریکا در سال آینده میلادی انتخابات مهم ریاست جمهوری برگزار خواهد شد. به عنوان اولین سوال می خواستم به ارائه تصویر کلی که برای شما از ارتباط ایران و ایالات متحده بعد از انتخابات متصور است بپردازید.
** ما در میانه رقابت انتخاباتی در ایالات متحده هستیم و کاندیداها مواضع کاملاً متفاوتی درباره ایران دارند. آنچه مسلم است اجبار آنها به آگاهی درباره اقدامات عملی ایران درباره پروژه غنی سازی اورانیوم و واقعیات سیاسی موجود در این کشور است. به نظر می رسد یک درک عمومی از شرایط ایران بین کسانی که به طور جدی این حوزه را رصد می کنند، بدون توجه به جمهوریخواه بودن و یا دموکرات بودن آنها، وجود دارد و آن اینکه زمان برای وارد کردن فشار موثر به ایران برای متوقف کردن برنامه اتمی این کشور در حال از دست رفتن است. ایالات متحده برای انجام اقدام موثر تحت فشار است.بخشی از این فشارها برآمده از جو درونی در امریکا است و بخش دیگر آن نیز ناشی از سیگنال هایی است که از سوی اسرائیل برای اقدام علیه ایران به کاخ سفید فرستاده می شود.آنچه مسلم است انتخابات ریاست جمهوری ایالات متحده که در نوامبر سال جاری برگزار می شود نتایج مهمی روی سیاست ایالات متحده در قبال ایران خواهد داشت. سناتور اوباما و حزب دموکرات تصمیم خود را برای برقراری ارتباط و شرکت در مذاکره با جمهوری اسلامی گرفته و آن را اعلام کرده اند. سناتور مک کین و حزب جمهوریخواه نیز با رویکردی کاملاً متفاوت بر نیاز به فشار دیپلماتیک، اقتصادی و... به عنوان پاسخ به برنامه اتمی ایران تاکید دارند.
* آیا فکر می کنید فرضیه اقدام نظامی علیه ایران به یک اندازه در دستور کار جمهوریخواهان و دموکرات ها پس از پیروزی در انتخابات ریاست جمهوری قرار دارد؟
** به هر حال اگر بحران موجود بر سر برنامه اتمی ایران حل نشود چنین اقدامی نیز می تواند در برخی سطوح یک امکان باشد. هر چند این اقدام بیشتر از سوی جمهوریخواهان متصور است تا از سوی دموکرات ها. سناتور مک کین از تعهد جمعی برای جلوگیری از شکل گیری ایران مسلح به سلاح اتمی سخن گفته است این در حالی است که سناتور اوباما تصمیم مشابهی ندارد. اما بدون توجه به اینکه چه کسی در ماه نوامبر رئیس جمهور ایالات متحده شود حتی اگر یک دولت دموکرات نیز بر سر کار باشد احتمال اینکه با فشار عمومی و کنگره برای اقدام قاطع مواجه شود وجود خواهد داشت.تاکنون سه قطعنامه علیه ایران صادر شده است که نشان دهنده تحریم های همه جانبه سازمان ملل متحد است اما تقریباً همه متفق القول اند که این تحریم ها نتوانسته کار چندانی از پیش ببرد و ادامه دادن آن نیز همواره با امکان استفاده از حق وتو توسط روسیه و چین به عنوان مهم ترین تامین کننده های وسایل مورد نیاز در نیروگاه های هسته یی ایران همراه است و رفتار ایران نیز در طول صدور این قطعنامه ها تندتر شده است.
* برای برقراری یک موقعیت برد-برد برای طرفین چرا ایالات متحده فکر نمی کند اکنون زمان آن فرا رسیده است تا ایالات متحده تاکتیک دیپلماسی خود را به مذاکره بدون پیش شرط با ایران تغییر دهد؟
** در ایران افرادی هستند که خواستار مذاکره با ایالات متحده هستند و عده یی نیز وجود دارند که تحمل وضع موجود و انزوای بین المللی را بر توقف برنامه های غنی سازی ترجیح می دهند. بعد از همکاری هایی که بین ایران و امریکا در سال 2003 بر سر مسائل افغانستان و سپس عراق صورت گرفت ایرانیان نشان دادند که آماده مذاکره هستند ولی امروز دیگر آن شرایط به طور کلی از بین رفته است و امروز رهیافت های کاملاً متفاوتی در گفتمان رسمی دولت ایران شنیده می شود. از این رو سیاست ایالات متحده نیز در قبال ایران تغییر کرده و آنچه در جلسات مشترک برگزار شده در بغداد میان ایران و امریکا شاهد بودیم نه یک مذاکره استراتژیک در سطوح بالابلکه صرفاً یک مذاکره تاکتیکی است.
* امروز ایالات متحده با یک مشکل روبه رو است و آن اینکه رهبرانی در اروپا و آسیا وجود دارند که اعتقاد دارند برنامه اتمی ایران چیزی بیشتر از دستیابی به انرژی هسته یی است و بیشتر به عنوان ابزار تاثیرگذاری استراتژیک مورد بهره برداری قرار خواهد گرفت اما آنها کمتر می خواهند به ایالات متحده کمکی کنند به نظر من دلیل آن میراث برجای مانده از ما در عراق بعد از حمله امریکا است زیرا عراق در انزوای بین المللی به سر می برد و این کشور برای منابع ایالات متحده بدل به یک سوراخ مهیب شده است.
** اجازه بدهید صریح باشیم. دولت ایالات متحده به خاطر باور داشتن به توانمندی های استراتژیک ایران، در مدت طولانی به مذاکره بدون شرط با تهران اصرار داشت اما تلاش ایران برای تکمیل برنامه اتمی خود واشنگتن را نسبت به آن مذاکرات بدبین کرد و مذاکره بدون پیش شرط تعلیق به ایران فرصت بیشتری برای تکمیل برنامه اتمی اش خواهد داد بنابراین مذاکره با پیش شرط تعلیق بر اساس درکی است که امریکا از تهدید توسط ایران اتمی دارد. ممکن است بعد از روی کار آمدن دموکرات ها در امریکا چیزهایی در این کشور تغییر کند اما نگرانی از اهداف و توانمندی ایرانیان برای هر دو حزب وجود دارد.
* آیا شما فکر می کنید در صورت انتخاب هر یک از کاندیداهای اصولگرا در انتخابات ریاست جمهوری ایران از احمدی نژاد تا قالیباف آیا تغییری در ارتباط میان دو کشور حاصل خواهد شد؟
** البته تفاوت هایی میان کاندیداهای ریاست جمهوری در ایران وجود دارد. امیدواری ما این است که انتخابات در ایران منجر به انتخاب رئیس جمهوری عملگرا شود که درک متفاوتی از اوضاع داشته باشد.
* هنگامی که اصلاح طلبان در ایران بر سر کار بودند از جانب کلینتون سطح سیگنال ها برای برقراری ارتباط با ایران ارتقا یافت اما کاری از پیش نبرد. آیا فکر می کنید سیگنال های مشابهی برای برقراری ارتباط بدون توجه به اصلاح طلب بودن یا اصولگرا بودن رئیس جمهور آینده فرستاده خواهد شد؟
** با توجه به نظام حاکم در واشنگتن پاپیش گذاشتن هایی از این دست همواره امکان وقوع دارند به ویژه به واسطه علاقه فردی مانند سناتور اوباما به برقراری ارتباط با ایران. حتی ارتباطات تاکتیکی برای دولت مک کین نیز خالی از امکان نیست. یادآوری می کنم دولت بوش در دو سال اخیر درباره مسائل امنیتی عراق با جمهوری اسلامی گفت وگو کرده است. با این همه سناتور مک کین به دنبال معطوف کردن سیاست های خود به تغییرات سیاسی در ایران است و اتخاذ روش های نرم تر در مقابله با ایران را معطوف به این تغییرات می داند.
* برخی بر این باورند که حتی اگر برنامه اتمی ایران نیز به حالت تعلیق درآید در سیاست ایالات متحده علیه ایران تغییری حاصل نشده و فشارهای بین المللی این بار از طریق مسائلی مانند حقوق بشر و... بر ایران وارد خواهد شد. نظر شما چیست؟
** خطری که ایالات متحده فکر می کند از جانب ایران متوجه آن است به هیچ وجه محدود به فعالیت های اتمی ایران نیست بنابراین فکر می کنم از این جهت ابتکار انجام اقداماتی برای برقراری ارتباط در دست ایران است و نه امریکا.