دکتر حسن غفوریفرد
دو هفته پیش بالاخره پیشنویس قطعنامهای که توسط گروه 1+5 و در رایزنیهای فشرده بین اتحادیه اروپا، چین، روسیه و آمریکا تهیه شده بود در شورای امنیت سازمان ملل متحد به رای گذاشته و تصویب شد. در این قطعنامه ضمن تعیین یک ضربالاجل یک ماهه از جمهوری اسلامی ایران خواسته شده است که کلیه فعالیتهای پژوهشی خود را در زمینه غنیسازی اورانیوم به تعلیق در آورد. (شما میتوانید بخوانید تعطیل نماید!)
قطعنامه پا را از این هم فراتر نهاده است و از جمهوری اسلامی ایران میخواهد علاوه بر تعلیق کلیه فعالیتهای غنیسازی برای ایجاد اطمینان از «ماهیت صلحآمیز» برنامههای هستهای ایران و همچنین در راستای پاسخگویی به مسایل در دست بررسی، اقدامات دیگری را هم انجام دهد که مشروح آن در رسانهها منعکس شد. در حقیقت شورای امنیت این بار با نوعی تهدید خواستههای خود را همراه ساخته که یقیناً پاسخ را برای جمهوری اسلامی ایران آسانتر مینماید. چون از روز اول همیشه سیاست ما بر نکته متکی بوده است که به هیچ وجه هیچ تهدیدی را نپذیریم و بنابراین پاسخ قاطع و منفی ما به این قطعنامه بایستی خیلی سریعتر و بدون هیچ فاصلهای اعلام شود تا همگان بدانند که جمهوری اسلامی ایران هرگز و در تحت هیچ شرایطی هیچ تهدیدی را از هیچ قدرتی نمیپذیرد.
در متن کامل قطعنامه آن چه بیشتر مورد توجه بوده است این است که جمهوری اسلامی ایران را تحت فشار قرار دهند تا به خواستهها آنان تمکین نماید و در واقع به ایران هشدار دهند که سازمان ملل متحد (شما بخوانید قدرتهای غربی) برآنند که به طور منسجم و جدی فشار و تهدید را افزایش دهند و شاید هم انتظار دارند که در اثر ازدیاد فشارها و تهدیدها جمهوری اسلامی «کم بیاورد» و به نحوی تسلیم شود.
قطعنامه از ایران میخواهد:
1- بدون تأخیر بیشتر، گامهای مقرر شده توسط شورای حکام آژانس بینالمللی انرژی اتمی در قطعنامه قبلی برداشته و مسایل باقیمانده را حل کند.
2- کلیه فعالیتهای مرتبط به غنیسازی.... شامل توسعه و تحقیقات را به حالت تعلیق در آورده و بالاخره بعد از چند بند دیگر تهدید میکند که چنانچه ایران تا زمان مقرر به این قطعنامه پایبندی نشان ندهد اقدامات مقتضی را بر اساس ماده 41 فصل هفتم منشور سازمان ملل اتخاذ خواهد نمود.
راقم این سطور اعتقاد دارد که هر گاه مسالهای مطرح است تمامی فرهیختگان و اندیشمندان میتوانند و حق دارند و بلکه موظف هستند که نظرات خویش را در مورد آن بیان کنند تا تصمیمگیران و مسئولان مملکتی با آگاهی کامل اتخاذ تصمیم نمایند. اما آنگاه که تصمیمی در مراجع ذیربط اتخاذ شد و به تایید مقام معظم رهبری که فرمایشاتشان فصلالخطاب است، رسید آنگاه همگی موظف به اجرای آن هستند و باید با تمامی امکانات در جهت استقرار آن اقدام نمایند. نویسنده این مقاله از ابتدا به شدت مخالف قبول پذیرفتن الحاقیه افزایش یابد ما بایستی از اصل NPT خارج شویم.
در هر حال مسئولین تشخیص دادند که الحاقیه را بپذیریم آن هم با آن شرایط غیرمنطقی (اعمال داوطلبانه آن حتی پیش از تصویب مجلس شورای اسلامی) که به نظر میرسد خلاف قانون اساسی باشد. حال بعد از این همه کوتاه آمدن، از ما تصویب سریع پروتکل الحاقی و اجرای کامل مواد آن را میخواهند، یعنی برای مجلس شورای اسلامی نمایندگان ملت بزرگ ایران تعیین تکلیف میکنند که حتماً این پروتکل را تصویب نماید و اگر این چنین عمل شود آن وقت این مصوبه مجلس شورای اسلامی خواهد بود یا مصوبه شورای امنیت سازمان ملل؟
و بالاتر از آن اینکه دستور میدهند که حتماً تا قبل از زمان تصویب آن در مجلس شورای اسلامی اجرای سریع مواد پروتکل الحاقی در دستور کار قوه مجریه قرار گیرد. اگر خدای ناخواسته چنین شود آن وقت دنیا درباره ایران اسلامی چه خواهد اندیشید و چه کسی را واقعاً قوه مجریه ایران خواهد دانست؛ دولت نهم را یا شورای امنیت سازمان ملل را؟ چگونه است که شورای امنیت جرات میکند و با وقاحت از ما میخواهد در مجلس چیزی را به خواست آنها به تصویب برسانیم و حتی قبل از تصویب مجلس هم به اجرا گذاریم؟!
ما باید با خروج از الحاقیه و NPT راه خود را به سوی پیشرفت و استقلال و اقتدار جمهوری اسلامی ایران بیهیچ واهمهای ادامه دهیم. باید به فرهیختگان و دانشمندان و دانشپژوهان خویش بگوییم بیهیچ خوف و ترسی به پژوهش خویش و غنیسازی تا آن جا که لازم است ادامه دهند و تنها و تنها رضایت خداوند متعال و مصالح جمهوری اسلامی و مستضعفان جهان را مد نظر قرار دهند و به همه مردم ایران توصیه نماییم که خود را برای یک جهاد دائم علیه هر چه ظالم است آماده کنند.