*با توجه به اینکه در آستانه تشکیل چهارمین دوره مجلس خبرگان رهبری هستیم، اهمیت تشکیل این مجلس چیست؟
**با توجه به جایگاه بسیار رفیع و موثر رهبری در نظام سیاسی جمهوری اسلامی ایران مجلس خبرگان هم که مستقیما وظایف و قلمرو فعالیتش مربوط به نهاد رهبری است از جایگاه و اهمیت ویژهای برخوردار است. البته دو دیدگاه راجع به وظایف این مجلس وجود دارد یکی اینکه مجلس خبرگان صرفا وظیفه تعیین و انتخاب رهبر را دارد و بعد از این انتخاب وظیفه دیگری به عهده آن نیست. این دیدگاه با قانون اساسی و با فرمودههای حضرت امام(ره) و مقام معظم رهبری در خصوص خبرگان سازگاری ندارد.
دیدگاه دوم این است که مجلس خبرگان علاوه بر انتخاب رهبر وظیفه نوعی نظارت کلی و عالیه بر نهاد رهبری دارد که این دیدگاه هم با موازین شرعی و اسلامی و مبانی ولایت فقیه و نظارت در نظام سیاسی اسلام منطبق است و هم با قانون اساسی، گر چه در این قانون لفظ نظارت در رابطه با خبرگان بکار نرفته است.
لازمه این اصل این است که باید این مجلس همواره عملکرد کلی رهبری را مورد توجه و بررسی و نظارت قرار دهد تا مطمئن شود که شرایط اولیه رهبری که اجتهاد، عدالت، مدیر و مدبر بودن است همچنان در وجود رهبر باقی است. حصول اطمینان از استمرار و بقای این شرایط در رهبری قطعا" با نظارت بیشتر خبرگان است.
*شما عضو سومین دوره مجلس خبرگان رهبری بودید، در آن دوره چه اقداماتی برای ایجاد تحول در این مجلس انجام شد؟
**در مجلس سوم تحولاتی نسبت به دوره قبل ایجاد شد از جمله این تغییرات برگزاری اجلاسهایی بیشتر از ادوار قبل بود چون در دوره دوم هر سال یک اجلاس برگزار میشد اما در دوره سوم هر 6 ماه یک اجلاس برگزار شد. در دوره سوم آییننامه جامع و خوبی برای خبرگان تهیه شد گر چه برخی از مواد کارساز آن متاسفانه در صحن جلسه تغییر کرد که البته به نظر من همان تغییرات موجب عدم کارای خبرگان شد. دو کمیسیون جدید در این دوره به کمیسیونهای مجلس خبرگان اضافه شد، یکی کمیسیون سیاسی اجتماعی بود که از اهمیت ویژهای برخوردار است و پیشنهاد موضوعاتی برای قرار گرفتن در دستور کار اجلاس و پیشنهاد دعوت از مسئولان عالیرتبه نظام از وظایف این کمیسیون میباشد. کمیسیونی هم تحت عنوان بررسی راههای پاسداری از ولایت فقیه اضافه شد که وظیفه بسیار مهمی دارد که باید همواره مساله ولایت فقیه را آسیبشناسی کند و اموری که موجب سلب اعتماد جامعه از نهاد ولایت فقیه یا وارد شدن ضربه به حیثیت ولایت فقیه هست را شناسایی کند و راهکارهای مناسب را پیگیری کند.
*آیا در دوره قبل طرحهایی برای ایجاد تحول در مجلس خبرگان باقی ماند؟
**من بر اساس برداشتی که از مجلس خبرگان داشتم مصمم بودم با کمک سایر اعضا طرحهایی را ارائه کنیم تا به کار آمدی این مجلس بیانجامد که متاسفانه عقیم ماند.
*این طرحها بطور مشخص چه بود؟
**بحث ارتباط بهتر مجلس خبرگان با جامعه است، به هر حال این مجلسی که از مردم رای میگیرد مانند سایر نهادهای انتخابی باید به مردم پاسخگو باشد و برای پاسخگویی تشکیل جلسات شش ماه یکبار آن هم پشت درهای بسته کافی نیست. به همین سبب یکی از پیشنهادهای من این بود که مذاکرات این مجلس علنی باشد جز در مواردی که موضوع محرمانه و طبقهبندی شدهای در دستور کار قرار گیرد. قاطعانه میگویم که در هشت سال گذشته به جز بخشی از یک یا دو سخنرانی که شخصیتهای دعوت شده به خبرگان داشتند بقیه دستورات و نطقهای قبل از دستور به هیچ وجه جنبه محرمانه نداشت و امکان پخش مستقیم آن بود. نکته دیگر ساختار نظارتی مجلس خبرگان بود. گر چه کمیسیونی به عنوان کمیسیون تحقیق تشکیل شده است که وظیفه تحقیق در مورد رهبری و دستگاههای زیر نظر رهبری را دارد اما اولا ترکیب این کمیسیون دچار اشکال است و من در همان زمانی که آییننامه مطرح بود پیشنهادی را ارائه دادم که مقامات منصوب از طرف رهبری در دستگاههای مهم عضو کمیسیون تحقیق نباشند. زیرا که بسیاری از این نهادها خود موضوع تحقیق هستند و باید در بررسی عملکرد رهبری از این دستگاهها تحقیق به عمل آید مثل قوه قضائیه، شورای نگهبان، نمایندگی ولی فقیه در نیروهای مسلح و ... چطور میتوان پذیرفت که مثلا اعضای شورای نگهبان خود عضو کمیسیون تحقیق باشند و خود بر عملکردشان نظارت کنند و سایر مقامات البته این پیشنهاد تصویب نشد و اکثر اعضای کمیسیون تحقیق را این مقامات تشکیل میدهند.
*فکر نمیکنید اینکه این مقامات عضو کمیسیون تحقیق میشوند و با پیشنهاد شما مخالفت میکنند برای این باشد که اصولا نظارتی روی این دستگاهها صورت نگیرد؟
**به هر حال فرض بر این است که همه مقامات مذکور عادل هستند و با عدالت سازگاری ندارد که بخواهند این نظارت را ناکار آمد نشان دهند اما واقعیت این است که عدالت اعضای شورای نگهبان یا قوه قضائیه سر جای خود محفوظ اما در عرف حقوقی در هیچ کجای دنیا پذیرفته نیست که مجری خود ناظر بر خود باشد و این مساله ربطی به عدالت ندارد بلکه اعتماد و اطمینان نسبت به گزارشات انجام شده اقتضای این را دارد و یک عرف حقوقی کاملا پذیرفته شدهای است.
*در همین بحث نظارت در انتخابات خبرگان نیز دیده شد که اعضای شورای نگهبان خود کاندیدا هستند و ناظر نیز میباشند این امر چه توجیهی دارد؟
**همان زمان نیز پاسخ داده شد که این فقها عادل هستند و اشکالی ندارد، در حالیکه حتی اگر امام معصوم هم باشد و بخواهد در مسابقهای شرکت کند طبیعی است که داور باید فرد دیگری باشد. لذا در حقیقت اگر بخواهیم یک ساز و کار منطقی قابل دفاع را در خبرگان مستقر کنیم نباید مقامات منصوب از طرف رهبری عضو کمیسیون تحقیق باشند. البته در قانون فعلی این است که اقوام و خویشان نزدیک رهبری نمیتوانند در این کمیسیون باشند پس به طریق اولی باید کسانی که از طرف رهبری مسئولیت مستقیمی دارند نیز نباید عضو باشند ضمن اینکه لازم هم نیست چون در خبرگان 86 عضو وجود دارد و دلیل ندارد که یک اقدام شبههناک انجام دهیم.
*در این خصوص با توجه به آنچه شما فرمودید برخی از اعضای مجلس خبرگان اصلا قائل به نظارت بر دستگاههای زیر نظر رهبری نیستند و آن را نوعی دخالت در امور رهبری میدانند. با توجه به این مساله شاید مخالفت با این امر بر همین اساس صورت گرفته باشد؟
**نطارت بر عملکرد رهبری را هم قانون اساسی تاکید دارد و هم آییننامه فعلی مجلس خبرگان، یعنی این آییننامه کمیسیون تحقیق را تصویب کرده است و نشان میدهد که مجلس خبرگان نظارت بر نهاد رهبری را لازم میداند. نظارت بر رهبری نظارت بر شخص بازندگی خصوصی رهبری نیست و مجلس خبرگان در اعمال نظارت خود باید در یک گزارش کلی دورهای بخش تعیین سیاستهای کلی و مجموعه نصب و عزلهایی که در دستگاههای مختلف انجام میشود را بررسی کند. بنابر این کسانی که میگویند نظارت نوعی دخالت است اولا نظارت هیچگاه دخالت نیست بلکه صرفا بررسی عملکرد و ارائه گزارش است و ثانیا اگر مجلس خبرگان نتواند از زیر مجموعههای نهاد رهبری تحقیق کند پس نظارت او چگونه اعمال خواهد شد و فلسفه وجودی کمیسیون تحقیق چیست؟
*در بحث نظارتی آیا اقدام مشخصی صورت گرفت؟
**فکر میکنم کمیسیون تحقیق سه گزارش را به اجلاس خبرگان ارائه کرد که بسیار ناقص و کلی بود به گونهای که اکثر اعضای مجلس خبرگان نسبت به این نوع گزارشدهی معترض بودند. گر چه به دلیل اینکه محتوای گزارشها محرمانه اعلام شده است از طرح آنها معذورم اما از دید من آن گزارشها به هیچ وجه جنبه محرمانه نداشت. من قبلا نیز گفتهام که اگر کمیسیون تحقیق از زاویه دید مثبتی بررسی میکرد و عملکرد نهاد رهبری و شخص رهبری را در حوزههای مختلف رصد میکردند میتوانستند گزارشات بسیار امیدبخش و افتخارآمیزی را به مردم ارائه دهند. اشکالی ندارد که کمیسیون تحقیق سالانه یک گزارش جامعی را از نظارت خود به خبرگان ارائه دهد و جنبههای محرمانه را حذف کنند اما بقیه را منتشر کنیم.
مقام معظم رهبری کارهای بسیار بزرگی انجام دادهاند که متاسفانه آنگونه که باید گزارش نشده است و خبرگان به نوعی به نهاد رهبری ظلم کرده است. چون دستگاههای دیگر سخنگو دارند و اقداماتشان را از طریق سخنگو اعلام میکنند اما مقام معظم رهبری سخنگوی خاصی ندارند ضمن اینکه به مصلحت هم نیست که سخنگو داشته باشند و این مجلس خبرگان است که باید این وظیفه را بر عهده میگرفت و اقدامات را طی گزارشاتی به اطلاع مردم برساند. حتی اگر در یکی از واحدها یا دستگاههای وابسته به رهبری نارسایی بود و مجلس خبرگان بررسی کرد و بعد هم رفع نارسایی شد گزارش این امر به مردم نیز باعث بیشتر شدن امید مردم میشود. به هر حال فکر میکنم مجلس خبرگان از این رهگذر کوتاهی بزرگی کرده است که گزارش اقدامات بسیار شکوهمندی که رهبری انجام دادهاند را به اطلاع مردم نرسانده است.
*فکر میکنم از دیگر مواردی که در دوره قبل مطرح بود اصلاح قانون انتخابات خبرگان رهبری بود؟ این مساله به کجا رسید؟
**بالاخره به هیچ وجه قابل توجیه نیست که دستگاهی که ناظر بر انتخابات خبرگان رهبری است این دستگاه خود منصوب رهبری باشد و این نقیصهای است که در قانون اساسی وجود دارد. همواره این شبهه دور عرفی وجود دارد. غیر از این مساله کاندیدا بودن اعضای خبرگان است. حداقل فقهای شورای نگهبان خود کاندیدای خبرگان رهبری نباشند در حالی که این بار 6 نفر از فقها و 2 نفر از حقوقدانها کاندیدای خبرگان رهبری بودند، وقتی از یک نهاد 12 نفره 8 نفر کاندیدا هستند و باید صحت انتخابات رقیب خود را خود تایید کنند هر قدر هم عادل باشند نمیتوان از آن دفاع کرد. ضمن اینکه در همین انتخاباتی که انجام شد افراد شاکی باید به کسی شکایت کنند که خود او طرف شکایت دارد. که با هیچ عرف حقوقی و منطقی قابل پذیرش نیست. البته در رابطه با انتخابات خبرگان مسائل دیگری هم از جمله بررسی صلاحیتها نیز مطرح بود. ما برای تایید مدارج تحصیلی در کشور مراجع قانونی مشخصی داریم و یک ساز و کار شفاف و روشنی در حوزههای علمیه نیز برای تایید درجه علمی روحانیون وجود دارد، چرا این روال متعارف در خبرگان شکسته میشود و باید این امر را فقهای شورای نگهبان بررسی و تایید کنند چه بسا برخی از کسانی که میخواهند وارد خبرگان شوند از نظر سطح دانش و سواد به مراتب بالاتر از برخی از فقها باشند و اصولا این ساز و کار علمی و منطقی نیست. بنده پیشنهاداتی برای اصلاح قانون انتخابات خبرگان داشته و تقدیم کردهام اما به هر دلیل در نوبت رسیدگی قرار نگرفت.
*طرح ورود خبرگان غیرروحانی نیز ناتمام باقی ماند؟
**برخلاف فضای مسمومی که برخی از مطبوعات نسبت به اهداف طراحان این طرح ساختند هدف من به هیچ وجه تضعیف جایگاه خبرگان نبود بلکه بدنبال تقویت این جایگاه بودم. من با این استدلال که رهبری منتخب همه مردم هستند و ولایت فقیه ستون خیمه نظام است و هم مشروعیت و هم مقبولیت نظام به ولایت فقیه متکی است به همین سبب مجلسی که متکفل انتخاب ولایت فقیه است باید در برگیرنده حضور همه اقشار اجتماعی در سطح خبرگان و برجستگان جامعه باشد. با توجه به وظایف سنگین رهبری که تنها یکی از آنها اجتهاد حوزوی است و بسیاری از آنها تواناییها و دانشها در سایر حوزههای تخصصی است، احساس کردم اگر افراد برجسته سایر رشتهها مثل حقوقدانها، سیاسیون و ... که البته به وظایف رهبری نیز مرتبط است و واجد سایر شرایط خبرگان نیز باشند و افراد عادل و صالح و سالمی نیز باشند اگر درخبرگان حضور یابند میتوانند کارایی خبرگان را افزایش دهند و با حضورشان در کمیسیونهای تخصصی بخصوص کمیسیون تحقیق بهتر و بیشتر به رهبری کمک کنند.
من معتقدم مجلس خبرگان فراگیر، نیرومند و کارآمد از رهگذر نظارت مستمر خود میتواند بهترین کمک برای ولی فقیه در پیشبرد امور باشد. بالاخره اینکه نحوه ارتباط مجلس خبرگان با مردم و نحوه انعکاس مسائل اجتماعی به خبرگان و از طریق آنها به رهبری موضوعاتی است که تاکنون سازماندهی نشده است.
*اصولا مردم اطلاع خاصی در مورد نحوه عملکرد و اقدامات مجلس خبرگان ندارند.
**طرحهایی در این راستا بود که مجلس خبرگان فعالتر شود که متاسفانه نشده است. لذا پیشنهاد میکنم مجلس دوره چهارم با دیدی واقع گرایانهتر به این نارساییها بپردازد.
*بطور کلی چه برداشتی از خبرگان رهبری در دوره سوم و همچنین انتخابات برگزار شده داشتید؟
**من به عنوان یکی از اعضای مجلس خبرگان در دوره سوم و به عنوان یک فرد دلسوز نظام و علاقمند به رهبری و کسی که در طی 8 سال گذشته در مجلس خبرگان فعالانه انجام وظیفه نمودم، عضو 2 کمیسیون سیاسی اجتماعی و آئیننامه بودم و در همه اجلاسها نطق کرده و فعالانه در مباحث شرکت کردم، تاکید میکنم که با محدود کردن عرصه انتخابات خبرگان و اقداماتی که متاسفانه این بار در ابطال بیجهت برخی از حوزههای انتخابیه ایجاد شد یا مسائلی که در بررسی صلاحیتها گذشت جایگاه مجلس خبرگان تضعیف میشود که به مصلحت کشور و نظام نیست.