* دیولت: آقای رییسجمهور، در بین تمامی روسای جمهور کشورهای مشترکالمنافع شما از همه اسرارآمیزترید. واقعا شما کی هستید؟
** لوکاشنکو: من روراستترین رییسجمهور جهانم. علاقهای به نمایش دادن و وجهه عمومی پیدا کردن ندارم و اجازه نمیدهم از من برای اهداف تبلیغی با لباس ورزشهای رزمی عکس بگیرند. در غرب از من یک تصویر غلط و نادرست ترسیم شده و علیه من برداشتهای نادرست حکمفرماست. البته شاید بهتر بود در بعضی اظهارنظرها بیشتر خویشتنداری میکردم. رییسجمهور کشوری که سلاح اتمی ندارد و از نظر اقتصادی وابسته به دیگر کشورها نیست نمیتوانند دیکتاتور باشد. بسیاری سیستم اقتصاد سوسیالیستی ما را نمیپسندند، زیرا ما خصوصیسازی بدون برنامه را به اجرا درنمیآوریم و از همین جهت هم فقر کمتری به نسبت روسیه داریم من شخصا نه دزدی کردهام و نه در دیگر کشورها حساب بانکی دارم.
* انتقاد اتحادیه اروپا از شما از این بابت است که بلاروس سیستم ارزشی اروپا را نمیپذیرد.
** بلاروس در مرکز اروپا قرار دارد. ارزشهای ما و اروپا یکسان است فقط ما منافع ملی مخصوص به خودمان را داریم. بهطور مثال اقتصاد سوسیالیستی ما با شدت بیشتری به نسبت به دیگر کشورها متکی به دولت است. برای غرب مالکیت خصوصی یک گاو مقدس است. برای ما مدرنسازی در درون سیستم اقتصاد دولتی معنا دارد و به اجرا درمیآید. حداقل برای یکبار هم که شده غرب در بحران نفتی اخیر با روسیه درباره ما بیغرضانه و واقعگرایانه گزارش داد.
* آیا مناقشه با روسیه، غرب و بلاروس را به هم نزدیک کرده است؟
** این را نمیدانم، اما در این قضیه غرب فهمید که روسیه هم میتواند شیر انرژی را به روی آنها بندد.
* به نظر میرسد وابستگی اقتصادی شما به روسیه کماکان پابرجاست.
** هیچ سیستم اقتصادی کاملا خودکفا و مستقل وجود ندارد، اقتصاد روسیه هم همینطور، آنها هم منحصرا به صادرات نفت متکیاند و وابسته به مصرفکنندگان انرژی در اروپا همچنین با ابعاد گستردهتری اقتصاد چین. خداوند به روسیه ثروت منابع زیرزمینی را اعطا کرده است و این کشور امروز آن را به عنوان اهرم فشار در سیاست جهانی به کار میبرد. به ما هم خداوند ثروت دیگری بخشیده است. موقعیت جغرافیایی ما به عنوان کشور ترانزیتکننده انرژی به اروپا. این عطیه الهی شاید در واقع کمارزش جلوه کند اما ما از آن استفاده خواهیم کرد.
* ولادیمیر پوتین گفته است روسیه سوبسید 41 درصدی بودجه بلاروس...
** در روسیه یک کمدی در حال اجراست. بعد از این که افکار عمومی روسیه پرسیدند که چرا کرملین دارد برادر اسلاوش را خفه میکند، پوتین باید هم در مقابل ملتش، خود را به این طریق توجیه کند. واکنش ملت روسیه به اقدام پوتین منفی بود که چرا وی از سال 2004 تاکنون دوبار شیر انرژی را به روی ما بسته است. روسها و مردم بلاروس را یک خویشاوندی خونی با هم متحد میکند. بین ملتهای ما یک احساس همبستگی و اتحاد وجود دارد که از خاطرات جنگ جهانی دوم نشات میگیرد. بلاروس در حمله هیتلر به روسیه یکسوم جمعیتش را از دست داد.
* به نظر شما پوتین به دنبال رویارویی و مواجهه است؟
** دولت روسیه درصدد بود هزار مترمکعب گاز را به قیمت 200 دلار بفروشد درست مشابه قیمتی که به آلمان تحویل میشود و این در حالی بود که سال 2004 شرکت گاز پروم روسیه قیمتها را دو برابر کرده بود. حالا دو سال بعد از آن تاریخ شاهد دو برابر شدن مجدد قیمتها هستیم. کدام اقتصادی میتواند از عهده چنین چیزی برآید؟ روسیه وقتی در داخل قیمت گاز را تنها 15 درصد افزایش داد موج انتقادات از طرف شرکتهای روسی برسر دولت باریدن گرفت. گاز پروم درصدد بود یک دفعه دو میلیارد اضافی کسب درآمد کند.
روسیه برای انتقال نفت به بلاروس هم ناگهان تقاضای عوارض صادرات 170 دلار برای هر تن نفت را کرد که از این طریق هم 3 میلیارد دلار دیگر به دست میآورد که جمعا میشود 5 میلیارد دلار سود اضافی کل بودجه بلاروس بالغ بر 14 میلیارد دلار است. استدلال سطحی روسها ناشی از همین مساله است. هیچکس در بلاروس گاز روسیه را 200 دلار نخواهد خرید. علاوه بر این روسیه از ما برای نفتش مبلغی بسیار بیشتر از بازار جهانی درخواست میکند.
روسیه با این اقدامش زمینهای را فراهم میآورد که ما هم حق ترانزیت را افزایش بدهیم. ما میتوانیم نفتمان را از جای دیگر به قیمت ارزانتر بخریم، ما نیازی به نفت روسها نداریم. کجاست میلیاردها دلاری که روسها ادعا دارند به اقتصاد ما علیالظاهر سوبسید میدهند. اگر چنین چیزی صحت داشت ما رفتار بهتری با مسکو داشتیم. عملکرد روسیه در حال حاضر زمینه نابودی نابودی قرارداد گمرکی را فراهم کرده است. ما دست به اقدام متقابل خواهیم زد و تقاضای عوارض گمرک زمینی برای ترانزیت انرژی روسیه از قلمرو کشورمان را خواهیم کرد. ما باید افزایش قیمت روسها را جبران کنیم.
روسها شما را از این بابت سرزنش میکنند که شما نفت آنها را به قیمت ارزان میخرید و بعد از فرآوری و تبدیل دوباره، آن را به قیمت بازار جهانی میفروشید.
این کاملا حرف پوچ و بیهودهای است. ما نفت روسیه را به قیمت بازار جهانی میخریم و در ضمن در ازای هر تن، 40 دلار بیشتر از اکراین میپردازیم. 8 میلیون تن نفت را خودمان مصرف میکنیم 20 میلیون تن را در پالایشگاههایمان فرآوری و آن را به عنوان مواد سوختی دوباره میفروشیم دقیقا نظیر دیگر کشورها که با نفت روسیه همینگونه عمل میکنند از جمله کشور آلمان.
* در دهه نود شما یک طرفدار دوآتشه اتحاد مجدد با روسیه بودید، امروز دیگر این یکپارچگی را نمیخواهید گرچه برای پوتین بسیار مهم خواهد بود که تا قبل از اتمام دوره ریاست جمهوریاش کار جمعآوری و اتحاد روسهای کره زمین را به آخر برساند. اتحاد با بلاروس میتوانست همچنین پوتین را در موقعیتی قرار دهد که زمینه دوره سوم ریاست جمهوریاش را فراهم کند.
** من این مطلب را نه از پوتین بلکه از دیگران شنیدهام اگر وی میخواهد با این شیوه در قدرت باقی بماند بهتر است به من بگوید. من درباره خودم راه صداقت را برگزیدم. من در رفراندوم از مردم بلاروس پرسیدم که آیا اجازه حکومت کردن مجدد را دارم ـ گرچه بنا به قانون اساسی قدیم دوره ریاست جمهوری من به پایان رسیده بود ـ و 90 درصد مردم هم از من حمایت و پشتیبانی کردند و من به این ترتیب برای بار سوم رییسجمهور شدم. من موافق بلعیده شدن بلاروس جمهور نشدهام که یک دهه بعد از ریاستم کشورم را از روی نقشه اروپا حذف کنم. ما کماکان خواهان اتحادی هستیم که حقوق هر دو دولت یکسان و برابر باشد.
* آیا روبل روسیه را به عنوان ارز مشترک برای بلاروس نمیپذیرید؟
** وقتی مسکو فهمید که لوکاشنکو از استقلال کشورش چشمپوشی نمیکند و آن را نمیفروشد، شروع کردند که به ما روبل را به عنوان ارز مشترک تحمیل کنند ما این شیوه را مانوری مزدورانه و یک ترفند میدانیم به این دلیل که آنها برای گرفتن استقلال ما میخواهند از در پشتی وارد شوند. ما خیال نداریم که حقوقمان را هر ماه از کرملین بگیرم. علاوه بر این روبل بلاروس از روبل روسها قویتر است نرخ تورم در کشور ما دو برابر پایینتر از روسیه است. هیچکس در بلاروس از من حمایت نخواهد کرد، اگر در وضعیت فعلی پول ما قربانی شود.
* میتوانید تصور زمانی را بکنید که پول شما به یورو تغییر کند؟
** در زندگی همهچیز ممکن است، ما آرزو میکنیم که اتحادیه اروپا بازار منطقهایاش را بر روی محصولات ما بگشاید تا ما بتوانیم رقابت کنیم. در حال حاضر شرکتهای آلمانی، اقتصاد ما را از بسیاری از کشورهای اروپایی دیگر باثباتتر میدانند.
* آیا سرمایهگذاری غرب در بلاروس مطلوب و دلخواه شما هست؟
** در حال حاضر مناقشه نفتی با روسیه نشان داد که ما تا چه میزان به سرمایهگذاریهای اروپا و آمریکا نیاز داریم. اگر تراستهای غربی در سیستم انتقال انرژی از بلاروس سهیم بودند روسیه در قبال ما اینگونه بیرحمانه عمل نمیکرد. روسها چشمانشان برق خواهد زد اگر کسی درباره یک خصوصیسازی قریبالوقوع در صنایع دولتی بلاروس صحبت کند. محصولات صنعتی ما در زمان اتحاد جماهیر شوروی سابق هم راه صادرات به غرب را پیدا کرده بود. ما باید از موقعیت جغرافیاییامان بسیار مطلوبتر استفاده کنیم. باید در آینده نزدیک برنامههای سرمایهگذاری عینی و ملموس رشد و گسترش پیدا کند.
* بسیاری از سیاستمداران در اتحادیه اروپا این را قبول دارند که لوکاشنکو از طرف اکثریت قریب به اتفاق ملتش حمایت میشود اما در عین حال ما از شما این سوال را داریم که چرا لوکاشنکویی که دیگر امروز نباید از شکست بترسد، امکان ورود مخالفینش به عرصه رسانههای جمعی را سد میکند.
** در هیچ کجای جهانی حق برابر و یکسان برای ورود به رسانههای عمومی وجود ندارد. به روسیه نگاه کنید. همه فرستندههای تلویزیونی در هم ادغام شدهاند هنگام تنش با مسکو بر سر مساله نفت درصدد برگزاری کنفرانسی مطبوعاتی در مسکو بودم که کرملین آن را ممنوع کرد و من هم سفرم را لغو کردم.
* اینگونه مقایسه با روسیه لنگ میزند. بهتر است با اکراین که مطبوعات آزاد دارد مقایسه کنیم.
** خداوند ما را در بلاروس در مقابل بروز اوضاع و احوالی مشابه آنچه در اکراین میگذارد حفظ کند.
* ما از رسانههای آزاد صحبت میکنیم.
** تاثیر رسانهها میتواند همچون سلاح گرم باشد. ژورنالیستها میتوانند هم یک سیستم مردمسالار و هم یک سیستم توتالیتر را از میان بردارند و جامعه از این بابت آسیب ببیند. در اکراین درماندگی و عجز وجود دارد و به همین دلیل هرجومرج رسانهای در آنجا حکمفرماست. اصلاحات قانون اساسی، اکراین را از مسیر توسعه عقب انداخته است.
به گمان من جمهوریهای شوروی سابق برای یک جمهوری پارلمانی پخته و آماده نیستند. به طور مثال بلاروس، ما بعد از فروپاشی شوروی یک جمهوری پارلمانی بودیم. 350 نماینده میخواستند بر کشور حکومت کنند و در عینحال هم هیچکس برای هیچچیز پاسخگو نبود. نمایندگان رشوهبگیر شده بودند نظیر آنچه امروز در روسیه و اکراین میگذرد. پارلمان تصمیمگیرنده تغییر رییسجمهور بود. اما در حال حاضر وضعیت ما باثبات است. اما در ارتباط با آزادی مطبوعات: در آلمان سنت دیگری بر رسانهها حاکم است. روزنامهنگاران در قبال آثار منتشرشدهشان شخصا مسئول و جوابگو هستند اما در رسانههای ما نوعی فقدان احساس مسئولیت حکمفرماست. اما مخالفت با دولت به هیچ طریق ممنوع نشده است. فضای اطلاعرسانی ما باز شده است.
یورونیوز ـ آرتیوی ـ رادیو آزادی ـ سیانان و دیگران برنامههایشان را با پول غربی بر روی فرکانسها و امواج کشور ما میفرستند ـ آنها و همچنین رسانههای روسی از غرب تا شرق کشور را گلولهباران میکنند! مخالفین ما در تمام این رسانهها حضور دارند. بلاروس کشور کوچکی است، در یکروز میتوان به تمام نقاط کشور سفر کرد و در همهجا دست به مبارزات انتخاباتی زد. مخالفین ما هم همین کار را میکنند اما ملت آنها را رد میکنند و نمیپذیرد.
* چرا؟
** برای اینکه مخالفین ما بیشتر از آنکه در بلاروس باشند در غرب به سر میبرند. آنها از غرب پول میگیرند و با حمایت بنیادهای غربی به کشور بازمیگردند. بسیاری از آنها فاسدند. چطور می تواند یک رهبر حزبی بیکار که درآمد ماهیانهاش را 100 دلار اعلام کرده است یک ویلای شخصی بسازد؟ اگر چنین فردی در آلمان بود تحت پیگرد مالیاتی قرار میگرفت. من به مخالفین امکان اجرای برنامه در تلویزیونمان را دادم اما با وجود این به بدترین شکل در انتخابات شکست خوردند و تنها 5/1 درصد آرای را بهدست آوردند.
* ما در عصر CNN زندگی میکنیم. بعضی روزنامهنگاران در غرب بدشان نمیآید که درباره بلاروس یکجانبه قضاوت کنند اما وقتی در تلویزیون میبینیم که چگونه پلیس شما با خشونت تظاهرات مسالمتآمیز را متفرق میکند.....
** در فرانسه و آلمان هم پلیس اینگونه عمل و از گاز اشکآور استفاده میکند. خدا را شکر که از شیوههای افراطی استفاده نمیکنیم. اروپا باید یاد بگیرد ما را بهتر بفهمد. اکنون زمان مناسبی برای این منظور است. بلاروس در حفظ مرزهای اتحادیه اروپا به این اتحادیه یاری میرساند. ما اغلب مهاجرین غیرقانونی و مجرمانی که از طریق مرز شرقی برای اتحادیه اروپا ایجاد مزاحمت میکنند را دستگیر میکنیم. مهاجرین غیرقانونی از طریق کشورهای بالتیک و اکراین به غرب وارد میشوند و مرزهای ما در مقابل، هیچ شکاف و رخنهای ندارند و بعد اتحادیه اروپا به ازای این امکانات مالی فوقالعاده که ما برای آنها صرف میکنیم چگونه از ما تشکر میکند. از طریق اعمال تحریمهای اقتصادی علیه ما و محروم کردن ما از حقوق گمرکی!
ما از این بابت خسارتی بالغ بر 300 میلیون دلار را متحمل شدهایم. ما این مبلغ را از طریق افزایش تعرفههای حملونقل برای ترانزیت کالاهای اروپا از طریق خاک بلاروس به روسیه جبران خواهیم کرد. ما با اخذ عوارض جدید میتوانستیم تا یک میلیارد دلار درآمد کسب کنیم اما من خواهان مناقشه و درگیری با اتحادیه اروپا نیستم و اتفاقا برعکس ما به اتحادیه اروپا به عنوان شریک برای تنوعبخشی به منابع جدید واردات انرژی و سیاستگذاری در این بخش نیاز داریم.
* اتحادیه اروپا حاضر است در پارهای از موارد در صورت لزوم به طرف بلاروس دست دوستی دراز کند، اما با این وجود باید بر یاس و دلسردی اتحادیه اروپا برای ایجاد ارتباط با بلاروس صحه گذاشت چرا که همین یک هفته قبل در انتخابات شهرداریهای بلاروس دوباره از طرف مقامات رسمی تقلب صورت گرفت.
** این انتقاد از جانب آمریکاییها از مدتها قبل آماده شده و تنها از طرف اتحادیه اروپا مورد تایید قرار گرفت. اتحادیه اروپا و آلمان بهتر بود موضع مستقل اتخاذ میکردند. خانم مرکل باید بهعنوان رییس شورای اروپا توجه و علاقه بیشتری نسبت به بلاروس از خود نشان دهد. ما میخواهیم شاگردان تیزفهمی باشیم. من میخواهم زمانی فرابرسد که بلاروس کشوری همچون آلمان یا سوئد بهنظر میرسد. اما تا این لحظه غرب فقط به ما پشتپا زده است.
اکنون زمان آن است که بررسی عمیقتری نسبت به همکاری مشترک بین دو طرف صورت پذیرد. اجازه شروع دیالوگی صادقانه و سرراست را به ما بدهید. چرا خانم مرکل بهطور جدی با کسانی که اغلب به بلاروس سفر میکنند صحبت نمیکند. غرب باید بهعنوان اولین گام این شیوه قرون وسطایی ممنوعیت سفر سیاستمداران بلاروس به کشورهای اتحادیه اروپا را لغو کند. ما نمیتوانیم از بالای حصار سر همدیگر داد و بیداد کنیم. چندی قبل رییس شورای مشورتی اروپا به بلاروس آمده بود و عنوان میکرد که میخواهد در زمینه مسایل حقوق بشر در بلاروس پادرمیانی کند. کدام حقوق بشر مدنظر اوست؟ رشد و توسعه مطرح شده از طرف شما در زمینه آزادی رسانهها احتمالا هنوز کمبودها و نواقصی دارد اما اتحادیه اروپا باید این مطلب را به رسمیت بشناسد که مردم باید بتوانند نسبت به ما احساس امنیت کنند. آمار جرم و جنایت در بلاروس در پایینترین سطح در میان کشورهای اروپایی است و مردم ما همه شغل دارند و بیکاری نداریم.
* سال 2007، سال سرنوشتساز و تعیینکنندهای در بلاروس خواهد بود. شما باید در اقتصادتان تغییراتی پدید بیاورید و همچنین مناسبات با روسیه را از نو شکل دهید. شاید هم در آینده بتوانید با جانشین پوتین به توافق برسید.
** روسیه از یک طرف به واسطه قدرتش در زمینه انرژی مشغول بازی درآوردن در عرصه بینالمللی است و گمان میکند که میتواند دنیا را تصرف کند و این را میشود از تکبر و غرور نخبگان روسی فهمید که البته با سقوط قیمت انرژی در این وضعیت تغییراتی بهوجود خواهد آمد و اما از طرف دیگر هم نباید بگوییم که پوتین شیطنت میکند. هیچ دشمنی شخصی میان من و پوتین وجود ندارد. من به پوتین مثل دیگران نگاه نمیکنم و او را طور دیگری غیر از آنچه دیگران درباره او فکر میکنند، میشناسم. او مردی است صریحاللهجه و فهم روشنی دارد. اگر او میخواهد اسلاوها را دوباره متحد کند، باید به شیوه دیگری عملی کند. بوریس یلتسین میدانست که چگونه دولتهای همسایهاش نظیر قزاقستان و اکراین را به یکپارچگی قانع و راضی کند. او هرگز قدرت خود را به رخ دیگران نمیکشید، البته در آن زمان قیمت انرژی هم پایین بود. یلتیسن مدام از مناسباتی همسطح و همپایه صحبت میکرد و امروز هم او به رهبران روسیه گوشزد میکند که هوشمندانه و عاقلانهتر رفتار کنند.