تاریخ انتشار : ۱۷ آذر ۱۳۸۷ - ۱۰:۱۶  ، 
کد خبر : ۶۴۴۶۶

گفت‌وگو با فرید مرجایی*(بخش اول)

مقدمه: انتخابات ریاست جمهوری ایالات متحده آمریکا که طبق برنامه قبلی قرار است چهارم نوامبر سال جاری میلادی برگزار شود، پنجاه و ششمین انتخابات ریاست‌جمهوری در این کشور خواهد بود. در جریان انتخابات ریاست جمهوری که هر چهار سال یک بار در آمریکا برگزار می‌شود، رئیس‌جمهوری و معاون رئیس‌جمهوری این کشور برای یک دوره چهار ساله انتخاب می‌شوند. برگزاری این انتخابات با برگزاری انتخابات سنا،‌ مجلس نمایندگان، فرمانداری و نیز بسیاری از انتخابات‌های ایالتی و محلی همزمان شده است. این انتخابات برای حدود 9 ماه تقریباً همه تحولات سیاسی اجتماعی آمریکا را تحت تاثیر قرار می‌دهد و عملاً شرکای آمریکا نیز به تدریج ادامه روابط با واشنگتن را متناسب با پیشرفت مبارزات انتخاباتی مورد ارزیابی قرار می‌دهند. در گفت‌وگو با آقای فرید مرجایی صاحب‌نظر مسائل آمریکا و مقیم نیویورک ابعادی از انتخابات آمریکا مورد بحث قرار می‌گیرد.

* رسانه‌های بین‌المللی روی انتخابات ریاست جمهوری امسال در آمریکا تمرکز زیادی کرده‌اند، این انتخابات در چه بستری صورت می‌گیرد؟

** مبحث انتخابات ریاست جمهوری آمریکا را باید در ابعاد مختلف تجزیه، تحلیل و کنکاش کرد. در رسانه‌های آمریکایی اطلاعات و داده‌های بسیاری پخش می‌شود ولی باید نقطه‌ها را به هم وصل کرد که این جریان در یک چارچوب و قالب معنادار قرار گیرد. در درجه اول نامزدان حزب دموکرات و جمهوریخواه امسال در این دوره انتخابات باید معرفی شوند که نماینده چه جریانی هستند؟ در درجه دیگر، سیستم انتخابات آمریکا باید تا حدودی باز شود و دید که آیا این سیستم منحصر به فرد، نقش دموکراتیک مردم در تصمیم‌گیری و مشارکت مردم را در انتخابات می‌کاهد یا افزایش می‌دهد؟‌ انتخابات را باید در بستر روایات کلان قرار دهیم و در تحلیل نهایی نامزدهای انتخاباتی را در رابطه با «سیستم قدرت» بسنجیم. از یک زاویه چندین مقوله و مساله اجتماعی در فضا مطرح می‌شود که در انتخابات تاثیرگذارند. آمریکا حدود 5 سال درگیر جنگ  عراق بوده است.
مشاوران «نومحافظه‌کار» کاخ سفید از وقایع 11 سپتامبر یک ایدئولوژی خطر و دشمن‌سازی ساخته است که از آن بهره‌برداری می‌کند. دیگر اینکه آمریکا در آستانه یک رکود جزیی اقتصادی است که هر 8 یا 10 سال سیکل رکود پیش می‌آید. از نظر فرهنگی، می‌توان اذعان داشت که باراک اوباما یک حرکت و جریان شده است که بخشی از نسل جوان را به طور محدودی به دنبال کشیده است. از طرف دیگر جریان بنیادگرایان «مسیحیان راست‌گرا» بعد از 8 سال حکومت متحدان سیاسی خود برای اولین بار به خود می‌اندیشد که آیا همچنان به قرائت جزم مذهبی بیندیشد یا در مورد محیط زیست و عدالت اجتماعی هم مسئولیت دارند؟ چرا که جزم‌اندیشان مذهبی مسیحیان راست‌گرا و متحدان سیاسی آنها (حلقه حاکم بر حزب جمهوریخواه) در این 8 سال به محیط‌زیست و توسعه اجتماعی (بیمه اجتماعی) و کرامت انسانی (قانونمند کردن شکنجه) صدمه زده‌اند.
در این انتخابات هنوز هم نامزدان جمهوریخواه تلاش می‌کنند از واقعه تاسف‌آور 11 سپتامبر استفاده سیاسی کرده و شکست‌های 8 سال حکومت خود را در زیر گفتمان «ترس و ترور» و رسالت آمریکا در دنیا پنهان کنند.

* آیا پیروزی دموکرات‌ها قریب‌الوقوع است و به چه عواملی بستگی دارد؟

** شکی در این نیست که مدیریت دولت جرج بوش (چه سیاست داخلی و چه سیاست خارجی) از دید اکثر مردم موفق نبوده است و نظرسنجی‌ها این منعکس می‌کنند. از طرف دیگر حزب‌ جمهوریخواه در این هنگام تاحدودی از بحران هویت رنج می‌برد. در قدیم محافظه‌کاران کلاسیک به اصولی پایبند بودند که حزب جمهوریخواه امروز از آن فاصله گرفته است. جمهوریخواهان کلاسیک به تعدیل اعتقاد داشتند و مخالف کسری بودجه بودند ولی رونالد ریگان و جرج بوش با در نظر گرفتن منافع سرمایه‌داران هر دو بیشترین کسری بودجه را در تاریخ آمریکا به وجود آوردند. در این مرحله حزب جمهوریخواه باید تصمیم بگیرد کدام جنبه هویت غالب خواهد بود؛ نومحافظه‌کاران، سرمایه‌داران محافظه‌کار یا بنیادگرایان؟ کدام محافظه‌کار غالب بر حزب است؟‌

در مقطع کنونی دموکرات‌ها 14 درصد از جمهوریخواهان در نظرسنجی‌ها بالاتر هستند ولی شخص «جان مک‌کین» در نظرسنجی‌ها از هیلاری کلینتون کمی بالاتر است. این همان نکته را می‌رساند که در انتخابات و رسانه‌های آمریکا کاراکتر شخص اهمیت مجازی و خرافی پیدا کرده و برنامه یک نامزد از سیاست‌های یک حزب هم با اهمیت‌تر جلوه می‌کند. از حالا تا نوامبر 2008 که انتخابات صورت می‌گیرد شرایط قابل تغییر است. در سال گذشته از نظر اولویت مسائل انتخاباتی جنگ عراق در مقام اول و مساله اقتصادی در درجه دو یا سه بود. ولی اکنون نظرسنجی‌ها نشان می‌دهند به خاطر رکود پیش‌بینی شده اقتصاد اول بوده و جنگ عراق به رتبه دوم رفته است. این الزاماً به پیروزی اتوماتیک دموکرات‌ها در انتخابات تبدیل نخواهد شد. معمولاً تبلیغات حزب جمهوریخواه به طور تهاجمی است و موفق می‌شوند اعتبار نامزد حریف را هدف قرار دهند.
این روش جنگ تبلیغاتی رسانه‌ها را
Mud Slinging (لجن‌پراکنی) نامیده‌اند. از اواخر دهه 1950 که تلویزیون به عنوان مهم‌ترین رسانه تبلیغاتی در انتخابات بوده است و جمهوریخواهان در اکثر انتخابات از این شیوه بهره برده‌اند. در انتخابات نیکسون علیه کندی 1964 موفق نشد ولی در 1972 نیسکون علیه مک‌گاورن، 1980 ریگان علیه کارتر، 1988 بوش پدر علیه دوکاکیس، 2000 بوش علیه مک‌کین و ال گور، 2004 بوش علیه جان کری این شیوه به جمهوریخواهان کمک کرده است. از این جهت دموکرات‌ها هم هیجان ایجاد کرده‌اند که برای اولین بار یا یک زن رئیس‌جمهور خواهد شد یا یک سیاهپوست. عده‌یی معتقدند با نزدیک شدن انتخابات جمهوریخواهان تعصب و شوونیسم مردم را نسبت به یک کاندیدای زن یا سیاهپوست تحریک کنند.

«لارنس دانل» یکی از استراتژیست‌های چپ حزب دموکرات در مصاحبه‌یی تلفنی به من اظهار داشت که برای دموکرات‌ها راحت‌تر می‌بود که رامنی را شکست دهند تا مک‌کین چرا که مک‌کین یک چهره اصیل‌تر و با اعتبار از رامنی به جا گذاشته است. رامنی به خاطر انتخابات ریاست جمهوری مواضع سابقه خود را خیلی عوض کرده بود.

* اکنون که جان مک کین کماکان کاندیدای جمهوریخواهان برای انتخابات ریاست جمهوری شده است، توضیحاتی در مورد وی و رابطه‌اش با حزب جمهوریخواه بدهید. کاندیداهای دیگر نماینده چه سلیقه‌یی در حزب بودند؟

** رودی جولیانی که چند هفته پیش کنار کشیده و انصراف داد در سیاست خارجی جنگ‌طلب (عقاب) و ادامه دهنده فضای فالانژ دولت بوش بود (بخوانید قانون شکنجه، استراق سمع تلفن، بازداشت خودسرانه و ...) یکی از رهبران جریان نومحافظه‌کاران «نورمان پودهرتز» مشاور امور خارجی جولیانی شده بود (برنامه ترویج ترس و وحشت از خاورمیانه).

مایک هاکابی دو خصوصیت دارد که مورد تایید رهبران حزب نیست. وی از نظر اقتصادی به لیبرال‌ها نزدیک است و دیگر اینکه شخصاً از جریان محافظه‌کار مذهبی بوده و مخالف تئوری تکامل است. چنین کسی نمی‌تواند در انتخابات ریاست جمهوری کاندیدای دموکرات‌ها را شکست دهد. هاکابی به ناچار به زودی از دور خارج خواهد شد. جان مک‌کین که اکنون نامزد اول جمهوریخواهان شده است 25 سال گذشته را در مجلس سنا بوده است ولی میت رامنی و هاکابی یک فرماندار ایالت بوده‌اند. رامنی که چند روز پیش از دور خارج شد، فرماندار ایالت ماساچوست و هاکابی از ایالت آرکانزاس بودند. فرمانداران ادعا دارند که تجربه قوه اجرایی و مدیریتی دولت (ایالت) را کسب کرده‌اند ولی سناتور‌ها فقط با سیاست در کنگره سروکار داشته‌اند. قبل از ورود به سیاست (عرصه قدرت) رامنی از مدیران عالی‌رتبه در بخش خصوصی و شرکت‌های سرمایه‌گذاری Private Equity بود.
در گذشته از جهت اجتماعی ـ فرهنگی وی با جناح میانه‌رو جمهوریخواه تداعی می‌شد. در یک سال گذشته با نزدیک‌ شدن انتخابات رامنی مواضع خود را عوض کرده و خودش را محافظه‌کار جلوه می‌داد. این چرخش شدید توجه ناظران را جلب کرد. تا چند هفته پیش فراکسیون جمهوریخواه از رامنی حمایت می‌کرد ولی با موفقیت اخیر مک‌کین این روند در حال عوض شدن است.

تا این اواخر جناح راست حزب جمهوریخواه، مک‌کین را لیبرال معرفی می‌کرد از این جهت که در شش سال اخیر در چند مورد مک‌کین با جرج بوش اختلاف‌نظر پیدا کرده بود از قبیل سیاست مالیاتی دولت، کسری بودجه، محیط زیست و مخالفت مک کین با قانون شکنجه. باید اضافه کرد که در حقیقت مک‌کین از دیدگاه محافظه‌کار در امور مالی با کسری بودجه مخالفت کرده بود. هاکابی نیز محافظه‌کار مذهبی ـ فرهنگی است در صورتی که «فرد تامپسون» سکولارتر و شاید به جمهوریخواهان کلاسیک نزدیک بود.

انتخابات «سه‌شنبه بزرگ» در 22 ایالت نتایج قابل ملاحظه‌یی داشت. رامنی موفق نبود و نتوانست به اندازه کافی نماینده حزبی کسب کند و به همین جهت از دور خارج شد که حزب بتواند اتحاد خود را علیه دموکرات‌ها حفظ کند. ولی هاکابی که قرار بود از رقابت انتخاباتی خارج شود در ایالت‌های جنوبی که بنیادگرایان مذهبی از حمایت‌گران حزب هستند پیروز شد. این نکته مهم است که در  عمل آرای محافظه‌کاران در حزب جمهوریخواه بین رامنی و هاکابی تقسیم شده بود و این به نفع مک کین تمام شد. اگر محافظه‌کاران به عنوان یک بلوک واحد عمل کرده بودند و فقط از یک کاندیدا حمایت می‌کردند، مک کین در مقابل رقابت رقابت شدیدتر محافظه‌کاران قرار می‌گرفت. اکنون که مک‌کین نامزد انتخاباتی حزب جمهوریخواه شناخته شده است تلاش خواهد کرد که در حزب اتحاد ایجاد کند و ناراضیان محافظه‌کار را به خود جلب کند. محافظه‌کاران نیز چاره‌یی جز این ندارند که از مک‌ کین حمایت کنند چرا که وی خیلی راست‌تر از یک دموکرات است. در عین حال مک‌کین قاعدتاً باید این ایده را القا کند که من نماینده محافظه‌کاران در حزب هم هستم.
از این جهت برای انتخابات نوامبر سال آینده مک‌کین برای معاونت خود احتمالاً یک شخص محافظه‌کار را برمی‌گزیند شاید میت رامنی یا هاکابی یا یک فرماندار عضو حزب جمهوریخواه در انتخابات ریاست جمهوری به پیروزی کمک کند. در این دو دهه نومحافظه‌کاران هم از نظر تشکیلاتی وارد دولت بوش شدند و هم بر دید سیاسی این حزب تاثیر گذاشتند. نمی‌شود تصور کرد که یک دولت به ریاست مک‌کین یا رامنی به هویت جمهوریخواهان کلاسیک برگردد. البته ممکن است تعداد اندکی از نومحافظه‌کاران را در کابینه خود داشته باشند. به جز «ران پائول» همه کاندیداهای جمهوریخواه گفتمان «امنیت ملی» برای سیاست خارجی تهاجمی را مطرح کرده‌اند.

* سیاست خارجی مک‌کین چگونه ارزیابی می‌شود؟

** به طور کلی مک‌کین هنوز از جنگ عراق قویاً دفاع می‌کند و برخلاف دموکرات‌ها مخالف تعیین زمانبندی و ضرب‌الاجل برای خروج نیروهای نظامی از عراق است. در هفته‌های اخیر مک کین در سخنرانی‌اش گفته است که باید با «بنیادگرایی اسلامی» مقابله کرد. از طرفی در این یک سال گذشته در تبلیغات انتخاباتی جناح راست حزب جمهوریخواه، مک کین را لیبرال و میانه‌رو معرفی می‌کرده از این جهت مک‌کین مجبور است با این گونه اظهارات و بیانات اخیر ثابت کند که به اندازه کافی محافظه‌کار و از نظر خارجی تندرو است. بدین وسیله می‌خواهد بگوید وی تنها کاندیدایی است که همه جناح‌های حزب جمهوریخواه را در بر می‌گیرد. به نظر می‌رسد مک کین همانند اکثر کاندیداها با تصویر یک کمبود جبران مافات می‌کند اما این نوع اظهارات الزاماً کلیت سیاست خارجی وی را در آینده منعکس نمی‌کنند.
در انتخابات سال 2000 جان مک‌کین میانه‌رو بود و علیه رهبران بنیادگرای مذهبی موضع گرفت. در آن سال مک ‌کین نامزدی حزب جمهوریخواه را به جرج بوش باخت. در انتخابات امسال مک‌کین این اشتباه را نکرد و خود را با بنیادگرایان مذهبی و محافظه‌کاران فرهنگی همراه جلوه می‌دهد. ولی محافظه‌کاران وی را کاملاً نبخشیده‌اند. رامنی از نظر اقتصادی دارای وجهه قدرتمندی بود ولی تجربه و معلومات مک کین بیشتر در امور خارجی است. پدر مک کین نظامی است. در جنگ ویتنام وی چند سال اسیر و زندانی بود و این تجربه تا حدودی بر وی تاثیر گذاشته است. از همین جهت مک کین در مورد تایید قانون شکنجه با بوش و جمهوریخواهان دیگر در سنا مخالفت کرد.

در سپتامبر 2007 سناتور «جو لیبرمن» که یک صهیونیست سرسخت است یک متمم به پیش‌نویس قانون بودجه دفاع سال 2008 پیشنهاد داد. خانم هیلاری کلینتون و تعدادی از سناتورها به این متمم که علیه ایران و بسیار تحریک‌آمیز است رای داده و از آن حمایت کردند. ولی رای باراک اوباما و جان مک کین ممتنع بود. خیلی از جهت‌گیری‌ها قابل پیش‌بینی نیستند؛ از طرف دیگر سناتور لیبرمن به سناتور مک‌کین نزدیک است. قابل ذکر است که هنگام سخنرانی علی لاریجانی در کنفرانس سال گذشته امنیت جهانی در مونیخ هر دو سناتور مک‌کین و لیبرمن در میان شنوندگان حضور داشتند.

* از طرف دموکرات‌ها هیلاری کلینتون و باراک اوباما در رقابت شدیدی هستند. کاندیداهای حزب دموکرات را تشریح کنید.

** 2 الی 3 هفته پیش کاندیدای سوم «جان ادواردز» از مسابقه انتخاباتی دموکرات‌ها خارج شد. وی به عنوان سناتور همچون هیلاری کلینتنون به جنگ عراق رای داده بود ولی در آغاز رقابت‌های انتخاباتی به خاطر حمایت از جنگ، از مردم به طور رسمی عذرخواهی کرد. از طرف دیگر سکوی حمایت از ادواردز مترقی- پوپولیست بود. در این مرحله هیلاری کلینتون و باراک اوباما هر دو نماینده تشکیلات رسمی حزب دموکرات هستند. این مسلم است که بخشی از تشکیلات حزب دموکرات از هیلاری کلینتون و همسرش بیل حمایت می‌کند اما از طرف دیگر این طور نیست که اوباما یک ایده‌آلیست در خارج و حاشیه حوزه قدرت باشد.
به طور تدریجی اوباما با هماهنگ و میزان کردن سیاست‌ها و مواضع خود با پارادایم (نمونه) رسمی و پارادیم قدرت خود را مطرح کرد و قسمتی از تشکیلات حزب دموکرات از وی حمایت می‌کنند مثل زبیگنیو برژینسکی، تد کندی و تام داسچل رئیس فراکسیون دموکرات‌ها در مجلس سنا 2005. پول و سرمایه زیادی نیز به طرف دستگاه انتخاباتی اوباما سرازیر شده است. بی‌دلیل نیست که در رقابت انتخاباتی باقی مانده و دیگر داوطلبان حزب دموکرات حذف شده‌اند.

اکنون مک کین به عنوان کاندیدای جمهوریخواهان تقریباً تعیین شده است ولی وضعیت کاندیدای دموکرات‌ها تا یک ماه آینده هم روشن نخواهد بود. هیلاری و اوباما در انتخابات «سه‌شنبه بزرگ» 5 فوریه تقریباً مساوی شدند ولی در ایالات‌های باقی مانده وضع اوباما کمی بهتر خواهد بود و موج انتخاباتی اوباما شدت پیدا کرده است. در هفته‌های اخیر هیلاری نتوانسته به اندازه اوباما پول و سرمایه جمع‌آوری کند. اکنون درصد پول سرازیر شده به اوباما از طرف مردم معمولی در مقایسه بیشتر شده است. در رابطه با سیاست داخلی اوباما موضع مشخصی نگرفته که وی را مترقی‌تر از هیلاری جلوه دهد. در حقیقت برنامه «بیمه بهداشت ملی» هیلاری و جان اداواردز فراگیرتر از برنامه اوباما است. اکنون 40 میلیون شهروند آمریکایی هیچ بیمه بهداشتی ندارند.

شعار کلی اوباما «تغییر و تحول» است ولی به طور مشخص و شفاف اظهار نداشته که تغییر و تحول در چه مقوله‌یی؟ و در چه جهت؟ و تا چه حد؟ این شعار تغییر به طور تعمدی در هاله‌یی از ابهام است چرا که اگر خود را به موردی یا موضعی متحد کند در برابر «سیستم قدرت» قرار خواهد گرفت. و در ضمن وقتی شعار «تغییر» در ابهام کامل باشد هر رای‌دهنده‌یی آرزو و عمل خود را در آن شعار «تحول» فرافکنی می‌کند که این رمز پیروزی یک کاندیدا است. در رابطه با عدالت اجتماعی «جان ادواردز» از هیلاری و اوباما پیشرفته‌تر به نظر می‌رسید چرا که در رقابت انتخاباتی برنامه خود را به طور مشخص و شفاف اعلام کرده بود. وی زودتر از دور خارج شده بود. اوباما بارها گفته است که هیلاری در سنا به جنگ عراق رای داده است.
وی در سخنرانی اخیر خود اظهار داشت که من نه تنها به جنگ خاتمه خواهم داد بلکه به سیستم فکری ـ سیاسی که جنگ را آغاز کرد پایان خواهم داد. این صحبت در جهت مک‌کین است و غیرمستقیم می‌گوید برای مبارزه انتخاباتی با مک کین آماده است. بدون شک در حال حاضر یک تصویر مترقی و تحول‌خواه از اوباما در جامعه آمریکا ایجاد شده است.البته کاریزما و حسن نیت شخصی وی به این تصویر کمک کرده است. به عبارتی می‌شود گفت اوباما به یک جریان شتاب تبدیل شده است. امسال رقابت انتخاباتی از هیجان بیشتری برخوردار است. باراک اوباما به عنوان یک سیاهپوست این اولین بار در تاریخ آمریکاست که در ایالت‌های متعددی پیروز شده است. اهمیت کاندیداتوری اوباما در این است که جامعه سیاهپوستان را شامل می‌شود ولی محدود به جامعه سیاهپوستان نیست؛ جریان وی وسیع‌تر بوده و اقشار مختلفی را دربر دارد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات