عدنان ابو عامر / نویسنده فلسطینی
ترجمه: زهرا جعفرزاده
در بررسی تاریخ کنونی فلسطین آنچه مهم است، ایستادگی در برخی از برهه های سرنوشت ساز است، برهه هایی که غزه - همان نوار باریک 360 کیلومتر مربعی که یک ونیم میلیون انسان را در خود جای داده است - به خاطر آن شکل گرفت و راهی را ادامه داد که همچنان ادامه دارد، غزه در تمام تاریخ فلسطین تا این اندازه اهمیت نداشته و تاثیرگذار نبوده است. اگر چه بیشتر حوادثی که باریکه غزه شاهد آن بود ارتباط مستقیمی با درگیری همیشگی با اشغالگری رژیم صهیونیستی دارد اما در این میان باید سهم زیادی را به تصمیم گیری هایی داد که سیاستمداران غزه و جنگجویان اتخاذ کردند و رقیبان شان را غافلگیر کرد. کسی که از امور پنهان سیاست داخلی فلسطین اطلاع داشته باشد به خوبی می داند که غزه ای ها به سمت قرار دادن یک واقعیت در سرزمین شان پیش می روند و در این مسیر سایر فلسطینی ها را مجبور به پیروی از خود می کنند، اینکه با تصمیم گیری شان موافقت شده یا مخالفت، مساله ای دیگر است ... اینجا غزه است؛ غزه ای که هرگز در تاریخ چیزی جز سرزمینی شورشی نبوده است!
باریکه غزه یک استثنا از تمام دیگر مناطق است؛ استثنایی است به خاطر آنچه تاریخ و جغرافیا و آنچه که نتیجه دهه ها اشغالگری و مقاومت به رغم فراوانی ساکنانش و کمبود امکانات، از او ساخت. هر گونه که به شرایط این باریکه از نظر سیاسی و اقتصادی، انسانی و اجتماعی نگاه شود، انسان در برابر واقعیتی که واژه <فاجعه> در توصیف آن نمی گنجد، حیرت زده می شود که چگونه زندگی از اشغالگری کامل تا محاصره خفقان آور که هر لحظه بدتر می شود، در آن ادامه دارد. اینگونه غزه در برابر اشغالگری از سویی و فشارهایی که به خاطر ظلم نزدیکان! از سویی دیگر به او وارد می شد، مقاومت کرد؛ یک بمب ساعتی که هر لحظه در معرض انفجار قرار دارد. هنگامی که حوادث روز 14 ژوئیه رخ داد هیچکس تصور نمی کرد که این روز به عنوان روز شروع مرحله سرنوشت ساز در مسیر ماجرای فلسطین ثبت خواهد شد.
اهداف اعلام پیشبینی شده
آخرین تبعات آن روز تاریخی، همان بحثی است که اخیرا میان سیاستمداران فلسطینی پیرامون احتمال نامگذاری باریکه غزه به <سرزمین شورشی> به خاطر تسلط بر آن از سوی <جریان مسلح!> از سوی نظام فلسطینی، رد و بدل می شود، البته کرانه باختری شورشی نیست، به این دلیل که ارتش دفاع اسرائیلی بر او تسلط دارد، همان شریک استراتژیک در صلح! اهداف گام فاجعه آور چنانچه به طور قطع - زیر فشارهای محلی، منطقه ای و جهانی - به اجرا درآید، از انظار دور نخواهد بود و می توان آن را از چند بعد بررسی کرد:
محلی: پنهان نیست که باریکه غزه در بین سال های 1994 تا 2006 مزرعه ای به تمام معنا، گروهی از سیاستمداران فلسطینی را که همچنان روی خود اصطلاح <رهبری فلسطین> می گذارند، تشکیل داد. جدای از اینکه بر اساس درآمد نامشروع از طریق تسلط بر گذرگاه های غزه با سرزمین های 1948 و شرکت هایی که به صورت ویژه برای خدمت به آنها احداث شد، <قاطعیت یا انقلاب> یا هر چه نامش را بگذاریم، ایجاد شد تا آنها را از بهشت گمشده غزه، تا ابد محروم کند!
منطقهای: همه بر کمرنگ شدن ارتباط جنبش حماس - سلطه یافته بر باریکه غزه <شورشی-> با کشورهای مجاور عربی آگاه هستیم، اگر از نزدیک بر تنش ایجاد شده در روابط حماس- مصر نگاهی سریع بیندازیم، متوجه می شویم آنچه گاهی درباره تسلط عوامل کنونی خاص در گذرگاه <رفح> از سویی و معامله سرباز اسرائیلی از سوی دیگر به عنوان عامل ایجاد تنش در روابط شایع شده است، درست نیست.
نگاه کینه جویانه به سیاست مصر در خصوص آنچه <پدیده اسلام سیاسی> نامیده می شود -که جنبش اخوان المسلمین در اولویت آن قرار دارد- پنهان نیست. یادمان نرود که بحث پیرامون حماس فرزند قانونی اخوان المسلمین می چرخد و آنها که بر نوار ساحلی در مجاورت مرز مصر تسلط دارند! آیا مصر از اینکه فرزند قانونی اش بر شکستن عصای اطاعت و تجاوز از حالت مخالفت مسالمت آمیز و تظاهرات، برای رسیدن به مبارزه مسلحانه نمی هراسد؟
جهانی: در طول بیش از دو سال از پیروزی حماس، مجتمع جهانی همچنان در ایجاد بهترین راه برای رهایی از <کابوس حماس در غزه> حیران و سرگردان است. البته زمان از صحبت کردن درباره ظاهرسازی غرب پیرامون نتایج دموکراسی فلسطینی، گذشته است.
اسرائیلی: امکان ذکر دو نگاه اسرائیلی پیرامون آنچه در غزه می گذرد، وجود دارد، منظور تسلط حماس است، نگاهی لحظه ای و کوتاه که مربوط به تثبیت کردن اختلافات حاصل در عرصه فلسطینی است که مستلزم قبول نکردن گزینه اعلام نشدن <سرکش بودن سرزمین غزه> است و اینکه سرانجام در طولانی مدت - بر اساس آنچه ترویج کنندگان این گزینه می گویند- به خواهرش باریکه باختری بازگردانده شود. و نگاه استرتژیکی طولانی مدت، احساس ترس بر اینکه حماس به تدریج به حزب الله دوم تبدیل شده و این مساله موجب تشکیل خطرات امنیتی و نظامی جدی برای اسرائیل شود.
تبعات سیاسی و معیشتی
تبعات سیاسی و قانونی برای اعلام چنین تصمیم بی سابقه ای از این نوع هر چه باشد، نتایج فاجعه آور آن روی این تبعات متوقف نمی شود بلکه تمام بخش های زندگی در غزه را در برمی گیرد:
سیاسی: چنانچه این تصمیم عملی شد، تمام برنامه های گفت وگوی ملی را به گذشته تبدیل می کند و مکانی بهتر از صفحه های آرشیو تاریخی پیدا نخواهد کرد! چرا که پناه بردن به راه حلی همانند آن برای حل اختلافات داخلی فلسطین به هر حال نتیجه نشستن روی میز مذاکره نیست.
امنیتی: این تصمیم به یک برگه چند سطری با مهر جنبش آزادیبخش فلسطین متوقف نخواهد شد بلکه نیازمند وسایل میدانی برای حرکت به سمت <<توقف این شورش> که باریکه با آن زندگی می کند است، این امر که تصمیم گیرندگان را برای کمک گرفتن از نیروهای عربی و جهانی می کشاند با اینکه گرفتن پوشش شرعی عربی و جهانی را بسیار دور از انتظار می بینم.
اقتصادی: تحریم غزه که وارد سومین سال خود شد، تمامی بخش های باریکه را از نظر مالی، معیشتی، کشاورزی و صنعتی تحت تاثیر خود قرار داده است، این در حالی است که گام بعدی از تحریم، بار دیگری بر شانه های اهالی غزه قرار می دهد؛ باری که حجم آن قابل پیش بینی نیست! به طوری که تمام خدمات تقدیم شده به باریکه از جمله هماهنگی برای در اختیار قرار دادن مواد غذایی، پرداخت هزینه برق، آب و حقوق کارمندان همچنین خدمات آموزشی و پزشکی، صادرات سوخت و صدور هر نوع گذرنامه یا مدارک رسمی صادر شده از نظام فلسطینی متوقف خواهد شد. همچنین از تمامی بانک ها در باریکه غزه به طور رسمی درخواست توقف تمام خدمات و مسدود کردن حساب ها را تا اطلاع ثانوی خواهد کرد و حتی صدور ارز اسرائیلی رایج در باریکه نیز متوقف خواهد شد، به طوری که هرگونه ارزی بی ارزش خواهد شد؛ فاجعه ای به معنی کامل ... اینگونه نخواهد شد؟
حماس مرتکب چه شده است؟
بحث پیرامون موضع حماس -که در حال حاضر روی باریکه غزه سلطه دارد- در خصوص امکان معرفی کردن شورشی بودن غزه بدون اشاره به وضعیت به هم ریخته ای که فلسطینی ها از زمان <گرفتاری اوسلو> با آن زندگی می کنند، وجود ندارد.
در ادامه این به هم ریختگی بیشتر فلسطینی ها حتی برای لحظاتی به این باور رسیدند که دارای نظام، حکومت و مجلس هستند، در حالی که تمامی آنها حتی جرات خارج شدن از غزه یا باریکه را بدون اجازه مستقیم یا غیرمستقیم از اسرائیلی ها ندارند ... چه نظام تاسف آوری! لازم بود که در مقدمه این بحث به موضع پیش بینی شده حماس از بررسی شیوه سیاسی اش طی 30 ماه گذشته اشاره شود.
رسانهای: شنونده سخنرانی جنبش حماس متوجه می شود که با پیاده کردن این سخنرانی و بالابردن جهت گیری گروه های اطراف در این تصمیم، هیچکس از نتایج فاجعه بار انسانی آن در امان نخواهد بود. منظور این است که حماس در جهت قطع روابط به ویژه با محمود عباس و جنبش فتح، پیش می رود که به طور قطع با اتخاذ این تصمیم نتیجه ای جز این نخواهد داشت چرا که اتهام جنبش حماس نسبت به کشورهای اطراف عربی پیرامون مشارکت داشتن آنها در تحریم ها و گرسنگی دادن و سوء استفاده، از کسی پنهان نیست.
سیاسی: درست یا نادرست، جنبش حماس به پیروی کردن از محور ایرانی - سوریه ای معروف به <محور شر> از سوی آمریکایی ها و عرب ها متهم است، که در این میان اعلام به شورشی بودن غزه منجر می شود تا <حماس> هر چه بیشتر به سمت این محور، که از تهران آغاز می شود، از دمشق می گذرد و پس از بیروت در غزه به ایستگاه آخر می رسد، کشیده شود. چنانچه این تصمیم عملی شود، این پایتخت ها جایگزین آماده ای برای حماس تشکیل می دهند، این مساله در نهایت منجر می شود تا حماس هر چه بیشتر از اصالت عربی خود به ویژه ریاض و قاهره فاصله بگیرد.
نظامی: جنبش حماس شبانه روز به لحاظ وارد آمدن یک ضربه دردناک اسرائیلی مورد تهدید است، ضربه ای که اسرائیل و برخی از همراهانش از فلسطینی ها و عرب امیدوار هستند، مهلک باشد. تهدید وارد آمدن این ضربه باعث شده تا حماس همیشه در یک آماده باش دائمی قرار گیرد. تصور نمی شود که هیچیک از نیروهای عربی و خارجی برای فرستادن سربازهایشان به منظور مقابله با جنگجویان حماس که در مواجهه با ارتش شکست ناپذیر به خوبی عمل کردند، تمایلی داشته باشند. جنبش حماس بیش از یک بار اعلام کرد که در برابر هر نیروی نظامی که وارد باریکه غزه می شود به عنوان دشمن برخورد می کند اما زمانی که نوبت به نیروهای عرب رسید این بار هم به اعتراض های خود ادامه داد. در پایان باید گفت اقدام نظام فلسطینی یا سازمان آزادیبخش فلسطین تحت هر گونه توجیه یا بهانه برای اعلام کردن چنین اقدام جسورانه ای منجر می شود تا اختلاف کنونی فلسطینی - هر چه که موضع گروه های مختلف باشد- پایدارتر شود. و این وضعیت عده ای از سیاستمداران کنونی فلسطین را در موضعی که در کابوس خود نیز نمی دیدند قرار می دهد. درست است که مسئولیتها تقسیم می شود و عمومیت بخشیدن اشتباه است اما در نهایت زمان زمین خوردن آن سیاستمداران خواهد رسید!