تاریخ انتشار : ۱۹ دی ۱۳۸۷ - ۱۱:۲۵  ، 
کد خبر : ۶۴۶۷۳

روسیه، ساکن خانه شیشه‌اى


نیکولا سارکوزى به عنوان رییس جمهور فرانسه و رییس دوره اى اتحادیه اروپا در بحران گرجستان بسیار موفق عمل کرده است. یعنى توانسته است ضمن اینکه با روسیه به عنوان یکى از قدرت هاى نظام بین الملل درگیر نشود، مکانیسمى پیدا کند تا بتواند علیرغم قاطعیتى که روسیه در مرحله اول عملیات در گرجستان نشان داد، جلوى آن را بگیرد. فرانسه قالبى را ارائه داده است که در راستاى آن توانست روس ها را سر میز مذاکره بنشاند و از طرف دیگر گرجى ها را هم تحقیر نکند. بنابراین به نظر مى رسد تا این مرحله موفق بوده است و ما شاهد این هستیم که این پرونده را باز کرده و در دست گرفته است. به گزارش دیپلماسى ایران، مرحله بعدى، مدیریت این پرونده است. ظاهرا سارکوزى تفاهمى با روس ها داشته است. به نظر نمى رسد که سارکوزى بدون گرفتن امتیازى از روس ها، در مقابل اعمال تحریم هاى بخشى از اتحادیه اروپا در مقابل روسیه ایستادگى کرده باشد. این مدیریت اروپایى براى عدم تحریم روسیه مسلما بدون یک هماهنگى و در قبال تفاهمى پشت پرده با روسیه امکان پذیر نیست. اما براى اینکه بتوانیم حدس بزنیم این تفاهم در چه موضوعى بوده است، به نظرم باید مواضع روسیه را در روزهاى نخست پس از سفر اول سارکوزى مورد مداقه و توجه قرار دهیم. در آن روزها شاخص ترین موضع روسیه مصاحبه پوتین بود. اگر به خاطر داشته باشیم ولادیمیر پوتین پس از دیدار با سارکوزى در مصاحبه اى در خصوص پرونده هسته اى ایران اعلام کرد که منافع ملى ما بر سایر مسائل ارجحیت دارد و به همکارى با غرب در موضوع ایران ادامه خواهیم داد. این مى تواند نشانها و فرضى از مواردى باشد که در گفتگوهاى سارکوزى و پوتین مطرح شده و مورد تفاهم دو طرف واقع شده است. بازگردیم به بحران گرجستان. سارکوزى براى خروج نیروهاى روسى از گرجستان فرصت یک ماهه اى اعلام کرده است، در صورتى که به نظر نمى رسد روسیه بخواهد نیروهاى خود را به این سادگى از گرجستان خارج کند. شکى نیست که این عملیات را گرجستان آغاز کرد و اشتباه محاسبانى و استراتژیکى بود که رهبرى گرجستان یعنى ساکاشویلى مرتکب آن شده بود. اینکه گرجستان این دستور را از کجا گرفته بود مانند داستان حمله عراق به کویت در سال ۹۱ است. در آن زمان خانم سفیر آمریکا در ملاقات با صدام اعلام کرده بود که ما از شما در هر شرایطى حمایت مى کنیم و صدام این تصور را کرد که چنانچه به کویت حمله کند جامعه جهانى نیز از وى حمایت خواهد کرد.
همین شرایط در تحولات گرجستان نیز صادق است. گرجى ها براساس خطى که آمریکایى ها داده اند این مسیر را باز کرده اند و عملیات را آغاز کرده اند. واکنش روسیه اگر چه واکنش تندى و قاطعى بود اما باید آن را یک نوع حرکت تدافعى در نظر بگیریم و این به منزله این نیست که روسیه یک برنامه حساب شده اى در این زمینه داشت. البته روسیه براى افزایش نفوذ خود در قفقاز فشارهاى خود را اعمال مى کرد و برنامه هاى خود را در منطقه قفقاز دنبال مى کرد، اما عملیات نظامى اى که مآلا منتهى به پذیرش استقلال دو منطقه خود مختار در همسایگى روسیه شود براى کشورى که خود داراى جمهورى ها و مناطق خودمختار متعددى است چندان مطلوب نبوده و نیست. روسیه در سال گذشته ۵۰ میلیارد یورو سرمایه گذارى خارجى را جذب کرده است. این سرمایه گذارى نشان دهنده آن است که اقتصاد روسیه پویایى خاص خود را دارد، ضمن اینکه تورم بالایى را هم دارد. ولى در حقیقت روسیه درعین حال مى خواهد به عنوان یک کشور با ثبات کماکان این سرمایه ها را جذب کند و نمى خواهد به کشورى تبدیل شود که ریسک سرمایه گذارى در آن به خاطر بروز تحریم ها و یا مشکلات دیگر بالا باشد. بنابراین مى توان به این نتیجه رسید که روسیه به دنبال استفاده از ابزارهاى نظامى در بحران هاى منطقه نبود. روسیه زمانى که با حمله گرجستان مواجه شد با موضوعى روبرو شد که با حریم امنیتى اش ارتباط داشت و اینجا بود که پوتین اعلام کرد که باید قاطع و کوبنده عمل کنیم و لذا مى بینیم که چنین نیز عمل کردند. روسیه هم به مانند بسیارى از کشورها در یک خانه شیشه اى نشسته است. بنابراین نباید سنگى را به بیرون پرتاب کند. چراکه همان سنگ ممکن است خانه اش را به کلى ویران کند. روسیه خودش مناطق خودمختار زیادى دارد. اگر قرار باشد که استقلال آبخازیا و اوستیا به رسمیت شناخته شود، این امر هزینه هاى بسیار بالایى براى افکار عمومى اقلیت ها و جمهورى هاى خودمختار خود روسیه دارد. در حال حاضر اوستیا به دو حوزه شمالى و جنوبى تقسیم مى شود. حوزه شمالى در اختیار روس ها بوده و امروز حوزه جنوبى اش به عنوان یک جمهورى خود مختار شناخته مى شود. این به منزله پذیرش حوزه شمالى در این قالب به حساب مى آید. این تناقض براى روسیه نیز هزینه هاى سنگینى خواهد داشت. نمونه دیگر تعدیل مواضع سنتى روس ها در پس این اقدام موافقت با جایگزینى نیروهاى ناظر سازمان امنیت و همکارى اروپا و مشروعیت بخشیدن به حضور آنها در حاشیه هاى مرزهاى خود است. البته برخى با اشاره به پایگاه هاى دائمى که روسیه از آنها در این دو منطقه یاد مى کند چنین نتیجه مى گیرند که روسیه با پذیرش ناظران در حقیقت در دهان اروپا شیرینى نهاده است.
اما نگاه به تاثیر روانى حضور پایگاه هاى نظامى در خارج مرزها چه ترکیه، یا ژاپن و آلمان طى نیم قرن اخیر موید آنست که این سیاست در میان مدت هزینه هاى زیادى را خواهد داشت. به جهت دیگر بنظر مى رسد تاثیر حضور پانصد نیروى ناظر اروپایى با آموزش ها و تربیت خاص خود - که در منطقه آزادانه تحرک داشته و امکان تاثیر گذارى بر افکار عمومى را دارند، بیشتر از سربازانى است که در پادگان ها و یا مناطق تحت حفاظت استقرار دائمى مى یابند خواهد بود. از طرف دیگر روسیه به دنبال این نیست که در این درگیرى امتیازى را از دست بدهد، بلکه به دنبال این است که فرصت ها و امتیازهایى نیز کسب کند. من فکر مى کنم بر خلاف برخى از تحلیل ها که معتقدند که روسیه به سمت یک جنگ سرد پیش مى رود، چنین نیست و روسیه مسیر تفاهم با غرب را بر اساس سنت و الگوى روسى دنبال خواهد کرد. هرچند این مسیر چندان دوستانه و کوتاه نخواهد بود. اتحادیه اروپا هم حساب سود و زیان خود را خواهد کرد. به نظر نمى رسد که اتحادیه اروپا هم از این موضوع ترسیده باشد. اتحادیه اروپا مى داند که این تحولى که در قفقاز اتفاق افتاد پاسخى بود به تحولات کوزوو. بنابراین یک نوع حرکت برابرى بود براى حفظ تعادل در اروپا و قفقاز. این محاسبه را اروپایى ها از چند سال قبل کرده بودند. بعد دیگر این است که به لحاظ وابستگى اروپا به انرژى روسیه میزان بازى آنها با روسیه، میزان قابل کنترلى است و هیچ وقت به سمت درگیرى با روسیه نخواهند رفت. اروپا همچنان بر این باور است که روسیه یک متحد براى اروپایى ها در مقابل بحران هاى جهانى است. نکته دیگر این است که این بحران در کنار افزایش بهاى نفت در ماه هاى اخیر تاثیر مهمى در تغییر افکار عمومى اروپائیان داشت. ب
دین معنا که براى پذیرش سیاست هاى دولت هاى اروپایى در توسعه فناورى هسته اى براى رفع دغدغه هاى انرژیک قیمت بالاى نفت و رفتار روسیه موهبت بزرگى براى کشورهاى اروپایى طرفدار برق هسته اى بود. به عنوان مثال مى دانیم که در آلمان با فعالیت گسترده سبزها و چپ ها سیاست توسعه انرژى هسته اى امرى تقریبا محال بوده است اما امروز افکار عمومى اروپا و حتى احزاب سبز هم با تهدیدهایى که از ناحیه مسائل گازى از طرف روسیه به ذهنشان خطور مى کند به نوعى مشروعیت استفاده از انرژى هسته اى را در ذهن خود پرورش داده اند. این براى بخشى از اروپا چون فرانسه که این فناورى را دارد و مى خواهد این تکنولوژى را گسترش دهد فرصت گرانبهایى است. پس دور از انتظار نخواهد بود.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات