تاریخ انتشار : ۲۶ دی ۱۳۸۷ - ۰۸:۲۷  ، 
کد خبر : ۶۴۷۹۵

پاکستان و رئیس‌جمهور آینده آمریکا

ترجمه: حمید بیاتى مقدمه: بورس رایدل از مقامات سابق پنتاگون و سیا و شخصى که در دولتهاى پیشین آمریکا نقش زیادى در ترسیم سیاستهاى کاخ سفید در جنوب آسیا داشته معتقد است که ایالات متحده با وضعیت بسیار بغرنجى در پاکستان مواجه است و اقدام جدید آمریکا در حمله از خاک افغانستان به پاکستان موجب افزایش احساسات ضد آمریکایى و مخدوش شدن وجهه آمریکا در کشورهاى مسلمان مى شود. به اعتقاد این مقام کهنه کار شوراى روابط خارجى آمریکا در شرایط فعلى و با توجه به جو سیاسى موجود در فضاى پاکستان، حمله آمریکا به نقاط مرزى پاکستان با افغاستان فقط به تخریب موقعیت آمریکا منجر خواهد شد. از همین رو به رئیس جمهور آتى آمریکا توصیه مى کند که در درجه اول با دولت مردمى پاکستان به ویژه در امور اقتصادى همراهى کرده و این نکته را ثابت کند که آمریکا به دنبال برقرارى دموکراسى در پاکستان است. علاوه بر آن آمریکا باید بر افغانستان فشار وارد کند تا کابل را به قبول خط مرزى افغانستان و پاکستان که در سال ۱۹۸۳ توسط انگلیس ترسیم شده احترام بگذارد و در مورد روابط هند و پاکستان نیز واشنگتن باید دهلى نو را تشویق به یافتن راه حلى درباره کشمیر کند که مورد قبول تمامى گروه هاى حاضر در این منطقه باشد.

رایدل در مصاحبه با شوراى روابط خارجى آمریکا در خصوص خبرهاى روزهاى اخیر مبنى بر اقدام آمریکا در تعقیب نیروهاى القاعده در داخل پاکستان و حتى گزارشهایى مبنى بر ورود تفنگداران دریایى آمریکا به پاکستان، اقامت چند ساعته در این کشور و کشتن تعداد زیادى از نیروهاى طالبان و القاعده در نقاط مرزى پاکستان و افغانستان و سپس خروج آنها از این کشور به وسیله بالگرد و توضیح این مطلب که آیا در شرایط فعلى انجام چنین عملیاتهایى به نفع آمریکا هست یا نه گفت: در ابتدا باید گفت ورود به سرزمینى که داراى تسلیحات هسته اى است با ورود به کشورهاى دیگر تفاوت دارد.
ژنرال اشفق پرویز کیانى فرمانده ارتش پاکستان اعلام کرده که اسلام آباد عملیات آمریکا در پاکستان را تائید نکرده و در برابر آن ایستادگى مى کند ممکن است برخى از این سخنان همانند آنچه هم اکنون ما در این کشور شاهد آن هستیم فقط در حد حرف بوده باشند اما تجربه من از ارتش پاکستان این است که آنها از ملت و حاکمیت خود دفاع مى کنند و حتى ممکن است این عمل را براى حفظ پرستیژ انجام دهند.
بنابراین دست زدن به چنین اقداماتى از سوى آمریکا خطرناک است. فکر مى کنم آمریکا این عملیاتها را به دلیل بدتر شدن اوضاع در افغانستان انجام مى دهد. واشنگتن از این مى ترسد که القاعده و طالبان سازمان یافته در پاکستان دیر یا زود منافع آمریکا را در خارج از جنوب آسیا و حتى در خود ایالات متحده مورد حمله قرار دهند. بنابراین ارتش آمریکا با موقعیت بسیار بغرنجى در پاکستان مواجه است. تا زمانى که طالبان در طول مرز پاکستان و افغانستان مقرى امن براى خود دارد آمریکا نمى تواند این گروه شبه نظامى را شکست دهد و ترس واشنگتن نیز از این موضوع است که طرحها و نقشه هاى شکل یافته توسط طالبان و القاعده در این مقرهاى امن به فراتر از افغانستان مربوط شوند.
نباید این نکته را فراموش کرد که خود پاکستان نیز خواهان کنترل القاعده و طالبان است اما دلایل همراهى نکردن ارتش این کشور با آمریکا در برخورد با گروه هاى شبه نظامى را مى توان به صورت زیر توضیح داد: پاکستان به طور عام و ارتش این کشور به طور خاص اعتماد زیادى به آمریکا ندارند. آنها فکر مى کنند که آمریکا در ۵۰ سال گذشته به این گروه هاى شبه نظامى اجازه داده نه یکبار بلکه چندین بار دوباره احیا شوند.
چیزى که واشنگتن با آن در پاکستان مواجه است این موضوع است که تعداد زیادى از مردم این کشور فکر مى کنند آمریکا قابل اطمینان نیست.
نظر سنجى هاى جدید انجام شده در این کشور نشان مى دهد که اکثریت مردم پاکستان معتقدند ناآرامى هاى موجود در کشورشان نتیجه اقدامات آمریکا بوده و فقط تعداد کمى از مردم پاکستان فکر مى کنند که این ناآرامیها در نتیجه فعالیت القاعده و متحدان آن بوده است. و در چنین جوى انجام عملیاتهاى نظامى در نقاط مرزى این کشور فقط به افزایش احساسات ضد آمریکایى منجر خواهد شد.
رهبران آمریکا اعلام مى کنند که در یک زمان و یک مکان خاص اطلاعات، هوش و استعداد با ارزشى در دست دارند خب باید از این هوش و استعداد خوب استفاده کرد.
این عضو سابق سازمان اطلاعات مرکزى آمریکا درباره دیدار رئیس ستاد مشترک ارتش پاکستان با مقامات آمریکایى نیز مى گوید: این یک فرض بسیار مناسب است. ما باید این نکته را درک کنیم که سابقه چندان بلند مدتى با پاکستانى ها نداریم که به آنها اجازه بدهیم تا درباره اطمینان و یا عدم اطمینان به ما فکر کنند. امروز یک بازى بسیار پیچیده در سیاست داخلى پاکستان در جریان است، این بازى میان آصف على زردارى رهبر ملى، نواز شریف رهبر مخالفان و ژنرال اشفق کیانى در جریان است و این مسئله تبدیل به یک توپ بیلیارد در فضاى سیاسى پاکستان شده و اگر شما بتوانید آمریکا را به عنوان مخالف خود معرفى کنید در فضاى کنونى پاکستان موقعیت مناسبى کسب مى کنید.
هم اکنون کسى در پاکستان خواهان این مطلب نیست که به عنوان دوست صمیمى جرج بوش قلمداد شود از همین رو نه فقط یک بازى بلکه بازیهاى تودر توى زیادى در پاکستان در جریان است و از همین رو سیاستگذاران آمریکا باید به بهترین نحو ممکن فضاى سیاسى این کشور را تجزیه و تحلیل کنند.
رایدل در خصوص نحوه تعامل رئیس جمهور آتى آمریکا با جنگ افغانستان و رابطه ناآرامى هاى این کشور با گروه هاى شبه نظامى مستقر در مرز آن با پاکستان نیز گفت: باید از دو زوایه به این مسئله توجه کرد. ایتدا باید موقعیت واقعى را در نظر گرفت. جنگ افغانستان در واقع یک جنگ غیر عادى براى آمریکا بوده و این به آن دلیل است که ما به این جنگ از یک دید دیگر پرداخته ایم.
در دهه ۱۹۸۰ آمریکا از ناآرامى ها و گروه هاى شبه نظامى در پاکستان علیه اتحاد جماهیر شوروى استفاده کرد. ما آن تجربه را به یاد داریم که تا زمانیکه جایگاه خود را در پاکستان داشته باشیم در جنگ بازنده نخواهیم شد. ممکن است آمریکا موفق به کسب پیروزى در افغانستان نشود اما مى تواند در این جنگ نیز بازنده نباشد زیرا واشنگتن از این موقعیت بهره مند است که محلى را براى سازماندهى مجدد در اختیار داشته و مى تواند ادامه حضور در قدرت را راى گروه حاکم در افغانستان تضمین کند.
و این موضوع تا زمانى که آمریکا جایگاه خود در افغانستان را داشته باشد ادامه خواهد داشت. رئیس جمهور آتى آمریکا باید به دنبال راهى باشد تا از طریق آن نگاه مردم پاکستان به واشنگتن را تغییر دهد. رئیس جمهور آتى آمریکا باید به دنبال راهى براى همراه کردن اسلام آباد با واشنگتن در جنگ با تروریسم باشد.
واشنگتن باید در این راه اسلام آباد را با خود همراه کند. اما هیچ راه حل یک جانبه اى از طرف آمریکا براى حل و فصل این موضوع وجود ندارد. ما نمى توانیم این انتظار را داشته باشیم که در حالیکه پاکستان یک کشور هسته اى است به آن حمله کرده، تمام مناطق آن را اشغال کرده و این کشور را از وجود طالبان و القاعده پاک کنیم. آمریکا به این سادگى نمى تواند تمام خاک پاکستان را اشغال کند. واشنگتن نیازمند آن است تا اسلام آباد را با خود همراه کند.
و این بدان معناست که دولت آتى آمریکا باید در جهت تغییر وجهه خود در پاکستان که در طى یک دهه گذشته به شکل نا مطلوبى درآمده تلاش کند و اینکه این کار چگونه امکان پذیر خواهد شد باید گفت اگر واشنگتن با دولت پاکستان همکارى کرده و به آنها نشان دهد که خواهان برقرارى دموکراسى بوده و در پى افزایش کمکهاى خود به این کشور به ویژه در بخش اقتصادى باشد مى تواند وجهه خود در این کشور را بهبود بخشد.
آمریکا باید همچنین به برخى از نیازهاى دیپلماتیک پاکستان حساس باشد. براى مثال واشنگتن باید کابل را وادار کند تا مرز میان افغانستان و پاکستان را به عنوان یک مرز بین المللى شناسایى کند و این در حالى است که افغانستان تا کنون این مرز را به رسمیت نشناخته است. واشنگتن هم اکنون داراى اهرم هایى در کابل و در دولت افغانستان است و کاخ سفید باید در این اندیشه باشد که چگونه مى تواند از این اهرمها براى وادار کردن افغانستان براى به رسمیت شناختن مرز میان خود و پاکستان که در سال ۱۸۹۳ توسط انگلیس و هند ترسیم شده استفاده کند.
این موضوع به نفع پاکستان بوده و در بلند مدت نیز به نفع همه خواهد بود. اما مشکل این جاست که افغانستان این مرز را به عنوان یک مرز بین المللى قبول ندارد. آنها فکر مى کنند که این خط مرزى توسط انگلیس بر آنها تحمیل شده ، در حقیقت آنها درست مى گویند این مرز توسط بریتانیا تحمیل شده اما این موضوع مربوط به یک قرن پیش است.
زمان آن فرا رسیده تا این مرز به عنوان یک مرز بین المللى به رسمیت شناخته شود این مسئله اى است که پاکستان خواهان مذاکره درباره آن است و هم اسلام آباد و هم کابل باید این مرز را به عنوان یک مرز بین المللى به رسمیت بشناسند.
این یک واقعیت دیپلماتیک است که آمریکا باید طرفین را تشویق به قبول آن کند، این مسئله به نفع پاکستان است و آمریکا باید آن را به حقیقت نزدیک کند. اگر واشنگتن خواهان اقدامات قو یتر اسلام آباد در کنترل مرز با افغانستان بوده و انتظار آن را دارد که پاکستان کنترل بیشترى را بر این مرز براى جلوگیرى از ورود نیروهاى القاعده و طالبان به خاک افغانستان داشته باشد مناسب ترین گامى که مى توان آن را به عنوان گام اول برداشت آن است که این مرز تبدیل به یک مرز واقعى بین المللى شود.
اما پاکستان یک مرز پر آشوب دیگر نیز دارد و آن کشمیر است. کشمیر یکى دیگر از محلهایى است که این عضو سابق وزارت دفاع آمریکا معتقد است کشورش مى تواند نقش مهمى در آن ایفا کند.
به اعتقاد این مامور سابق سیا آمریکا باید تلاش کند تا هند و پاکستان را به پذیرفتن یک توافق بلند مدت براى حل مناقشه کشمیر وادار کند. این توافق بلند مدت باید بر این اصل استوار باشد که خط موجود در این منطقه با یک سرى ملاحظات به عنوان مرز بین المللى به رسمیت شناخته شود. تا زمانیکه پاکستان از داشتن مرزهاى طبیعى محروم است نمى توان از آن انتظار داشت تا همانند یک کشور طبیعى رفتار کند.
تا زمانى که این کشور از جانب همسایگان خود در رنج است و در کشمیر نیز با مشکلاتى دست به گریبان است آمریکا نمى تواند این انتظار را از پاکستان داشته باشد که در آن مسیرى گام بردارد که واشنگتن خواهان آن است.
مشکل کشمیر به مدت چند سال است که به همین صورت باقى مانده و اکنون به نظر مى رسد که این وضعیت در حال انفجار است و زمانى که اوضاع در کشمیر در حال انفجار است نتیجه آن مى تواند منجر به جنگ میان هند و پاکستان شود که ما این مسئله را ( جنگ هند و پاکستان ) بارها شاهد بوده ایم.
و اما در مورد رئیس جمهور جدید پاکستان، در مراسم اداى سوگند ریاست جمهورى از سوى آصف على زردارى شاهد حضور حامد کرزاى رئیس جمهور افغانستان در این مراسم بودیم.
پرسشى که در این جا مطرح مى شود این مطلب است که آیا حضور کرزاى در این مراسم معناى خاصى به همراه دارد، در پاسخ باید گفت که حضور کرزاى در مراسم سوگند زردارى یک دگرگونى چشمگیر است. این نکته غیر قابل تصور بود که کرزاى را در مراسم سوگند رئیس جمهور سابق پاکستان پرویز مشرف مشاهده کنیم.
این دو مرد ( کرزاى و مشرف ) از یکدیگر بیزار بودند و از همین رو مى توان گفت حضور کرزاى در پاکستان در اولین روز کارى زردارى به عنوان رئیس جمهور یک نشانه امیدوار کننده براى بهبود روابط کابل-اسلام آباد است. نکته اى که در مورد رئیس جمهور جدید پاکستان نباید آن را فراموش کرد این مطلب است که وى اساسا هیچ کنترلى بر ارتش و سرویس اطلاعاتى کشورش ندارد که در مورد این مسئله باید گفت: زردارى تابستان امسال تلاش کرد تا سرویس اطلاعاتى پاکستان (ISI) را تحت کنترل خود در بیاورد اما ارتش وى را از انجام آن کار بازداشت. نباید زردارى را دست کم گرفت.
او یک سیاستمدار با هوش است. این به نفع آمریکاست که رابطه خوبى با پاکستان در زمینه نظامى و غیر نظامى داشته باشد و این در حالى است که دولت فعلى پاکستان نشان داده که نهادى قابل اطمینان هم در مسائل نظامى و هم در مسائل شهروندى است.
این به نفع آمریکا نیست که در دراز مدت از لحاظ نظامى و غیر نظامى رابطه مناسبى با پاکستان نداشته باشد. مطلبى که در این جا مطرح مى شود احتمال انجام کودتاى نظامى در پاکستان است که در این مورد باید گفت: به این زودیها کودتایى در پاکستان رخ نمى دهد. اما اگر دولت زردارى همانند دولت قبلى با مشکلات اقتصادى بى شمارى مواجه باشد نمى توان این انتظار را داشت که پاکستان در رابطه با آمریکا، هند و کشمیر موفق عمل کند در این صورت روى کار آمدن مجدد نظامیان در پاکستان امرى محتمل به نظر مى رسد.
ما این وضعیت را قبلا مشاهده کرده ایم و اگر بار دیگر کودتایى در پاکستان رخ دهد این چهارمین کودتا در این کشور خواهد بود. سه کودتاى پیشین بعد از مدتى شکست خورده اند.
در سال ۱۹۵۸ شاهد کودتایى به رهبرى ایوب خان بودیم، در سال ۱۹۶۹ ژنرال یحیى خان در پاکستان حکومت نظامى برقرار کرد و در سال ۱۹۷۷ نیز ژنرال ضیاء الحق دستور حکومت نظامى در پاکستان را صادر کرد و از همه جدیدتر در سال ۱۹۹۹ شاهد کودتاى پرویز مشرف در پاکستان بودیم. سابقه حکومت هاى شهروندى در پاکستان تا حدى دلسرد کننده است. و از سوى دیگر سابقه حضور دیکتاتورهاى نظامى در قدرت نیز مایوس کننده است. این کشور ( پاکستان ) تا کنون چرخه اى از حکومتهاى شهروندى و رژیم هاى نظامى را تجربه کرده و این چرخه اى است که کشور را به طور شتابنده اى به سمت سقوط پیش مى برد.
براى جمع بندى این مطلب مى توان گفت: آمریکا باید در مورد اقدامات نظامى خود در مرز افغانستان و پاکستان بسیار محتاط باشد.
پاکستان یک کشور خطرناک و نا امن است. واشنگتن نیازمند آن است تا گامهاى خود را بسیار با دقت بردارد.
آمریکا باید این نکته را به پاکستان بفهماند که این جنگ آنها نیز هست و از همین رو واشنگتن باید در این راه دست به ابتکارات جدیدى بزند. حملات کماندویى و شکار اعضاى القاعده و طالبان نمى تواند به عنوان راه حلى بلند مدت براى حل این مشکل باشد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات