تاریخ انتشار : ۲۰ آذر ۱۳۸۷ - ۱۱:۵۰  ، 
کد خبر : ۶۴۸۲۱
نگاهی به وضعیت گسترش اسلام در غرب

نور شرقی در جهان غربی

مصطفی محقق داماد/رئیس گروه مطالعات اسلامی فرهنگستان علوم مقدمه: درآمد: همه می‌دانیم که آنچه امروز امت اسلامی می‌نامیم، سرزمین‌‌های وسیع اسلامی، ملل اسلامی، اقوام مختلف با زبان‌های گوناگون تمدن اسلامی را نشان می‌دهند، تاریخ واحدی ندارند و راه یافتن اسلام به سرزمین‌های مزبور یکسان نبوده است. بی‌تردید در ورود اسلام به آن دیارها، مسلمانان مواجه با درگیری شده‌اند ولی همه اینگونه نیست، برخی از نواحی با آمد و شد مسلمانان برای تجارت و غیره صرفا با رسیدن معارف و آموزه‌های اسلامی به آن دیار، شهروندان اسلام را گزیده و به آن گرویده‌اند. بخش دیگری هم از مسلمانان وجود دارند که اصولا در دارالاسلام قرار نگرفته‌اند و در متن سرزمین‌های غیر اسلامی زندگی می‌کرده‌اند، آنان به صورت متفرق در گوشه و کنار دنیا صرفا از طریق مطالعه و بررسی و تفکر و تامل مسلمان شده‌اند. به نظر من میان این سه گروه مسلمان بایستی مقایسه‌ای صورت گیرد، عمق اسلام و نفوذ آن مطالعه شود تا ببینیم اسلام کدامیک از سه گروه موفق‌تر، ناب‌تر و شکوفاتر است.

گسترش دین مقدس اسلام و نفوذ آن در جوامع مختلف علی‌رغم وجود اختلاف و گونه‌گونی زمان‌ها و مکان‌ها، بی‌گمان می‌توان برای آن عنصر مشترک یافت. آنچه مسلم است این است که عنصر مشترک نفوذ و گسترش حیرت‌آور اسلام در سرزمین‌های پهناور، آن هم در فاصله زمانی بسیار کوتاه به گواهی اسناد و منابع معتبر تاریخی چیزی جز تامین و فراهم ساختن همگانی‌ترین خواست‌های بشری نمی‌باشد. اگر برای اثبات این مدعی در خصوص وقایع قرون اولیه اسلامی به ارائه شواهد و اسناد کهن نیازمند باشیم، برای گرایش‌های اعجاب‌آور متفکران بزرگی در قرون معاصر که در گوشه و کنار دنیا در کمال آزادی با مطالعه عمیق و مقایسه تعالیم و آموزه ادیان مختلف، به دین اسلام گرویده و در مقابل فشارهای سیاسی و هجوم تلخگویی‌های همکیشان پیشین خود با قامتی استوار ایستاده و انگیزه خود را تعلیمات و آورده‌های اسلامی اعلام داشته‌اند، راه چندان دور و درازی را نباید بپیماییم.
اگر برای تحقیق در خصوص کیفیت و انگیزه گسترش اسلام در ایران، روم، هند، و شرق دور در قرون اولیه و گذشته بیش از هزار سال پیش ممکن است دچار چون و چرا باشیم و یا با مدعی مواجه شویم، خوشبختانه جمال چهره هزاران متفکر معاصر شرقی و غربی گرویده به دین اسلام برای اثبات جذابیت اسلام حجت موجه ماست. حدود چهار قرن است که مسیحیت، اعم از کلیسای کاتولیک و یا سایر شعب مسیحیت، دارای سازمان تبلیغات مستقل، متشکل و منظم است. همه ساله گروهی از کشیشان را با سیاست‌های از پیش تعیین شده آموزش می‌دهند و با صرف هزینه‌های بسیار سنگین به اقصی نقاط جهان به ماموریت تبلیغاتی اعزام می‌دارند. سازمان تبلیغات وابسته به مسیحیت از حمایت دولت‌های بزرگ مسیحی برخوردارند و چنانچه موفق شوند کسی را به آیین مسیحیت درآورند همه گونه تسهیلات مادی برای او فراهم می‌سازند. با وجود این، بنابر تحقیقات خود اروپاییان تقریبا پیشرفت مسیحیت متوقف شده است و تبلیغات کشیشان حتی در سرزمین‌های پر رونق پیشین، مانند برخی از کشورهای آفریقایی نیز دیگر تاثیر چندانی در رواج مسیحیت ندارد.
در کتاب دائره‌المعارف مسیحیت که در دو جلد چاپ شده است صریحا می‌نویسد که هم اکنون 437 رادیوی کاتولیک در ایتالیا به زبان‌های مختلف مشغول تبلیغ مسیحیت هستند ولی باز هم گریز از مسیحیت امری مسلم است!! در حالی که علی‌رغم مجهز نبودن مسلمانان به سازمان تبلیغاتی متشکلی همانند ارگان‌های تبلیغاتی مسیحیان و فقدان اعتبارت و امکانات مالی، دین اسلام همچنان به پیشرفت خود حتی در صنعتی‌ترین کشورهای جهان ادامه می‌دهد و روزبه‌روز بر اعتلا و کشش آنان افزوده می‌شود، تا آنجا که قدرت‌های بزرگ مسیحی را به شگفتی همراه با نگرانی واداشته است.
راز این گسترش در چیست؟
این سوالی است که در درجه نخست برای خود مسیحیان مطرح شده است. موجب خوشبختی است که در میان انبوه گرویدگان به اسلام دانه‌‌های درشت، چهره‌های تابناک علم و ادب و متفکرین نامدار صاحب قلم بسیارند که در آثار مکتوبشان پاسخ سوال را به صراحت داده‌اند. مطالعه آثار متفکرین گرویده به اسلام نشان می‌دهد که برای آنان عناصر جذاب در اسلام مختلف و گوناگون است ولی چند نکته در اغلب آثار آنان مشترک است مثلا"‌ اغلب از سادگی اصول اسلام و از سازواری این اصول با عقل و منطق سخن می‌گویند. برخی به عدالت و مساوات اسلامی اشاره می‌کنند، من در مباحث مختلف درعقلانیت و رازداری اسلام بحث کرده‌ام. ولی در اینجا می‌خواهم به اعترافاتی که آنان راجع به معارف والای اسلامی کرده‌اند اشاره کنم. سرگذشت برخی از اینان که در سرزمین خود هیچ کم نداشتند و باز هم به مسلمانی روی آوردند، شگفت‌انگیز است. برای نمونه توجه فرمایید:
کنت‌دوبنوال
کلودالکساندر کنت‌ دوبنوال به سال 1675 در یکی از توابع شهرستان لیموژ فرانسه پیوست و در 26 سالگی (1701 میلادی)، با درجه سرهنگی به گارد سلطنتی انتقال یافت. ولی به علت بی‌احترامی نسبت به معشوقه و سپس همسر لویی چهاردهم، مغضوب شد. در نتیجه از خدمت به فرانسه چشم پوشید و به ارتش اتریش پیوست. در مدت 22 سال اقامت در اتریش، در جنگ‌های متعددی شرکت جست و به درجه ژنرالی نایل شد اما در آن‌جا هم مغضوب و زندانی شد. پس از آزادی از زندان در سال 1729 به ترکیه (عثمانی) پناهنده شد و اسلام آورد و نام احمد بر خود نهاد.
واقعه مسلمان شدن کنت دوبنوال و پیوستن او به ارتش ترکیه در دنیای مسیحیت آن روزگار انعکاس نامطلوبی داشت و مسیحیان معتقد را از کنت و ژنرال پیشین متنفر کرد. از این رو داستان‌های بسیار درباره او رواج دادند و اسلام آوردن او را مصلحتی و برای انتقام گرفتن از کسانی که موجب طرد او از اتریش شده بود دانستند اما گروهی از آزاداندیشان اینگونه توجیهات را نپذیرفتند و در پی کشف علت واقعی مسلمان شدن کنت بر آمدند. یکی از آنان ولتر بود که از دیر باز به تحقیق درباره اسلام پرداخته بود و اینک، پس از سال‌ها جفا در حق پیامبر و به دنبال مطالعاتی پیگیر در مستندترین نوشته‌های روزگار خود، گرایشی نسبت به اسلام در او پدید آمده بود. از این رو بسیار مایل بود که بداند چه انگیزه‌ای کنت را به مسلمانی راه نموده است. ولتر وقتی نوشته‌های کنت را پس از مرگش دید در جواب شوالیه چنین نوشت:
«نمی‌دانم در این محمد(ص) چه چیزی وجود دارد که اعجاب همه را برمی‌انگیزد».
بدینگونه راهی که بنوال برگزید و دلایلی که برای گرویدن خود به اسلام اقامه کرد، نه تنها موجب جلب چند تن دیگر از فرانسویان و گرایش آنان به اسلام گردید، بلکه یکی از بزرگ‌ترین نویسندگان قرن هجدهم یعنی ولتر را نیز تحت تاثیر قرار داد و عقاید او را درباره حقیقت اسلام دگرگون کرد. ما در ذیل به نحوه گرایش خود ولتر خواهیم پرداخت.
ولتر
حال نوبت آن می‌رسد که از خود ولتر و گرایشش به اسلام برایتان بگویم. شاید کمتر کسی از آشنایان با ادبیات جهانی است که نام «ولتر» را نشنیده باشد. زندگی این فیلسوف فرانسوی تحولات عظیمی به خود دیده است. در مقطعی از عمرش یعنی از حدود سال‌های 1705 تا 1742 میلادی که وی دوران دبیرستان را در دبیرستان لویی‌ کبیر (Louis La Grand) می‌گذراند، از اسلام به طور سطحی اطلاعاتی به گوشش رسید و به علت یافتن احساسی منفی در تالیف نمایشنامه زشت و ناروای خرافات (فناتیسم) به گونه‌ای از پیامبر اسلام نام برد که حتی پیروان سایر ادیان را به خشم آورد. انتقادات او از اسلام تا آنجا شهرت یافت که نویسندگان زیادی وی را «دشمن محمد» عنوان دادند. ولتر به انتقاد بسنده نکرد و در پی آن شد که راز گسترش اسلام و پیشرفت عظیم مسلمانان را دریابد. وی در مقطع بعد یعنی در سال‌های 1742 تا 1763 به بعد به مطالعه و تحقیق در این باب می‌پردازد و با پشتکار عجیبی که داشت منابع و آثار مربوط به تمدن ملل شرقی را بررسی می‌کند و نتیجه آن می‌شود که در آثاری که در این مقطع از زندگی او دیده می‌شود همه بیانگر پختگی اوست و گواهی می‌دهد که در باب گسترش اسلام و تحول معتقدات مسلمانان و نیز ریشه برخی آداب و سنن اسلامی به افکاری عمیق دست یافته و واقعیت‌ها را درک کرده است. در مقدمه چاپ جدید نمایشنامه فناتیسم (1748 م) دیگر ولتر سابق نیست مطالبی آورده که به هیچ‌وجه به آثار پیشینش شباهت ندارد.
او نسبت به اسلام با تحولی شگرف روبه‌رو شده است و دیگر پیامبر اسلام(ص) را جاعل و دروغزن نمی‌نامد بلکه با اعجاب تمام مردی می‌داند که «بزرگ‌ترین انقلاب روی زمین را پدید آورده است» این جمله را در مقطعی می‌نویسد که هنوز صراحتا به اسلام نگرویده و گویی هنوز در حال تحقیق و بررسی و تلاش برای رسیدن به حقیقت است. و سرانجام به حکم وعده قطعی الهی که فرمود: «الذین جاهدوا فینا لنهدینهم سبلنا» ‌به ستایش صریح و دفاع از اصول عقاید مسلمانان می‌پردازد. وی در اثری تحت عنوان «گورستان خرافات» (La(tombeau du fanatisme و نیز «شرعیات مردی شریف» (Lacatechisme,de 1,honnete home) ستایش او از اسلام تا حد حماسه اوج می‌گیرد.
در اواخر عمر (1772 م) ولتر کتابی تالیف کرد که عنوان او چنین است:‌ سرانجام باید به سویی گرایید منظورش این است که سرانجام باید دینی از میان ادیان برگزید!! وی در این کتاب آشکارا اسلام را از همه ادیان روی زمین برتر می‌داند. آثار اخیر ولتر کاملا گواهی می‌دهد که آنچه وی را به اسلام جذب کرده عبارت است از: الف‌ـ معارف اسلامی. ولتر توحید را که نخستین اصل از اصول اعتقادی اسلام است مورد ستایش قرار می‌دهد و از خدای مسیحیت که با اسرار متناقضی همراه است، بیزاری می‌جوید. ولتر چنان تحت تاثیر تعلیمات قرآن در مورد توحید قرار گرفته که در آثارش خداوند را با همان تعبیرات سوره توحید قرآن (سوره 112) ستوده است. به متن زیر توجه کنید که می‌نویسد: «او قائم با لذات است. هیچکس به او هستی نبخشیده ولی همه هستی خود را از او دارند. هرگز نزاییده و هرگز زاییده نشده است. و در سراسر کائنات بسان او نتوان یافت.»
ولتر در آثارش نسبت به اعتقاد به قیامت نیز شهادت می‌دهد. او معتقد است که اعتقاد به وجود خدا مستلزم اعقتاد به روز جزاست.
ب‌ـ شریعت اسلامی ـ از نظر ولتر شریعت اسلام که تعلیم‌دهنده «همزیستی مذهبی» و «تسامح دینی» است، نشانه حقانیت آن است. وی در کتاب «باید به سویی گرایید» اسلام را «دینی معقول و جدی و پاک و دوستدار بشریت» می‌داند و می‌گوید «اینها نشانه حقیقت اسلام است، فضیلت «همزیستی مذهبی» را نیز به آن بیفزایید.
بولن‌ویلی‌یه
یکی دیگر از اشراف نامدار فرانسوی که در قرن هجدهم به اسلام روی آورد «هانری‌ کنت ‌دوبولن ‌ویلی‌یه» است. او آثار زیادی از خود به جای گذاشته و در آخرین اثرش تحت عنوان «زندگی محمد»‌ چنان دفاعی از شخصیت پیامبر اکرم(ص) کرده، که حساسیت بسیاری از مسیحیان را فراهم ساخته است. نوشته وی در زمان حیاتش چاپ نشد. هفت سال پس از مرگ وی در سال 1729 یکی از ناشران انگلیسی به نام «ژان ‌گانیی‌یه» استاد زبان عربی در دانشگاه آکسفورد که از حرمت و اعتبار فراوان برخوردار بود پیشنهاد کرد که نوشته‌های «بولن‌ ویلی‌یه» را ویرایش و برای چاپ آماده کند. گانیی‌یه طی نامه‌ای از او خواست که دست نوشته‌ها را برای او بفرستد و قول داد که چنانچه محتوای آن را مغایر با «دین مبین مسیح»‌ نیابد به ویراستاری و رفع کاستی‌های آن همت گمارد.
ناشر که از نامه او به طرز تفکر گانیی‌یه پی برده بود، سال بعد بدون مشورت با وی کتاب را به چاپ رساند. گانیی‌یه با دیدن کتاب سخت برآشفت و افسوس خورد که چرا نتوانسته است «این دیو ملعون (کتاب بولین ویلی‌یه) را در نطفه خفه کند و او را یکراست به دوزخ بفرستد» سپس به منظور نقد کتاب بولن‌ویل‌یه کتابی که خودش به زبان لاتینی درباره پیامبر اسلام نوشته بود را به فرانسه درآورد. مقدمه مفصلی بر آن افزود و در سراسر آن با استناد به روایات مجعول و یا تحریف شده، کوشید داوری‌های بولن‌ویلی‌یه را تکذیب کند. بولین ‌ویلی‌یه در کتاب خود چه آورده بود که این چنین احساسات مذهبی گانیی‌یه استاد نامدار دانشگاه آکسفورد را برانگیخت؟ پاسخ این است که «بولین ویلی‌یه» علی‌رغم فشار انبوهی از تبلیغات علیه پیامبر اسلام(ص) در مجامع غربی، به صراحت نوشته است: «محمد(ص) قانونگذاری بزرگ و خردمند بود که دینی مهذب برای جهانیان به ارمغان آورد. خداوند که بر همه چیز آگاه است، او را فرستاد تا مسیحیان گمراه را متنبه گرداند، بت‌ها را خرد کند، ایرانیان خورشیدپرست را مطیع سازد و آیین خداشناسی را از دیوارهای چین تا سواحل اسپانیا بگستراند».
هانری کربن
و بالاخره در زمان خود ما شادروان پروفسور «هانری کربن» شیفته معارف اسلامی به روایت شیعی می‌شود و برای دریافت معارف اهل بیت(ع) به سرزمین ما ایران وارد شد و مدت مدیدی به منظور فراگیری این معارف از سرچشمه اصلی آن در ایران سکنی می‌گزیند و از محضر عالمان بزرگ شیعی از جمله علامه طباطبایی صاحب المیزان کسب فیض می‌نماید. نگارنده او را عاشق معارف اهل بیت(ع) می‌شناسد و این واقعیت در آثار مختلف وی مشهود است. در اثر گرانسنگش «درباره اسلام ایرانی»‌ در 4 مجلد، می‌خواهد بگوید ایرانیان قرائت خاصی از اسلام دارند که همان قرائت شیعی است.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات