تجربه کار جمعی و شورایی در ایران ما قدمت و دیرینه زیادی ندارد. اگر چه تاکیدات دینی و فرهنگی فراوانی در خصوص فوائد و تبعات مثبت کار گروهی وجود دارد اما زمینه تاریخی و فرهنگی فرد ایرانی سبب شده است که شکلگیری جمعهای هماهنگ و هم نظر و با رعایت قاعده تعامل با سختیهای فراوان روبرو بوده است. از طرفی نهادهای مدنی و مدرن سابقه چندانی در بستر سیاسی و اجتماعی جامعه ما ندارد. و علیرغم ورود این مفاهیم در طی یک سال اخیر ما عملاً نتوانستهاند آثار و برکات خود را برای تودههای مردم هویدا سازند. واقعیت این است اکثر این نهادها و گروهها در اغلب مواقع محل تجمع تعداد محدودی با افکار روشفکرانه بوده است. و عملاً نتوانسته ارتباط انداموار و سیستماتیکی با بدنه اجتماعی جامعه برقرار نماید. شوراها یکی از این نهادهای مدنی است. علیرغم گذشت نزدیک به دو دوره از فعالیت این نهاد همچنان بخشهایی از آن برای مردم نامفهوم بوده و از طرفی بخش عمدهای از مردم به آن بیتوجهی میکنند. به نظر میرسد که تا زمانی توده مردم نسبت به این نهاد شناخت پیدا نکرده و اثرات ملموس و عینی وجود آنرا در زندگی خود لمس نکنند نمیتوان پاگیری و تقویت نهاد شوراها امیدوار بود. اگر چه یک بخش از مساله شورا موضوع قانون حدود و اختیارات است. اما بخش دیگر آن معطوف به لایههای اجتماعی و میزان اقبال مردم میباشند. از این رو در این یادداشت میکوشم چرایی اهمیت شورا و کارکرد آنها را بررسی نمایم. دلایل متعددی برای تاثیرگذاری این نهاد مدنی در امورات روزمره و جاری و مباحث کلان توسعه و پیشرفت کشور وجود دارد.
1ـ شورا میتواند مجرای اعمال قدرت و نفوذ گروههای اجتماعی باشد. یکی از کارکردهای این نهاد میتواند این باشد که زمینهساز ورود افکار و عقاید گوناگون به ساخت قدرت باشد. به هر حال هر مطالبه و خواسته اجتماعی و مردمی برای این که به منصه ظهور برسد و حالت واقعی و عینی پیدا کند بایستی تبدیل به یک قدرت قانونی گردد.
2ـ شورا میتواند عامل انسجام محلی و ملی باشد. به هر حال باید بپذیریم که یکی از عوامل مهم در اداره هر شهر و جامعه مقوله همبستگی و انسجام بر روی مفاهیم و اشتراکات اصلی و اساسی است. چنانچه مردم در سطح یک شهر بتوانند بر روی نیازها و مطالبات خود تعامل نمایند. آنگاه این فصل مشترک میتواند باعث تقویت همبستگی محلی و انسجام افراد و گروهها شود. به طور طبیعی جامعه شهری از مواهب همدلی و انسجام لذت بیشتری خواهد برد تا جدایی و تفرقه همین موضوع را میتوان در سطح ملی جستجو کرد.
3ـ شورا میتواند باعث کاهش تصدیگری دولت شود: تجارب برجسته دنیا و همین طور کشور خودمان نشان میدهد که هر قدر میزان دخالت دولت در امر اقتصاد و امور مربوط به مردم کمتر باشد و این امور به مردم واگذار شود کیفیت و کارآمدی انجام امور بیشتر خواهد شد. بنابر این کاهش حجم دولت و افزایش نقش نهادهای مردمی به عنوان یک راه حل غیر قابل انکار در دنیای جدید پذیرفته شده است. واقعیت این است که در کشور ما سایه دولت در همه سطوح زندگی مردم بسیار سنگین است و این یکی از عوامل اصلی کندی توسعه جامعه میباشد.
4ـ شورا میتواند باعث کاهش هزینههای تصمیمگیری در اداره شهر شود واقعیت این است که همراهی و اعتماد مردم به برنامهها یکی از عوامل اصلی و اساسی هر موفقیتی در اداره شهرهاست. زمانی که برنامهها و اولویتهای شهری بر اساس نیازهای مردم با دخالت دادن آنها در امور صورت گرفته باشد. هزینههای انجام آنها کمتر خواهد بود و از طرفی میزان تمایل مردم به انجام وظایف و مسئولیتپذیری آنها بیشتر میشود.
5ـ شورا میتواند تعدد و افزایش مراکز تصمیمگیری در حوزه شهری را کاهش دهد همانطور که میدانید هر شهر نیازها و حوزههای کاری متعدد متفاوتی دارد و در آن خدمات گوناگونی ارائه میشود و بر اساس قانون هر دستگاه و نهادی وظیف۹ خاصی در ارائه خدمات شهری دارد. از آنجاییکه این دستگاهها به صورت جدا و مستقل عمل میکنند هزینهها و ناهماهنگیهای زیادی در عرصه اداره بوجود میآید و این باعث نارضایتی مردم میشود که هر روز موارد متعددی از آن را در شهر شاهد هستیم.
6ـ شورا میتواند عمل بسط عدالت اجتماعی و اقتصادی باشد. یکی از کارکردهای جدی شورا میتواند زمینهسازی برای ورود افراد متفاوت به درون نهاد تصمیمگیری باشد. چنانچه از همه گروهها و نهادها و لایههای اجتماعی نمایندگانی در درون نهاد تصمیمگیری وجود داشته باشد.
7ـ شورا میتواند باعث افزایش نظارت اجتماعی گردد. واقعیت این است که هر قدرت اجرایی و سیاسی نیازمند حرکت در چارچوب قانون میباشد. بنابر این بایستی بر حسن اجرایی قوانین و برنامهها نظارت جدی وجود داشته باشد در قانون نظارتها و نهادهای نظارتی متفاوتی دیده میشود که هر کدام کارکردهای خاص خود را دارند. بر اساس تجارب و شواهد علمی یکی از کارآمدترین نوع نظارت مردم بر امور است.
8ـ شورا میتواند طرحهای جامع و تفصیلی شهرها را به واقعیت نزدیک کند همانطور که میدانید شهرها بر اساس برنامهها و طرحهای مصوب دولتی اداره میشوند که بر اساس آن کاربری زمینها و نحوه ارائه خدمات تعیین میشود. تجارب قبلی نشان میدهد که برنامهریزی دولتی اشکالات جدی و عدیدهای دارد یکی از این اشکالات این است که نیازهای ملموس و واقعی مردم را لحاظ نمیکند.
9ـ شورا میتواند نظارت بر شهرداری را کارآمد نماید. بر اساس قانون شهرداریها متولی بسیاری از امور شهری میباشند. از عمران و آبادانی گرفته تا مرگ و میر و جمعآوری زباله و فضای سبز و ... از طرفی بر اساس همین قانون شهرداریها از محل درآمدهای محلی و مردمی اداره میشوند یعنی موظفند از مردم عوارض گرفته و آنها را برای اداره شهر خرج نمایند.
10ـ شورا میتواند باعث تسریع در عمران و آبادانی شهرها شود بر اساس قانون شهرداریها موظفند مسائل عمرانی مربوط به ترافیک شهری و محیطهای فرهنگی و تفریحی و زیست محیطی و ... را در شهرها ایجاد و ساماندهی کنند. از طرفی منابع درآمدی آنها محدود میباشد. بنابراین بایستی بین اولویتهای متعدد شهر دست به انتخاب بزنند زمانی که شهرداریها خود این کار را نمایند با قطعیت نمیتوان گفت که اولویتبندی آنها مطابق با نیازهای مردم باشد. اما زمانی که شورا به عنوان نماینده مردم این اولویتها را تعیین کنند اولویتهای اصلی و مورد نیاز مردم تامین میشود و از طرف دیگر با نظارت جدی باعث سرعتگیری منطقی در به سرانجام رسیدن پروژهها میشود. فاکتورهای بسیار زیادی را در اهمیت شوراها میتوان بیان کرد. شوراها به نوعی تمرین کار جمعی محسوب میشوند. و باعث برنامهریزی از پایین میشوند. باعث افزایش حس اعتماد مردم به سیستم مرکزی میشوند.