هادی جرقوییان
«نلسون ماندلا» (Nelson Mandela) اسطوره آفریقاست؛ کسی که آفریقای نوین مدیون اوست. او از ابتدای جوانی تا پیش از دهه 90 میلادی، اغلب اوقات خود را صرف مبارزه با نژادپرستی کرده است. مبارزات او و دیگر سیاهپوستان قاره، بزرگترین حوادث قرن گذشته آفریقا را رقم زده و پایداری و مقاومت ماندلا در مبارزاتش چنان بود که 27 سال زندان، خدشهیی بر اراده او وارد نساخت.
ماندلا پس از آزادی از زندان در سال 1990، دوران تازهیی را آغاز کرد. او که مانند قهرمان از زندان رهایی یافته بود، توانست در سال 1994 به عنوان نخستین سیاهپوست به مقام ریاست جمهوری آفریقای جنوبی دست پیدا کند. 5 سال رئیسجمهوری، ماندلا را بیش از گذشته با سختیها و محذورات سیاست آشنا کرد. ماندلا طی این سالها، در مقام رئیس دولت آفریقای جنوبی، وظیفه اجرای سیاستهای داخلی و خارجی کشورش را برعهده داشت. از آنجا که وی نخستین رئیسجمهور منتخب آفریقای جنوبی به شمار میرفت، نگاههای بسیاری ماندلا و دولتش را زیر ذرهبین خود داشت.
با پایان یافتن دوره ریاست جمهوری ماندلا در سال 1999 او به صورت رسمی از صحنه سیاست کناره گرفت؛ اتفاقی که به اعتقاد بسیاری از کارشناسان زود بود و ماندلا هنوز هم میتوانست مرد شماره یک سیاست آفریقای جنوبی باقی بماند. از آن سال تاکنون ماندلا نوعی زندگی را دنبال میکند که میتوان آن را فارغ از سیاست دانست. اما هنگامی که به بطن آن دقیق شویم، پی خواهیم برد زندگی ماندلا پس از ریاست جمهوری چندان هم از سیاست جدا نیست.
مبارزه با فقر و Live 8
یکی از پررنگترین حضورهای ماندلا در دوره پس از ریاست جمهوری، در کنسرت live 8 بود. Live8 بزرگترین تور موسیقی دنیا که به صورت همزمان در 8 شهر مختلف دنیا در ژوئن سال 2005 برگزار شد مشهورترین چهرههای دنیای موسیقی در Live8 به اجرای برنامه پرداختند و آن را در صدر اخبار رسانههای جهان نشاندند. آمارها نشان میدهد حدود دو میلیارد نفر بیننده Live8 در سراسر دنیا بودهاند. برگزارکنندگان Live8، شعار «فقر را به تاریخ بسپاریم» را برای خود برگزیده و به این ترتیب اولویت برنامههای خود را به گوش همگان رساندند. باید گفت مقصود اصلی Live8، قاره آفریقا و وضعیت تاسفبار ساکنان آن بود. هنرمندان و شرکتکنندگان این کنسرت خواستار بخشش و یا (دستکم) کاهش بدهی ملتهای فقیر آفریقایی از سوی کشورهای ثروتمند بودند.
یکی از 8 میزبان Live8، شهر ژوهانسبورگ در آفریقای جنوبی بود و در واقع این شهر تنها مکان برگزاری این کنسرت در قاره آفریقا به حساب میآمد. نکته جالب توجه حضور نلسون ماندلا سیاستمدار مشهور آفریقا در کنار هنرمندان بود. او با شرکت در این کنسرت هم بیش از پیش به مردم نزدیک شد و هم دیپلماسی سیاستمداران طراز اول دنیا را به باد انتقاد گرفت. ماندلا بر روی صحنهیی که هنرمندان موسیقی نواختند، سخنرانی کرد. گفتههای او آنقدر با اهمیت بود که در مطبوعات و رسانههای جهان بازتاب گستردهیی داشت. ماندلا سیاستمداران جهان را خطاب قرار داد و گفت: «آینده ما به حرکتها و برنامههای این رهبران بستگی دارد. ایشان فرصتی تاریخی در اختیار دارند تا در امید را گشوده و امکان آینده بهتر را برای همه ما فراهم آورند.» طرف اصلی صحبتهای ماندلا، رهبران 8 کشور صنعتی جهان (G8) بودند. او با اشاره به نشست سران G8 که چند روز بعد در اسکاتلند برگزار میشد، ادامه داد: «تاریخ و نسلهای آینده، رهبران ما را با توجه به تصمیمات ایشان در هفتههای آتی مورد قضاوت قرار خواهند داد. من به همه رهبران میگویم: «به راهی دیگر چشم نداشته باشید، مردد هم نباشید.» این بخش از گفتههای ماندلا به دستور کار نشست سران G8 مربوط میشد. رهبران ثروتمند جهان تصمیم داشتند درباره بخشش قسمتی از بدهیهای آفریقا بحث و تبادلنظر کنند. ماندلا به این وسیله از آنان خواست بدون تردید به بخشش دیون قاره سیاه عمل کنند. وی در بخش دیگری از سخنانش پا را فراتر گذاشته و زبان تهدید را برگزید: «البته که این وظیفهیی ساده و آسان نخواهد بود؛ اما انجام ندادن آن، میتواند جنایتی علیه بشریت باشد.» در انتها نلسون ماندلا با سران G8 اتمام حجت کرد: «از رهبران میخواهیم قولهای بیهوده و تهی ندهند.» صحبتهای ماندلا در کنسرت Live8، اعتقادات سیاسی و همیشگی او را نمایان میسازد. او در تمام طول سخنرانی، خود را جدای از رهبران و همردیف مردم عادی معرفی میکند. انتقادات شدید ماندلا از سران G8، بسیار هوشمندانه است و حتی شرایطی را پدید میآورد که گویی اگر از بدهیهای آفریقا صرفنظر نکنند، جنایتی علیه بشریت مرتکب شدهاند.
مبارزه با ایدز
یکی از مهمترین اولویتهای ماندلا پس از ریاست جمهوری، مبارزه با ایدز است. بیماری مهلک ایدز، یکی از معضلات اصلی قرن حاضر آفریقاست؛ چرا که بیشترین جمعیت مبتلایان به این بیماری ساکنان قاره سیاه هستند. از این رو، چندان غریب به نظر نمیرسد که شاهد تلاش روزافزون ماندلا برای ریشهکنی ایدز در زادگاهش باشیم. نلسون ماندلا در بسیاری از کنفرانسهای مبارزه با ایدز شرکت داشته و یا پیامی به شرکتکنندگان ایشان صادر کرده است. در سال 2002 ماندلا در اختتامیه کنفرانس بینالمللی ایدز حاضر شد و برای میهمانان سخنرانی کرد: «ایدز، جنگی علیه بشریت است.» گفته وی، عمق فاجعه این بیماری را نمایان ساخت: «این جنگی است که به فعالیت تمامی جمعیت، نیازمند است.» به این ترتیب، ماندلا تلاش همه مردم جهان را جهت مقابله با ایدز خواستار شد. در آخرین پیام رهبر مبارزه با آپارتاید که به مناسبت روز جهانی ایدز انتشار یافت، ماندلا به این نکته اشاره دارد که 25 میلیون نفر ظرف ربع قرن گذشته جان خود را بر اثر ابتلا به ایدز از دست دادهاند. او در این پیام، ضمن انتقاد از ناکامیها در مبارزه با این بیماری، اقدامات انجام شده در این مورد را ناکافی دانست. باید اشاره کرد ماندلا بیش از هر سیاستمداری از «ایدز» متضرر شده و با آن آشناست؛ او در ژانویه 2005 میلادی، پسر بزرگ خود «ماک گاتو ماندلا» را بر اثر ابتلا به ایدز از دست داد. بر این اساس است که فعالیت بیش از حد ماندلا در مبارزه با ایدز و درخواست او از تمامی ملل برای جلوگیری از شیوع آن، قابل درک است.
زندگی فارغ از سیاست؟
پس از کنارهگیری از قدرت در پایان دوره ریاست جمهوری، ماندلا وارد مرحله جدیدی در زندگی خود شد. بعد از این سال (1999) بود که او به ظاهر از کلیه فعالیتهای سیاسی جدا و تبدیل به یک شهروند ساده شد. اما آیا به راستی ماندلا سیاست را کنار گذاشته است؟ دیگر دیپلماسی جهانی برای او اهمیتی ندارد و به طور کامل اوقات خود را خارج از دنیای سیاست سپری میکند؟ اگر اندکی به فعالیتهای سالهای اخیر ماندلا دقت کنیم، پاسخ پرسشهای فوق چندان دور از ذهن نیست. همانطور که پیشتر اشاره شد در چند سال گذشته، عمده فعالیت ماندلا در کارهای عامالمنفعه خلاصه شده و محور اصلی آنها نیز مبارزه با «ایدز» و «فقر» بوده است. بیشک هر دو معضل فوق، از دغدغههای اصلی دولتمردان آفریقا در هزاره جدید است. به بیان ساده، هیچ دولتی در قاره سیاه وجود ندارد که با مشکلات ایدز و فقر دست به گریبان نباشد. از سوی دیگر، یکی از راههای سنجش موفقیت حکومتهای آفریقایی، بررسی برنامههای ایشان برای مبارزه با فقر و ایدز است.
با این حساب، ایدز و فقر دو عضو جداناشدنی از سیاست قاره سیاه محسوب میشوند و باید گفت انتخاب آنها از سوی ماندلا هم چندان بیمنظور نیست. با این عمل، او هم با سیاستمداران در ارتباط است و هم جدای از مردم نیست. علاوه بر آن، نلسون ماندلا رهبر معنوی سیاست جدید آفریقای جنوبی است. به بیان ساده، مردم این کشور با رهبری او توانستند بر «آپارتاید» (بزرگترین مشکل سیاهپوستان در قرن گذشته) غلبه کرده و دوران نوینی را آغاز کنند. از طرفی، ماندلا هنوز هم تاثیرگذارترین سیاستمدار آفریقای جنوبی است. برای اثبات این ادعا، میتوان به برگزیده شدن «تابو امبکی» به ریاست جمهوری آفریقای جنوبی اشاره کرد. انتخابات ریاست جمهوری آفریقای جنوبی در سال 1999 برای تعیین جانشین ماندلا برگزار میشد. در آن هنگامه انتخاباتی، با حمایت کامل ماندلا از امبکی، عملاً راه رسیدن او به مقام رئیسجمهوری آفریقای جنوبی را فراهم کرد. اعتماد گسترده مردم آفریقای جنوبی به ماندلا، باعث شد توصیههای او را پذیرفته و امبکی را به عنوان رئیس دولت برگزینند. اعلام حمایت ماندلا از امبکی در انتخابات 2004 نیز بار دیگر تکرار و باعث پیروزی مجدد رئیسجمهور کنونی آفریقای جنوبی شد. به بیان دیگر، دو دولت پس از ماندلا و روسای آنها با پشتیبانی او بر سر کار آمده و بر مسند قدرت قرار گرفتهاند.
از سوی دیگر، نلسون ماندلا نفوذ و تاثیر چشمگیری بر حزب «ANC» (حزب حاکم آفریقای جنوبی) دارد. ANC از سال 1994 تاکنون تشکیل سیاسی حاکم در آفریقای جنوبی است. ماندلا در سالهایی که ANC در دوران رکود خود به سر میبرد، به رهبری این حزب رسید و توانست با مدیریت صحیح، برنده انتخابات 1994 شود. البته پس از اتمام ریاست جمهوری، ماندلا از ریاست ANC هم استعفا داد اما با توجه به سابقه طولانی حضور وی در این حزب، همچنان اعضای ANC اهداف و آرمانهای ماندلا را دنبال میکنند. در اینجا لازم است به این نکته مهم اشاره کرد: به رغم آنکه ماندلا همچنان تاثیرات چشمگیری بر سیاست آفریقای جنوبی دارد، اما هیچگاه از قدرت خود در راه کسب منافع فردی استفاده نکرده و تضییعکننده حقوق دیگران نبوده است. در واقع محبوبیت ماندلا، «هیچگاه» باعث نشده است او قدمی به سوی دیکتاتوری بردارد که این خود، یکی از مهمتری دلایل ماندگاری ماندلا در قلب مردم آفریقاست. از دیگر تغییرات زندگی ماندلا پس از ریاست جمهوری، بازگشت به دوره نقد رهبران قدرتمند است. زندگی او نشان میدهد ماندلا تنها یک دوره 5 ساله به عنوان مجری و رئیس دولت انجام وظیفه کرد. در سالهای دیگر (که بیش از نیم قرن است)، ماندلا همواره یکی از منتقدان اصلی سیاستمداران بزرگ دنیا بوده است. جدایی از فعالیتهای اجرایی فرصت مناسبی را برای او فراهم آورده تا از زد و بندهای سیاسی به دور مانده و خواستار حقیقی حقوق انسانها باشد. پیش از حمله ایالات متحده و انگلستان به عراق، ماندلا نسبت به عدم دخالت سازمان ملل در تصمیم آغاز جنگ علیه عراق اعتراض کرد و گفت: «چیزی که اتفاق میافتد، کاری که جرج بوش انجام میدهد، فاجعه است.» ماندلا در ادامه، هشدار خود را متوجه جهانیان سازد: «بوش اکنون در حال تخریب سازمان ملل از پایه و اساس است.» سخنان اسطوره مبارزه با آپارتاید، نه فقط به جنگ بلکه به پیامدهای آتی آن اشاره داشت. او از تخریب چهره سازمان ملل نزد افکار عمومی جهان نگران بود؛ موضوعی که بسیاری از کارشناسان و سیاستمداران جهان نیز درباره آن با ماندلا همعقیده بودند. مساله دیگری که در جریان جنگ عراق، ماندلا به آن اعتراض شدیدی داشت، نادیده گرفتن نقش دبیرکل سازمان ملل بود. او با اشاره به تضعیف قدرت کوفی عنان در صورت حمله به عراق، این بحث را «نژادپرستانه» توصیف کرد. ماندلا نسبت به بیتوجهیها به نظرات دبیرکل وقت سازمان ملل در حمله به عراق، شدیداً گلایه کرد و گفت: «آیا دلیل آن این است که دبیرکل سازمان ملل هماکنون یک ساهپوست است؟! آمریکا و انگلستان هرگز این کار را در زمانی که دبیران کل سفیدپوست بودند، انجام ندادند.»
نلسون ماندلا نماد دموکراسی آفریقاست. او نه تنها با اخلاق سیاسی و عملکردهای خود، تاریخ جدید آفریقای جنوبی به رهبری سیاهپوستان را رقم زد، بلکه تاثیری وصفناپذیر بر دیگر کشورهای قاره نیز داشته است. اخلاق حکومتی ماندلا، هنوز صبغه سیاسی رهبران آفریقای جنوبی است و پیروی از دیپلماسی او را در رفتار سیاستمداران این کشور به عینه میتوان دید. آخرین نمونه آن به مرگ «پیتر ویلم بوتا» بازمیگردد. بوتا مجری سیاستهای زمان آپارتاید در آفریقای جنوبی، در نوامبر سال 2006 درگذشت. واکنش سیاستمداران کنونی آفریقای جنوبی به مرگ بوتا در نوع خود کمنظیر بود. یکی از نخستین گروههایی که تسلیت گفت، حزب ANC (حزب حاکم آفریقای جنوبی) بود. این اتفاق در حالی رخ داد که ANC در زمان ریاست جمهوری بوتا در آفریقای جنوبی، حزبی غیرقانونی و سازمانی تروریستی از سوی دولت معرفی شده بود. با این وجود، در پیام تسلیت ANC میخوانیم: «ANC برای خانواده او، در این لحظه سخت آرزوی بقا و آرامش میکند.»
واکنشANCبه مرگ بوتا در سال 2006 درست همانند عکسالعمل ماندلا در دهه 90 میلادی بود. ماندلا در آن تاریخ و پس از آزادی از زندان، هرگز به انتقامجویی از رهبران آپارتاید و سفیدپوستان نپرداخت و به جای آن، با اعلام تشکیل «دولت وحدت ملی» اعلام کرد سفیدپوستان هم در کنار مردم سیاهپوست، حق زندگی در آفریقای جنوبی دارند. این رفتار سیاسی ماندلا، مانع از درگیریهای خونین در آفریقای جنوبی و در عوض استقرار آرامش در این کشور شد. اکنون پس از گذشت سالها، شاهد هستیم روسای حکومت آفریقای جنوبی، همچنان خود را پایبند به اخلاق سیاسی ماندلا دانسته و «دموکراسی نوین آفریقایی» را برای جهانیان به نمایش میگذارند. لازم به یادآوری است نلسون ماندلا هم به هنگام مرگ بوتا، پیام تسلیتی صادر کرد. این اقدام ماندلا در حالی رخ داد که رهبر مبارزه با آپارتاید، سالهای زیادی را در زندان حکومتی گذراند که بوتا یکی از مجریان سیاست آن بود! در نظرسنجی که سال 2005 میلادی از مردم سراسر دنیا صورت گرفت، «نلسون ماندلا» محبوبترین فرد برای رهبری «جهان» شد. به تازگی نیز نلسون ماندلا جایزه «سفیر وجدان» (با اعتبارترین جایزه عفو بینالملل) را دریافت کرد. این جایزه به دلیل تلاش برای برقراری عدالت و برابری در جهان به او اهدا شد. ماندلا به هنگام دریافت جایزه خود، در سخنانی گفت: «من هم مانند عفو بینالملل، همواره برای عدالت و حقوق بشر تلاش داشتهام.» در ادامه، ماندلا بر تداوم حرکتهای بشردوستانه خود تاکید میکند: «من بازنشسته شدهام، اما تا زمانی که بیعدالتی و نابرابری در جهان ما وجود دارد، هیچیک از ما نمیتوانیم به استراحت بپردازیم.» کلام آخر ماندلا، حرف تمامی بشردوستان عالم است: «تا فقر هست، آزادی حقیقی به دست نخواهد آمد.» با این تفاسیر، تنها میتوان گفت زندگی «نلسون ماندلا» هیچگاه فارغ از سیاست نخواهد بود.