قاسم غفوری
در حالی که تاجیکستان خود را برای انتخابات ریاست جمهوری آماده میسازد، مقامات آمریکایی تلاشهایی را برای تغییر مواضع این کشور در قبال تحولات منطقهای و بینالمللی و بعضاً دگرگونی در ساختار سیاسی آن آغاز کردهاند.
در حالی که انتخابات ریاست جمهوری تاجیکستان 9 نوامبر 2006 برگزار میگردد مقامات آمریکایی بهرغم آنکه در سالهای گذشته حاضر به پذیرش انتخابهای صورت گرفته در این کشور نبودند، در اقدامی غیرمنتظره رسماً از آن حمایت کرده و بر آمادگی خود برای اجرای دموکراتیک و اصولی این انتخابات تاکید نمودهاند. در این راستا ریچارد بوچر، معاون وزیر امور خارجه آمریکا در دوشنبه حمایت آمریکا از امام علی رحمانف و انتخابات آتی تاجیکستان را اعلام داشته است. وی در دیدار از تاجیکستان بر اصل همگرایی دو کشور تاکید و نظام سیاسی این کشور را الگویی برای منطقه عنوان داشته است. پیش از این نیز خانم کاندولیزا رایس وزیر امور خارجه آمریکا در سفر به تاجیکستان عنوان کرده بود ما تلاش برای دگرگونی در ساختار سیاسی این کشور را نداشته و خواهان آن هستیم که دولتها به عنوان الگویی از دموکراسی به اصلاحات بپردازند. (وی در آن سفر برای حمایت بیشتر از امام علی رحمانف و جلب رضایت وی حاضر به دیدار با گروههای اپوزیسیون و مخالف نگردید تا گامی دیگر برای ارتقای روابط دوجانبه بردارد.) این موضعگیریها و دیدارهای مقامات آمریکایی از تاجیکستان را بسیاری از آگاهان سیاسی رویکرد جدید واشنگتن به آسیای میانه ارزیابی کرده و از دیپلماسی فراگیر آن در منطقه خبر دادهاند.
در حالی که دولتمردان آمریکا تا پیش از این تلاش داشتند تا از طریق انقلابهای رنگین و بحرانآفرینی توسط گروههای اپوزیسیون در انتخابات به دگرگونی در ساختار سیاسی کشورها مبادرت ورزند، اما نگاه آنها به تاجیکستان حکایت از سیاست جدید واشنگتن در آسیای میانه دارد. با نگاهی به جایگاه جغرافیایی و سیاسی تاجیکستان مشاهده میگردد که این کشور از جایگاه ویژهای در سیاست خارجی روسیه برخوردار است در حالی که آمریکا چندان نفوذی در این کشور ندارد لذا حضور آرام و دیپلماتیک برای آن از اولویت برخوردار است تا سیاست انقلاب رنگین. واشنگتن به خوبی از جایگاه تاجیکستان در سیاستهای منطقهای مسکو آگاه است لذا تلاش ندارد که رویارویی مستقیم با این کشور داشته باشد، چنانکه مقامات ارشد کاخ سفید بارها اعلام کردهاند که قصد حضور نظامی و دگرگونی در ساختار تاجیکستان را نداشته و صرفا برای امور اقتصادی فعالیت میکنند. با تمام این تفاسیر این نکته قابل ذکر است که هر چند در ماههای اخیر مقامات آمریکا تضمینهایی برای عدم دگرگونیسازی در تاجیکستان دادهاند و حتی پس از بحران گرجستان که بسیاری آن را زمینهای برای انقلابی رنگین در تاجیکستان (پس از انتخابات 9 نوامبر) ارزیابی میکردند ریچارد بوچر معاون وزیر خارجه آمریکا در دیدار با امام علی رحمانف از حمایت واشنگتن از وی خبر داد، اما سیاستهای آمریکا حکایت از حرکت نرم و آرام آمریکا برای نفوذ در این کشور دارد. به عبارتی دیگر میتوان گفت که مقامات آمریکایی در آستانه انتخابات تاجیکستان با سفر به تاجیکستان تلاش دارند تا با گوشزد کردن احتمال دگرگونی در ساختار سیاسی این کشور در صورت عدم مشارکت این کشور در طرحهای آمریکا، رحمانف را به پذیرش برخی اصلاحات و اجرای برخی طرحهای زیربنایی وادار سازند.
ناظران سیاسی بر این عقیدهاند که شکست انتخابات رنگین، توسعه نفوذ روسیه در منطقه و عدم ارتباط گسترده میان تاجیکستان و آمریکا، سبب شده تا واشنگتن با احتیاطی بیشتر و در چارچوب اصلاحات در دولت کنونی به اهداف خود دست یابد بویژه اینکه چندان تمایلی برای تقابل با روسیه ندارد. با تمام این تفاسیر و براساس سیاستهای آمریکا در منطقه به رغم وعدههای مقامات این کشور به دولتمردان کنونی تاجیکستان، همچنان این احتمال وجود دارد که آنها پس از انتخابات 9 نوامبر تاجیکستان، برای دگرگونی در کل ساختار و یا بخشی از آن اقدام نمایند تا راه را برای اجرای اهداف خود هموار سازند. این تحرکات برای تحقق چند هدف میتواند صورت گیرد.
1) تلاش آمریکا برای کاهش مناسبات ایران، تاجیکستان و افغانستان که مثلث کنونی تا حدودی بر نفوذ آمریکا در افغانستان تاثیرگذار بوده است.
2) ایجاد پایگاه جدید در منطقه با از دست دادن ازبکستان و قرقیزستان بگونهای که بسیاری از ناظران سیاسی ناآرامی در مرزهای افغانستان، تاجیکستان را بهانهای از جانب آمریکاییها بر احداث پایگاه نظامی در این کشور میدانند.
3) مهار و اعمال فشار بر روسیه که پیش از این به صورت انقلابات رنگین صورت میگرفت، اما در تاجیکستان به دلیل نفوذ روسیه بیشتر به صورت اقتصادی، و همکاریهای نظامی مرزی میباشد که دگرگونی نسبی در دولت آینده تاجیکستان میتواند تا حدودی تضمینکننده این ارتباط و مهار بیشتر روسیه باشد.
4) جلوگیری از نفوذ چین و تزلزل در اتحادیههای منطقهای نظیر شانگهای با احداث سازمانهای منطقهای جدید با محوریت، افغانستان، قرقیزستان، قزاقستان و تاجیکستان. در این راستا رایزنیهایی صورت گرفته که نزدیکی تاجیکستان به روسیه تا حدودی آن را مختل ساخته که دولت آینده میتواند تحت فشار آمریکا گامهایی برای اجرای این مهم بردارد.
بر این اساس و با توجه به سیاستهای منطقهای آمریکا میتوان گفت که بهرغم وعدههای آمریکا بر حفظ دولتهای کنونی در آسیای مرکزی و قفقاز، آمریکا تمایلاتی برای برخی دگرگونیها در دولتهای منطقه دارد که بخشی از آن در انتخابات آتی تاجیکستان میتواند تداعی گردد. البته چنانچه ذکر شد عدم همکاری گسترده دو کشور و نیز نگاه ویژه دوشنبه و مسکو به حفظ مناسبات چالشهایی برای این طرح میباشد، چنانکه دولتمردان آمریکا به تاجیکستان اعلام نمودهاند در صورت توسعه مناسبات با یکدیگر نیازی به دگرگونی سیاسی نبوده و روند دولت کنونی ادامه خواهد یافت، تا از هم اکنون برای تحت فشار قرار دادن دولت رحمانف برای تعدیل مواضع و پذیرش بخشهایی از سیاستهای اصلاحی آمریکا اقدام نمایند، هر چند که برای عدم تحریک روسیه با احتیاط بیشتری به این روند ادامه میدهند.