حنیف غفاری
"ایران همه ضمانتهای لازم را برای نساختن سلاح هستهای میدهد. پیشنهادهایی وجود دارد مبنی بر این که سانتریفیوژها را به گونهای به کار بیندازیم که فقط اورانیوم را تا حد اندکی (مثلا 4 درصد) غنی کند. این میتواند نقطه شروع خوبی باشد."
علی لاریجانی این اظهارات را در گفتگو با روزنامه "زوددویچه سایتونگ" بیان کرد. مصاحبهای که انتشار آن مقامات کاخ سفید را به شدت نگران ساخته است. جمهوری خواهان افراطی هم اکنون با پیشنهادی منطقی و گامی موثر از سوی ایران مواجه شدهاند که به هیچ عنوان نمیتوان در مقابل آن به جنجالسازی و استناد به روشهای همیشگی پرداخت:
این که کشورهای عضو شورای امنیت سازمان ملل متحد با پیشنهاد اخیر ایران چگونه برخورد خواهند کرد به نوبه خود اهمیتی ندارد. مسئله اصلی این جاست که پیشنهاد مذکور موثرترین اقدام در راستای بر هم ریختن جو سنگین موجود در آمریکا و اروپا پس از تصویب قطعنامه 1737 بوده است. بر این اساس تهران به عنوان اولین کنشگر نظر خود را به نظام بینالملل اعلام کرده است. حال اگر کشورهای عضو شورای امنیت سازمان ملل متحد نخواهند یا به هر دلیلی نتوانند با این پیشنهاد از مجرایی اصولی و بر اساس قوانین مندرج در لابهلای متون حقوق بینالملل عمومی برخورد نمایند به صورتی عینی نسبت به برخورد سیاسی و غیر منطقی با پرونده هستهای ایران محکوم خواهند شد و تهران نیز با استناد به این نوع برخورد غرب فرمول گذار از شورای امنیت را مبنای رفتار خود در جهان امروز قرار خواهد داد. پیشنهاد ایران در بهترین شرایط ممکن بیان شده است. زمانی که شکافهای زیرساختی و عمقی در میان کشورهای 1+5 به نقطه اوج خود رسیده است و از سوی دیگر به علت نزدیک بودن تاریخ 21 فوریه، زمان دیگر به عنوان بازیچهای همیشگی در دست غربیها نیست.
کنفرانس مونیخ نقطه تمییز جهان 2007 از جهان 2006 بود. این بار در میان نگاهها، لابیها و پچپچهای در گوشی بلند پایهترین مقامات اروپایی و آمریکایی نقشی از پیوستگی و حتی پیوندی نسبی وجود نداشت. هتل "بایریشرهوف" در مونیخ به کلاس درسی تبدیل شده بود که شاگردان آن با نگاهی تمسخرآمیز به معلمان خود مینگریستند. کاخ سفید در خلال این کنفرانس دریافت که دیگر دوران بازی غرورآمیزش در سالهای ابتدایی پس از فروپاشی کمونیسم به سرآمده است و رویای تسخیر جهان جای خود را به کابوس انزوای زودرس داده است.
"ولادیمیرپوتین" رئیسجمهور روسیه در حالی که با پوزخندی معنادار به رابرت گیتس، وزیر دفاع آمریکا نگاه می کرد آمریکا را مسبب ناآرامی در جهان خواند و صراحتا واشنگتن را نسبت به زیر پا گذاشتن حدود و مرزهای تعریف شده در روابط بینالملل محکوم نمود. چهره متعجب و در عین حال خشمگین مقامات آمریکایی پس از اظهارنظر پوتین در کنفرانس مونیخ و از آن جالبتر گره خوردن نگاه گیتس و پوتین پس از اعلام مواضع مرد اول کاخ کرملین برای لحظاتی شرکتکنندگان در کنفرانس را به دوران جنگ سرد برد. دیگر بر همگان محرز شده بود که جمع میان کاخ سفید و کاخ کرملین در سازمانهای بینالمللی حکم جمع دو نیروی مساوی ولی مخالف را خواهد داشت که برآیند آن صفر خواهد بود. این مسئله در خصوص پرونده هستهای ایران نیز انعکاس مستقیمی خواهد داشت. پیشنهاد تشکیل اوپک گازی میان ایران و روسیه باعث شده است تا مسکو در راستای اعلام صریح مواضع ضدآمریکایی خود جسارت بیشتری پیدا کند. در سطحی کلان، کاخ کرملین حاضر به پرداخت هزینههای همراهی با سیاستهای آمریکا در شورای امنیت سازمان ملل متحد نیست.
در فرانسه ژاکشیراک اخرین روزهای قدرت را سپری میکند. هنگامی که او در کاخ الیزه قدم میزند قصد دارد به هیچ مسئلهای فکر نکند و از پیچیدگیهای عالم سیاست تا حدودی فاصله بگیرد «اما طی روزهای اخیر او قدرت چنین کاری را ندارد! شیراک به شدت از سیاستهای یک بام و دو هوای آمریکا گلهمند است. پاریس طی 6 سال سپری شده از ابتدای قرن جدید بدترین دوران سیاسی خود را سپری نمود. شیراک در این راستا تحت تاثیر بوش و بلر قرار گرفت و از ترسیم خط مشی واحد کشورش در مناسبات بینالمللی خودداری کرد. شیراک در تازهترین اظهارات خود دستیابی ایران به یک یا دو بمب هستهای را بلااشکال دانست. البته او اظهارات خود را پس گرفت ولی بر همگان مشخص است که شیراک در صدد بوده است تا از این طریق سیگنال و پیام خاصی را برای تهران مخابره کند. دغدغه گذار از آمریکا مدتهاست که ذهن رئیسجمهور فرانسه را نسبت به خود مشغول کرده است. اظهارات اخیر شیراک در خصوص ایران تاییدی بر فاصلهگیری تازه فرانسویها از کاخ سفید است.
در آن سوی مرزهای آمریکا، نسل چهارم کمونیستهای چین از این که کاخ سفید آنها را به نقض حقوق بشر محکوم میکند و در حیات خلوط آنها یعنی تایوان به مداخله میپردازد بسیار خشمگین هستند. هوجینتائو و ون جیا بائو معتقدند که سیاستهای آمریکا در خاور دور باعث ایجاد تنشی مزمن در مناسبات این منطقه شده است. مقامات چینی نیز همانند روسها حاضر به همکاری با آمریکا در مناسبات کلان و مدتدار نیستند. در خصوص پرونده هستهای ایران نیز چنین قاعدهای صادق است. به طول انجامیدن بررسی این پرونده این گمانه را در میان مقامات چینی تقویت کرده است که واشنگتن از ادامه مانور بر روی این پرونده قصد دارد تا دخالت خود در امور داخلی مربوط به خاورمیانه را افزایش دهد و در این راستا پکن و مسکو برای مقامات آمریکایی حکم ابزار و تسریع کننده را دارند.
در ایالات متحده آمریکا بوش پسر در منگنهای سخت قرار گرفته است. او در تازهترین اظهارات خود حمله به ایران را شایعهای میداند که مخالفان دموکرات در کنگره و سنا به وی نسبت دادهاند. بیان این اظهارات در آستانه پایان مهلت 60 روزه به ایران نشاندهنده تشدید فشارهای پشت پرده به نومحافظهکاران آمریکاست.
برگزاری راهپیمایی پرشور ملت ایران در 22 بهمن امسال و نیز آزمایش موفقیتآمیز توان موشکی و دفاعی ایران در جمهوری خواهان آمریکا را در آستانه پایان مهلت 60 روزه شورای امنیت به ایران سخت محدود نموده است و به نظر میرسد این محدودیتها تا مدتی نامعلوم ادامه داشته باشند.
در انگلستان نیز تونیبلر سعی داشت در قالب توهین به ملت فهیم ایران جنگ روانی جدیدی علیه تهران را طراحی نماید اما برگزاری راهپیمایی 22 بهمن نقشههای شدن را به طور کلی دچار خدشه ساخت. بسیاری از اعضای اصلی حزب کارگر اخیرا به این نتیجه رسیدهاند که در راستای بقای خود در قدرت نیاز مبرمی به فاصلهگیری از واشنگتن دارند. از این لحاظ ادامه حضور تونیبلر به صلاح حزب نخواهد بود. همان گونه که قابل مشاهده است نمایندگان 5 عضو دائم شورای امنیت در حالی مذاکرات خود در خصوص مسئله هستهای ایران را ادامه خواهند داد که معضلات و دغدغههای گوناگون لحظهای ذهن آنها را آرام نمیگذارد. "خاویر سولانا" در دست نوشتههای اخیر خود در حاشیه کنفرانس مونیخ به نکته مهمی اشاره کرده است: "اتحادیه اروپا به سختی بتواند ایران را از دستیابی به فناوری اتمی باز دارد. در شرایط کنونی باید این انتظار را داشته باشیم که ایران فعالیت غنیسازی اورانیوم را در سطح بالا نیز انجام دهد و در این میان ما نمیتوانیم حتی با تحریم اقدام پیشگیرانهای انجام دهیم."
این اظهارات سولانا به عنوان یکی از مسبین اصلی ارجاع پرونده هستهای ایران به شورای امنیت سازمان ملل اقرار به شکست سیاستهای آمریکا و اتحادیه اروپا طی سه سال اخیر است. شکستی که در صورت لجاجت اعضای شورای امنیت سازمان ملل متحد دامنهای گستردهتر خواهد یافت. علیرغم آشفته بازار به وجود آمده در شورای امنیت سازمان ملل متحد، ایران اسلامی روزهای باشکوهی را سپری میکند. حضور حماسی ملت ایران در راهپیمایی 22 بهمن ماه امسال بر همگان اثبات نمود که دولت و ملت ایران در راستای بهرهمندی از حق هستهای مسلم خود حاضر به تسلیم در برابر غرب نیستند.
پیشنهاد اخیر تاکید شده توسط دکتر علی لاریجانی باعث شده است تا غرب در معرض فشار بیشتر افکار عمومی جهان قرار گیرد. هر گونه پاسخ غیر واقعبینانه غرب نسبت به پیشنهاد واقعبینانه ایران برای مقامات اروپایی هزینههای زیادی در بر خواهد داشت. هزینههایی که نظام بینالملل در حال گذار قادر به پرداخت آنها نخواهد بود. شرایط فعلی نظام بینالملل به گونهای است که غرب نسبت به تهران از قدرت مانور کمتری برخوردار است. در چنین شرایطی ارائه پیشنهاد جدید ایران باعث شده است تا قدرت هر گونه بهانهجویی کاذب از مخالفان ایران سلب شود آنها به خوبی میدانند که پیش شرط تعلیق فعالیتهای هستهای ایران جهت ادامه مذاکرات با اروپا هیچ گاه مورد پذیرش قدرت اول خاورمیانه قرار نخواهد گرفت. حتی اگر تحریمهای اقتصادی خود بر ضد ایران را در قالب بند 41 منشور ملل متحد افزایش دهند.