تاریخ انتشار : ۲۰ آذر ۱۳۸۷ - ۱۲:۵۰  ، 
کد خبر : ۶۴۹۱۸

منفعت‌گرایی اخلاقی

نویسنده: محمد حسینی سورکی اشاره: معنا و ماهیت سود در نظر سودگرایان سودگرایى اخلاقى (یا منفعت گرایی Utilitarianism) نظریه اى اخلاقى است که در زمره نظریه هاى غایت گرا و پیامدگرا قرار دارد و البته مشهورترین و متنفذترین تقریر پیامدگرایانه در حوزه اخلاق هنجارى است. سودگرایان, درستى و نادرستى یک عمل را بر مبناى میزان سود یا خوشى و رفاهى که از آن ناشى مى شود, ارزیابى مى کنند. در نظر سودگرا عمل درست و الزامى عملى است که به بیشترین میزان سود و رفاه براى بیشترین افرادِ جامعه ذى ربط بینجامد. مقاله اخیر به بررسی و مقایسه اندیشه منفعت گرایی (Utilitarianism) از مهمترین نظریه پردازان آن می پردازد. سودگرایى اخلاقى (یا منفعت گرایی Utilitarianism) نظریه اى اخلاقى است که در زمره نظریه هاى غایت گرا و پیامدگرا قرار دارد و البته مشهورترین و متنفذترین تقریر پیامدگرایانه در حوزه اخلاق هنجارى است. سودگرایان، درستى و نادرستى یک عمل را بر مبناى میزان سود یا خوشى و رفاهى که از آن ناشى مى شود، ارزیابى مى کنند. در نظر سودگرا عمل درست و الزامى عملى است که به بیشترین میزان سود و رفاه براى بیشترین افرادِ جامعه ذى ربط بینجامد. مقاله اخیر به بررسی و مقایسه اندیشه منفعت گرایی (Utilitarianism) از مهمترین نظریه پردازان آن می پردازد. مقدمه: اخلاق هنجارى1 یکى از شاخه هاى مهم فلسفه اخلاق2 به شمار مى رود. نظریه هاى اخلاق هنجارى در صدد ارائه ملاکى براى تعیین و تبیین حسن و قبح و الزامات اخلاقى و دفاع فلسفى از آن ملاک هستند.3 عمده نظریه هاى اخلاق هنجارى زیرمجموعه یکى از سه نظریه مهم اخلاقى ذیل قرار مى گیرند. الف) فضیلت گرایى یا اخلاق فضیلت مدار،4 این نظریه پر سابقه ترین نظریه در اخلاق هنجارى است که به ارسطو برمى گردد و در دوره معاصر با مقاله مشهور الیزابت آنسکام5 (1919ـ2001م) در سال (1957م) با عنوان (فلسفه اخلاق جدید)6 دوباره احیا شد.7 این نظریه اخلاقى بر منش انسانى و ارزش هاى درونى اخلاقى و کسب ملکه فضیلت و زندگى فضیلت مندانه تأکید مى کند، و به طور کلى، نظریه اخلاقى اى فاعل محور8 است.9 ب) نظریه هاى وظیفه گرایانه10 که اخلاق کانت یکى از مشهورترین و معتبرترین آنها به شمار مى رود، البته نظریه هاى دیگرى همچون نظریه امر الهى11 و نظریه شهودگرایى12 دیوید راس (W.D. Ross،1877ـ1971م) را هم مى توان از جمله آنها دانست. در همه این دیدگاه ها بر وجود وظایف و الزامات اخلاقى مطلق و ارزش هاى ذاتى اخلاقى بدون توجه به آثار و نتایج مترتّب بر افعال تأکید مى شود. ج) نظریه هاى غایت گرایانه13 که ملاک درستى14 و نادرستى و به طور کلى، منوط به ارزیابى ارزشى اخلاقى در مورد افعال و رویه هاى رفتارى آدمى را بررسى نتایج و پیامدهاى محتمل یا مقطوع و متوقّع آن مى دانند. به بیان دیگر، بر طبق این نظریه ها ارزیابى اخلاقى افعال و اعمال تنها باید براساس محاسبه و ارزیابى نتایج و پى آمدهاى آنها صورت گیرد.15 پیامدگرایى16 را مى توان از نظریه هاى مهم غایت گرا و نتیجه گرا به حساب آورد. سودگرایى اخلاقى17 نظریه اى اخلاقى است که در زمره نظریه هاى غایت گرا و پیامدگرا قرار دارد و البته مشهورترین و متنفذترین تقریر پیامدگرایانه در حوزه اخلاق هنجارى است.18 دو نظریه دیگر، یعنى خودگراییِ اخلاقى19 و دیگرگرایى20 هم از دیگر نظریه هاى پیامدگرا به حساب مى آیند و از آن جا که سودگرایى رویکردى جمع گرایانه و همه گرا21 دارد، از این دو نظریه اخلاقى متمایز مى شود. سودگرایان، درستى و نادرستى یک عمل را بر مبناى میزان سود22 یا خوشى23 و رفاهى24 که از آن ناشى مى شود، ارزیابى مى کنند. در نظر سودگرا عمل درست و الزامى عملى است که به بیشترین میزان سود و رفاه براى بیشترین افرادِ جامعه ذى ربط بینجامد. بنابراین، اعمال براساس میزان سودى که به بار مى آورند. رتبه بندى، تفکیک و طبقه بندى مى شوند و آن عملى که به بیشترین و بالاترین میزان سود و خوش بختى جمعى منجر شود، فعل درست و الزامى خواهد بود. سودگرایان اصل سود25 یا اصل بالاترین خوشى،26 را به عنوان اصل محورى در نظام اخلاقى خود به حساب مى آورند. سودگرایى اخلاقى، نظریه اخلاقیِ محصول دوره جدید است که عمدتاً در خلال عصر روشنگرى و در نوشته ها و آثار فیلسوفانى چون هلویسیوس(Clued Helvetius، 1715ـ1771م) بروز و ظهور کرد و اولین بار جرمى بنتام، فیلسوف و حقوق دان اصلاح گراى اوایل قرن نوزده میلادى آن را در بریتانیا طرح و تدوین کرد.27 سودگرایى در نظر بنتام مبتنى بر تک اصلِ محورى سود است. اصل سود در نظر او، مبناى همه داورى ها و ارزیابى هاى اخلاقى است و بر همه ارزش ها، اصول و آرمان هاى اخلاقى حاکمیت مطلقه دارد. و همه اصول ارزشى دیگر تحت سلطه و سیطره این اصل مطلق و مبنایى قرار مى گیرند. مفاد و مراد از اصل سود این است که باید هر عملى را به اعتبار افزایش و کاهشى که در میزان سود و لذت افراد ذى ربط ایجاد مى کند، ارزیابى و ارزش گذارى کرد. بنابراین، باید نتایج و میزان سود و ثمراتى را که از آنها به بار مى آید، رتبه بندى و درجه بندى کرد، آن گاه فعلى را که به بالاترین میزان سود و خوش بختى فراگیر و همگانى منجر مى شود، به عنوان عمل درست و الزامى برگزید و عمل و اجرا کرد.28 از این رو، ارزیابى دقیق کمى و کیفى نتایج و پیامدها و میزان سود و خوشى اى که به بار مى آورند، عاملى تعیین کننده در ارزش گذارى کیفى افعال و تعیین درست و نادرست و الزامى و غیر الزامى اند.29 سودگرایى مورد نظر بنتام رویکردى تجمیعى30 دارد، به این معنا که ما را الزام مى کند تا در پى ایجاد بیشترین میزان سود و خوشى سرجمع و کلى31 باشیم، و به تعبیر سودگرایان ایجابى،32 در پى بیشینه کردن سود و سعادت جمعى برآییم.33 سودگرایان تنها یک اصل اخلاقى، یعنى اصل سود را معتبر مى دانند و بر یک الزام اخلاقى تأکید مى کنند. شعارمحورى آنها، ایجاد بیشترین میزان سود براى بیشترین تعداد افراد جامعه (تحت تأثیر) است.34

 سود از منظر سودگرایان

همان گونه که گفته شد، از دیدگاه سودگرایان، درستى و نادرستى یک عمل و یا رویه رفتارى را تنها سنجش و ارزیابى پیامدهاى آن عمل تعیین مى کند، و عملى درست و الزامى است که پیامدهاى بهتر و پر بارترى را به بار آورد، البته مراد از پیامدهاى بهتر، پیامدهایى است که حاوى و حامل بیشترین میزان سود باشد و به ایجاد بالاترین سود و خوشى سرجمع کمک کند.

اما این که سودگرایان چه معنایى از سود را در نظر مى گیرند؟ معنا و ماهیت سود چیست؟ به عبارتى، ایجاد بیشترین میزان چه چیزى ملاک درستى یا الزامى بودن یک عمل است؟ باید گفت همان گونه که سودگرایان مى گویند تنها الزام اخلاقى، بیشینه کردن سود سرجمع و کلى است. اما ما باید در پى بیشینه کردن چه چیزى باشیم؟ و به بیان دقیق تر، معناى سود مرادف و مساوى با کدام امر ذاتاً ارزش مند است؟ براساس پاسخ هاى متنوعى که سودگرایان به این پرسش مى دهند، سودگرایى شاخه ها و شقوق مختلف و متفاوتى یافته است که به نقل و توضیح آنها خواهیم پرداخت. این نقل و توضیح در ضمن، سیر تاریخى تطوّر سودگرایى را نیز نشان مى دهد.

الف) سودگرایى لذت گرایانه35

در نظر جرمى بنتام، خوب36 مرادف و مساوى با لذت37 است. به اعتقاد او، (تنها لذت است که خوب است و فقط درد38 بد است و این دو ذاتاً خوب و ذاتاً بد هستند.)39

او یک لذت گراى تمام عیار است که معتقد به لذت گرایى روان شناختى40 است و شدیداً به این مسئله باور داشت که انسان ها همیشه و در همه حال، در پى جلب لذت و منفعت و گریز از الم و محنت اند، و طینت و طبیعت انسان ها چنان ساخته و پرداخته شده است که در رفتارها و اعمال خود جز به این دو (لذت و درد) فکر نمى کنند و انگیزه دیگرى جز جذب منفعت و دفع درد و محنت، براى اعمال آدمى متصور نیست.41

به عقیده او، (طبیعت، آدمى را تحت سیطره دو حکمران مقتدر، یعنى درد و لذت قرار داده است)42 و فقط آنها هستند که تعیین مى کنند چه کارى را باید انجام داد. به بیان دیگر، کسب لذت و ارضاى شهوات و امیال نفسانى در سرشت و سجیه یکایک آدمیان نهاده و نهادینه شده است و تمامى رفتارهاى ما بر مبناى این دو عنصر (درد و لذت) جهت دهى و تعیین مى شوند.

بنتام معتقد بود، از آن جا که ما به حسب طبع و طینت خویش همیشه در پى جلب لذت و دفع الم بوده و هستیم و جست وجوى لذات موافق و متلائم با ساختار لذت گراى ماست، بنابراین، مى توان چنین استنباط و استنتاج کرد که ما بر همین منوال باید همیشه در پى جذب و جلب لذت ها و منافع باشیم و تنها به بیشینه کردن سود و لذت و تقلیل آلام و رنج ها بیندیشیم. او در این استنتاج خود رویکردى طبیعت گرایانه دارد; یعنى سعى مى کند از یک قضیه توصیفى43 و علمى به یک قضیه توصیه اى، الزامى و ارزشى نایل شود که این رویکرد و شیوه استنتاجى، نقدهاى بسیارى را از سوى فیلسوفان بعدى، چون جى. اى. مور44 به همراه داشته است.

او تنها ارزش اخلاقى و ذاتاً خوب را لذت مى داند و براى دیگر ارزش هاى اخلاقى تنها از آن جهت که به ازدیاد سطح لذات منتهى و منجر مى شوند، ارزش و اعتبار قائل است و همه امور ارزش مند دیگر به غیر از لذت، تنها ارزش آلى و ابزارى45 دارند، نه ارزش ذاتى و فى نفسه.46 از این رو، بنتام را در جانب ارزش اخلاقى مى توان یگانه انکار و وحدت گرا47 نامید. او هیچ تکثّرى را در جانب ارزش ها برنمى تابد و البته مراد او از بیشینه کردن سود و اعمال اصل سود هم، چیزى جز بیشینه کردن لذت ها نیست.

به عبارت دیگر، بنتام، هم در جانب ارزش48 و هم وظیفه و الزام اخلاقى،49 وحدت گراست، و تنها ارزش و الزام اخلاقى ذاتى و اصیل را ایجاد لذت و ارتقاى سطح و سرجمع لذات مى داند. به این ترتیب، عمل اخلاقى و الزامى و خوب در نظر او، عملى است که بیشترین لذت را در مقایسه با دیگر اعمال بدیل به بار آورد. او براى تسهیل امر محاسبه و مقایسه پیامدهاى لذت بخش و یا محنت زا، و درجه بندى و ارزیابى کمى و عددى آنها، مکانیزمى را طراحى و تعبیه کرده که به ماشین حساب لذت سنج50 معروف است.51 او هفت بعد52 از ابعاد لذت را به عنوان معیارهاى لذت معرفى مى کند که براساس این ابعاد یک سودگرا باید به تفکیک و طبقه بندى لذت و تعیین رتبه و درجه هر لذت به صورت عددى و کمى بپردازد و در نهایت، عملى را که بر طبق این ملاک ها، بیشترین میزان لذت را به بار مى آورد به عنوان عمل درست و اخلاقى تعیین و اعمال کند. او در هر موقعیت جزئى و خاصى چنین فرایندى را براى تعیین و تصمیم گیرى لازم مى داند و معتقد است، ما باید در هر موقعیت جزئى به چنین محاسباتى دست بزنیم و به طور مستقیم اصل سود را اعمال کنیم.53

این هفت بعد لذت سنج، یعنى شدت،54 مدت،55 قطعیت56 یا یقین، قرب57 (نقد یا نسیه بودن لذت و درد به بار آمده) خلوص58 بارآورى و درجه حاصل خیزى،59 و شمول60 (وسعت دامنه لذت و درد)،61 عمدتاً به عنوان ملاک ها و معیارهاى کمى در ترجیح و تفاضل بین لذات و آلام به کار مى آیند، و همان طور که مشهور است، بنتام در چنین محاسباتى عمدتاً رویکردى تجربى دارد و سعى مى کند تا با استفاده از این ماشین حساب ابداعى به اندازه گیرى هاى دقیق و تجربیِ لذت، دست بزند.

او تقسیمات مختلفى در باب لذت ها ارائه داده و در یک تقسیم کلى لذت ها را به لذت هاى بسیط62 و مرکب و پیچیده63 تقسیم مى کند.64البته در همه این مراحل پیش فرض اصلى نظریه بنتام، امکان سنجش پیامدها و انجام چنین محاسبات لذت سنجانه است که البته در دوره هاى متأخّر چنین فرض اثبات ناشده اى مورد تردید و طرد واقع شده است.

با توجه به آن چه گفته شد، بنتام سودگرا و لذت گراى65 محض است که در این جهت، دیدگاه هاى او با لذت گرایى که در آثار و اندیشه اپیکور(Epicurus، 341-270 - B. C.) و ارستیپوس(Aristippus، 500- B.c) کورنائى در عهد باستان مطرح و مشهود است، هم راه و هم افق است. بر همین اساس، برخى تقریر لذت گرایانه محض بنتام را از سودگرایى صورتى از نظریه هاى لذت گرایانه در اخلاق دانسته اند که تنها فرق آن با دیگر نظریه هاى لذت گرایانه، تأکید بنتام بر ایجاد لذت همگانى به جاى لذت شخصى و فردى است،66 چرا که بنتام، طالب لذت همگانى است و به تعبیرى، او یک همه گراست67 نه یک خودگراى خودمدار.68 از آن جا که بنتام تأکید بر برآورد و ارزیابى صرفاً کمى لذت، دارد، مى توان سودگرایى لذت محور بنتام را، سودگرایى کمى69 نامید.

جیمز میل، (Jims Mill، 1773ـ1836م) فیلسوف تجربه گراى بریتانیایى و همکار بنتام نیز تحت تأثیر تفکرات او به سودگرایى لذت گرا اعتقاد داشت و از تقریر سودگرایانه مورد نظر بنتام دفاع مى کرد.

ب) سعادت گرایى جان استوارت میل

جان استوارت میل، سودگراى70 بلند آوازه کلاسیک، همچون بنتام یک لذت گراست، اما برخلاف بنتام لذات را منحصر در لذات مادى و محسوس نمى کرد. او دایره معنایى لذت را گسترده تر ساخت و لذات عقلانى و ذهنى را هم به آن افزود. به عبارتى، او واژه هاى یونانى Lype و hedon را، همان گونه که در معناى یونانى شان بسى فراتر از درد و لذت جسمانى مى آیند، معنا مى کرد، و از آنها هر نوع درد و لذتى را از جمله لذت هاى عالى ترى چون حالت هاى فرح بخش ذهنى و خیالى را اراده مى کرد، به خلاف بنتام که از واژه hedone تنها لذات حسى را مراد مى کرد.71 او معتقد بود التذاذ حاصل از خردمندى نوع دوستى و… با لذایذى که از خواب و خور و شهوت به دست مى آیند، قابل مقایسه نیست. به تعبیر او، این لذات به لحاظ کیفى برتر و بالاترند.72

او به تمایز کیفى لذات عالى و پست معتقد بود و با تأکید بر ترجیح لذات برتر(به لحاظ کیفى) مى گفت:

بهتر است که انسان ناراضى باشد، تا خوکى باشد ارضا شده و بهتر است سقراطى ناخرسند و ارضا ناشده باشد تا این که احمقى سرشار از لذت و ارضاى شهوات جسمانى.73

این عبارات مشهور میل، به وضوح تأکید او را بر اهمیت و برترى لذاتى چون تأمّل و تفکر و حالات ذهنى آگاهى بخشى و ابتهاج آفرین نشان مى دهد.

میل در راستاى همین عقیده، معتقد بود که باید در حساب لذت سنج بنتامى، علاوه بر محاسبات کمى و عددى، لذات و آلام را از حیث کیفیت هم ارزیابى کرد. او حساب لذت سنج را به دلیل نادیده انگاشتن بعد کیفیت، ناقص و ناتمام مى دید. از این رو، بعد کیفیت74 را هم به ابعاد لذت افزود. او بر این موضع پاى مى فشرد که همان گونه که کمیت لذات به عنوان یک معیار اساسى در ترجیح و تفاضل به حساب مى آید، و ملاک ارزیابى هاست، کیفیت هم به عنوان یک بعد مهم، باید لحاظ شود.75

سودگرایى لذت گرایانه میل از آن جهت که متعادل تر از لذت گرایى تند و افراط گرایانه بنتام است، نوعى دیدگاه تعدیل یافته به شمار مى رود که به دلیل تأکید میل بر تفاضل و ترجیح کیفى لذات آن را سودگراییِ لذت گروانه کیفى نامیده اند.76

میل واژه خوب را معادل Happiness که در نظر او به لذت ها و خوشى هایى اعم از لذایذ حسى و مادى صرف ناظر بود، مى دانست و از این رو، برخى دیدگاه سودگرایانه میل را در تشابه با دیدگاه سعادت گروانه ارسطو، سودگراییِ سعادت گرایانه نامیده اند.77

به عقیده برخى، تمایز کیفى که میل بین لذات قائل شده است، به نوعى تکثرگرایى در جانب ارزش ها منجر و منتهى خواهد شد. چرا که به هر حال، ارزش هاى والاترِ نامتوافقى هستند که به لحاظ کیفى برتر و بالاترند، اما امکان رتبه بندى و قیاس کیفى بین آنها ممکن نیست و در نهایت، باید به نوعى تکثرگرایى ارزشى و اخلاقى78 تن داد. در نظر عده اى، سودگرایى میل نه وحدت انگار است و نه تکثرگرا، بلکه وجه جامع بین این دو نظریه به حساب مى آید که از آن به سودگرایى شبه ایدئال و شبه لذت گرا، تعبیر شده است.79

ج) سودگراییِ آرمانى یا تکثرگرا

در تفکر سودگرایانه، بنتام و جیمز میل لذت گراى محض اند، اما جان استوارت میل قائل به لذت گرایى تعدیل شده80 است، اما به هر حال، هر سه در جانب ارزش اخلاقى وحدت گرا به شمار مى روند، و تنها خوب و ارزش ذاتى را لذت مى دانند، اما جى. اى. مور، فیلسوف معروف سودگرا در اوایل قرن بیستم، اگرچه یگانه انگارى را در جانب الزام اخلاقى مى پذیرد و تک اصل سود را به عنوان اصل محورى اصالت سود قبول دارد، با بنتام در یگانه انگاریِ لذت گرایانه همراه و هم نوا نیست. او معنا و مصداق سود را منحصر به لذت نمى کند. در دیدگاه او، چیزهاى ذاتاً ارزش مند دیگرى هم هستند که صرف نظر از این که لذتى به بار بیاورند یا نیاورند، داراى ارزش و اعتبارند. از نظر او، سود یک امر آرمانى است که حاصل جمع ترکیب حالت هاى مختلف، ارزش هاى متکثر است. تجارب زیبایى شناختى، روابط دوستانه و تحصیل آگاهى و شناخت، همه و همه به عنوان لذت هایى ذاتاً ارجمند و ارزش منداند، از این رو، مور به نوعى کثرت انگارى81 در باب ارزش ها معتقد و متمایل است و مى پذیرد که ارزش هاى غیر متوافق و متنوعى وجود دارند که نمى توان آنها را به هم فرو کاست و هرکدام ارزش و اعتبار ویژه اى دارند که نمى توان نادیده گرفت.

مور سودگراییِ تکثرگرایانه اى را طرح کرده است که به شدت مبانى لذت گرایانه محض بنتام و مشى و مرام طبیعت گرایانه82 در فلسفه بنتام و میل را تخطئه و تجدیدنظر جدّى مى کند. او خود موضع فراخلاقیِ شهودگرایانه83 را مى پذیرد84 و معتقد است در محاسبات اخلاقى باید بر شهود درونى تکیه کرد نه بر ماشین حسابِ لذت سنج. سودگرایى مور به سودگرایى آرمانى85 و تکثرگرا معروف و ملقب است.86 که وجه تکثرگرایانه آن مقبول طبع بسیارى از فیلسوفان قرار گرفته است.87 البته به دلیل ساختار نسبتاً متفاوت آن (=سودگراییِ آرمانى) با تقریرهاى سودگرایى و عدول آن از برخى مبانى سودگرایانه، برخى آن را خارج از گردونه نظریه هاى سودگرایانه، تلقى مى کنند و معتقدند که باید به آن نتیجه گراییِ غیرسودنگر اطلاق کرد.88

اما با این همه و به رغم تلاش هاى بسیار بنتام در تهیه و طراحى یک ماشین دقیق لذت شمار، امکان چنین موازنه هایى مبهم و دیریاب به نظر مى رسد، چرا که اساساً لذات و آلام، امورى نفسانى، درونى و شخصى اند که نمى توان با کم و کیل عددى، آنها را به سادگى ارزیابى کرد، و از سویى، طبایع انسانى متفاوت و متنوع اند و هر لذتى در نزد هر کسى اعتبار و ارزش على حده و متفاوتى در مقایسه با دیگران مى تواند داشته باشد، از این رو، مکانیزم لذت شمار بنتام، به بن بست خواهد انجامید، به ویژه اگر قید کیفیت را هم، بنا به نظر میل در نظر بگیریم که در این صورت کار بسى دشوارتر خواهد شد، چرا که سنجش کیفى لذات هم، مبهم و مخدوش و مقرون به محال است، چگونه مى توان به لحاظ کیفى بین لذت نوشیدن یک نوشابه خنک در هواى داغ و یا خواندن یک شعر زیبا و یا گوش دادن به یک موسیقى لذت بخش و لذت حاصل از پیروزى در یک بازى حساس شطرنج، تمیز و تمایز قائل شد و به تفکیک و تفاضل کیفى آنها پرداخت. همان گونه که بسیارى هم بر آن صحه گذارده اند، میل با افزودن بعد کیفیت، بر ابهام نظریه اخلاقى بنتام افزوده است، حتى در نظر برخى دیدگاه هاى میل با نظام اخلاقى بنتام سازگارى ندارد.

عمده انتقادات و اشکالات پیش فرض مبنایى بنتام این است که او به زعم خود گمان مى کرد مى توان با استفاده از ماشین لذت سنجى که طراحى کرده است، میزان و درجه دقیق پیامدهاى لذت بخش را در محاسبه معین کرد و حتى با مقایسه سود و لذتى که به افراد مى رسد، درجه کلى و سرجمع میزان و خوش بختى افراد را محاسبه و مشخص کرد.

مخدوش و مشکوک ترین بخش نظریه بنتام همین پیش فرض مبنایى اوست. لذت ها امور ملموس، مادى و محسوسى نیستند تا به کمند و بند کیل و مکیال هاى تجربى درآیند، و اصولاً عدم قیاس پذیرى سود و لذت افراد با هم نیز مشکل دیگرى بر سر راه چنین محاسبات سودگرایانه اى مى نهد که به مشکل قیاس میان فردى فایده89 معروف است، این مشکل بسیارى را به این نتیجه رسانده است که مفاد اصل سود را در مقام خارج نمى توان محقق ساخت،90 چرا که اِعمال اصل سود کاملاً متوقف بر ارزیابى هاى کمى نسبت به میزان لذت و درد است و اگر چنین امرى ممکن و مقدور نباشد، به تبع آن سودگرایى و اعمال اصل سود با چالش مهمى روبه رو خواهد بود. از این رو، برخى در صدد ترمیم نظریه اخلاقى بنتام برآمدند و سعى کردند تا روش و راهکار دقیق ترى براى تعیین میزان سود و سعادت و رفاه و لذت بیابند، و در نهایت، راه را براى اعمال اصل سود هموار سازند. در همین راستا، فیلسوفانى همچون برتراند راسل(B. W. Russell، 1872ـ1901م) ادعا کردند که در معناى سود باید ارضاگرى امیال را دخالت داد، چرا که ارضاى امیال را مى توان به شیوه هاى خاصى درجه بندى کرد و آنها را طبقه بندى نمود و حتى به صورت عددى و کمى نشان داد، به خلاف لذت ها که امورى عمدتاً درونى و شخصى اند، به عبارتى، خوب، یعنى ارضاى امیال91 و عملى خوب، درست و الزامى است که تمایلات بشرى را بیشتر ارضا کند و به خواسته هاى بشریِ بیشترى لباس تحقق بپوشد، و یا دست کم به ارضاى عمیق تر یک میل واحد منجر شود.92

سود در این معنا مترادف با رضامندى و خوشنودى خاطر است. این نظریه از چند جهت با نظریه لذت سنجانه بنتام، متفاوت است: اولاً، به تبع مور رویکردى تکثرگرا دارد و مى پذیرد که چیزهاى بسیارى هستند که به دلیل ذاتشان مطلوب و ارزش مندند، ثانیاً، سنجش میزان و شدت رضامندى و ارضاى امیال آدمیان به مراتب آسان تر و سهل الوصول تر است از سنجش عمق، بعد، کمیت و کیفیت لذات و آلام، و ثالثاً، نظریه ارضاى امیال بر تأمین خواست افراد جامعه و مردم بیشتر تکیه مى کند و از این نظر که در پى برآوردن خواست و امیال و اعمال اراده مردم است، و به خواسته هاى مردم اهمیت بیشترى مبذول مى دارد دموکراتیک تر است. ارضاى امیال و خواست ها، محدودیت و موانع لذت گرایى بنتام را ندارد و از طرفى، بر شهود درونى هم متکى و متوقف نیست،93 بسیارى از آنان که شرط بندى ها را مشاهده کرده اند، معتقدند که مى توان با برآورد دقیق امیال و میزان رضامندى و خوشنودى افراد از یک عمل و یا رویه و سیاست، راهبردى را محاسبه و با یک عدد اصلى به نحو کمى و عددى نشان داد، بنابراین، تنها الزام هر فرد و حکومتى بر این مبنا، آن است که کارى انجام دهد و سیاستى اتخاذ کند که بیشترین تعداد مردم را به بیشترین میزان خشنودى و رضایت خاطر برساند، و این رویکرد تا حدّى عملى تر و ساده تر است; یعنى تحصیل بیشترین میزان ارضاى امیال بیشترین افراد جامعه.

اما به نظر مى رسد، تلاش براى برآورده ساختن مطلق امیال و آرزوها به رغم آن که رویکردى دموکراتیک است، اما رویه و راهبردى درست نمى تواند باشد، چرا که نه تنها در امکان ارضاى مطلق تمایلات تردید و ابهام وجود دارد، بلکه حتى مطلوب بودن آن هم مبهم است، و مشکلات جدّى و حادى را در بر دارد. مردم گاه امیال و آمال نامعقول و نابخردانه اى دارند، و چه بسا در بسیارى موارد، براساس جهل و حماقت و فقدان بصیرت، و یا تحت تأثیر تعصبات و حالات خاصِ روحى و روانى و یا عقده هاى فروخورده درونى، خواسته ها و امیال نامعقول و چه بسا احمقانه اى داشته باشند، آیا همه این امیال باید برآورده و بیشینه شوند؟ ممکن است فردى ترجیح دهد که مال کسى را به سرقت برد و یا در پى کلاهبردارى و چپاول عده اى دیگر برآید، و یا حتى از سر عداوت و یا کینه توزى، خصمانه بخواهد بى گناهى را به قتل برساند، آیا هر خواستى و میلى را باید گردن نهاد و در پى ارضاى آن به عنوان عاملى براى بیشینه شدن سود و سعادت جمعى بود، پر واضح است که نباید همه امیال نابخردانه، بچه گانه و حماقت آمیز را به حساب آورده و به رسمیت شناخت، چرا که چنین رویکردى در بسیارى موارد به رفاه و خوشى یا خوش بختى فراگیر منجر نخواهد شد و چه بسا مانعى بر سر راه آن خواهد بود، بنابراین، ارضاى مطلق علایق و امیال هم چندان موجّه و مقبول نمى نماید.

برخى فیلسوفان سودگراى معاصر با وقوف به اشکالات این نظریه، به تعدیل این نظریه پرداختند که به طرح تقریرهاى خاصى از سودگرایى منتهى شده است.

د) سودگراییِ ترجیحى94

آر. ام. هِر،95 فیلسوف اخلاق معاصر، معتقد است که نباید مطلق امیال و آرزوها را به حساب آورد و در پى برآورده ساختن آنها بود، بلکه باید در پى برآوردن و ارضاى امیال آگاهانه و ترجیحات96 معقول و محتاطانه باشیم. به عبارت بهتر، باید خواست هاى سنجیده و ترجیحات مهم و معقول و حساب شده انسان ها برآورده و بیشینه شود نه هر میل و خواست خام و بچه گانه اى.97 در نظر او باید مجموعه اى از ترجیحات مهم و اصیل و عقلانى را دست چین کرد، و سپس در پى برآوردن این ترجیحات برآمد.98 در این نوع نگاه ما به ترجیحات مهم آدمى ترتیب اثر مى دهیم، نه به مطلق خواست هاى بشرى.

سودگرایى ترجیحى از تقریرهاى مورد اقبال و شاید شایع ترین تقریر سودگرایى است که در دوره معاصر رواج یافته است99 و رویکردى به اخلاق سودانگار و تعدیل و تکمیل سودگرایى بنتامى است، اگرچه فرق هاى بعضاً معتنابهى با آن دارد.

اما با این همه، بر سودگرایى ترجیحى هم نقدهایى وارد شده است. سودگرایى ترجیحى، ما را به ملاحظه ترجیحات مهم و اصلى فرامى خواند، اما این سؤال مى تواند مطرح شود که ترجیحات مهم و اصلى کدامند؟ چگونه مى توان آنها را شناخت؟ آیا قید (مهم)، مفهوم اخلاقى مستقلى از اصل سود و یا به عبارتى، مقدّم بر اصل سود است؟ به ظاهر اصل سود را تنها وقتى مى توان بیان و اعمال کرد که بدانیم ترجیحاتِ مهم و تعیین کننده سود و رفاه فردى واقعاً چه هستند و کدامند، چرا که اصل سود در تقریر ترجیحى آن مى گوید که فعل و عمل درست و الزامى عملى است که بالاترین میزان ترجیحات مهم و مبنایى بیشترین افراد ذى ربط را برآورده سازد و از این رو، معناى اهم بودن ترجیحات امر پیشینى و مقدّم بر اصل سود است.100

از سویى، هر فردى در طول زندگى خود ترجیحات متفاوت و بعضاً متباین و متعارضى مى تواند داشته باشد. به واقع، به کدام خواست و ترجیح فردى باید توجه کرد و آن را مهم و مبنایى به حساب آورد؟101 انسان فاسد الاخلاق و بى دینى را در یک جامعه دین دار و مسیحى در نظر آورید که در تمام عمر خود هیچ گاه روى خوش به دین و مظاهر دینى نشان نداده و همیشه در صدد امحاى تفکرات دینى برآمده است. حال در وقت مرگ و پیش از مردن مى خواهد تا کشیشى بر بالین او حاضر شود، به راستى، کدام میل و خواست انسان هایى که در طول مدت عمر، ترجیحات و خواست هایشان در تغییر و تحوّل است باید اصلى و مهم به حساب آیند، آیا ترجیحات افراد نابالغ را باید نادیده انگاشت؟

به نظر مى رسد، تنها راه، توسل به ادراکات شهودى است، چرا که به ظاهر معیار و مدرکى وجود ندارد تا براساس آن ترجیحات واقعى درست و غیر قابل تغییر را بتوان برگزید، البته مشى و شیوه شهودگرایانه هم مشکلات خاص خود را خواهد داشت.

اما با همه این اوصاف، برخى معتقدند که سودگرایى ترجیحى هم مانند حساب لذت سنج بنتام از حلّ مشکل قیاس میان فردى ناکام است. فیلسوفان معاصرى همچون کنت آرو102 وجود راهى براى برهم انباشتن ترجیحات اصلى فرد در جامعه و موازنه و محاسبه آنها براى آن که بتوان راهبرد و سیاستى را براى برآوردن ترجیحات مهم آدمیان اتخاذ کرد، انکار کرده اند، که مبتنى بر مباحث پیچیده در بابِ نظریه بازى103 است، که به قضیه عدم امکان آرو، مشهور است.104

خلاصه و جمع‌بندى

معنا و ماهیت سود در نظر سودگرایان کلاسیک نظیر بنتام و جیمز میل، تنها مرادف و مساوى با لذت است، و این دو بر محاسبات کمى لذات تکیه و توصیه مى کنند. جان استوارت میل بین لذات به لحاظ کیفى تمایز و تفکیک قائل است، و بٌعد کیفیت را به حساب لذت سنج بنتام اضافه مى کند، و لذت گرایى کیفى را عرضه کرده است.

در اوایل قرن بیستم، مور تکثرگرایى را در ارزش اخلاقى مطرح کرد و سودگرایى آرمانى را پیش نهاد. در نظر او، بیشینه کردن سود، تنها به معناى ارتقاى لذات نیست، بلکه تلاشى براى به بار آوردن و بالا بردن میزانِ ارزش هاى متکثرى است که ذاتاً ارزش مندند و لذت تنها یکى از آنهاست.

به دلیل محدودیت ها و مشکلاتى که سودگرایى و حساب لذت سنج بنتام در مقام تحقق خارجى با آن روبه رو بود، در رویکرد جدیدى، نظریه سنجش ارضاى امیال مطرح شد، و پس از چندى این نظریه با طرح و تدوین دیدگاه سودگراییِ ترجیحى تکمیل شد. در سودگراییِ ترجیحى، بر تلاش براى برآورده ساختن ترجیحات عقلایى و اصیل و مهم تأکید مى شود نه بر ارضاى هر میل و ترجیح خام و خطاآلود.

اما همان گونه که بیش از این اشاره شد، سودگراییِ ترجیحى هم خالى از اشکال نبوده و از دست رس انتقادها به دور نمانده است. به طور کلى، ساختار نگرش سودگرایانه همیشه با معضلِ محاسبه پیامدها درگیر بوده است.

در نهایت، پاسخ به این پرسش که معنا و مصداق سود چیست و چه چیزى ارزش ذاتى دارد و بنابر رهیافت سودگرایانه، باید میزان آن را محاسبه و موازنه نمود و بنابر الزام اخلاقى مبتنى بر اصل سود، بیشینه کرد، ما را به تقریرهاى متعدد و متنوع قسم سودگرایى رهنمون مى سازد که شرح آنها پیش از این گذشت.

1. سودگرایى لذت گرایانه بنتام و جیمز میل.

2. سودگرایى شبه لذت گرایانه، شبه آرمانى، سعادت محور و معتدل میل.

3. سودگرایى آرمانى یا تکثرگراى جى. اى. مور و رشدال و

4. سودگرایى ترجیحى آرم هِر و پیتر سینگر و برخى سودگرایان معاصر.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات