تاریخ انتشار : ۲۶ دی ۱۳۸۷ - ۰۷:۴۹  ، 
کد خبر : ۶۵۱۲۲
دکتر رهامی:

گسترش تروریسم محصول سیاست قدرت‌های بزرگ است


سیاست‌های غلط استبدادی محلی مثل دولت صدام، دولت طالبان و بسته شدن راه‌های قانونی رسیدن به حقوق مشروعشان است که به تدریج گروه‌هایی را وادار می‌کند، از این نیاز و خواست عمومی استفاده ‌کنند و برای رسیدن به مقاصدشان به ترور روی ‌آورند و در این میان مردم نوعا بی‌گناه هستند که آسیب می‌بینند و به نوعی کسانی مجازات می‌شوند که به هیچ وجه در ایجاد حکومت استبدادی نقشی نداشته‌اند. رهامی درباره دلایل افزایش توجه به تروریسم در سال‌های اخیر گفت: بعد از 11 سپتامبر که نقطه عطفی در تاریخ تروریسم است، ابعاد قضیه از حالت ترور ساده افراد در یک کوچه و خیابان و استفاده از سلاح ساده خارج شد و در سطح وسیعی فضای جهانی را ناامن کرد و نشان داد که برای هیچ کس در دنیا تروریسم امنیتی باقی نگذاشته این ابعاد باعث شد دولت‌ها توجه جدی به ترور و تروریسم داشته باشند. وی گفت: 11 سپتامبر ناتوانی در پیشگیری از ناامنی را متوجه دولت‌هایی کرد که مدعی ایجاد امنیت، آرامش و آسایش برای مردمشان بودند، عملیات 11 سپتامبر نشان داد که دامنه تروریسم می‌تواند آنقدر توسعه پیدا کند که دولت‌های قدرتمند را هم درمقابل آن عاجز کند و این عاجز بودن ابرقدرت‌ها را با وجود انبارهای انباشته از سلاح‌های کشتارجمعی وحشتناکی مثل سلاح‌های اتمی در مقابل تروریسم نشان داد لذا بعد از آن در آمریکا، کشورهای اروپایی و سایر کشورها قوانین و مقررات متعددی برای مبارزه با تروریسم به صورت یک امر مشترک همگانی و جهانی درآمد.
تروریسم معلول است نه علت
مدرس حقوق دانشگاه تهران در مورد راه‌های مبارزه با تروریسم اظهار کرد:‌ راه‌هایی که تا به حال برای مبارزه با تروریسم پیش گرفته شده است، بیشتر راه‌های مبارزه با معلول بوده تا علت؛ یعنی تروریسم معلول است نه علت. تروریسم معلول سیاست‌های غلط استبدادی محلی و دولت‌های استعمارگر، معلول اوضاع اجتماعی، اقتصادی و پیچیده سیاسی است. رهامی با بیان اینکه کشورهایی که دموکراسی خوبی در آنها وجود دارد و مردم از طرق قانونی می‌توانند به خواسته‌هایشان برسند گروه‌های تروریستی کمتر می‌توانند در آنجا یارگیری کنند، افزود: اکثر کسانی که در عملیات تروریستی شرکت می‌کنند متعلق به کشورهای استبدادی هستند که با فقدان عدالت اقتصادی، سیاسی و اجتماعی مواجهند؛ بنابراین اگر قرار است با تروریسم مبارزه شود باید با علت‌های آن مبارزه شود.
وی در ادامه به خبرنگار ایسنا گفت: فرض کنید بن لادن هم دستگیر شود، حکومت طالبان هم ساقط شود یا حکومت صدام که از نظر غربی‌ها از حامیان اصلی عملیات تروریستی بود، دستگیر شود اما باز هم عملیات تروریستی سر جای خود می‌ماند و به تدریج تروریسم به کشورهای اروپایی صادر می‌شود. در واقع در کشورهای غربی مانند انگلستان علاوه بر تروریسم صادراتی با نوع جدیدی از تروریسم مواجه می‌شویم که تروریسم خانه‌زاد است. این نوع تروریسم از طرف کسانی است که متولدین خود انگلستان هستند و در انگلستان بزرگ شده‌اند. تروریسم خانه‌زاد از طریق مبارزه با بن لادن حل نمی‌شود بلکه به ریشه‌های اصلی آن بر می‌گردد یعنی اگر دولت‌های غربی و سایر دولت‌ها بخواهند با تروریسم مبارزه کنند باید علل و ریشه‌های اصلی آن برطرف شود.
مدرس حقوق دانشگاه تهران با تاکید برنقش یک قانون اساسی خوب و اجرای آن در پیشگیری از تروریسم گفت: یک قانون خوب می‌تواند برای مردم در رسیدن به اهداف اجتماعی و سیاسی‌شان بسیار موثرتر از سایر طرق مبارزه با تروریسم باشد.دولت‌ها و حکومت‌ها باید شرایطی فراهم کنند که مردم به جای سخن گفتن از طریق لوله تفنگ، از طریق صندوق‌های رای و روزنامه‌ها و قلم‌هایشان خواسته‌هایشان را بیان کنند. اگر روزنامه‌ها و آزادی‌ها محدود شود و رسیدن به دمکراسی سخت‌تر شود، تروریسم توسعه پیدا می‌کند. وی با تاکید بر اینکه جنگ با تروریسم باید به جای جنگ با معلول، به صورت اقدامات وسیع و همگانی و کمک به جریان‌های عدالت‌گرا و اصلاح‌گرا باشد گفت: کشورهایی که شهروندانشان در عملیات 11 سپتامبر حضور داشتند، عمدتا اتباع عربستان سعودی و افغانستان بودند یعنی کشورهایی که یا مانند عربستان بسیار ثروتمندند یا مانند افغانستان بسیار فقیرند و در هر دو تعداد زیادی از افرادشان در تروریسم شرکت می‌کنند زیرا در هر دو بی‌عدالتی، تبعیض و فقر وجود دارد. در هر دو این کشورها مردم نتوانسته‌اند به طریق مشروع و قانونی به خواسته‌هایشان برسند. مردم در هر دو، آمریکا و دولت‌های غربی را عامل اصلی بدبختی خودشان می‌دانند.
مدرس حقوق دانشگاه تهران درباره تاثیر حوادث 11 سپتامبر در مبارزه با تروریسم گفت: از این جهت حوادث 11 سپتامبر در تاریخ مبارزه با تروریسم نقطه‌ی عطف محسوب می‌شود که 11 سپتامبر مساله‌ی تروریسم را ازحالت امر داخلی و مربوط به یک کشور خارج کرد و به صورت یک امر جهانی مورد نظر کشورها قرار داد و کشورهای غربی را در مبارزه با آن متحد ساخت و تعبیری که بوش، رییس‌جمهور آمریکا به کار برد war on terorrism بود؛ یعنی جنگ علیه تروریسم. به طوری که کشورها نیروهایشان را متحد کردند مثلا آمریکا، انگلستان و کشورهای اروپایی و حتی پیمان ناتو در مورد افغانستان وارد عمل شدند و به این ترتیب مبارزه از حالت مبارزه ملی و داخلی به مبارزه جهانی تبدیل شد و بسیاری از اصول پذیرفته شده حقوق کیفری زیر سوال رفت. وی افزود: پس از 11 سپتامبر برخی حقوق پذیرفته شده مثل حق مشروع ملت‌ها برای تعیین دولت یا این اصل که قبل از ارتکاب جرم مجازاتی صورت نگیرد، شدیدا زیر سوال رفت. کشورهای غربی و در راس آنها آمریکا و انگلستان به دولت صدام حمله می‌کنند و دولت صدام را که یک دولت منطقه‌ای است، به اتهام این‌که می‌تواند در آینده نسبت به ما خطرناک باشد، ساقط می‌کنند. در حالی که این دولت، ساخته و پرداخته‌ی خودشان بوده و بحث قصاص قبل از جنایت مطرح می‌شود و افراد بی‌گناه و ناکرده بزه به گناه گناهکاران سوخته شوند.
مدرس حقوق دانشگاه با بیان اینکه در مورد افغانستان مردمی تاوان پس دادند که به هیچ وجه در عملیات تروریستی نقش نداشتند عنوان کرد: ایستگاه‌های مترو لندن و مادرید در اسپانیا هم برای مردم آن‌جا ناامن می‌شود، در حالی که کسانی که آن‌جا کشته شدند هیچ نقشی در ترور و تروریسم نداشتند. پس از 11 سپتامبر بسیاری از قواعد پذیرفته شده حقوقی و اجتماعی هم به هم ریخته می‌شود و یک دوره‌ی جدیدی از روش‌های مبارزه با تروریسم شروع می‌شود و آزادی‌های مصرح در قوانین اساسی و بسیاری از حقوق شهروندی آن کشورها را تحت الشعاع قرار می‌دهد و این حقوق را تضییع می‌کند.
وی با بیان اینکه مقالات متعددی در نشریات کشورهای اروپایی یافت می‌شود، درباره اینکه عملیات مبارزه با تروریسم، آزادی‌ و دموکراسی را به تدریج از بین می‌برد، گفت: آزادی مردم، حریم خصوصی‌شان، کنترل تلفن، حساب بانکی و رفت و آمدهایشان انجام می‌شود و در برخی موارد تلقی می‌شود که همه گناهکارانند مگر این‌که ثابت شود که بی‌گناه هستند؛ یعنی دقیقا خلاف اصل برائت. همه کسانی که وارد کشور آمریکا می‌شوند انگشت‌نگاری می‌شوند، پرونده‌های مالی و حساب بانکی‌شان کنترل می‌شود، بسیاری از حقوق شهروندی و مدنی اشخاص تحت تاثیر عملیات مبارزه با تروریسم قرار می‌گیرد.
مدرس حقوق دانشگاه تهران ادامه داد: عملیات مبارزه با تروریسم در کنار مبارزه با سازمان‌های تروریستی در افغانستان یا عراق، وارد زندگی خصوصی شهروندان در اروپا و آمریکا نیز می‌شود همه‌ی مردم را در بر می‌گیرد و ناامنی اقتصادی و اجتماعی ایجاد می‌کند. به هیچ وجه در قبل از 11 سپتامبر ما این اشکال را نمی‌بینیم. قوانین جدیدی در محدود ساختن آزادی‌های مردم وارد می‌شود، آزادی‌هایی که در قانون اساسی همان کشورها تصریح شده است که به هیچ وجه قبل از 11 سپتامبر امکان نداشت پارلمان‌های انگلستان، آمریکا و آلمان این قوانین را تصویب کنند؛ یعنی اقدامات تروریستی 11 سپتامبر جهت‌گیری‌های آزادی‌خواهانه و دموکراسی‌خواهانه پارلمان‌های اروپا و آمریکا را تحت‌الشعاع قرار می‌دهد و این وقتی ملموس خواهد بود که کسی به این کشورها وارد شود و این قوانین جدید را مطالعه کند.
وی در پاسخ به این سوال که چقدر مقوله مبارزه با تروریسم تبدیل به یک شعار شده است و چقدر با آن به صورت واقعی مبارزه شده است، گفت: امروز دولت‌هایی مثل دولت آمریکا، بحث مبارزه با تروریسم را در راس برنامه‌هایشان قرار می‌دهد و این فضا را برای مردمشان ایجاد کردند که اگر این اقدامات را انجام ندهید و به ما رای ندهید، امنیت را از دست می‌دهید. مخصوصا در دولت بوش بسیاری از اقدامات و کارهایشان را تحت عنوان جنگ علیه تروریسم و با استفاده از فضای ترس و وحشتی که پس از 11 سپتامبر در مردم ایجاد شده بود، توجیه کردند. اگر 11 سپتامبر رخ نمی‌داد به هیچ وجه امکان توجیه مردم برای بسیاری از این نوع اقدامات و سرکوبی ملت‌ها، فرستادن ناوگان‌های عظیم، نیروهای نظامی به کشورها و ساقط کردن حکومت‌های محلی برای آمریکا فراهم نمی‌شد. این شعار بسیاری از اعمال دیگری که در محدود ساختن آزادی‌های مردم و تعدی و تجاوز به حقوق سایر کشورها و شهروندان صورت می‌گرفت را تحت‌الشعاع قرار داد.
مدرس حقوق دانشگاه خاطرنشان کرد: تا آن‌جا که بنده مطالعه می‌کنم هنوز مبارزه با تروریسم به ریشه‌ها نپرداخته و هنوز در خیابان‌های افغانستان نیروهای ناتو دنبال بن‌لادن و عوامل بن‌لادن هستند، هنوز در فلسطین، آمریکایی‌ها به دنبال گروه‌های جهادی و گروه‌های مبارزه با اسراییل هستند؛ در حالی که در منطقه فلسطین و خاورمیانه اگر قرار باشد مبارزه با تروریسم صورت بگیرد، مهم‌ترین مساله وجود خود دولت اسراییل است که خود این دولت با ترور و وحشت روی کار آمده و با کشتن مردم ریشه‌های آن قوی شده و با تضییع حقوق مردم و تبعیض و بی‌عدالتی این دولت پا گرفته است.
رهامی گفت:‌ اگر قرار است مبارزه با علت تروریسم صورت بگیرد، دولت مستبد، دولت ترور اسراییل که میان شهروندان اسراییلی و عرب‌تبار تبعیض ایجاد می‌کند و خانه‌های مردم فلسطین را تخریب می‌کند تا برای شهروندان خود خانه بسازند، اینها می‌تواند عامل‌های اصلی ایجاد فضای ترور باشد و طرف مقابل هیچ راهی جز دست زدن به عملیات انتحاری برای دستیابی به حقوق خود نداشته باشد. وی افزود: ملاحظه می‌شود در بسیاری از عملیات‌هایی که به نام مبارزه با تروریسم صورت می‌گیرد هنوز به ریشه‌های اصلی پرداخته نمی‌شود. در منطقه‌ی خاورمیانه هنوز دولت‌های مستبدی وجود دارند که به هیچ وجه از طریق صندوق‌های رای مردم سر کار نیامده و مورد حمایت آمریکا هستند. نمونه‌ی آن دولت عربستان است که در ایجاد آن، آرای مردم هیچ تاثیری نداشته و اگر قرار باشد از این به بعد اتباع عربستان در عملیات تروریستی حضور نداشته باشند، لازمه‌اش این است که در آن‌جا از دموکراسی حمایت شود و دولت آن‌جا بر اساس آرا و رای مشروع مردم سر کار بیاید و خواسته‌های مردم از طریق صندوق‌های رای تامین شود.
مدرس حقوق دانشگاه تهران بیان کرد: اگر روش‌های مناسبی برای ایجاد عدالت اجتماعی، توزیع عادلانه‌ی کلیه‌ی امکانات اقتصادی، سیاسی و زمینه‌های رسیدن به عدالت فراهم شود طبیعی است که ریشه‌های تروریسم خشکانده می‌شود. چه بسا بعد از آن هم ترور وجود داشته باشد مانند ایران پس از انقلاب که دولت و مجلس ایران بر اساس آرای مردم سر کار آمده بود، اما گروه‌هایی که این دولت را مخالف خواسته خودشان می‌دانستند، علیه دولت و مجلس برآمده از صندوق‌های رای، عملیات تروریستی انجام می‌دادند. در این‌جا نیز پشت سر عملیات تروریستی اهداف سیاسی وجود دارد و دولت رجایی که یک دولت برخاسته از صندوق‌های رای بود، قربانی تروریسم می‌شود. تعدادی از نمایندگان مجلس اول قربانی تروریسم می‌شوند. در این‌جا ریشه‌های سیاسی ترور کاملا وجود دارد یعنی گروه‌ها و جریان‌هایی که مستقیم یا غیرمستقیم تحت تاثیر نیروهای خارج از کشور هستند چون به اهداف خودشان از طریق صندوق‌های رای نمی‌رسند شروع به عملیات تروریستی علیه مجلس و وزرا می‌کنند. رهامی در ادامه به ایسنا گفت: اگر دولت‌های اروپایی و آمریکایی می‌خواستند واقعا مبارزه با تروریسم کنند، نباید از گروه‌های تروریستی در ایران حمایت می‌کردند. ملاحظه می‌کنید دولت فرانسه و انگلستان تا جایی با تروریسم مبارزه می‌کنند که به منافع خودشان مربوط باشد و گروه‌های تروریستی که در ایران دستشان به خون کسانی آغنشته شد که این افراد مستقیما از صندوق‌های رای سر درآورده بودند آزادانه می‌توانند در آن کشورها تبلیغات کنند و حمایت مالی می‌شوند.  وی ادامه داد:‌ اگر دولت‌های اروپایی نمی‌خواستند شعار دهند اولین قدم که باید بر می‌داشتند این بود که گروه‌های تروریستی که علیه ایران فعالیت می‌کنند را تحویل محاکم عادلانه در کشور یا محاکم ایران بدهند و با اینها مطابق با قانون برخورد و ریشه‌های تروریسم خشکانده شود.
مدرس حقوق دانشگاه تهران با ابراز تاسف از اینکه یک اراده‌ی جدی واقعی و قاطع و از سراسر دنیا برای مبارزه با اشکال مختلف تروریسم وجود ندارد، اظهار کرد:‌ اکنون هر کشوری تا آن‌جا که به منافع خودش مربوط می‌شود با تروریسم مبارزه می‌کند و آن‌جایی که خود تروریسم به اهداف سیاسی‌اش و حذف رقبا کمک می‌کند وارد عمل می‌شود. حتی کشورهایی که شعارهای زیادی نسبت به مبارزه با تروریسم می‌دهند وقتی تروریسم در کشور دیگری به اهداف خارجی‌شان کمک می‌کند، حاضرند به تروریسم کمک کنند و حداقل به آن با دیده‌ی اغماض نگاه کنند.
ایجاد ترور و وحشت در تشیع ممنوع است
مدرس حقوق دانشگاه تهران درباره‌ی دیدگاه اسلام به‌خصوص تشیع در رابطه با تروریسم گفت: در دین اسلام و شریعت پذیرفته شده ملت ما که تشیع است، ایجاد ترور و وحشت و ایجاد هر نوع ناامنی برای دیگران ممنوع شناخته شده و اسلام اجازه نمی‌دهد که برای دستیابی به اهداف سیاسی و اجتماعی افراد را به خطر بیندازیم. اسلام از ابتدا در چالش با مساله ترور بوده است. در میان خلفای راشدین سه نفر از چهار خلیفه مسلمین کشته شده‌اند و به طور قطع دو نفر از آنها تحت عملیات تروریستی قرار گرفتند. رهامی ادامه داد: خلیفه‌ی دوم و سوم و چهارم هر سه کشته شدند. اگر کشته شدن عثمان خلفیه‌ی سوم را عملیات تروریستی ندانیم زیرا به طور آشکار مردم هجوم بردند و در مرعی و منظر مردم کشته شد اما کشته شدن عمر و حضرت علی (ع) از مصادیق ترور با همان معنای سنتی‌اش بوده است.
وی ادامه داد: درتاریخ زندگی مسلمین ملاحظه می‌شود که تروریسم بعضا رشد کرده و علیه دولت‌ها به کار رفته است. بعضی از حاکمان و وزرا از طریق ترور کشته شده‌اند اما هیچ‌گاه ائمه مسلمین خود ترور و تروریسم را تایید نکردند. ما می‌توانیم حتی نمونه‌ای را بیان کنیم که حضرت سیدالشهداء(ع) که نایب خود مسلم بن عقیل را به کوفه می‌فرستند و مردم با او بیعت می‌کنند و بعدا عبیدالله بن زیاد وارد کوفه می‌شود و در منزل هانی به دیدن او می‌آید و در آن‌جا مسلم در اتاق دیگری پنهان شده است و هانی به او اشاره می‌کند که وقتی علامت دادم تو وارد شو و او را بکش زیرا اگر در کوفه بماند خطر خواهد داشت؛ ممکن است نیرو جمع کند و باعث کشته شدن تو شود. در کتب تاریخ ذکر می‌شود که مسلم به روایتی از پیامبر استناد می‌کند که «اسلام قید و زنجیری است که فتک (ترور) را محدود می‌کند» اسلام ترور را محدود کرده و اجازه نمی‌دهد ما با دشمنانمان به صورت مخفیانه و پنهانی مبارزه کنیم. ما جهاد داریم. مبارزه مشروع و دفاع مشروع هم داریم اما ترور به این معنی را نداریم.
مدرس حقوق دانشگاه تهران با اشاره به اینکه روایت دیگری هم وجود دارد که نشان می‌دهد پیامبر (ص) و پیشوایان دینی این نوع عملیات را که مخفیانه کشتن و ضربه زدن از پشت به قصد ایجاد وحشت و ترور را هیچ‌گاه نه خودشان انجام دادند و نه برای پیروانشان تجویز کردند به ایسنا گفت:‌ اصولا کشتن افراد بی‌گناه که خودشان در جنایت نقشی نداشتند برای رسیدن به اهداف سیاسی در هیچ مقوله‌ای از مقولات دینی ما نمی‌گنجد و در تاریخ اخیر مذهب تشیع که به صورت یک حکومت رسمی از طریق حضرت امام (ره) مستقر شد ملاحظه می‌کنید که مسوولان کشور خود قربانی تروریسم می‌شوند. می‌توان گفت ما بزه‌دیدگان و قربانیان تروریسم هستیم؛ ممکن است برخی حکومت‌هایی به اسم اسلام حکومت کنند و از عملیات تروریستی در خارج از کشورشان و داخل آن حمایت کنند اما هیچ موقع این عملیات در تاریخ اسلام مورد تایید علما و فقها واقع نشده است. در زمان حضرت امام خمینی (ره) که برخی از گروه‌های مبارز با رژیم سلطنتی شاه، خدمتشان رفتند که برای ترور مستشاران آمریکایی اجازه بگیرند تا آن‌جا که من اطلاع دارم، امام خمینی (ره) تجویز نکردند و اجازه ندادند گروه‌های دینی از ترور برای رسیدن به اهداف سیاسی که اهداف مقدسی هم بودند استفاده کنند.
مدرس حقوق دانشگاه تهران با بیان اینکه باید بین اقداماتی که افراد به نام اسلام انجام دادند و دیدگاه اسلام تفکیک کنیم گفت:‌ امروزه با کمال تاسف در کشورهای غربی هر وقت بحث تروریسم مطرح می‌شود، نام کشورهای اسلامی و مسلمینی به زبان می‌آید و به تدریج گروه‌های تروریستی که در آنجا بوده و مربوط به غیرمسلمان‌ها بوده مثل آلمان و ایرلند امروزه کمتر از آنها نام برده می‌شود و به جای آن در دو دهه اخیر مرتب در رابطه با تروریسم نام کشورهای اسلامی مطرح می‌شود و در واقع به نوعی مبارزه با تروریسم دارد به مبارزه با اسلام و مقابله با مسلمین ختم می‌شود در حالی که اگر مسلمین در عملیات تروریستی حضور داشتند این مورد تایید خود علمای اسلام نبوده حتی در کشورهای مثل عراق که الان نیروهای خارجی حضور دارند، هیچ موقع ترور نیروهای خارجی مورد تایید علمایی مثل حضرت آیت‌الله سیستانی نبوده و اینها علیرغم اینکه مخالف حضور غربی‌ها در کشورشان هستند اما علمیات تروریستی اتباع خارجی را در عراق هیچ‌گاه تایید نکردند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات