تاریخ انتشار : ۲۱ آذر ۱۳۸۷ - ۱۰:۴۰  ، 
کد خبر : ۶۵۲۳۲

حلقه‌های جنگ روانی دشمن


قاسم روان‌بخش

تبلیغات و شایعه‌سازی همواره نقش بسزایی را ایفا کرده و می‌کند؛ از این رو سیاستمداران و حکومت‌ها برای حذف رقیب و موفقیت سیاسی خود به جای جنگ نظامی، از اهرم تبلیغات و جنگ روانی بهره می‌برند؛ اهرمی که از نظر اقتصادی و انسانی مقرون به صرفه است و از نظر تأثیرگذاری می‌تواند مؤثرتر باشد و چه بسا زمینه را برای اقدام نظامی فراهم کند.

معاویه ابن ‌ابی‌سفیان که به سیاستمدار عرب معروف بود عمده‌ترین ضربات خود را با ایجاد جنگ روانی بر پیکر جامعه اسلامی وارد می‌ساخت. وی با به کارگیری شاعران مداحان و بیش از 70 هزار مبلغ به تدریج لعن امیرالمؤمنین(ع) را رسمی کرد! و در جنگ‌ها نیز از همین روش بهره می‌برد. ابن‌زیاد نیز برای پراکنده کردن یاران مسلم در کوفه و مقابله با حرکت امام حسین(ع) از ابزار جنگ روانی استفاده کرد و با ایجاد شایعه بزرگ «لشکر شام در راه است» توانست با ایجاد رعب و وحشت یاران مسلم را پراکنده سازد.

امروزه نیز که حکومت‌ها از ابزار تبلیغاتی و شایعه‌سازی پیشرفته‌ای مثل رادیو، تلویزیون، سایت‌های اینترنتی و مطبوعات برخوردارند به مراتب بهتر می‌توانند در این راستا نقش‌آفرینی کنند. به همین دلیل می‌بینیم که بودجه مصوب 50 میلیون دلاری آمریکا ضدجمهوری اسلامی در جهت راه‌اندازی شبکه‌های تلویزیونی و رادیویی و تقویت آن‌ها و در جهت حمایت برخی روزنامه‌های داخلی ایران هزینه می‌شود.

در زمان ریاست جمهوری آقای احمدی‌نژاد مسأله هسته‌ای ایران از حالت تعلیق و توقف کامل خارج شده و دانشمندان هسته‌ای با تلاش شبانه‌روزی غنی‌سازی 5/3 درصدی را برای ملت ایران به ارمغان آوردند و می‌رود که با تکمیل چرخه سوخت هسته‌ای ایران به کشورهای هسته‌ای بپیوندد و نیاز خود را به انرژی پاک تأمین کند. در این راستا دشمنان ملت ایران به ویژه اروپا و آمریکا تمام تلاش خود را در جهت مقابله با جمهوری اسلامی به کار گرفتند ولی ناکام ماندند و در نهایت با تصویب یک قطعنامه مرده و بی‌خاصیت و راه‌اندازی جنگ روانی با بسیج نیروهای داخلی خود درصددند تا دولت احمدی‌نژاد را که توانسته است با قدرت و با تدبیر در مقابل زیاده‌خواهی‌های غربی بایستد و این افتخار بزرگ را برای ملت ایران به ارمغان آورد دچار چالش جدی کنند. شایسته است برای آشنایی با جنگ روانی دشمن، سیر خبرسازی و تبلیغات رسانه‌ای آن‌ها را مورد بررسی دقیق قرار دهیم:

1.تصویب قطعنامه شورای امنیت

پس از گذشت دو سال از تهدید و ارعاب آمریکا و متحدان اروپایی‌اش مبنی بر این که اگر ایران تعلیق کامل را نپذیرد پرونده‌اش را به شورای امنیت می‌فرستیم پرونده به شورای امنیت رفت ولی به دلیل دیپلماسی فعال دولت، تصویب قطعنامه ماه‌ها به تعویق افتاد. سرانجام آمریکا با دادن امتیازاتی به روسیه و چین به صدور قطعنامه‌ای رضایت داد که از نظر محتوا مرده به دنیا آمد و نتوانست تأثیر چندانی بر روابط سیاسی اقتصادی ایران با دیگر کشورهای جهان داشته باشد؛ ولی به هر حال تبلیغات و جنگ روانی به اهداف خود دست یابد. از این رو رادیو آمریکا و شبکه‌های همسو با آن در خارج و داخل وانمود می‌کنند که ایران در بحران بزرگی گرفتار آمده و چنانچه به مفاد قطعنامه عمل نکند، قطعنامه‌ای شدیدتر در پیش روی او است. رادیو آمریکا می‌گوید: «این اولتیماتومی که داده شده الان نصفی از آن سپری شده و ایران کماکان دارد به فعالیت‌هایش ادامه می‌دهد. احتمالاً ظرف ماه آینده البرادعی مجبور می‌شود گزارش به شورای امنیت ارائه کند و بگوید ایران به قطعنامه تمکین نکرده و ممکن است مقدمات تصویب یک قطعنامه خشن‌تری علیه ایران فراهم شود. (1) روشن است که با این اما و اگرها و احتمال‌ها به دنبال ترساندن ملت ایران و در نتیجه فشار بر دولت است.

2.تلاش در جهت تشکیل ائتلاف ضد ایران

به دنبال صدور قطعنامه مذکور، آمریکا با فرستادن خانم رایس به منطقه و ملاقات او با سران کشورهای عربی از جمله شورای همکاری خلیج‌فارس با وعده و وعیدهایی درصدد به راه انداختن جنگ شیعه و سنی و تشکیل ائتلاف کشورهای عربی علیه ایران اسلامی بر آمد که این نیز به نوبۀ خود در جهت تکمیل حلقه‌های جنگ روانی و ترساندن ملت ایران انجام می‌گیرد و گرنه کشورهای عربی به خوبی می‌دانند که آن‌ها عرضه چنین اقدامی را ندارند و در صورت عملی شدن این ائتلاف و راه‌ افتادن جنگ، خود بیش‌ترین آسیب را خواهند دید، زیرا اصابت چند موشک به کشوری که از نظر وسعت کم‌تر از یک پنجم یک استان ایران است، همه معادلات آن کشور را به هم خواهد ریخت.

3.شایعه فوت مقام معظم رهبری!

پس از صدور قطعنامه و همراه با تلاش برای تشکیل ائتلاف علیه ایران، شبکه‌های خبری سی‌ان‌ان، بی‌بی‌سی و چندین خبرگزاری غربی در اقدامی هماهنگ خبر فوت مقام معظم رهبری را به جهان مخابره کردند که منشاء جعل این خبر لغو سخنرانی عمومی معظم‌له به دلیل بیماری سرماخوردگی بود! پس از دیدار ایشان با مردم قم در روز عید غدیر و چندین ملاقات دیگر که از تلویزیون پخش شد، شایعه دیگری در دستور کار دشمن قرار گرفت مبنی بر این که ایشان از بیماری سرطان معده رنج می‌برد! و چیزی طول نخواهد کشید که از دنیا خواهد رفت! دشمن با ایجاد این شایعه درصدد است حلقه دیگری از حلقه‌های جنگ روانی خود ضد دولت ایران را تکمیل و مردم را دچار وحشت و اضطراب کند.

4.احتمال حمله نظامی آمریکا به ایران

یکی دیگر از حلقه‌های جنگ روانی طرح احتمال حمله نظامی آمریکا به ایران است که با اعلام استراتژی جدید بوش در منطقه و تصمیم بر اعزام 20 هزار تفنگدار جدید به عراق و اعزام دو ناو هواپیمابر به خلیج‌ فارس کلید خورد. رادیوهای بیگانه و برخی مطبوعات و عناصر داخلی در جهت تکمیل این حلقه جنگ روانی [هر چند ناخواسته] نقش‌آفرینی می‌کنند؛ رادیو فردا طی تحلیلی گفت: «آمریکا با یارگیری در منطقه با تقویت صفوف دشمنان ایران، مخالفین ایران و با افزایش فشار در حال زمینه‌سازی اقدامات جدی‌تری است»(2)؛ «باید انتظار داشت که با اعزام ادوات جنگی جدید به عراق فشارها بر ایران و سوریه بیش‌تر شود»(3) «به نوشته روزنامه صباح ترکیه پس از سه سال، استفاده دوباره جنگنده‌های آمریکایی از پایگاه ترکیه نشان می‌دهد فشارهای آمریکا بر ایران روز به روز افزایش می‌یابد»(4) «نیویورک تایمز می‌نویسد آمریکا تجهیزات ضدموشکی و قدرت نظامی خود را در آب‌های خلیج‌ فارس تقویت کرده است.»(5) «به دنبال تصمیم بوش برای تقویت نیروهای آمریکایی در عراق و خلیج فارس برخی از سیاستمداران حزب دموکرات گفتند او در صدد گسترش دامنه جنگ عراق به ایران و سوریه است... استفان هدلی مشاور امنیت ملی رئیس جمهور آمریکا در مصاحبه‌ای تلویزیونی به این سؤال که آیا رئیس‌جمهوری اختیار انجام عملیات نظامی در داخل ایران را دارد یا نه پاسخ صریحی نداد و گفت: ‌من نگفتم رئیس‌جمهوری اختیار چنین کاری را ندارد.»(6)

5.حمله نظامی آمریکا به کنسول‌گری ایران در اربیل

با تکمیل حلقه قبلی این جنگ روانی، آمریکا با حمله به کنسول‌گری ایران در اربیل در صدد القای این نکته است که ما برای رسیدن به اهداف خود قوانین بین‌المللی را نیز زیر پا می‌گذاریم. به این ترتیب حلقه دیگری از جنگ روانی تکمیل می‌شود تا ایرانی‌ها تصور نکنند قوانین و یا سازمان‌های بین‌المللی می‌توانند به آن‌ها کمک کنند؛ زیرا همه چیز در اختیار آمریکاست!

6.تاثیر جنگ روانی بر برخی افراد داخلی

انتظار دشمن این است که با تکمیل حلقه‌های جنگ روانی خود، ملت و دولت ایران در برابر او سر تسلیم فرود آورند و البته ممکن است بر افراد ضعیف‌الایمان تاثیراتی داشته باشد؛ چرا که بوق‌های تبلیغاتی دشمنان فضای کشور را بحرانی معرفی کرده؛ آن هم بحرانی که برای خروج از آن راهی جز پذیرش قطعنامه و برگشتن به شرایط سه سال قبل یعنی تعلیق کامل هسته‌ای و مذاکره با شیطان بزرگ نخواهد داشت. زیرا قطعنامه صادر شده و قطعنامه شدیدتری هم در راه است، ائتلاف منطقه‌ای هم که علیه ایران صورت گرفته، مقام معظم رهبری (نقطه ثقل انقلاب اسلامی) نیز در بیماری قرار دارد! احتمال حمله نظامی هم با اعزام نیروها و ادوات جدید جنگی به منطقه جدی است، پس چه باید کرد؟ همان که روزنامه‌های مدعی اصلاح‌طلبی با تیتر درشت از یاران بازرگان مشخص کردند «نیاز بازگشت به تفکر بازرگان هر روز بیش‌تر روشن می‌شود»!(7)

برخی روزنامه‌های داخلی، خواسته یا ناخواسته، در گرداب جنگ روانی قرار گرفته، مساله را جدی گرفته‌اند و چنین وانمود می‌کنند که حمله نظامی قطعی است! آن‌ها اکنون به دنبال مقصر اصلی می‌گردند، همشهری، اعتماد ملی، کارگزاران و... با معرفی آقای دکتر احمدی‌نژاد به عنوان عامل اصلی این بحران! زمینه را برای خیزش دیگری در جنگ روانی رسانه‌های خارجی و داخلی علیه دولت فراهم کردند و حلقه نهایی جنگ روانی دشمن تکمیل شد. روزنامه جمهوری اسلامی در سرمقاله خود که عمدتاً به قلم مدیر مسؤول نوشته می‌شود، مواضع تند احمدی‌نژاد و تکرار آن در شهرها و استان‌های مختلف را دلیل به وجود آمدن این بحران! دانسته، می‌نویسد: «نوع بیان در مسائل اتمی آن قدر تهاجمی و با کلمات نه چندان زیباست که در مخاطب چنین القاء می‌کند یک حالت لج‌بازی در بحث اتمی راه افتاده است»(8) این روزنامه با اعتراض به این که چرا احمدی‌نژاد قطعنامه را کاغذ پاره خوانده، می‌نویسد: «قطعاً قطعنامه فعلی به ضرر کشور بوده است»(9) روزنامه همشهری نیز عامل صدور قطعنامه علیه جمهوری اسلامی را سخنرانی داغ رئیس‌جمهور دانست(10) و روزنامه کارگزاران نیز با ذوق‌زدگی تمام خواهان بازگشت به همان دیپلماسی انفعال سه سال گذشته شد و آن را خواست ملی دانست!(11) روزنامه اعتماد ملی نیز طی مقاله‌ای که به قلم صادق زیبا کلام به رشته تحریر آمد ضمن انتقاد از انعطاف‌ناپذیری راهبرد سیاست خارجی دولت نهم، کاهش بحران هسته‌ای ایران را در گروه بازگشت به نوع نگاه هاشمی رفسنجانی و تیم مذاکره کننده قبلی دانست.(12)

به دنبال این فضاسازی‌های داخلی، سوژه مناسبی برای رادیوهای بیگانه و نشریات آنان درست شد که همین حرف‌ها را با آب و تاب دیگری بیان کنند. رادیو آمریکا ضمن تجلیل از مواضع روزنامه‌های فوق اظهار داشت: «افزایش انتقادات از عملکرد سیاست خارجی دولت نهم توسط نمایندگان مجلس و حتی روزنامه‌هایی که به جریان اصول‌گرا نزدیکند، دولت محمود احمدی‌نژاد را در شرایط دشواری قرار داده است... روزنامه محافظه‌کار جمهوری اسلامی در سر مقاله خود خطاب به رئیس‌جمهور نوشته:‌نوع بیان شما در مسائل اتمی آن قدر تهاجمی و با کلمات نه چندان زیباست که در مخاطب القا می‌کند یک حالت لجبازی در بحث اتمی رخ داده است.(13)

به دنبال جریان‌سازی‌های مطبوعاتی علیه دولت احمدی‌نژاد، مرکز ثقل مقاومت هسته‌ای، نمایندگان فراکسیون اقلیت مجلس نیز از قافله عقب نماندند و با نوشتن نامه‌ای که به امضای 50 نفر از نمایندگان رسید، خواهان احضار رئیس‌جمهور به مجلس شدند و از این طریق خوراک جدیدی برای جنگ روانی دشمن فراهم کردند که رسانه‌های خارجی و برخی رسانه‌های وابسته به جریان سازش داخلی، دولت را آماج حملات خود قرار دهند. به طوری که هفته نامه اکونومیست لندن ضمن اظهار خوشحالی از احضار احمدی‌نژاد به مجلس نوشت: «شاید ستاره بخت رئیس‌جمهوری ایران در حال افول باشد»(14). فضای جنگ روانی به قدری سنگین است که گاهی برخی ناخواسته با آن همراه می‌شوند و همان را توصیه می‌کنند که دشمن ترسیم می‌کند. سفارش سخنگوی یکی از نهادهای مهم و انقلابی مبنی بر ضرورت احضار رئیس‌جمهور به مجلس که مورد اعتراض شدید اعضای آن نهاد قرار گرفت بیش از همه نگران‌کننده است.

نتیجه

1. آن چه اتفاق افتاده، یک جنگ روانی تمام‌عیار است؛ 2. جنگ روانی را باید با جنگ روانی پاسخ داد مثل همان مواضع امام و رهبری و رئیس‌جمهور که آمریکا هیچ غلطی نمی‌تواند بکند، ناو کهنه آمریکا ارزشی ندارد، قطعنامه شورای امنیت کاغذ پاره‌ای بیش نیست و هیچ تاثیری ندارد؛ 3. کسانی که این روزها در راستای جنگ روانی دشمن هماهنگ عمل می‌کنند، دانسته یا نادانسته به او کمک می‌کنند؛ 4. دولت به ویژه دستگاه‌های امنیتی در برابر سربازان داخلی دشمن و پایگاه‌های جنگ روانی وظیفه دارند؛ 5. بر نویسندگان و تحلیل‌گران سیاسی است که حلقه‌های جنگ روانی دشمن را به مردم معرفی کنند 6. آمریکا در این جنگ روانی طرفی نخواهد بست. ملت ایران در روز 22 بهمن تمام حلقه‌های توطئه را خواهد شکست و پاسخ کوبنده‌ای به این جنگ روانی خواهد داد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات