دکتر عباسعلی کدخدایی ـ سخنگوی شورای نگهبان
شورای امنیت سازمان ملل متحد به موجب ماده 24 منشور سازمان ملل، مسئولیت حفظ و تأمین صلح و امنیت بینالمللی را عهدهدار شده است که در این راستا از آغاز تاکنون اقداماتی در جهت حفظ صلح انجام پذیرفته است. لیکن انجام این مهم همیشه از آغاز با تردیدهایی جدی روبهرو بوده و تحولات و حوادث اخیر در مرزهای لبنان و سرزمینهای اشغالی فلسطین نیز بر این تردیدها صحه میگذارد. جهت تأمین صلح و امنیت بینالمللی توسط شورای امنیت در نظر گرفتن مؤلفههای ذیل الزامی است:
* وجود ارادهای سیاسی و قوی در جهت احقاق حقوق کلیه ملتها و حمایت از آنان در جهت احقاق حق تعیین سرنوشت
* ضرورت اتخاذ اقدامات عینی و عاجل در هنگام مواجه شدن با بحرانهای بینالمللی مانند قضایای فلسطین اشغالی
* ضرورت حفظ بیطرفی کامل در هنگام تصمیمگیری پیرامون بحرانهای بینالمللی و یا منطقهای
مسئله فلسطین و تجاوز اشغالگران صهیونیستی از جمله نقاط سیاه و تاریک در کارنامه این شورا میباشد که فقدان هر سه مؤلفه فوق در آن آشکار است. صدور قطعنامه سالهای اواخر دهه 40 میلادی که به جای نیروهای اشغالگر، قدرتهای منطقهای عرب تهدید شدند، نشاندهنده آن بود که در این شورا هیچ ارداهای سیاسی جدی برای حل بحران فلسطین وجود ندارد و قاضی خود شریک دزد قافله شده است.
تجاوزات سال 1967 و عدم اتخاذ اقدام سریع و فوری از سوی شورای امنیت شاهد دیگری است بر این مدعا که این شورا درصدد تأمین صلح و امنیت بینالمللی و احقاق حقوق ملتهای جهان نمیباشد، بلکه حفظ وضع موجود به نفع اشغالگران را بهترین راهحل میداند. این در حالی است که حفظ بیطرفی در مناقشات بینالمللی از جمله اصول اولیه هرگونه داوری است و سازمان ملل و مشخصاً رکن حافظ صلح آن یعنی شورای امنیت باید به درستی این ویژگی را در تصمیمات و اقدامات خود رعایت کنند. متأسفانه تجربه بیش از سی سال شورای امنیت در خصوص رسیدگی به مسئله فلسطین خلاف این امر را به اثبات میرساند، چرا که قطعنامههای مؤثر این شورا مواجه با وتوی آمریکا شده و حتی رویکرد نامحدود انگاشتن اختیارات این شورا که از دهه 90 میلادی آغاز گردید آن را به مثابه جادهای یک طرفه جلوه داده که در آن سنگها بسته و سگها رها شدهاند.
بدیهی است فقدان این سه مؤلفه در تصمیمگیریهای شورای امنیت، جایگاه صلحپایی و صلحسازی آن را به پایینترین حد ممکن تنزل میدهد و اعتماد بینالمللی را از این رکن مهم سازمان ملل سلب میکند؛ به نحوی که امروزه این شورا به صورت نهادی طرفدار حفظ ظلم و نه حفظ صلح جلوهگر شده که با نقض بیطرفی در داوریهای خود، ملتهای تحت ستم را از احقاق حقوق اولیه خود باز میدارد.
یادآوری این نکته نیز خالی از فایده نیست که بدانیم در پیشنویس طرح اصلاحات سازمان ملل، پیشنهاداتی چند، جهت تغییر ساختار و اختیارات این شورا ارائه شد که به دلیل مخالفتهای قدرتهای بزرگ طرح پیشنهادی با اعمال حداقل پیشنهادات به تصویب رسید و یکبار دیگر راه را بر روی اصلاح در مهمترین رکن سازمان ملل مسدود نمود. راهی که میتوانست اگرچه نه به طور کامل، لیکن در گسترهای محدود شورای امنیت سازمان ملل را از موضع جانبدارانه فعلی و غیرفعال بودن خارج و در بحرانهای بینالمللی و منطقهای از آن جلوهای مطلوبتر آشکار نماید. در کنار آن، اقدامات این شورا میباشد که میتواند چهره ناخوشایند آن را ناخوشایند نموده و اولین آزمون در این ارتباط، احقاق حقوق ملت مظلوم فلسطین و محکومیت رژیم صهیونیستی و وادارنمودن آن به پذیرش و اجرای قطعنامههای شورای امنیت میباشد.