بهداد مهرباور
بیتردید انتخابات 24 آذرماه از جهات مختلف قابل بررسی و تحلیل است. لیکن به دلیل گستردگی سایه ابهاماتی که فعلاً شور و نشاط این انتخابات را تحتالشعاع قرار داده است نمیتوان با دقت نتایج انتخابات را تحلیل کرد.
اما این نکته کاملاً بدیهی است که حامیان دولت در سراسر کشور با شکست سنگین و یا حداقل میتوان گفت با عدم اقبال مردم مواجه شدهاند. این در حالی است که همواره پس از روی کار آمدن یک دولت جدید، حامیان آن دولت موفق شدهاند اکثریت آرای مردم را در انتخابات بعدی به خود اختصاص دهند.
پیروزی راستگرایان در انتخابات مجلس چهارم با شعار محوری "حمایت از هاشمی"، کسب رأی دوم مردم تهران توسط فائزه هاشمی رفسنجانی در انتخابات مجلس پنجم، پیروزی حامیان سیدمحمد خاتمی در انتخابات اولین دوره شوراها و مجلس ششم و کسب بیشترین آرای شهروندان تهرانی توسط سیدمحمدرضا خاتمی برادر رئیسجمهور وقت، نمونههای بارزی است برای اثبات این ادعا که حامیان روسای جمهور تازه به قدرت رسیده همواره با اقبال افکار عمومی مواجه بودهاند.
حتی سیدمحمد خاتمی در دومین دوره نامزدی انتخابات ریاست جمهوری آرایی به مراتب بیش از دوره پیشینش کسب کرد که نشان از محبوبیت کمنظیر این شخصیت سیاسی و فکری دارد.
اما چرا حامیان رئیسجمهور محمود احمدینژاد تنها پس از گذشت یک سال و نیم از عمر این دولت نتوانستند نظر مردم را جلب کنند و شکست سنگینی را در سراسر کشور متحمل شدند؟ چرا با وجود این همه سفرهای استانی و ادعای اقبال مردم به عملکرد دولت، سخنرانیهای جنجالی و تبلیغاتی سران دولت، حامیان دولت نهم موفق نشدند که از مردم رأی اعتماد بگیرند؟ چرا ادعای افزایش آرای 17 میلیونی احمدینژاد به 30 میلیون با چنین وضعیتی مواجه شد؟
بیتردید تحلیل این موضوع نیازمند زمان بیشتر و فروکش کردن هیجانهای انتخاباتی است تا بتوان در فضایی آرام و منطقی به نقد عملکرد دولت نهم بپردازیم. چرا که به نظر میرسد در مرحله اول این عملکرد خود دولت بوده که منجر به اتخاذ این تصمیم از سوی مردم شده است.
با این حال نباید نسبت به نقش مهم و اثرگذار "حامیان دولت" در این شکست تلخ بیتفاوت باشیم. اهم اشتباهات این گروه را میتوان در چند مورد خلاصه کرد:
1- واقعیت این است که دخالت برخی از دولتمردان در انتخابات غیرقابل انکار بوده است. تاکنون در هیچ انتخاباتی شاهد نبودهایم که دبیر هیات دولت در انتخابات شرکت کند اما بهرغم تصریح قانون و نظر صریح اعضای هیئت نظارت حاضر نباشد که از سمت دولتی خود استعفا دهد. چنین رفتاری از سوی برخی نامزدهای انتخاباتی منتسب به دولت شائبه فرار از قانون را در اذهان مردم تداعی میکرد. حتی باقی ماندن این عنصر بلندپایه دولتی در عرصه انتخابات بهرغم تصریح سخنگوی هیئت نظارت مبنی بر غیرقانونی بودن تأیید صلاحیت او، زمینه تضعیف دولتمردان را تقویت کرد.
2- دولت در طول یک سال گذشته به دلیل تأثیرگذاری برخی عناصر، حاضر نشده به شهرداری تهران کمک شایستهای کند. کاهش بودجه مترو و اختصاص 150 میلیون دلار برای طرح تشریفاتی و تبلیغاتی منوریل بدون مشورت با کارشناسان شهرداری تهران، اختصاص ندادن حتی یک ریال از بودجه تبصره 13 به شهرداری پایتخت با گذشت 10 ماه از سال، حتی تخریب شهردار تهران از سوی برخی حامیان دولت، پرداخت نشدن بدهی دولت به شهرداری و... این شبهه را ایجاد کرد که گویا برخی درصدد اعمال فشار برای تغییر مدیریت شهری تهران هستند.
چنین رفتاری از سوی دولتمردان از دیگر دلایل رویگردانی مردم از حامیان دولت بود.
3- حجم گسترده تبلیغات حامیان دولت بدون اعلام منابع مالی از دیگر عواملی بود که مردم نسبت به فهرست آنان بدبین شدند. بویژه که در روزهای پایانی انتخابات شاهد بروز رفتاری غیرقانونی از سوی برخی گروههای ناشناس بودیم. جمعآوری بیلبوردهای تبلیغاتی دیگران و حتی جعل فهرست انتخاباتی گروههای دیگر از اقدامات بینظیری بود که در این دوره از انتخابات روی داد. مردم مشاهده کردند دولت به عنوان مجری انتخابات هرگز به چنین تخلفاتی واکنش نشان نمیدهد.
۴- رفتار برخی از حامیان دولت این شبهه را در اذهان مردم تقویت کرد که برخی از دولتیها رفتاری بسیار انحصارطلبانه دارند. حذف مهندس مهدی چمران چهره سرشناسی که در ایام انتخابات حمایت بیدریغی از احمدینژاد کرده بود نشان از انحصارطلبی برخی تازه به قدرت رسیدههای اصولگرا بود. در مجموع میتوان ادعا کرد نحوه رفتار "حامیان دولت" از عوامل مهم شکست دولت نهم در نخستین رفراندوم انتخاباتی بود که به تعبیر حسن بیادی نایب رئیس شورای دوم تهران بسیار زودرس بود و دولت و حامیانش این را بر خود تحمیل کردند.