دولت که ابتدا از حمایت وسیع کلیه اصولگرایان برخوردار بود، پس از قرار گرفتن آقای لاریجانی در منصب دبیری شورای عالی امنیت ملی و تمرکز بیش از پیش سیاستگذاری و کنترل برنامه هستهای در آن شورا، از سیاستهای تعامل و سازش دولت قبلی فاصله گرفت و ابتدا با عملیاتی ساختن کارخانه تولید گاز هگزافلوئورید اورانیوم در اصفهان و بعد، آغاز محدود غنیسازی اورانیوم در نطنز، عملاً در مسیر تقابل با آژانس بینالمللی انرژی اتمی و شورای امنیت سازمان ملل گام نهاد.
تصویب دو قطعنامه متوالی در کمتر از شش ماه در شورای امنیت علیه ایران و حمایت روسیه و چین از هر دو قطعنامه ایران بوضوح نشان داد که پشتیبانی دو کشور یاد شده از ایران تا حدودی ادامه خواهد داشت که بر منافع عمدهتر آنها لطمهای وارد نسازد.
علیرغم آگاهی از مواضع روشن چین و روسیه در این زمینه، احمدینژاد نمیتواند برای قناعت به حمایت نیمبند روسیه و چین و اجرای سیاست خارجی "نگاه به شرق" حساب خاصی گشوده باشد. تفاوتهای چشمگیر سیاستهای هستهای دولت سابق و دولت کنونی و همچنین پیشبینی رویکردهای متفاوت آنان در مقایسهای که آقای لاریجانی در گذشته از تعلیق غنیسازی اورانیوم توسط دولت خاتمی در قبال دریافت کمکهای امنیتی اقتصادی و فنی از غرب به عمل آورده بود مستتر است. ایشان در مقایسه مشهور خود غنیسازی اورانیوم را "گوهری" خواند که دولت آقای خاتمی به گفته او با "آب نبات" کمکهای اروپا مبادله کرده بود. دولت تازه با دل شستن از احتمال رسیدن به سازش جدی و پایداری امنیتی با آمریکا، از ابتدا مصمم به دست یافتن به فناوری غنیسازی اورانیوم و به دست آوردن چرخه سوخت هستهای و در نتیجه تبدیل شدن به قدرت هستهای بود. بر این اساس و در مسیر تحقق هدفهای برشمرده، سیاستهای هستهای ایران در عین اعلام وفاداری و تأکید بر ادامه ماهیت صلحآمیز آن، عملاً تغییر کرد. اولین نتیجه این تغییر در روابط خارجی ایران ظاهر و منجر به قطع مذاکرات هستهای ایران و سه کشور بزرگ اروپایی شد. در گام بعدی، رابطه ایران با آژانس بینالمللی انرژی اتمی نیز بحرانی شد. طی این دو تحول قابل ملاحظه، حمایت نسبی اروپا و آژانس که در گذشته همواره مایل به گشوده نگاه داشتن باب مذاکره و تعامل با ایران بود عملاً از دست رفت.
این تحول، همزمان به تقویت مواضع مخالفان برنامه هستهای ایران انجامید و اروپا را در کنار آمریکا قرار داد. اعلام سیاست "نگاه به شرق" در روابط خارجی ایران با این هدف صورت گرفت که تا حد امکان مانع انزوای سیاسی بیشتر ایران شود و در بهترین شرایط از راه ایجاد تعادل تازه در صف دوستان و مخالفان ایران فشار فزاینده خارجی را خنثی سازد. برای دست یافتن به هدفهای سیاست نگاه به شرق، ایران تنها میتوانست به پشتیبانی روسیه و چین دلگرم باشد. برای جلب پشتیبانی این دو عضو ثابت شورای امنیت، ایران آماده پرداخت هزینههایی نیز شد، از جمله پیشنهاد ساختن راکتورهای اتمی بیشتر به روسیه و قطعی ساختن قرارداد خرید سیستم دفاع ضدهوائی موسوم به تور ـ ام.1 در ارتباط با چین نیز علاوه بر قبول تأمین بخشی از نیازهای چین به گاز مایع وارداتی، دست چین را برای بهرهبرداری از حوزه نفتی یادآوران پس از امضای موافقت اصولی با آن کشور بازگذاشت. علیرغم پرداختن هزینههای یاد شده، حمایت روسیه و چین از مواضع ایران بخصوص در زمینه پرونده هستهای از مرز حمایت رسانهای و حداکثر چانهزنی با غرب در جهت تقلیل آن فراتر نرفت.
با انقضای نیمی از مهلت شصت روزه شورای امنیت به ایران، ارائه گزارش تازهای از سوی آژانس بینالمللی انرژی اتمی دایر بر تمرد از موارد مورد اشاره در قطعنامههای 1696 و 1737 یا پذیرفتن آنها توسط ایران غیرقابل اجتناب به نظر میرسد. همزمان و علیرغم افزایش انتقادهای داخلی از عملکرد دولت در زمینه فعالیتهای هستهای، منوچهر متکی وزیر خارجه ضمن تائید خبر ارسال نامهای حاکی از گلهمندی و اعتراض به چهارده عضو شورای امنیت با دفاع از سیاستها و تأکید بر حقوق قانونی ایران بر ادامه فعالیتهای هستهای به روال گذشته تأکید کرد. احتمال میرود با اعلام خبر جشن بزرگ هستهای که رئیسجمهور نوید آن را داده، در نیمه بهمن گام تازهای در جهت توسعه فعالیت هستهای ایران برداشته شود. انتظار میرود در این ایام افزایش تعداد سانتریفوژهای عملیاتی که ظرفیت غنی کردن اورانیوم را افزایش خواهند داد اعلام گردد. به این منظور نمایندگانی نیز از کشورهای خاورمیانه و جنبش عدمتعهد برای شرکت و حضور در جشن یاد شده به ایران دعوت شدهاند. به منظور افزایش فشارهای سیاسی و اقتصادی ناشی از اعلام تحریمهای شورای امنیت علیه ایران، آمریکا به تحرکات نظامی چشمگیری نیز مبادرت کرده که اعزام ناو هواپیمابر جانسی اشتنیس با 320 خدمه به خلیج فارس از جمله آنهاست. حضور این ناو که قادر به حمل هشتاد فروند هواپیماست، شمار ناوهای هواپیمابر آمریکایی در منطقه خلیج فارس را برای اولین بار از سال 2003 تاکنون به دو فروند افزایش میدهد. طی اقدام دیگری وزارت دفاع آمریکا از ارسال سیستمهای ضدموشکی پاتریوت برای یکی از کشورهای حاشیه خلیج فارس خبر داد.
پاتریوت دفاعی است در برابر موشکهای کوتاهبرد از نوعی که ایران ممکن است برای حمله به پایگاههای آمریکایی در این منطقه از آن استفاده کند. در کنار تحرکات نظامی، فعالیتهای سیاسی نیز با شدتی بیشتر از گذشته در حال انجام گرفتن است. برگزاری کنفرانس دو روزهای در فاصله نهم تا یازدهم فوریه در مونیخ با حضور وزرای خارجه آمریکا و کشورهای عمده اروپایی و همچنین وزیر خارجه و دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران به منظور بررسی تحولات مربوط به پرونده هستهای ایران از جمله آخرین تلاشهایی است که به منظور پرهیز از بحرانی جدی صورت میگیرد. به نظر میرسد هر چند دستگاه دیپلماسی در به وجود آمدن این شرایط بیتاثیر نبودهاند اما تا اوایل اسفند راه گفتوگو باز است و نباید شرایطی پیش آید که مانند گذشته فرصتهای طلایی از کف برود و در آینده افرادی مثل هاشمی رفسنجانی هشدار دهند که فرصتسوزی برای کشور سمی مهلک است.