تاریخ انتشار : ۲۳ آذر ۱۳۸۷ - ۰۹:۲۴  ، 
کد خبر : ۶۵۲۷۳
مروری بر زندگی و مرگ:

جلاد بالکان


رقیه یوسفی
میلوسوویچ جوان فنون و قابلیت‌های سیاسی خود را در بلگراد تعلیم دید. در آخرین سال‌های حکومت مارشال تیتو، میلوسوویچ یک کمونیست نمونه بود. مرگ تیتو خلأیی را در اوج قدرت وی به وجود آورد. میلوسوویچ با درایت و زیرکی از این شرایط و موقعیت به عنوان نردبانی برای به قدرت رسیدن استفاده کرد. در آوریل سال 1987، بخت و اقبال به میلوسوویچ روی آورد و او هم دو دستی آن را چسبید. او به عنوان مرد شماره دو حزب کمونیست صرب، توسط ایوان استامبویچ برای حل و فصل درگیری‌های ایالت کوزوو معرفی شد.
از سوی دیگر 10 درصد از کل جمعیت صرب‌ها در اثر کشتار آلبانیایی‌ها کاهش یافته بود. در این اثنا میلوسوویچ با قاطعیت تمام برای مردم خشمگین صرب سخنرانی کرد و سخنانی را بر زبان آورد که بعدها همه چیز را تغییر داد. او گفت: هیچ قدرتی جرات نخواهد کرد دوباره شما را شکست دهد. سخنان او فریاد حمایت‌طلبی برای مردم دلسرد و مایوس صرب از حکومت کهنه‌گرای کمونیست بود. آنها ناباورانه صاحب رهبری شدند که به آن احتیاج داشتند. مردی که از نیروهای رسانه‌ای همچون تلویزیون برای تثبیت موقعیت تازه به دست آمده خود استفاده کرد. او در قدم اول، استامبویچ دوست قدیمی و مشاور و معلم خور را از قدرت سرنگون کرد. در عرض دو سال میلوسوویچ به عنوان رئیس‌جمهور صربستان انتخاب شد. خودمختاری و استقلال ایالت کوزوو، همانند ایالت‌های دیگر از میان برداشته شد. ملی‌گرایان صرب به سرعت به پیشروی خود ادامه دادند.
اما این اشتیاق و شور و هیجان عقیم و بی‌نتیجه‌ای که صرب‌ها را به طرف خود کشانده بود برای مردم اسلوونی، کرواسی و سایر ایالت‌های استقلال‌یافته یوگسلاوی نفرت‌آور و مایه انزجار بود. میلوسوویچ احساس کرد که در موقعیتی است که می‌تواند یک صربستان بزرگ و وسیع از بقایای یوگسلاوی بنا نهد. در واقع او شرایط هولناکی را به وجود آورد که کل صربستان را در کام خود کشید.
در سال 1991 وقتی که ایالت‌های اسلوونی و کرواسی از یوگسلاوی جدا شدند، ارتش یوگسلاوی که تحت سلطه و نفوذ صرب‌ها بود حالت تهاجمی به خود گرفت. حمایت بلگراد و میلوسوویچ نیز این امر را حساس‌تر کرد. شبه‌نظامیان صرب توسط ارتش ایالت‌های کرواسی به عقب رانده شدند.
ایالت بوسنی نیز در چنین شرایطی قرار داشت، وقتی این جمهوری استقلال خود را اعلام کرد، حزب اقلیت صرب آن در برابر این اقدام موضع گرفته و مقاومت کردند.
اکثر مسلمانان سارایوو پایتخت بوسنی، مانند سایر شهرها محاصره شدند. این محاصره حدود سه سال به طول انجامید. با وجود ترس و نفرت از جنگ، دوره جدیدی به وجود آمد: پاکسازی نژادی. همه مردم شامل این طرح به زور از خانه‌هایشان رانده شدند تا تقدیر شرایطی بدتر از این را رقم بزند.
میلوسوویچ از رهبر صرب‌های بوسنی و فرمانده ارتش آن ایالت ژنرال ملادیچ پیشی گرفت، کسی که 8000 مسلمان، اعم از کوچک و بزرگ را قتل‌عام کرد.
میلوسوویچ، معمار جنگ، خودش را به عنوان مرد اصلاحات عوض کرد. او کسی بود که در پاریس پیمان صلح دیتون را به سود صرب‌های بوسنی امضا کرد و با این اقدام خود بسیاری از مردم را تحریک به جنگ کرد. با سه جنگ و شکست برای یوگسلاوی، میلوسوویچ چهارمین جنگ را با هدف کوزوو شروع کرد. در مدت 10 سال شرایط در کوزوو به صورت نگران‌کننده‌ای وخیم‌تر شد، اما اکنون این آلبانیایی‌ها بودند که علیه قوانین صرب‌ها آشوب کردند و خواستار بازگشت استقلال خود شدند.
در تابستان سال 1998، وقتی آلبانیایی‌ها علیه قانون صرب‌‌ها دست به اعتراض زدند، پلیس و نیروهای ضربتی ارتش جهت سرکوب کردن پارتیزان‌ها آلبانیایی، ارتش آزادی‌بخش کوزوو، بسیج شدند.
این برهه از شرایط، آغاز به پایان رسیدن رویای میلوسوویچ بود. هفته‌ها گفت‌و‌گوی صلح به جایی نرسید و ناتو تهدید خود مبنی بر بمباران نظامیان صرب را برای تسلیم شدن آنها عملی کرد.
در این میان، تکلیف بلگراد کاملاً روشن بود. میلوسوویچ اولین رهبری بود که به سبب جنایت‌هایش علیه بشریت محاکمه می‌شد. تسلط و نفوذ او در قدرت رو به افول بود.
در تابستان سال 2000، او نظم و شرایط انتخابات ریاست جمهوری را تغییر داد. در یک رای‌گیری، مردم یوگسلاوی تصمیم گرفتند که چه کسی رهبری آنها را بر عهده خواهد گرفت. مفسران بر این باور بودند که این شرایط میلوسوویچ را برای یک دوره دیگر ریاست جمهوری تثبیت خواهد کرد، ولی چنین نشد. در رای‌گیری سپتامبر سال 2000، به‌رغم مخالفت‌های فراوان و کنترل شدید رادیو و تلویزیون، اسلوبودان میلوسوویچ توسط رهبر مخالفت مغلوب شد. وفتی کمیسیون انتخاباتی دولت مرکزی خواستار اجرای مرحله دوم انتخابات شد، بدین‌ترتیب تقطه پایان یوگسلاوی گذاشته شد.
اعتصابات عمومی، اعتراضات و راهپیمایی‌های گسترده در 15 اکتبر به اوج خود رسیدند. مخالفان میلوسوویچ ساختمان پارلمان بلگراد و ایستگاه تلویزیون را اشغال کردند. میلوسوویچ و همسرش گریختند. قوانین 13 ساله در عرض 12 ساعت به صورت خیره‌‌کننده برانداخته شدند. شش ماه بعد، با دستگیری رئیس‌جمهور سابق، کار ارتش طرفدار او نیز به پایان دسید. سرانجام عدالت اجرا شد، همان طوری که همه آرزوی آن را داشتند.
محاکمه میلوسوویچ در دادگاه‌های نژادکشی و جنایات‌های انسانی در سال 2002 در دادگاه جنایی بین‌المللی لاهه با جدیت در جریان بود. در زمان مرگ او، دادستان موارد جرم او را تکمیل کرده بود، ولی بیماری‌های مکرر او مراحل را نیمه‌کاره گذاشت.
میلوسویچ ممکن است به عنوان ملی‌گرایی به خاطر آورده شود که برای ملتش و بالکان فاجعه به بار آورد و یا به عنوان قماربازی که زندگی مردم خود را به بازی گرفت و از جنگ به عنوان وسیله‌ای برای تحکیم قدرت خود استفاده کرد. برخی از عاقبت این چنین او متأسف شدند و اکثریت دیگر نفس راحت کشیدند.
رهبر سابق یوگسلاوی، اسلوبودان میلوسوویچ، یک هفته بعد از مرگش به هنگام محاکمه در دادگاه جنایی لاهه در شهر خود در ایالت صربستان دفن شد. اکنون او در گورستانی در شهر زادگاهش دفن شده است. دولت صرب اجازه تشییع جنازه رسمی برای رهبر سابق خود را نداد و توجهی به مراسم نکرد. یک خبرنگار BBC اعلام کرد: بسیاری از بازماندگان جنایت‌های جنگی از حمایت دوباره میلوسوویچ وحشت‌زده شده بودند. او از سال 2001 به سبب جنایت‌های جنگی و نژاکشی در بالکان طی دهه 1990 محاکمه می‌شد.
میرجانا مارکوویچ و دیگر بستگان درجه یک او که در خارج از صربستان زندگی می‌کردند در مراسم خاکسپاری حضور نداشتند، اما نامه‌هایی که از طرف آنها بود بر سر قبرش خوانده شد.
یک نماینده از طرف ولادیمیر پوتین، رئیس‌جمهور روسیه و دادستان کل سابق آمریکا رامسی کلارک از شخصیت‌های خارجی حاضر در مراسم بودند.
هیچ شکی نبود که مردم بوسنی، کرواسی و کوزوو از گرامیداشت مردی که به عنوان یک جنایتکار جنگی مرده بود منزجر بودند. بسیاری از مردم مراسم تشییع جنازه‌ را با بی‌تفاوتی و یا با خصومت دنبال می‌کردند. تجزیه و تحلیل آزمایشات نشان می‌دهد که میلوسوویچ در اثر حمله قلبی جان سپرد. گزارش اولیه انستیتو دادگاه ملی هلند گویای این مطلب بود که در آزمایشات انجام یافته از بدن او هیچ اثری از مسمومیت‌ یا داروی تجویز شده که باعث مرگ او شود به دست نیامده است، اما طرفداران میلوسوویچ اصرار بر این دارند که او مسموم شده است. بعد از گزارش استفاده از داروهایی که مصرف آنها را پزشکان سازمان ملل تایید نکرده بودند، پرسش‌های زیادی در مورد علت عارضه‌های مهلکی قلبی میلوسوویچ مطرح شد.
بنا به گزارش دادگاه بین‌المللی جنایی لاهه نتیجه آزمایشات پزشکان هلندی وجود مسمویت و یا تجویز دارویی که سبب مرگ وی شود را رد کرد. رئیس‌جمهور سابق یوگسلاوی در اثر حمله قلبی در دادگاه لاهه جان سپرد. طرفداران او بر این باورند که میلوسوویچ مسموم شده است و گروهی دیگر ادعا می‌کنند که به او داروی تجویز نشده خورانده شده است.
میلوسوویچ بارها تاکید داشت او از اینکه قبل از مرگش مسموم شود نگران است، ولی گزارشات حاکی از این بودندکه او آگاهانه و دانسته از داروهایی مصرف می‌کرده تا خود را در موقعیتی قرار دهد که به روسیه منتقل شود.
همسر 63 ساله اسلوبودان میلوسوویچ که با نام میرا شناخته می‌شد، در طی 13 سال حکومت همسرش به عنوان یک نیروی سیاسی و تشدیدکننده قوانین وی عمل کرد. مادر او یکی از اعضای پارتیزان‌های تیتو در طی جنگ جهانی دوم بود. او که مظنون به انتقال اطلاعات به نیروهای آلمانی شده بود علی‌الظاهر به دستور شوهرش دستگیر و اعدام شد. میرا با میلوسوویچ در دانشگاه آشنا شد و در سال 1965 با او ازدواج کرد. او استاد جامعه‌شناسی، مفسر تلویزیون و رهبر حزب کوچک اما با نفوذ چپ متحد یوگسلاوی بود. میلوسوویچ در هر موضوعی عادت مشورت با همسرش را داشت. در خیلی از موارد سیاسی از او به دلیل سخنان و عقاید نئوکمونیستی‌اش با عنوان «ساحره سرخ» یاد می‌شود. بعضی دیگر او را به دلیل تشویق همسرش مبنی بر استوار بودن در عقایدش با نام «بانو مکبث صرب» می‌شناسد. او در سال 2003 برای فرار از دادگاهی شدن به روسیه گریخت. اتهاماتی که بر او وارد شده مبنی بر تحریک به قتل‌عام و کشتار توسط همسرش بود. دلیل ترور بسیاری از شخصیت‌های سیاسی زیر سایه ابهام است، اما مهمترین آنها رئیس‌جمهور دوره کمونیستی صرب ایوان استامبویچ بود. او در سال 2000 ناپدید شد. وکلای شاکی بر این عقیده‌اند که او به دستور میلوسوویچ به قتل رسید، ولی اتهام آن گریبانگیر همسرش شد.
بحث و مجادله درباره مرگ میلوسوویچ در لاهه خیلی زود به فراموشی سپرده شد. یک صفحه تلویزیون تمام صحنه‌ها را انبوه مردم نشان می‌داد. بسیاری از مردم برای بهتر دیدن صحنه‌ها بالای درختان رفته بودند. یک سخنران از جایگاه مخصوص چنین عنوان کرد که: تا وقتی که صربستان و صرب‌ها وجود دارند، اسلوبودان میلوسویچ نخواهد مرد. همه این وقایع در خارج از ساختمان پارلمان دولت مرکزی اتفاق افتاد که در اکتبر سال 2000 توسط تظاهرکنندگان و معترضان به اشغال درآمد و در نهایت به قانون اسلوبر نقطه پایانی را گذاشت، اما این فقط یک صحنه از ماجرا بود. در شهر، در میدان جمهوری معترضان جمع شده بودند. آنها جوان بودندو خوش‌بین و نگاهشان به آینده بود. آنها سوت می‌زدند و بادکنک‌ها را در هوا می‌چرخاندند. یکی از آنها گفت: من آینده‌ای درخشان‌تر و روشن‌تر می‌خواهم. برای این کشور زمان آن فرا رسیده است که رو به جلو حرکت کند. اروپا نیز به این حرکت ما کمک خواهد کرد. یکی دیگر بر این عقیده که میلوسوویچ مردی هولناک بود. او این کشور را عقب افتاده رها کرد. ما نمی‌خواهیم دوباره به سال‌‌های قبل بازگردیم.
خیلی از مردم در بلگراد تظاهرات نمی‌کردند. آنها یا در مغازه‌‌هایشان مشغول کار بودند و یا پای تلویزیون فوتبال تماشا می‌کردند و بعضی‌ها مشغول نوشیدن قهوه بودند. بیشتر مردم نمی‌خواستند در مورد رئیس‌جمهور سابق خود فکر کنند، آنها می‌خواستند او را فراموش کرده و به زندگی خود ادامه دهند.
چرخه زندگی میلوسوویچ از ظهور تا افولش مانند شخصیت‌های نوشته گوته در کتاب فاوست است. او با ملی‌گرایی بالکان و جنگ عهد و پیمان بست. این دو عنصر او را به قدرت رساندند و تا مدتی در اوج آن نگهداشتند، ولی عاقبت آنها باعث تباهی او شدند.
چند رخداد که میلوسوویچ را به طرف شکست سوق دادند، عبارتند است از: رویدادهایی نظیر 24 آوریل سال 1987 میلوسویچ برای انبوه جمعیت خشمگین صرب در کوزوو سخنرانی کرد. آنها احساس خطر و تهدید از طرف همسایه خود، آلبانی کرده بودند. او گفت: هیچ کسی جرات شکست دادن شما را نخواهد داشت. این جمله کوتاه زندگی او را تغییر داد. مردم شروع به فریاد زدن اسم او کردند و تحریم چند ساله یوگسلاوی در شور و هیجان ملی‌گرایی آنها شکسته شد. شش ماه بعد او رئیس‌جمهور صربستان و قهرمان ملی صرب‌ها شد.
24 ژانویه سال 1991، میلوسوویچ دیداری سری با رئیس‌جمهور اسلوانی میلان کوکان داشت. آنها در مورد تجزیه یوگسلاوی به توافق رسیدند، اما این مسأله در مورد کروات‌ها متفاوت‌تر بود. مناطقی در کرواسی وجود داشت که اکثریت مردم آنها را صرب‌ها تشکیل می‌دادند و میلوسوویچ تصمیم گرفت تا این مناطق را حتی به زور از کروات‌ها بگیرد. هم‌پیمان نزدیک میلوسوویچ، بوریساوژوویچ آن روز در دفتر یادداشت خود نوشت: امروز ممکن است تمام مسیر یوگسلاوی تغییر کرده و رو به مرحله بحرانی حرکت کند.
مارس سال 1991 میلوسوویچ اقلیت صرب‌های ساکن در کرواسی را بسیج کرد. آلن لتیل خبرنگار BBC گفت: من آنها را به خاطر می‌آورم که چگونه با افتخار نقشه‌های جدید ایالت خود را با مرزهای تازه، برافراشتند. صربستان گسترده جدید، شامل دو‌سوم بوسنی و یک‌سوم کرواسی بود. این نواحی با عنوان صربستان غربی معرفی شدند. میلوسوویچ ارتش یوگسلاوی را برای محافظت از این مناطق گسیل داشت، اما کروات‌ها آنها را مجبور به عقب‌نشینی کردند و تابستان همان سال جنگ شروع شد.
18 اکتبر سال 1991، روسای جمهور شش جمهوری یوگسلاوی با نماینده بریتانیا لرد کارینگتون جلسه‌ای در لاهه تشکیل دادند. در این جلسه طرح صلح مطرح شد. در این طرح صرب‌ها حق داشتن خودمختاری، مدارس مختص به خود، زبان مخصوص خود، ایستگاه‌های رادیو و تلویزیون و حتی پلیس را در خاک کرواسی به دست آورند. پنج نفر از شش رئیس‌جمهور با این طرح موافقت کردند. میلوسوویچ به تنهایی آن را رد کرده و باعث شروع جنگ و کشیده شدن آن به بوسنی شد.
آوریل سال 1993 جنگ در بوسنی یک سال به طول انجامید. میلوسوویچ با رهبر صرب‌های بوسنی رادوان کارازیچ در هتلی واقع در آتن دیدار کرد. او خواستار خاتمه جنگ بود چرا که زیان‌های سختی بر اقتصاد کشورش وارد می‌شد و سعی در قانع کردن کارازیچ برای امضا کردن آخرین طرح صلح پیشنهادی بریتانیا را داشت. کارازیچ که زمانی نماینده میلوسوویچ در بوسنی بود آن را امضا نکرد. میلوسوویچ که خود عامل شروع جنگ بود، به خوبی می‌دانست که به این آسانی نمی‌تواند آن را فروبنشاند. او عنان عفریت‌هایی که خود باعث آزادی بود را از دست داده بود.
زمستان سال 1993 میلوسوویچ همچنان برای پرداخت هزینه جنگ دستور چاپ بیشتر پول را داد. تورم حادی در نتیجه جنگ گریبانگیر دولت شده بود. قیمت‌ها هر لحظه افزایش می‌یافت. تورم تمامی پس‌اندازها و حقوق‌های مردم عادی را به انتها رسانده بود. اکنون اقتصاد در دست گانگسترهای ترتیب‌دهنده جنگ بود. 5 اکتبر سال 2000 میلوسوویچ در چهار جنگ شکست خورد. او نتیجه رأی‌گیری را از دست داد، ولی عقب‌نشینی نکرد. مردم به خیابان‌ها ریختند. او از ارتش خواست تا وساطت کند، ولی ارتش اقدام به چنین کاری نکرد و این چنین شد که میلوسوویچ به سوی سرنگونی پیش رفت.
امروز صرب‌ها فقط یک رهبر سابق خود را دفن نکردند. آنها بخشی از تاریخ خود را ورق می‌زدند که برخی با افتخار و غرور به آن نگاه می‌کردند و برخی دیگر با تأسف و خجالت.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات