بر اساس پیش بینی های به عمل آمده مقامات آمریکا و چک امروز سومین دور گفتگوهای خود را در خصوص استقرار سامانه ضد موشکی در جمهوری چک آغاز می کنند که انتظار می رود این گفتگوها تا روز پنجشنبه ادامه یابد.
این مذاکرات در خصوص تعیین چارچوب هایی برای استقرار سربازان آمریکایی در پایگاههای مورد نظر در جمهوری چک صورت می گیرد.
این گفتگوها در شرایطی انجام می شود که روسیه به کلی با استقرار سامانه ضد موشکی آمریکا در جمهوری چک مخالف است. ضمن اینکه پیشنهاد آمریکا در خصوص امکان مشارکت و حضور نیروهای روسیه در پایگاه ضد موشکی در جمهوری چک موجب بروز تنش های سیاسی بین برخی مسوولان و مردم این کشور شده است.
در حالی که احزاب چپگرای جمهوری چک با استقرار این سامانه موشکی مخالفند دیگر احزاب نیز از پیشنهاد آمریکا برای حضور نیروهای روسیه در این طرح تحت عنوان "خیانت آمریکا" یاد کرده اند.
"تایدن" Tyden یکی از نشریات پر تیراژ جمهوری چک روز دوشنبه در صفحه اول خود تصویری را عنوان "خیانت آمریکا" چاپ کرد که در آن "میرک توپولانک" MIREK TOPOLANEK نخست وزیر چک را به شکل سگی نشان می دهد که قلاده اش در درست جورج بوش قرار دارد و در همان حال رییس جمهوری آمریکا با ولادیمیر پوتین همتای روسی خود در حال گفتگو است.
همچنین "لابومیر زائورالک" معاون پارلمان چک نیز در واکنشی به رفتار دوگانه آمریکا در خصوص استقرار پایگاه ضد موشکی در کشورش اعتراض کرد.
وی پیشنهاد رابرت گیتس وزیر دفاع آمریکا در خصوص امکان حضور نیروهای روسیه در چک تهدید حاکمیت ملی پراگ دانست.
زائورالک افزود از اینکه واشنگتن و مسکو بطور دوجانبه طرحی را آغاز کنند که بدون توجه به نظرات ناتو و اتحادیه اروپا عملی شود بسیار ناخشنودیم و از این اقدام ممانعت بعمل خواهیم آورد.
این در حالی است که در کنار نظرات مخالف و موافق احزاب و جناحهای سیاسی، براساس نظرسنجی های به عمل آمده اکثریت مردم جمهوری چک با طرح ایجاد سامانه ضد موشکی آمریکا در کشورشان به کلی مخالفند.
از سوی دیگر روسیه نیز روز دوشنبه یک موشک قاره پیما را با موفقیت آزمایش کرد. این موشک که از نوع rs-18 است از پایگاه بایکونور در قزاقستان شلیک شد و پس از طی پنج هزار کیلومتر در جزیره "کامچاتکا" KAMTCHATKA در دورترین نقطه شرق روسیه به زمین خورد.مقامات نظامی روسیه اعلام کردند شلیک این موشک با هدف آزمایش های فنی صورت گرفته است.
اولین نوع از این موشک در دهه 1970میلادی مورد آزمایش قرار گرفت و جدیدترین نوع آن نیز در سال 2006میلادی آزمایش شده بود.
بر اساس اعلام های رسمی روسیه 160فروند از این نوع موشک را در اختیار دارد که هریک از آنها قادر است 6 کلاهک هسته ای حمل کند. این موشکها قادرند از چتر دفاع موشکی عبور کنند.
تحلیلگران معتقدند آزمایش این نوع موشک در شرایط کنونی بی ارتباط با تلاش های آمریکا برای استقرار سامانه موشکی در جمهوری چک نیست.
همچنین باید اذعان داشت که طرح آمریکا برای استقرار سامانه ضد موشکی در لهستان و چک در کنار واکنش های مختلف بین المللی، بیش از همه خشم مقامات مسکو را به دنبال داشته است به گونه ای که ولادیمیر پوتین رییس جمهوری روسیه چندی پیش در نشستی با سران اتحادیه اروپا در پرتغال این طرح را با بحران موشکی کوبا در سال 1962مقایسه کرد.
اکتبر سال 1962میلادی فاش شد که اتحاد شوروی تعدادی موشکهای هسته ای در کوبا مستقر کرده است. انتشار این خبر خشم مقامات وقت واشنگتن را برانگیخت به گونهای که آمریکا و اتحاد شوروی در مسیر یک رویارویی پر تنش قرار گرفتند و جهان 13روز بحرانی و پرتنش را گذرانید.
این بحران سرانجام با تعهد کندی رییس جمهوری وقت آمریکا مبنی بر عدم تهاجم به کوبا پایان یافت و مسکو نیز ازمواضع خود عقب نشینی کرد.
این بار با گذشت بیش از چهار دهه، امریکا قصد دارد یک سامانه ضد موشکی درا روپای مرکزی و شرقی مستقر کند که با واکنش تند مسکو مواجه شده است.
مسکو همواره از نزدیک شدن آمریکا و ناتو به مرزهای خود نگران بوده و آن را تهدیدی علیه خود قلمداد کرده است. این در حالی است که پس از فروپاشی اتحاد شوروی، به گونه ای تمامی اقمار آن به اردوگاه ناتو و آمریکا پیوسته اند. این روند قطعا نگرانی بیش از پیش مسکو را به دنبال داشته است.
تسلط ناتو و آمریکا بر اقمار اتحاد شوروی موجب شدکه مسکو حاشیه امن و یا کمر بند امنیتی را که طی بیش از هفت دهه در اطراف خود ایجاد کرده بود از دست بدهد و به این ترتیب با احساس بی ثباتی و عدم امنیت مواجه شود.
تصمیم سران سازمان پیمان آتلانتیک شمالی در دهم ژانویه 1994میلادی برای ایجاد یک پیمان نظامی فرعی با نام "طرح مشارکت برای صلح ناتو" اولین تهاجم عملی و واقعی برای تصرف سرزمین های به جامانده از پیمان "ورشو" و به عبارتی چرخش بسوی اروپای شرقی بود.
مقام های مسکو تحت تاثیر امواج ناشی از فروپاشی اتحاد شوروی در اقدامی عجولانه در ابتدا به عضویت این طرح در آمدند ولی با گذشت زمان خود را با پیشروی نیروهای ناتو بسوی مرزهای روسیه مواجه دیدند.
با عضویت رسمی جمهوری های چک، مجارستان ولهستان در پیمان ناتو در سال 1999میلادی، سازمان پیمان آتلانتیک شمالی گام دیگری را برای جذب اعضای پیشین پیمان ورشو و تسلط بر افق های به جا مانده از حریف پیشین برداشت.
این اقدام ناتو در آن زمان با مخالفت شدید روسیه مواجه شد. زیرا نه تنها سازمان پیمان آتلانتیک شمالی با این اقدام بر سه کشور پیشین بلوک شرق تسلط یافت، بلکه نیروهای این سازمان تقریبا در 500 کیلومتری مرزهای روسیه قرار گرفتند. سران 19کشور عضو سازمان پیمان آتلانتیک شمالی در اجلاس پراگ در 21نوامبر 2002میلادی بطور رسمی از هفت کشور دیگر بلوک شرق پیشین برای عضویت در ناتو دعوت کردند. بلغارستان، رومانی، اسلوواکی، اسلوونی، استونی، لتونی، ولیتوانی کشورهایی بودند که از آنان بطوررسمی برای عضویت در ناتو دعوت شد.
این کشورها در مراسمی ابتدای سال 2004میلادی به طور کامل به عضویت کامل ناتو پذیرفته شدند. استونی، لتونی و لیتوانی از جمله جمهوری های اتحاد شوروی پیشین محسوب می شوند والحاق آنها به سازمان پیمان آتلانتیک شمالی به معنای آن است که سربازان ناتو به مرزهای دریای سیاه وبالتیک رسیده و در 400کیلومتری مسکو مستقر شدند. وضعیتی که در دوران جنگ سرد تصور آن نیز برای اعضای ناتو اوهامی بیش نبود.
این وضعیت موجب شد که روسیه طی یک دهه خود را در محاصره نیروهای ناتو ببیند. در واقع لحن تند و خشمگین ولادیمیر پوتین رییس جمهوری روسیه در نشست اخیر خود با سران اتحادیه اروپا در پرتغال که در واکنش به تلاشهای واشنگتن برای استقرار سپر موشکی در لهستان و چک صورت گرفت ناشی از این حقیقت است که مسکو علاوه بر اینکه خود را در محاصره ناتو می بیند، متوجه شده با استقرار این سامانه ضد موشکی، تحرک سلاحهای استراژیک خود را نیز از دست خواهد داد و این به معنای مرگ و نابودی سیاست های بازدارنده مسکو است.
مقامات و کارشناسان نظامی روسیه ازا ین نگران هستند که استقرار سپر موشکی آمریکا در چک و لهستان با توجه به پتانسیل های پیش بینی شده بتواند در هماهنگی با تجهیزات دفاع موشکی اروپا شبکه ای بوجود آورد که قابلیت رهگیری و هدف قرار دادن صدها موشک راهبردی را بطور همزمان داشته باشد. این وضعیت از نقطه نظر کارشناسان روسی به معنای آن است که سلاح های راهبردی و بازدارنده روسیه بطور جدی مورد تهدید قرار می گیرند و کارایی خود را از دست می دهند.
در واقع از نظر علمی توانایی رادارها برای رهگیری تعداد زیادی هدف آن هم بطور همزمان به اندازه آنتن ها و قدرت انتشار امواج ان بستگی دارد.
در حال حاضر اندازه موثر و مفید آنتن ها و قدرت رادارها با امواج ایکس به تعداد واحدهای فرستنده وگیرنده ای بستگی دارد که بر سطح انتن رادار نصب می شود. براساس طرحهای اولیه و در رادارهای متداول حدود 20هزار واحد فرستنده و گیرنده کوچک بر سطح انتن راداری با مساحت 100تا 120متر مربع نصب می شود که هریک بین 2تا 3 وات قدرت انتشار امواج را دارد.
تا کنون در شرایط ایده آل حداکثر واحد فرستنده و گیرنده ای که بر سطح آنتنی با مساحت 120متر مربع نصب شده حدود 300هزار واحد بوده است. واضح است که افزایش تعداد واحدهای فرستنده وگیرنده که بر سطح آنتن نصب می شود در کارایی رادار برای رهگیری همزمان اهداف متعدد موثر است، لذا چنانچه واحدهای فرستنده وگیرنده نصب شده بر سطح آنتن رادار 17برابر شود قدرت انتشار امواج آن نیز افزایش می یابد. براساس محاسبات علمی با 17برابر شدن تعداد واحدهای فرستنده وگیرنده بر روی صفحه رادار، قدرت رهگیری آن تا حدود 300برابر (289=17×17) رادارهای متداول کنونی افزایش می یابد.
در واقع کارشناسان نظامی روسیه نگران آن هستند که با ایجاد چنین سامانه ای، رادارهای موج ایکس 300برابر سریعتر از موشکهای راهبردی روسیه قدرت مانور داشته باشد. با این توانایی، فرصت لازم برای رهگیری و انهدام موشکهای راهبردی روسیه فراهم می شود.
مجموعه این طرحها و توانایی های بالقوه موجب شده است که مسکو به مخالفت جدی با آن برخیزد. گرچه واشنگتن و برخی متحدان این کشور تهدیدهای دیگر از جمله ایران را عامل اصلی ایجاد چنین سامانه ای می دانند ولی بررسی عوامل دیگر نقش افرین در این زمینه بخوبی نشان می دهد واشینگتن در اداعای خود صادق نیست و این دوگانگی رفتار ازدید تحلیلگران مستقل بین المللی دور نمانده است.
کاخ سفید طی هفت دهه گذشته همواره با ارائه طرحهای مختلف در صدد بوده است تا ضمن ایجاد یک چتر حفاظتی در اطراف خود بتواند با بکارگیری سامانه هایی، سلاحهای بالستیک و استراتژیک قدرتهای دیگر از جمله روسیه و چین را به حالت انفعال در آورد و امکان تهاجم و یا حتی بازدارندگی را از آنان سلب کند. تلاشهای آیزنهاور رییس جمهوری اسبق آمریکا طی بیش از چهار دهه قبل بخوبی بیانگر آن است که واشینگتن از دیرباز طرحهای بلند پروازانه موشکی را دنبال کرده است.
همچنین بررسی شواهد تاریخی بوضوح بیانگر آن است که واشینگتن از چند دهه پیش در صدد بوده تا با نزدیک شدن به مرزهای روسیه بتواند با در اختیار گرفتن تجهیزات مختلف، امکان هرگونه کنش و واکنش را در موارد متعدد بویژه در زمینه نظامی از مسکو سلب کند. ضمن اینکه با استقرار سامانه ضد موشکی در جمهوری چک و لهستان، واشینگتن به راحتی می تواند کشورهای خاور دور و بویژه چین را نیز به انفعال بکشاند.
آمریکا بویژه طی دو دهه اخیر و با افزایش توان اقتصادی چین تلاش کرده است که پکن را تحت کنترل داشته باشد و از گسترش حیطه نفوذ سیاسی، اقتصادی و نظامی آن بکاهد.
از دیدگاه کارشناسان در معادلات سیاسی و نظامی حاکم بر اروپای شرقی، خاورمیانه و خاور دور متغیرهای متعدد آشکار و پنهانی وجود دارد که واشینگتن قطعا حاضر به بازگویی همه آنها نیست ولی مطمئنا کنترل روسیه و چین به عنوان دو کانون سیاسی، نظامی و اقتصادی جایگاه ویژه ای در راهبردهای کاخ سفید دارد. این دو کانون بی تردید از جمله متغیرهایی هستند که در معادلات واشینگتن لحاظ می شوند.
برهمین اساس علاوه بر پوتین، نمایندگان دومای روسیه نیز استقرار سامانه موشکی در چک و لهستان را تهدیدی برای امنیت روسیه خوانده و آن ناقض ثبات راهبردی توصیف کردند
اهداف آمریکا از ایجاد سامانه موشکی در اروپای شرقی آنچنان آشکار است که "ویتالی چورکین" سفیر روسیه در سازمان ملل نیز اخیرا دراتریش گفت : مسکو طرح سپر موشکی آمریکا در لهستان و چک را طرحی کاملا ضد روسی می داند.
از سوی دیگر "نوربرت دارابوش" وزیر دفاع اتریش نیز از طرح سپر موشکی آمریکا در اروپای شرقی انتقاد کرد و آن را تحریک آمیز خواند."رابرت فیکو" نخست وزیر اسلواکی از این طرح آمریکا انتقاد کرد و آن را اقدامی ماجراجویانه خواند. وی افزود از چنین ماجراجویی هایی حمایت نمی کند.
مخالفت نخست وزیر اسلواکی با این طرح از آن جهت که کشورش از اعضا ناتو و همسایه جمهوری چک محسوب می شود بسیار حایز اهمیت است.
همچنین رهبران سوسیال دمکرات شش کشور اروپای مرکزی و شرقی از جمله چک، اتریش، آلمان، لهستان، اسلوونی و اسلواکی در بیانیه ای اعلام کردند که از تصمیم آمریکا مبنی بر استقرار سامانه موشکی در چک و لهستان بشدت نگران هستند.
این کشورها تاکید کردند که چنین تصمیماتی نباید یکجانبه اتخاذ شود بلکه نخست باید در ناتو مطرح و سپس تصمیم لازم اتخاذ گردد. آنان تاکید دارند که برای استقرار سامانه موشکی در چک و لهستان لازم است همه کشورهای عضو اتحادیه اروپا، ناتو و روسیه مشارکت داشته باشند.
ا"نیکلای سولوتسوف" فرمانده موشکهای استراتژیک روسیه در واکنش به طرح اخیر آمریکا برای استقرار سامانه موشکی در چک گفت مسکو آماده است ساخت موشکهای میان برد و برد کوتاه خود را بار دیگر آغاز کند.
اینگونه اظهارات و نیز تهدیدهای پوتین رییس جمهوری روسیه در خصوص خروج این کشور از پیمان منع گسترش سلاحهای هسته ای بوضوح بیانگر آن است که جهان تحت تاثیر طرحهای نظامی گری آمریکا بار دیگر در آستانه یک مسابقه تسلیحاتی جدی قرار دارد.
در واقع پس از یک دوره کوتاه که با فروپاشی اتحاد شوروی آغاز شد، جهان تحت تاثیر طرحهای توسعه طلبانه واشنگتن با یک جنگ سرد جدید مواجه شده است. حضور نیروهای آمریکا در عراق و افغانستان و نیز ایجاد سامانه موشکی مدرن و پیچیده در اروپای شرقی بوضوح نشان می دهد که آمریکا در تلاش برای دستیابی به اهرمهای قوی تری در منطقه است.
این نگاه سلطه طلبانه آمریکا به شرق که طی سالهای گذشته تشدید شده از دید دیگر کانون های نقش آفرین و بومی در منطقه دور نمانده است و واشنگتن باید خود را برای یک جنگ سرد که می تواند ابعادی بسیار گسترده تر از گذشته داشته باشد آماده کند.
پیمان منع گسترش سلاحهای هسته ای در سال 1987میلادی بین اتحاد شوروی و امریکا به امضا رسید که به یک دوره طولانی جنگ سرد خاتمه داد ولی اینک به نظر می رسد که واشنگتن عمدا و یا سهوا در صدد احیای یک مسابقه تسلیحاتی جدید در سطح بین المللی است.
گرچه در بسیاری از تحلیل ها از ایجاد یک مسابقه تسلیحاتی جدید به عنوان یک عارضه منفی یاد می شود ولی بعید نیست که واشنگتن با پیگیری ایجاد سامانه های موشکی ضمن تلاش برای افزایش و تقویت چتر حمایتی اطراف خود، در پی احیای یک مسابقه تسلیحاتی است. براساس این تحلیل ها واشینگتن می تواند ضمن افزایش توانمندی خود، بازار فروش سلاح را در جهان به رونق گذشته بازگرداند و میزان فروش تسلیحات از سوی آمریکا را بشدت افزایش دهد.
از سوی دیگر به نظر می رسد که ناراحتی مقامات کرملین از طرح اخیر آمریکا برای ایجاد سپر ضد موشکی در جمهوری چک و لهستان، علاوه بر موارد یاد شده به نوع رفتار و فریبکاری واشنگتن در این خصوص نیز بستگی دارد.
واشنگتن در وران جنگ سرد همواره در گفتگوهای خود با اتحاد شوروی سابق با توسل به پیمانهای مختلف بر کنترل و نابودی سلاحهای استراتژیک و نیز طرحهای دفاع ضد موشکی تاکید داشت و این ابتکار خود را برای صلح جهانی لازم و ضروری می دانست. طبیعی است که در شرایط حاضر مسکو نمی تواند از اقدامات اخیر آمریکا در خصوص احیای طرحهای دفاع ضد موشکی به راحتی عبور کند و آنها را نادیده بگیرد.
نگاهی به تاریخچه طرحهای موشکی آمریکا
"نایک زئوس" Nike-zeus
طرح های دفاع ضد موشکی آمریکا برای اولین بار از دهه 1950و در دوران ریاست جمهوری آیزنهاور رییس جمهوری پیشین این کشور آغاز شد. در آن زمان طرح دفاع ضد موشکی آمریکا به "نایک زئوس" شهرت داشت.
پس از آن رونالد ریگان رییس جمهوری پیشین آمریکا در سال 1983با طرح جدیدی تحت عنوان "جنگ ستارگان" star wars رویای بلند پروازانه ای را در زمینه بوجود آوردن یک سامانه دفاع ضد موشکی در سر می پروراند.
این طرح عظیم هرگز به اجرا در نیامد، زیرا بر اساس این طرح لازم بود ماهواره های متعدد از فضای خارج جو، زمین را در برابر حملات موشکی مورد حمایت قرار دهند. طرحی که به دلایل فنی و هزینه های سرسام آور آن تحقق نیافت.
در واقع ریگان پس از اینکه مشاورانش نسبت به غیر عملی بودن این طرح به وی اطمینان دادند و پس از مشورت با دانشمندان و کارشناسان از این طرح صرفنظر کرد.با این وجود بسیاری از کارشناسان براین باورند که گرچه طرح ریگان هرگز عملی نشد ولی در تضعیف روحیه و فرسایش توان مادی اتحاد شوروی سابق که ابزار و امکانات علمی و مالی لازم برای چنین رقابتی را نداشت بسیار موثر بود.
"جورج بوش پدر" به عنوان جانشینی برای ریگان طرح واقع بینانه تری را در این خصوص دنبال کرد. وی طرح خود را "سیستم دفاع در برابر حملات محدود" نامید ولی این طرح نیز به اجرا در نیامد.
کلینتون نیز با طرح "دفاع ملی موشکی" national missile defence سعی کرد به نوعی رویای اسلاف خود را عینیت بخشد.
بر اساس طرح "دفاع ملی کلینتون " زنجیره ای از صدها موشک رهگیر در زمین مستقر می شوند و به کمک شبکه هشدار دهنده ای متشکل از رادارها و ماهواره ها مانع نفوذ موشکهای بالستیک دشمن می شوند.
این طرح کلینتون به رغم اینکه از سوی برخی کارشناسان نظامی آمریکا عملی و واقعگرایانه توصیف شده بود در آزمایشهای اولیه با شکست مواجه شد و کلینتون در سال 2000میلادی این طرح را به حال تعلیق در آورد و ادامه آن را به جانشین خود واگذاشت.
در این طرح از تمامی امکانات فنی مستقر در زمین، دریا و فضا برای رهگیری موشکهای بالستیک دشمن هنگامی که وارد جو زمین میشوند استفاده میشود. همچنین در این طرح پیش بینی شده است که موشکهای دشمن هنگامی که در مراحل اولیه پرتاب هستند و هنوز به حالت بالستیک در نیامده اند رهگیری و هدف قرار گیرند.
در واقع براساس آخرین طرح واشنگتن با اجرای سیستم دفاع ضد موشکی،هدف نهایی آن است که هر موشک بالستیک طرف مقابل قبل از رسیدن به فضای آمریکا رهگیری و نابود شود.
این طرح پس از عبور از مراحل متعدد و تغییر نامهای گوناگون طی نیم قرن گذشته، در زمان کلینتون رییس جمهوری اسبق آمریکا 3بار مورد آزمایش قرار گرفت که در 2 آزمایش با شکست مواجه شد.
اولین آزمایش اواخر سال 1999، دومین آزمایش اواسط ژانویه 2000و سومین آزمایش نیز هفتم ژوئیه 2000میلادی انجام شد که پس از آن این طرح تا زمان جورج بوش پسر به حالت تعلیق درآمد.
به گفته مقامات پنتاگون در این طرح مشخصا پیش بینی شده بود که یکصد موشک رهگیر در آلاسکا مستقر شوند تا با ورود موشکهای بالستیک دشمن به فضای آمریکا، رهگیری و در خارج از جو زمین نابود گردند.
براساس این طرح، علاوه بر استفاده از ماهواره ها، موشکهای رهگیر مستقر در آلاسکا، گرینلند و انگلیستان از رادارهای موسوم به "رادارهای باند ایکس" و یکصد رادار رهگیر مستقر در "داکوتای شمالی" نیز استفاده می شد.
برای این طرح 60میلیارد دلار هزینه پیش بینی شده بود. در این طرح موشکهای شلیک شده از سوی یکی از کشورهای جهان ابتدا توسط یکی از مجموعه ماهواره های اطراف زمین شناسایی و به مرکز اطلاعات هشدار داده می شود. پس از آن مسیر موشک بلافاصله توسط شبکه ای از رادارهای هشدار دهنده تعیین می گردد. تمامی اطلاعات دریافتی از ماهواره ها و شبکه های رادارها در خصوص این موشک و مسیر حرکت آن به کامپیوتری در "کلورادو " مخابره می گردد.
براساس طرحهای تئوریک،این کامپیوتر که وظیفه مقابله با این موشک را دارد، اطلاعات دریافتی را به شبکه ای از رادارهای باند ایکس مخابره می کند. این رادار وظیفه دارد تا زمان حقیقی و مسیر واقعی موشک را به کامپیوتر دومی که وظیفه شلیک موشک ضد موشک را برعهده دارد منتقل کند.
این کامپیوتر به موشک "ماورای جو" extra - atmospheric مجهز است که می تواند پس از پرتاب به سرعتی معادل 24هزار کیلومتر در ساعت برسد. این موشک علاوه بر بهره مندی از اطلاعاتی که از کامپیوترها و رادارها دریافت می کند خود نیز به یک رهگیر، تجهیزات مادون قرمز و یک تلسکوپ نوری مجهز است و به این ترتیب براساس داده های تئوریک باید بتواند موشک دشمن را ردیابی و هدف قرار دهد ولی تاکنون در عمل هیچیک از این طرحها آزمایش موفقی نداشته اند.
نگاهی به پیمان های متعدد کنترل تسلیحات موشکی و استراتژیک
گفتگوهای سالت
نخستین گفتگوهای آمریکا و اتحاد شوروی در زمینه حصول توافق هایی برای کنترل سلاح های هسته ای استراتژیک، سیستم های موشکی و سیستم های پدافند موشکی در سال 1969در هلسینکی با نام گفتگوهای "سالت" آغاز شد.
سالت (salt) مخفف جمله ای به معنای گفتگوهای محدود کردن سلاحهای استرتژیک است.
strategic arms limitation talks
هدف اولیه گفتگوها این بود که ساخت سیستم های موشک ضد موشک بالستیک (abm) که در آن زمان اتحاد شوروی و امریکا در حال طرح ریزی ان بودند،محدود و یا منتفی شود.
abm= anti -balistic missle
مذاکرات بعدی تمام حیطه سیستم های سلاح های استراتژیک را در بر می گرفت و مسایل مورد مذاکره عبارت بودند از منع کامل آزمایش های هسته ای، غیر هسته ای کردن بعضی از مناطق جغرافیایی، محدود کردن تعداد انواع مشخصی از سیستم های پرتاب هسته ای، محدود کردن موشکهای بازگشت کننده و دارای چندین هدف مستقل
multiple independently targeted reontry vehicles
این سلاحها، موشکهای چند کلاهکی هستند که به ماورای جو پرتاب می شوند، در ماورا ء جو حرکت می کنند و در نقطه مشخصی مجددا به جو زمین باز می گردند و چندین هدف جداگانه مورد نظر را مورد اصابت قرار می دهند.
در نخستین دور مذاکرات (سالت یک ) از سال 1961تا 1972توافق شد که تعداد سیستم های دفاع موشک ضد موشک بالستیک هر کشور به دو نوع محدود شود، اما در مورد تعداد کلاهکها در هر موشک طرفین نتوانستند به توافق برسند.
سالت دو
خطوط کلی سالت 2در ملاقات نیکسون و برژنف در واشنگن در سال 1993تعیین شد و قرار بر این شد که طرفین در مورد مسایل زیر به توافق برسند.
1- تعیین یک سقف پایدار برای نیروهای تهاجمی استراتژیک
2- بررسی و کنترل وضعیت و میزان سلاحها در زرادخانههای سلاحهای تهاجمی طرفین
3- کاهش متقابل نیروهای استراتژیک
در سال 1979میلادی یک قرارداد مربوط به سالت 2که شامل کنترل سلاحها بود در "وین" توسط جیمی کارتر رییس جمهوری وقت آمریکا و لئونید برژنف رهبر اتحاد شوروی امضا شد و توسط کارتر به مجلس سنا تسلیم شد تا به تصویب برسد.
سالت 2به نتیجهای نرسید زیرا در پی حمله اتحاد شوروی به افغانستان،کارتر قرارداد یاد شده را از سنا پس گرفت و بعد از او ریگان نیز آن را به سنا بازنگرداند. پس از آن ریگان نام جدیدی را برای گفتگوهای "سالت" انتخاب کرد و از آن زمان به بعد این گفتگوها با عنوان "استارت" دنبال شد.
پیمان استارت start
پیمان (استارت یک) که مخفف جمله ای است به معنای "گفتگوهای کاهش سلاحهای استراتژیک" در سیزدهم ژوییه 1991در مسکو توسط میخاییل گورباچف آخرین رهبر اتحاد شوروی و جورج بوش پدر رییس جمهوری وقت آمریکا به امضا رسید.
براساس مفاد پیمان استار یک، تعداد کلاهک های هسته ای آمریکا باید از 9986به 8556 و تعداد کلاهک های هسته ای روسیه نیز از 10237 به 6449 کلاهک کاهش می یافت.
پس از فروپاشی اتحاد شوروی در سال 1991میلادی، جهان وارد مرحله سیاسی جدیدی شد و تحولات بعد از آن به پیمان استارت 2 انجامید.
در سوم ژانویه 1993میلادی جورج بوش پدر رییس جمهوری وقت آمریکا و بوریس یلتسین رییس جمهوری پیشین روسیه طی توافقی مفاد پیمان استارت 2 را امضا کردند. در این پیمان پیش بینی شده بود که تعداد سلاحهای هسته ای آمریکا و روسیه به ترتیب به 3800و 4250 کلاهک هسته ای یعنی به میزان دو سوم کاهش یابد. موفقیتی که بنظر می رسد با اجرای طرح سپر موشکی آمریکا با شکست مواجه خواهد شد.
پیمان ای.بی.ام. abm
این پیمان که به مفهوم "موشکهای ضد موشک بالستیک" است در سال 1972از سوی مقامات آمریکا و روسیه به امضا رسید. anti - balistic missile
بر اساس مفاد پیمان آی.بی.ام. کشورهای امضا کننده این پیمان باید تحقیقات خود را در زمینه تولید موشکهای ضد موشک بالستیک محدود سازند.
کشورهای روسیه، اوکراین، روسیه سفید و قزاقستان پس از فروپاشی اتحاد شوروی به این پیمان پیوستند.
نکته جالب و حایز اهمیت اینکه واشنگتن خود مبتکر این پیمان بوده و از امضا کنندگان آن محسوب می شود ولی با پیگیری طرحهای ضد موشکی و بویژه با طرح اخیر خود برای ایجاد سامانه موشکی ضد موشکهای بالستیک در جمهوری چک و لهستان در جهت مخالف این پیمان گام برمی دارد. قطعا این یکی از عواملی است که موجب شده دیگر کشورها از جمله روسیه با آن به مخالفت برخیزند. عدم پایبندی واشینگتن به معاهدات بین المللی و حتی به معاهداتی که خود از امضا کنندگان آن است می تواند پیامدهای منفی متعددی برای اعتبار سیاسی این کشور به همراه داشته باشد. بعید نیست که دیگر امضا کنندگان پیمان ای.بی.ام از جمله روسیه به این باور رسیده باشند که طی دهه های گذشته به دام فریبکاری کاخ سفید درغلتیدهاند.
در واقع بررسی تاریخچه فعالیت های نظامی آمریکا نشان می دهد که واشینگتن طی دهه های گذشته بی توجه به پیمان های متعدد همواره در تلاش برای تقویت و توسعه سامانه های موشکی و ضد موشکی خود بوده و این طرحهای کاخ سفید و پنتاگون بیشتر از اینکه به متغیرهای بیرونی وابسته باشد، ناشی از سیاستهای راهبردی این کشور است، ولی مقامات واشینگتن برای به تحقق در آوردن این طرحها هر از گاهی متغیرهای بیرونی را بهانه اجرا آن طرحها معرفی می کنند.