سعید ابوطالب تصریح کرد: اینکه جریانات عمدهی سیاسی به وفاق نمیرسند و نمیتوانند جامعه را دوقطبی کنند نه تنها اتفاق بدی نیست، بلکه اتفاق مبارکی است که شرایط را به نفع توده مسلمان تغییر میدهد؛ یعنی در این صورت طبقات مختلف با سلایق مختلف در مجلس آینده نماینده خواهند داشت.
نمایندهی مردم تهران در خانه ملت در گفتوگو با خبرنگار پارلمانی خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا)، معتقد است که عدم اعتقاد و شناخت کافی نسبت به رفتارهای سیاسی تودهی مسلمان باعث میشود که جریانها و احزاب سیاسی، ناکامیها و شکستهای خود را به گردن توده مردم و یا جریان رقیب خود بیاندازند، در حالیکه همان مردمی که پشت رهبری حضرت امام (ره) ایستادند، انقلاب را به پیروزی رسانده، در دفاع مقدس هزاران شهید دادند، در دوران سازندگی سختیها را تحمل کردند، در دوم خرداد 76 به آقای خاتمی و در سال 84 به آقای احمدینژاد رأی دادند.
احزاب ناکامی خود را یا به گردن جناح مقابل و یا مردم میاندازند
به گفتهی وی، این در حالیست که چون احزاب، ذات حرکت توده مسلمان را نمیشناسند و نمیتوانند خود را با آن هماهنگ کنند، ناکامی خود را یا به گردن جناح مقابل و یا مردم میاندازند بنابراین پس از پیروزی جریان اصلاحات در دوم خرداد 76، جریان مقابل آن، توده مردم مسلمان را متهم کرد که صلاح خود را ندانسته و فریب یک جریان سیاسی را خورده است.
ابوطالب با بیان اینکه در انتخابات 84 هم گروه مقابل مردم را متهم کرد که صلاح خود را نمیدانند، گفت: گاه جریان اصلاحات نمیتواند دور هم جمع شوند، بنابراین اصولگرایان را متهم میکنند که بین آنها نفوذ کرده و یا اختلافات ایجاد میکنند، در مقابل نیز، جریان موسوم به اصولگرایی نمیتواند به اتحاد دست یابد و تقصیر را به گردن جریان مقابل سیاسی میاندازد.
جریانات سیاسی به دلیل آن که وزن خود را نمیشناسند به ائتلاف نمیرسند
نایب رییس جریان اصولگرایان مستقل معتقد است دلیل اینکه جریانات مختلف سیاسی نمیتوانند به ائتلاف دست یابند آن است که علاوه بر آنکه ساختار حزبی در کشور نداریم گروههایی که در داخل یک جبهه (اعم از اصلاحطلب و اصولگرا) قرار میگیرند وزن خود را تشخیص نمیدهند.
وی در بیان علت این امر، گفت: اگر در انتخاباتی مردم به یک جریان اقبال نشان دهند آن جریان احساس میکند که مردم به او رأی دادهاند بنابراین میخواهد که در وزنکشی، بیشتر مورد توجه قرار گیرد.
جبهه اصولگرایان متشکل از شبه احزاب است
ابوطالب این مسأله را مبتلابه دو جریان اصولگرا و اصلاحطلب دانست و با بیان این اعتقاد که جبهه اصولگرایان متشکل از شبه احزاب است افزود: این در حالیست که همین افراد اصرار دارند که در سهمخواهی از لیست انتخاباتی، وزن و سهم بالاتری داشته باشند و این امر از موانع اصلی همگرایی در درون اصولگرایان و یا اصلاحطلبان است.
قانون اساسی غیر از آزادی احزاب تعریفی از ساختار حزبی در حاکمیت ارائه نداده است
به اعتقاد این عضو کمیسیون فرهنگی، چون قانون اساسی غیر از آزادی احزاب تعریفی از ساختار حزبی در حاکمیت ارائه نداده است و مرز مشخصی بین احزاب سیاسی وجود ندارد گاه شبه حزب و یا گروههایی که در داخل جریان موسوم به اصلاحطلبان هستند نسبت به برخی گروهها در داخل جریان اصولگرایی، به جریان اصولگرا نزدیکتر هستند و یا بالعکس.
نمایندهی مردم تهران در ادامه گفتوگو با ایسنا و در این راستا لزوم ارائه تعریف از مبانی و دیدگاههای یک حزب یا جبهه سیاسی در موضوعات مختلف را یادآور شد و افزود: آفت این شبه حزبها و گروهها آن است که اغلب مانیفست و منشور مشخصی که دیدگاه آنها را در موضوعات گوناگون نشان دهد، ندارند بنابراین وقتی به مصادیقی همچون سهام عدالت، اصل 44، آزادسازی ماهواره و یا ارتباط با مصر و غیره میرسیم نظرات متفاوت و یا بعضا متضادی از گروهها و شبهحزبهای داخل یک جبهه شنیده میشود.
جامعه سیاسی ما دو قطبی نیست
ابوطالب با بیان اینکه جامعه سیاسی ما دو قطبی نیست، تصریح کرد: اینگونه نیست که دو جریان مشخص سیاسی داشته باشیم که نام آن را اصلاحطلب و اصولگرا و یا چپ و راست بگذاریم منتهی این دو جریان یعنی بازیگران سیاسی و کهنهکار صاحب نام تلاش دارند که فضای سیاسی جامعه را دو قطبی کنند.
دو قطبی شدن فضای سیاسی جامعه به نفع گروههای افراطی است
عضو کمیسیون فرهنگی مجلس دو قطبی شدن فضای سیاسی جامعه را به نفع گروههای افراطی دانست و گفت: وقتی فضای سیاسی کشور دو قطبی میشود، هر جریان سیاسی که در انتخابات پیروز نمیشود، میتواند امیدوار باشد که چهار سال یا هشت سال دیگر دوباره به قدرت برمیگردد ولی اگر جامعه سیاسی چندصدایی باشد و همهی گروهها اعم از نخبگان و توده مردم بتوانند تریبون و یا نماینده داخل مجلس داشته باشند و حرف خود را بزنند، دیگر بازی سیاسی یک بازی دوسویه بین دو گروه افراطی چپ یا راست نمیشود.
نایب رییس فراکسیون اصولگرایان مستقل، با اشاره به انتخابات ریاست جمهوری 84 که به پیروزی دکتر احمدینژاد منجر شد، گفت: در این انتخابات، دکتر احمدینژاد که مشخصا در ظاهر از سوی هیچ یک از جریانات مشخص سیاسی حمایت نمیشد، پیروز شد و یا در انتخابات شورای شهر سوم دیدیم که با وجود بازیگردانی همهی جریانات صاحب نام سیاسی، اشخاصی رأی آوردند که وابستگی مشخص و متقنی به هیچ کدام از جریانات سیاسی نداشتند.
وی معتدل و یا ناشناخته بودن را از ویژگیهای این افرادی که در انتخابات شوراهای شهر سوم حائز اکثریت آراء شدند، عنوان و خاطرنشان کرد: تعلقات و رفتار سیاسی این افراد، اگرچه در عرصههای اجتماعی، فرهنگی و علمی چهره هستند، ناشناخته است.
با آگاهی سیاسی مردم، مانکنها، فسیلها و بازیگردانهای سیاسی نمیتوانند در انتخابات موثر باشند
به گفتهی وی، با آگاهی سیاسی توده مسلمان، مانکنها، فسیلها و بازیگردانهای سیاسی و افراد صاحب نفوذی که رنگ سیاسی دارند ولی به کانونهای ثروت تکیه دادهاند، دیگر در انتخابات مؤثر نخواهند بود.
نمایندهی تهران اظهار داشت: در جامعه سالم ایرانی که تودهی مسلمان و مؤدب به آداب سیاست امام خمینی(ره) داریم و این توده در یک بستر تاریخی پرتلاطم و روشن شکل گرفته، شبهحزبها و احزاب سیاسی موفق نخواهند بود، بلکه ما شاهد یک جامعه چندصدایی که از عقلانیت بهرهی بیشتری دارد، خواهیم بود.
به گفتهی وی، اگر در این سالها جامعه سیاسی به سمت عقلانیت نرفته بدان دلیل بوده که جریانات عمدهی سیاسی به این امر مایل نبودهاند یعنی آنها تمایل داشتهاند که فضای جامعه هیجانی بوده و مردم بر اثر عکسالعمل و هیجانات سیاسی به پای صندوقهای رأی بروند.
باید تلاش کنیم که جامعه را به سمت یک فضای عقلانی سوق دهیم
رشد عقلانیت انتخاب سالمتر را به دنبال دارد
وی در این راستا پیروزی جریان اصلاحات در سال 76 و پیروزی دکتر احمدینژاد در سال 84 را یادآور شد و اظهار کرد: باید تلاش کنیم که جامعه را به سمت یک فضای عقلانی سوق دهیم چراکه وقتی عقلانیت در جامعه رشد کند، انتخابها، انتخابهای سالمتری بوده و بازیگردانهای سیاسی که در اتصال به کانونهای ثروت و قدرت رشد مییابند و چهره میشوند میزان تأثیر خود را از دست میدهند.
به گفتهی این عضو کمیسیون فرهنگی، در جامعهای که عقلانیت در آن رشد یافته باشد، با یک جامعه سیاسی مورد نظر تشیع یعنی با تودهی آگاهانه و نه یک تودهی هیجانزده که مستقیما به رهبری دینی و آگاه خود متصل است، مواجه خواهیم بود.
وی معتقد است که اگر فضا دو قطبی و مجلس آینده به اقلیت و اکثریت تقسیم شود، اقلیت و اکثریت هر یک، جریانات سیاسی خود را نمایندگی میکند و نه تودهی مسلمان انقلابی را.