«محسن آرمین» گفت: از ملاکهای دینیبودن حکومت این است که بتواند میان مردم حق را همراه با رضایت عمومی برقرار کند و بیشترین میزان از رضایت جامعه باید از تصمیم حکومت باشد.
به گزارش خبرنگار خبرگزاری دانشجویان ایران، ایسنا، محسن آرمین که در نشست « حکومت از نظر روشنفکران دینی» در چهارمین جلسه شورای عمومی انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران و علوم پزشکی تهران در سال تحصیلی جدید سخن میگفت، به سابقه حکومتهای دینی در تاریخ اسلام اشاره کرد و گفت: در مباحث مختلف بررسی سابقه و تاریخچه بحث میتواند به ما کمک کند؛ اما به طور معمول کمتر به این بخش پرداخته میشود و یکی از مشکلات کنونی این است که ذهن و نگاه تاریخی وجود ندارد.
سخنگوی سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی افزود: بسیاری از موضوعات هستند که ما تصور میکنیم امروز به آن رسیدهایم؛ در صورتی که شاید پیش از ما هم به آن نتیجه رسیده باشند.
آرمین با اشاره به اینکه بحث حکومت دینی پس از سقوط عثمانیان مطرح شد تصریح کرد: هنوز هم بقایای ان تفکر هست و ورژنهای طالبان در عربستان و تندروهایی در مصر به دنبال خلافت اسلامی هستند، به طوری که اوایل انقلاب هم یک سری نزد امام آمدند و گفتند اعلام خلافت اسلامی کنید تا بیعت کنیم، اما امام نپذیرفتند.
نماینده سابق مجلس شورای اسلامی به نظریههای مسلمانان سکولار نیز اشاره کرد و گفت: برخی همچون علی عبدالرزاق معتقدند دلیلی ندارد به دنبال خلافت برویم و اعلام کردهاند که اسلام اساسا ربطی به حکومت ندارد که این موضوع واکنش بسیار تندی در جریان اهل سنت ایجاد کرد.
آرمین یادآور شد: بسیاری از روشنفکران مصری نیز بر این عقیده بودند؛ گرچه افرادی همچون «طه حسین» تا حدودی از این نظریه برگشتند و گرایشهای دینیشان بیشتر شد.
وی به تفکر دیگری اشاره کرد و افزود: مطرحکنندگان این تفکر معتقد بودند دین تکلیف حکومت اسلامی را مشخص کند و به دنبال خلافت نباشد.
عضو سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران، با اشاره به این که مصر یکی از کشورهای مسلمان مهم و تعیینکننده و قلب فکری جهان اسلام است که چهرههای متفکر و نظریهپردازی را عرضه کرده است، گفت: در این کشور از بعد از سقوط عثمانی با اخوانالمسلمین روبهرو شدیم که داعیه سیاسی نداشت اما در سال 1930 داعیه سیاسی پیدا کرد و به عنوان یک جریان اسلامگرای تند و ضدغرب مطرح شد و تقریبا میتوان گفت تمام جریانهای رادیکال ضدغرب مربوط به این جریانها هستند.
آرمین افزود: این گروه تجربه چپاول و استعمار غرب را در ذهن داشت که موجب شد اقدام آنها در واکنش به استعمار باشد و در همین گروه نیز نظریه تشکیل حکومت اسلامی به وجود آمد.
عضو شورای مرکزی سازمان مجاهدین انقلاب سلامی ایران به انقلاب مشروطه در ایران نیز اشاره کرد و گفت: با انقلاب مشروطه چهرههایی همچون آخوند خراسانی و علامه نائینی حضور پیدا کردند که چهرههایی معتدل در جریان اسلامی هستند و نگاهشان نگاه اعتدالی است و آن نگاه افراطی را که برخی افراد نسلهای بعد از آنها دارند ندارند.
به عقیده آرمین این گروه در مقابل شیخ فضل الله نوری قرار گرفتند که به دنبال نوع خاصی از حکومت اسلامی بود.
وی افزود: علامه نائینی گفته است اسلام میتواند مجلس داشته باشد و غیرمسلمانها نیز میتوانند نماینده داشته باشند؛ چرا که وقتی غیرمسلمانان مالیات میپردازند باید در نحوه اداره کشور نظارت کنند.
این فعال سیاسی همچنین به شکست جریان مشروطه اشاره کرد و گفت: در آن زمان مردم موضع رادیکال گرفتند و از آنجا که باید از یک پایگاه موضع رادیکال داشته باشند، این پایگاه اسلام بود.
آنها در آن زمان حق داشتند که گرایشهای انقلابی داشته باشند چرا که هیچ راه دیگری نمانده بود.
آرمین با اشاره به این که تئوری ولایت فقیه به عنوان یک نظریه سیاسی از دوره صفویه به وجود آمد گفت: امام خمینی نظریه ولایت فقیه را تکمیل و این تکامل در طول حیات حضرت امام ادامه پیدا کرد.
وی افزود: این در حالیست که مغالطههایی صورت میگیرد و برخی به کتاب «حکومت اسلامی» و «ولایت فقیه» اشاره میکنند؛ اما امام پس از انتشار این کتاب نظریه را تکمیل میکند؛ به طوری که در کتاب ولایت فقیه نامی از مجلس نیست، اما همین امام، مقوله پارلمان، تفکیک قوا، انتخابات، رای مردم و پاسخگو بودن مسئولان را یادآور میشود و تاکید میکند که ما این مسائل را در کتاب ولایت فقیه نمیبینیم.
وی همچنین با تاکید بر این که اگر بخواهیم فعالیت کنیم باید ایدئولوژی داشته باشیم تصریح کرد: باید روشن کنیم که آیا نقشی برای دین در عرصه عمومی قائلیم یا دین فقط مرتبط با عرصه فردی است.
وی تصریح کرد: در این زمینه چندین نظریه وجود دارد؛ برخی معتقدند دین باید در عرصه فردی محدود باشد، برخی حداکثر، دین را به عرصه عمومی محدود میکنند و به حکومت دینی معتقد نیستند و برخی نیز معتقدند دین در عرصه سیاست و قدرت هم دارای نظر و نقش است.
آرمین تصریح کرد: حال باید ببینیم که مبنای مشروعیت حکومت چیست؟
وی تصریح کرد که جریان روشنفکری دینی معتقد است مشروعیت از جانب مردم است و تا جامعه نپذیرد حکومت دینی نمیتواند شکل بگیرد.
آرمین افزود: پس از انقلاب در بین روشنفکران دینی علاوه بر این موضوع که «چه کسی باید حکومت کند» موضوع «چگونه حکومت کند» نیز اهمیت پیدا کرد.
وی به قدسی و یا عرفی بودن حکومت نیز اشاره کرد و گفت: روشنفکر دینی حکومت را امری عرفی میداند؛ به این معنا که حکومت امری نیست که دین آن را تاسیس کرده و آورده باشد؛ زیرا در این دیدگاه اگر دین هم نمیآمد به ضرورت نیاز اجتماعی، بشر به حکومت میرسید. نقش دین در اینجا نهایتا ارشادی یا امضایی است.
وی تصریح کرد: معنای دیگر این که گفته میشود حکومت عرفی است، این است که قدسی نیست؛ چرا که وقتی گفتیم حکومتی قدسی است باید بپذیریم امری پاک و مبرا از خطاست.
آرمین درباره اهداف نزول دین نیز گفت: در آیات قرآن اهداف مختلفی ذکر شده است که مهمترین آن این است که دین برای سعادت و حیات جاودان فرد آمده است؛ بر این اساس هدف دین فردی است.
وی یادآور شد: در عین حال امام حسین(ع) اگر صبح تا شب هم نماز میخواند، یزید کاری با او نداشت. یزید برای این با او مقابله میکرد که امام حسین به اجتماع، فساد و انحراف در جامعه کار داشت؛ بنابراین دین تنها محدود به اعمال فردی نیست، اعمال اجتماعی نیز دارد و بر وجه اجتماع تاکید میکند.
آرمین خاطرنشان کرد: شریعتی در دورهای آمد که تلقی رایج از دین یک تلقی کاملا فردی بود اما ما هم اکنون آن دوره را سپری کردهایم و حال از این طرف افتادهایم؛ به طوری که برخی نمیتوانند درک کنند که جوهره دین فردی است.
وی گفت: وقتی ما این موضوعات را مطرح میکنیم فکر میکنند میخواهیم افکار سکولار را ترویج دهیم؛ در صورتی که این طور نیست و ما میخواهیم بگوییم وجه اجتماعی دین در خدمت وجه فردی است و در عین حال باید پذیرفت که دین وجه اجتماعی دارد.
وی با اشاره به این که در دوره اخیر در جهان با افراطهای زیادی مواجهیم تاکید کرد: تا کنون سابقه نداشته که از دین این تلقی را داشته باشند که تمام وجوه فردی افراد را تحت نظر بگیرند که هم اکنون عالیترین نمونهاش را در طالبان افغانستان میبینیم.
آرمین با اشاره به این که حکومت دینی ابزاری است برای رسیدن به عدالت، بهعنوان یکی از اهداف حکومت دینی گفت: این که ملاک دینی بودن یک حکومت چیست پرسش مهمی است که باید به آن پاسخ داده شود.
وی با اشاره به ملاکهای حکومت دینی تصریح کرد: این حکومت نمیتواند مستبد باشد و دین با استبداد جمع نمیشود؛ چرا که استبداد یعنی تصرف در امور دیگران بدون رضایت آنها و بدون ترس از پرسش یا مخالفت؛ در حالی که اندیشه دینی میگوید همه در مقابل خداوند برابرند.
وی به آیه قرآنی خطاب به پیامبراکرم در مورد مشورت حاکم با مردم نیز اشاره کرد و گفت: در قرآن آمده که حاکم باید با مردم مشورت کند اما برخی که میخواهند تعبیری دیگر از این آیه داشته باشند میگویند حال این مشورت واجب است یا مستحب و اگر مستحب است پس از مشورت آیا اجرای آن واجب است یا مستحب در حالی که این آیه کاملا واضح و روشن اعلام کرده که حاکم دینی باید با مردم مشورت کند.
آرمین ملاک دیگر دینیبودن حکومت را این دانست که بتواند میان مردم حق را همراه با رضایت عمومی برقرار کند و بیشترین میزان از رضایت جامعه باید از تصمیم حکومت باشد.
وی ملاک دیگر را مغایر نبودن تصمیمات حکومت با موازین اسلامی عنوان کرد و گفت: البته حکومت دینی ممکن است نتواند همه احکام دینی را اجرا کند اما برخی احکام هستند که اگر حکومت اسلامی مستقر نشود بر زمین میماند.
وی ابراز عقیده کرد: البته این امر با اینکه بگوییم حکومت اسلامی تشکیل میشود تا تمام احکام را اجرا کند مغایرت دارد.
این فعال سیاسی افزود: ملاک مطابقت با موازین دینی این است که چیزی که اجرا میشود چیزی نباشد که هیچ فقیهی در رابطه با آن فتوا نداده باشد و اگر یک فقیه هم فتوا داده باشد نمیتوان گفت که خلاف موازین است.
آرمین ابراز عقیده کرد: اگر درباره برابری دیه زن و مرد سخن میگوییم، حتی اگر یک فقیه چنین نظری داشته باشد، در صورتی که این مصوبه در مجلس شورای اسلامی تصویب شد شورای نگهبان نمیتواند بگوید خلاف شرع است.
آرمین گفت: هدف حکومت دینی ایجاد بهشت در زمین و بردن مردم به زور به بهشت نیست.
وی همچنین با بیان اینکه حکومت دینی نیامده که در حوزه خصوصی مردم وارد شود گفت: اینها را حضرت علی در نامه به مالک اشتر میگوید.
وی به بخشهایی از این نامه اشاره کرد و افزود:«در بین مردم عیبهایی است که حکومت بیش از همه وظیفه دارد آن عیبها را بپوشاند و توجه نکند. مبادا آن اموری را که از تو پنهان است و در خلوت مردم اتفاق میافتد فاش کنی. وظیفه تو پاکسازی ظاهر جامعه است و در مورد چیزی که از تو پنهان است خدا قضاوت میکند.»
وی همچنین گفت که در حکومت دینی به همه نهادها میشود انتقاد کرد.