تاریخ انتشار : ۰۳ بهمن ۱۳۸۷ - ۰۸:۰۷  ، 
کد خبر : ۶۵۶۸۵
زبیگنیو برژینسکی در گفت‌وگو با نیوزویک:

جهان دوران رستاخیز سیاسی را می‌گذراند

ترجمه: فرزانه سالمی مقدمه: بحث انتخابات ریاست جمهوری آمریکا به مرحله جدی و سرنوشت سازی نزدیک شده و کاندیداهای دو حزب جمهوریخواه و دموکرات دیگر نمی توانند از جواب دادن به پرسش های مهمی که در عرصه سیاست خارجی پیش رویشان قرار دارد شانه خالی کنند. زبیگنیو برژینسکی استاد مدرسه عالی روابط بین الملل در دانشگاه جانز هاپکینز و مشاور سابق امنیت ملی دولت جیمی کارتر در این مصاحبه با اشاره به همین موضوع تاکید می کند کاندیداهای ریاست جمهوری آمریکا اکنون ماموریت دشواری به نام تعیین رویکرد جدید سیاست خارجی و تغییر چهره آمریکا در جهان را پیش روی خود می بینند. به اعتقاد برژینسکی، باراک اوباما در اجرای این رویکرد جدید می تواند موفق تر از جان مک کین عمل کند. برژینسکی اخیرا در همین خصوص کتابی را به صورت مشترک با <برنت اسکوکرافت> مشاور امنیت ملی دولت جورج بوش پدر نوشته که عنوان آن هست <آمریکا و جهان: مباحثاتی در مورد سیاست خارجی آینده آمریکا.>

* چرا اخیرا بحث در مورد سیاست خارجی آینده آمریکا تا این حد اهمیت پیدا کرده است؟
** دو دلیل وجود دارد. اول اینکه ما در دوره تاریخی بسیار مهمی قرار داریم و باید در مورد بسیاری از فرضیه هایمان در دهه های اخیر تجدید نظر کنیم. دوم اینکه به علت ناهماهنگی سیاست های دولت بوش، شاهد تضعیف موقعیت آمریکا - یعنی قدرت و نفوذ این کشور در جهان- هستیم و به همین جهت واقعا به رویکردی متفاوت و جدید در این خصوص نیاز داریم.
* مشخصه های این دوره جدید تاریخی چیست؟
** در اینکه اخیرا موقعیت سیاسی جهان بسیار تغییر کرده و نوعی رستاخیز سیاسی اتفاق افتاده هیچ شکی نیست. معنی اش این است که بشر در حال حاضر از لحاظ سیاسی کاملافعال است و به تمام اتفاق هایی که در اقصی نقاط جهان می افتد - مثلاانقلاب ها و اعتراض ها- واکنش نشان می دهد و حتی از آنها تقلید می کند.
جهان نیز در حال حاضر عملکرد آمریکا را از طریق رسانه ها می بیند و به صورت متناقضی هم از آن خوشش می آید و هم نسبت به آن احساس تنفر می کند. در نتیجه این شرایط، قدرت سنتی و جوامع منفعل را به آن شکل سابق در سطح جهان نمی بینیم. اکنون شاهد بروز چالش هایی در سطح جهان هستیم که از مرزهای ملی فراتر می روند و با الگوی سنتی مناسبات میان کشورها تطابق ندارند.
* در مورد این رستاخیز سیاسی یک مثال می زنید؟
** کمی به نمودهای تحولات سیاسی فعلی در جهان توجه کنید. قطعا شباهت بسیاری بین آنها می بینید. مثلابه ناآرامی های قزاقستان، شورش های مصر یا تظاهرات سیاسی در بولیوی و تبت توجه کنید. به نوعی حس خواهید کرد که همه این جنبش ها از هم تقلید کرده اند و رویکرد مشابهی دارند.
* با توجه به موقعیت سیاسی فعلی آمریکا، نظرتان در مورد فعالیت و مصونیت قضایی نیروهای عملیاتی ویژه آمریکا در پاکستان چیست؟
** این شرایط قبلادر جاهای دیگر دنیا هم برای نیروهای آمریکایی برقرار بوده. به نظرم موقعیت دردسرسازی است. سیاستمداران آمریکایی تمایل داشتند که رویکرد نظامی گری افراطی را در مورد مساله افغانستان به کار بگیرند و ظاهرا همین بلادارد سر پاکستان هم می آید. احتمالش وجود دارد که سایه این سیاست تا سال ها پس از ماجراجویی های فعلی و به خصوص جنگ غیرضروری عراق، بر سر آمریکا بماند.
* آیا بوش برای تامین همین هدف تصمیم گرفته که بخشی از نیروهای آمریکایی را از عراق خارج کند و به افغانستان بفرستد؟
** خارج کردن نیروهای آمریکایی از عراق خیلی معنی دار است. دو سالی می شود که من بر مذاکره هدفمند با سران تمام گروه های عراقی در طیف های مختلف سیاسی و مذهبی و قومی تاکید کرده ام اما فکر نمی کنم که صرف اعزام نیروهای بیشتر به افغانستان بتواند دردی را دوا کند. واقعیت این است که افغان ها در طول تاریخ هیچ وقت به حضور نیروهای مسلح خارجی در خاک کشور خود روی خوش نشان نداده اند.
* تابستان امسال بحث حضور دیپلماتیک آمریکا در ایران - چیزی شبیه دفتر حافظ منافع - مطرح شد. به نظر شما می توان این بحث را تغییری در سیاست های دولت بوش قلمداد کرد؟
** اگر این بحث را ادامه می دادند و اجرایش می کردند بله اما در حال حاضر شواهدی وجود ندارد که نشان دهد آمریکا قصد ادامه این رویکرد را دارد. در مورد دفتر حافظ منافع هم باید بگویم که نمی دانم بوش هنوز این گزینه را در ذهن دارد یا نه.
* در آستانه برگزاری انتخابات ریاست جمهوری آمریکا در ماه نوامبر، کاندیداها بیشتر در مورد چه مسائلی صحبت خواهند کرد و موضع خواهند گرفت؟
** در عرصه سیاست خارجی، مجموعه به هم پیوسته ای از بحران ها از جمله مناقشه فلسطین و اسرائیل، جنگ عراق، مقابله با ایران و اوضاع افغانستان و پاکستان قطعا مورد توجه قرار خواهند گرفت اما مهم ترین مساله، باید تلاش برای رسیدن به نوعی سیاست مشترک - مثلاهمکاری آمریکا با اروپایی ها- باشد. آمریکا نمی تواند به تنهایی با چالش های بزرگ جهانی روبه رو شود، به خصوص با توجه به اینکه این روزها با مشکل جدیدی به نام چگونگی مقابله با روسیه هم مواجه شده ایم.
* از لحاظ تاریخی، بحث سیاست خارجی تا چه حد در برنامه های انتخاباتی در آمریکا مورد توجه قرار داشته؟
** توجه به مساله سیاست خارجی باید تا حدی باشد که مسائل داخلی را تحت تاثیر قرار دهد. اما به هر حال واقعیت این است که کاندیداها می خواهند در انتخابات پیروز شوند و وظیفه شان این نیست که خود را درگیر بحث در مورد سیاست خارجی کنند.
* آیا اوباما و مک کین در عرصه سیاست خارجی رویکردهای متفاوتی دارند؟
** به نظر من باید در مقابله با بحران های عرصه سیاست خارجی به مساله وحدت ملی اهمیت زیادی بدهیم. من خیلی دوست داشتم که کاندیداهای هر دو حزب آمریکا در بحران گرجستان کنار هم می ایستادند و این مساله سوژه مجادلات حزبی نمی شد اما به هر حال مساله سیاست خارجی در برنامه کاندیداهای انتخابات ریاست جمهوری آمریکا اهمیت زیادی دارد. حس می کنم که اوباما نسبت به مک کین از اطلاعات بیشتری نسبت به تحولات جهان و چگونگی تعریف نقش جدید آمریکا در آن برخوردار است. مک کین آدم قابل احترامی است اما تجربه هایش در آمریکا مربوط به دورانی بسیار متفاوت است و فکر نمی کنم با توجه به شرایط پویای جهان امروز، او بتواند چندان کاری از پیش ببرد.
* در این دوره تاریخی جدید که به آن اشاره کردید، اولین کاری که رئیس جمهور منتخب آمریکا باید بکند چیست؟
** به نظر من مهم ترین کارش باید این باشد که چهره و نقش آمریکا در جهان را اصلاح کند. آمریکا در گذشته هدف و رویکرد مشخصی داشت و همین مساله برای جهانیان جذاب بود. حالادوباره آمریکا باید به این راه برگردد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات