تاریخ انتشار : ۲۱ آبان ۱۳۸۸ - ۰۹:۲۸  ، 
کد خبر : ۶۵۷۴۷

دوگانگی معیارها در حقوق بشر اروپایی (بخش سوم)

محمد صاحبی / کارشناس مسائل اروپای وزارت امور خارجه اشاره: نقض حقوق شهروندی در کشورهای غربی باصطلاح حامی دمکراسی، عمده‌ترین بحران پناهجویان کشورهای کمتر توسعه یافته است. تبعیض‌هایی که علیه پناهجویان اعمال می‌شود، از تبعیضات مذهبی و نژادی گرفته تا بهره‌کشی جنسی و کاری، تنها در شرایطی قابل اثبات است که بتوان مدتی را در کشورهای میزبان و درون اجتماع زندگی کرد و شاید به همین جهت است که این حامیان دمکراسی! بدون وحشت از متولیان حقوق بین‌المللی، بی‌مهابا به نقض حقوق اقلیت‌ها ادامه می‌دهند. این بخش از مقاله، فضای موجود را بهتر برای خوانندگان گرامی ترسیم می‌کند:‌

بسیاری از زنان به دلیل ازدواج‌های غیابی با مهاجران دارای اقامت، به این کشور وارد شده‌اند و در طول دوران انتظار برای کسب اقامت، مورد تبعیض‌های حقوقی قرار می‌گیرند و در صورت کوچکترین اعتراضی با تهدید غیرمستقیم به اخراج روبرو می‌شوند، لذا پس از چندی به قربانیان خاموش تبدیل می‌شوند. زندگی این افراد آنقدر رقت‌بار است که در انتها یا به خودکشی، یا به اخراج به موطن خود و یا به از دست دادن هویت فرهنگی منتهی می‌شود.‌
به دلیل شرایط سخت اقامت بسیاری از مهاجران و پناهندگان مجبور به روی آوردن به زندگی مخفی می‌شوند. زندگی مخفی در این کشور برای غالب مهاجران و پناهندگان غیرقانونی خصوصا زنان و کودکان چیزی جز نوعی استثمارنیست. به دیگر سخن بسیاری از این افراد، ناچار به صورت کارگر و به عنوان برده مورد سوءاستفاده کارفرمایان خود قرار می‌گیرند. شرایط روانی کودکان مهاجر و پناهندگان عمیقا تاسف‌بار است تا جایی که در فاصله سال‌های بین 2002 تا 2004 کودکان مهاجر دارای اختلالات عاطفی و روانی افزایش داشته و موارد زیادی از بیماری بی‌تفاوتی در بین کودکان پناهجو به چشم می‌خورد.‌
نقض حقوق شهروندی‌
حوادث 11 سپتامبر در آمریکا یکی از عمده ترین دلایل برای نقض حقوق شهروندی در کشورهای حامی دموکراسی غربی محسوب می‌شود. پس از این حوادث، عمده کشورهای اروپایی و آمریکایی به بهانه مبارزه با تروریسم اقدام به انجام اعمال غیرقانونی و کنترل خارج از عرف روابط خصوصی شهروندان خود نموده‌اند که در این میان بیشترین بدگمانی نسبت به مهاجران خصوصا مسلمانان اعمال می‌شود.‌
دولت سوئد نیز با توجه به پیامدهای این واقعه و به بهانه مبارزه با تروریسم، اقدام به قانونی کردن استراق سمع نمود که دخالت وسیعی را در حیطه آزادی‌های فردی اتباع و مهاجران در سوئد اعمال می‌کند. نقض حقوق مدنی در سوئد به بهانه مبارزه با تروریسم همواره مورد انتقاد شدید شخصیت‌های داخلی این کشور و نهادهای بین‌المللی حقوق بشر قرار دارد.‌
مواردی از نقض حریم خصوصی به بهانه مبارزه با تروریسم در سایر کشورهای شمال و شرق اروپا همچون لهستان، چک و فنلاند نیز به چشم می‌خورد. به طور مثال، با توجه به ائتلاف لهستان و آمریکا، این کشور به صورت نامحسوس تدابیری همچون کنترل مکالمات تلفنی به ویژه تلفن‌های همراه اتخاذ نموده است.‌
مهم‌ترین رسوایی در این خصوص انتشار گزارش شورای اروپا به عنوان نهاد حامی حقوق بشر است که به دنبال خبر افشای زندان‌های مخفی ‌‌ClA در برخی کشورهای اروپایی در نامه‌ای به 46 کشور اروپا ارسال و از آنها خواسته اطلاعاتی را در مورد وجود زندان‌های مخفی ‌‌ClA در این کشورها ارائه نمایند.‌
در همین ارتباط در سال 2001 محافل حقوق بشری سوئد شدیدا این کشور را برای بازگرداندن دو تبعه مصری، احمد عجیزه و محمد الزری، به کشورشان با همکاری سازمان اطلاعاتی آمریکا و به دلیل مبارزه با تروریسم مورد انتقاد قرار داده‌اند. گروه‌های حقوق بشری، اطمینان بخشی دیپلماتیک برای پرهیز از شکنجه این افراد را برای بازگرداندن ایشان کافی ندانسته‌اند. نحوه اخراج این دو از فرودگاه بروما در استکهلم به شکلی بود که ضمن به زنجیر کشیده شدن این افراد و رفتار شرم‌آور به قاهره اخراج شدند.‌
اسلام‌گرایی مردمی و اسلام‌ستیزی سیاسی‌
دین رهایی بخش اسلام به دلیل برخورداری از ظرفیت‌های معنوی، الهی و انسانی در حال یافتن جایگاه خود در کشورهای غربی و اروپای می‌باشد. همه روزه گزارش‌هایی از گرایش شهروندان غربی به اسلام در رسانه‌های مختلف به گوش می‌رسد. براساس گزارشی از کریستین ساینس مانیتور روند رشد اسلام‌گرایی در میان زنان اروپایی افزایش چشمگیری یافته است. این گرایش‌ها بعد از حوادث 11 سپتامبر افزایش یافته و تعداد زنان اروپایی که دعوت اسلام را پذیرفته‌اند از مردان فزونی یافته است. عمده علاقمندان به اسلام در اروپا که توفیق پذیرش این دین حیات‌بخش الهی و سرشار از جنبه‌های انسانی را یافته‌اند بر صلح‌گرایی، خانواده محوری، سادگی و الهام بخش بودن آن تاکید نموده‌اند. ایشان دین اسلام را پیام‌آور عشق، بردباری و صلح دانسته و جنبه‌های رحمانی آن را مدنظر داشته‌اند. هرچند متاسفانه به دلیل ضعف تبلیغی سایر فرق اسلامی برخی گرایش‌های اهل سنت افراطی و یا شاخه افراطی وهابیت نیز وجود داشته، ولی در مجموع گرایش‌های اسلامی در اروپا آن قدر رونق یافته که نگرانی بسیاری از سیاستمداران غربی را برانگیخته است.‌
در کنار این خیزش اسلامی شاهد نوعی مقاومت نامحسوس نهادهای دولتی و سیاسی در مقابل اسلام‌گرایی در غرب هستیم. اقدامات انجام پذیرفته در برخی کشورها همچون دانمارک و سوئد در اهانت به پیامبر اکرم(ص) و انتشار تصاویر موهن از ایشان ر قالب همین موج اسلام‌ستیزی قابل بررسی و تامل است.‌
نژادپرستی افراطی
مهاجر ستیزی یا به عبارت بهتر خارجی ستیزی در کشورهای غربی به واژه جدیدی در ادبیات سیاسی این کشورها تبدیل گردیده است. اخیرا در بسیاری از کشورهای اروپایی، گروه‌های نئونازیستی و فاشیستی سر برآورده و با هدف قرار دادن مبارزه بی‌امان با افراد خارجی و مهاجردست به اقدامات تهامی وسیعی علیه مهاجران زده‌اند. در برخی از کشورها که کمتر داعیه حقوق بشر دارند شواهد حکایت از این دارد که نیروهای مذکور تحت حمایت سازمان یافته دولتی و امنیتی قرار دارند. این گونه افراد فضای اجتماعی را شدیدا تغییر داده وعملا به عنوان تهدید دائمی برای مهاجران قلمداد می‌شوند. در اوایل قرن 21 اتحادیه اروپایی در گزارشات خود از کشورهای سوئد و آلمان به عنوان مکان‌هایی که روند نژادپرستی در آنها رو به افزایش است یاد نموده است. بدیهی است در این خصوص نیز مسلمانان از اهداف عمده محسوب می‌شوند. نمونه‌های متعددی از اقدامات نژادپرستانه علیه مسلمانان در سوئد گزارش شده است که از جمله این موارد می‌توان به آتش زدن مدرسه‌‌ای اسلامی و بخش اعظمی از مرکز اسلامی مالمو در سال 2003، تهدید کارگران ساختمانی یک شرکت سوئدی که کار بازسازی مسجد مسلمانان شهر مالمو را تقبل نموده بودند، آزار و اذیت مسلمانان و توهین به مساجد ایشان از جمله شعار نویسی، تهیه طومار علیه فعالیت‌های مساجد و کارشکنی در روند اداری بنای مساجد توسط گروه‌های ناسیونالیست و نژادپرست اشاره نمود.
کمتر شخص مهاجری تاکنون مشاهده شده که جدای از شغل و حرفه خود مورد تهدید گروه‌های ناسیونالیست افراطی قرار نگرفته باشد یا از تهدید ایشان نگران نباشد.          ادامه دارد...

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات