* آقای باقری! رابطه پیشنهاد اخیر مطرح شده از سوی نماینده ایران در آژانس را با دیپلماسی هستهای ما چگونه تحلیل می کنید؟
** برای پیگیری این مسیر باید چند نکته را در تطبیق این موضوع با دیپلماسی هسته ای ایران مورد توجه قرار دهیم.نکته اول این است که ایران در سالهای اخیر چندین پیشنهاد را به طرفهای خود برای حل مناقشه هسته ای ارایه داده است که شالوده و محور اصلی همه این پیشنهادها و طرحها از یک اصل تبعیت کرده است و آن غیرقابل مذاکره بودن فناوری چرخه سوخت در خاک کشور بوده است.
به بیان دیگر، ایران در هیچ مقطعی از حق داشتن چرخه سوخت و غنی سازی در داخل خاک خود عقب نشینی نکرده است.اما اینکه کیفیت این غنی سازی چگونه باشد؛ درباره آن ایده ها و طرحهای مختلفی وجود داشته است.
نکته دوم در طرحهای ایران، آمادگی برای ایجاد یک ساختار در قالب همکاری یا کنسرسیوم با دیگر کشورها به صورت دو یا چند جانبه و یا حتی بین المللی برای تأمین سوخت بوده است. و نکته سوم هم اینکه در برابر چنین شیوه ای، غرب همواره گونه ای از تبلیغات روانی را در برابر دیپلماسی هسته ای ایران ایجاد کرده، به گونه ای که یا مواضع ایران به شکلی غلو شده و آن را به عنوان یک تهدید عملی جلوه دهد و یا مسأله را به حدی تقلیل دهد که گویا ایران در آستانه انصراف از مواضع خود است و تحت تأثیر فشارها، رویکردهای جدیدی را در پیش گرفته است.
* منظور این است که مسأله تهدید و تعلیق از متن مباحث هسته ای با ایران حذف نشده است؟
** بله! موضوع تعلیق هیچ گاه از فهرست خواسته های غرب حذف نشده تا یک اصل غیرقابل مذاکره قلمداد شود. بر این مبنا باید یادآور شد که در اظهارات آقای سلطانیه نفی ضرورت چرخه سوخت نبود، بلکه ایشان اذعان داشتند که ایران علاوه بر توان تولیدی خود در سوخت هسته ای به واسطه پروژه 20 هزار مگاوات تولید برق هسته ای نیازمند تأمین سوخت از خارج کشور هم هست و این راهکاری است که می تواند هم نیاز ما به سوخت را تأمین کند و هم خواسته های سیاسی آژانس را.
* بازخورد پیشنهاد ایران را چگونه ارزیابی می کنید؟
** مبحث مهمی که در سخنان آقای سلطانیه وجود داشت و راهبرد ایران را آشکارا بیان می کند این است که انرژی هسته ای در جهان امروز موتور محرکه اقتصاد کشورهاست، بنابراین چکیده کلام نماینده ایران تأکید بر این است که آینده انرژی کشور قابل معامله نیست. به بیان دیگر، ایران با یادآوری تجربیاتی که در تاریخ بسیار نزدیک در عرصه بین الملل رخ داده همه کشورها را به این موضوع هشدار داد که نسبت به منابع حیاتی خود حساس باشند و برای تضمین آن، تمامی اقدامهای احتیاطی و جایگزین را انجام دهند.
از آن جمله می توان به برخورد برخی کشورها با روسیه در بحران اخیر قفقاز اشاره کرد که کشوری مانند استرالیا به عنوان یکی از صادرکنندگان سوخت هسته ای به روسیه که خود از اعضای دایم شورای امنیت است، مسکو را به قطع ارسال سوخت تهدید کرده و یا فشاری که روسها به واسطه وابستگی انرژی اروپا به گاز این کشور در بحران اخیر به غرب وارد کردند. بنابراین حتی کشوری مانند روسیه که خود یک قدرت اتمی است در یک نظام بین المللی وابسته، می تواند زیر فشار قرار گیرد و از این بابت آسیبپذیر شود.
این واقعیت حتی در نگاه استراتژیستهای غربی نیز مورد توجه قرار گرفته و کسانی مانند «هنری کیسینجر» در مقاله اخیری که درباره آینده انرژی نوشت و یا فرید زکریا نسبت به اهمیت این مسأله در تسلط بر آینده جهان تأکید کرده اند.