تاریخ انتشار : ۲۶ دی ۱۳۸۷ - ۰۸:۰۰  ، 
کد خبر : ۶۵۷۸۳

عراق از نگاه کسینجر


سرویس ترجمه: هنری کسینجر که با آغاز اولین دوره ریاست جمهوری ریچارد نیکسون در سال 1969 به ریاست شورای امنیت ملی آمریکا منصوب شد، پس از پیروزی دوباره نیکسون با حفظ سمت قبلی، پست وزارت خارجه را نیز برعهده گرفت و در این مدت در سیاستهای خاورمیانه ای و جنوب شرق آسیا چون چین در دوران مائو تحولات بسیاری را رقم زد.
او در سال 1973 جایزه صلح نوبل را به خاطر تلاش برای آتش بس و عقب نشینی سربازان آمریکایی از ویتنام دریافت کرد و از هواداران سرسخت واقع گرایی در سیاست خارجی است.
منتقدانش او را جنایتکار توصیف می کنند؛ زیرا کودتای نظامی علیه آلنده رئیس جمهور مردمی شیلی را سازماندهی کرد. باعث تجزیه قبرس شد، چشم بر کشتارهای اندونزی بست و فرصت برقراری دموکراسی را در بنگلادش نابود کرد. او در حال حاضر 84 سال سن دارد که پس از حادثه 11 سپتامبر برای مدت کوتاهی مسؤول کمیته معروف «پاتریوت» یا همان سازمان امنیت داخلی جدید بود. اما پس از آنکه از دخالت مستقیم آمریکا با خانواده بن لادن و بندر بن سلطان در حادثه 11 سپتامبر مطلع شد، از ریاست آن سازمان استعفا داد.
او طی مقاله‌ای شرایط آمریکا در عراق و آینده تحولات این کشور و تأثیرات آن را بر منطقه و آمریکا تحلیل و بررسی کرده است که تقدیم می گردد.
رقابتهای انتخاباتی ریاست جمهوری در آمریکا آن قدر طولانی است که به نظر می رسد رقبا در پیله ای گرفتار شده اند و تغییر شرایط را نمی پسندند و همچنان همان حرفهای تکراری چند ماه قبل را می زنند.
طی یک سال گذشته، شمار زیادی از سیاستمداران و نظامیان آمریکایی از تعیین ضرب الاجل برای عقب نشینی از عراق سخن گفته اند. طرفداران این رویکرد می گویند تعیین تاریخ مشخص، دولت عراق را وادار می کند که سیاست آشتی ملی را با سرعت بیشتری دنبال کند و باعث پایان یافتن سریع تر جنگ و اینکه ایالات متحده توجه خود را به مناطقی همچون افغانستان معطوف کند می شود که از لحاظ استراتژیک مهمترند.
البته آنها دلیل دیگر هم دارند، ما جنگ را باخته ایم و بهتر است هر چه زودتر عقب نشینی کنیم تا هزینه و تلفات کمتری به ما وارد شود. اما در طول ماه های اخیر وقایعی اتفاق افتاد که دلایل حامیان عقب نشینی سریع را بی معنی کرده است. تقریباً تمامی ناظران بر این باورند که در هر سه جبهه جنگ عراق پیشرفتهایی حاصل شده است.
القاعده و جنگجویان سنی که بیشتر نیروهایشان خارجی بود، عموماً در حال فرارند، سنی های بومی که به دنبال قدرت گیری دوباره در عراق بودند، کاملاً آرام شده اند و سرانجام دولت شیعه بغداد توانست دست کم به صورت موقت، شبه نظامیان شیعه را که حاکمیت را به چالش کشیده بودند، تحت کنترل درآورد. بعد از سالها ناامیدی، می توانیم با کمی آرامش لبخند بزنیم، اوضاع عراق بهتر شده است. البته ما نمی توانیم حالا بگوییم که این تغییرات دایمی است، بلکه باید پذیرفت که این آرامش نسبی تا اندازه ای به خاطر تصمیم های رقبای ما؛ مثلاً ایران، به وجود آمده است. نیروهای تأثیرگذار بر عراق منتظرند تا دوران بوش به پایان برسد، آن گاه با توجه به شرایط تازه تصمیم های تازه ای بگیرند.
هر تفسیری از وقایع کنونی داشته باشیم باید بپذیریم که بخش سنی نشین عراق به همراه بعضی از دولتهای سنی منطقه، ارتشهایی محلی را سازماندهی کرده اند که با القاعده و شورشیان بومی بجنگند. همین مسأله باعث شده که سنی ها از اینکه در دولت حضوری کمرنگ دارند، کمتر نگران باشند. کردها هم نیروهای دفاعی خودشان را دارند. به همین خاطر دورنمای آشتی میان این سه بخش (کرد، سنی و شیعه نشین) نه از طریق وضع قانون، آن طور که آمریکا تاکنون می خواست، بلکه به خاطر ضرورت و توازن نظامی و سیاسی به وجود آمده است. از آنجا که آمریکایی ها از شر جنگ همه جانبه با شورشهای گسترده تقریباً خلاص شده اند، می توانند به دولت عراق در مقابله با فشار همسایگان یا طغیانهای احتمالی کمک برسانند، به خصوص اینکه در ماه های آینده چندین انتخابات مهم را در این کشور در پیش رو داریم. در این میان تلاشهای منطقه ای با هدف ثبات بخشیدن به منطقه به جریان افتاده است. ترکیه در حالی میانجیگری میان اسراییل و سوریه است و قطری ها توانستند در پیکارهای لبنان توقفی هر چند کوتاه ایجاد کنند. تعیین ضرب الاجل، مطمئن ترین راه برای تیره و تار کردن چشم اندازهای امیدبخش کنونی است.
آمریکا با این کار، گروه های تقریباً شکست خورده داخلی را دلگرم می کند که فعلاً فعالیتهای خود را متوقف کنند و خروج آمریکا را انتظار بکشند. هم القاعده منتظر خروج آمریکایی هاست و هم همسایگان عراق.
عقب‌نشینی براساس یک ضرب الاجل مشکلات دیگری را هم در پی دارد. بر این اساس نیروهای رزمی از عراق خارج می شوند، اما به تعداد کافی سرباز در این کشور باقی می ماند که وظیفه حفاظت از سفارت آمریکا و جنگ با بازماندگان القاعده بر عهده آنهاست. اما چنین وظیفه ای نیازمند نیروهای رزمی است، نه نیروهای پشتیبانی. به علاوه ما بدون عقب نشینی از عراق هم می توانیم دو تا سه تیپ دیگر به افغانستان بفرستیم. ما نباید عراق را به خاطر افغانستان به مخاطره بیندازیم.
سناتور باراک اوباما، نامزد دموکراتها در انتخابات ریاست جمهوری هم به دنبال این گونه عقب نشینی از عراق است.
در این میان نوری مالکی، نخست وزیر عراق هم که می داند حمایتش از خروج آمریکاییها باعث افزایش محبوبیتش خواهد شد، در طول ماه های اخیر تلاش کرده تا ثابت کند ورود آمریکا به کشورش یک اشغال دایمی برنامه ریزی شده نبوده است. شاید به همین خاطر باشد که هنگام دیدار با اوباما در بغداد با اطمینان خاطر بیشتری از عقب نشینی تدریجی آمریکا حرف زد. حضور آمریکاییها در عراق نباید ابدی به نظر برسد. نه واشنگتن از این ماجرا حمایت می کند و نه بغداد، اما ضرب الاجل‌های سفت و سخت هم به نفع طرفین نیست.
رئیس جمهور بعدی آمریکا این شانس را دارد که عراق را به سمت ثبات بیشتر رهنمون کند تا خاورمیانه به صلح نزدیکتر شود او نباید با تصمیم های از پیش مشخص و مردم پسند برای عراق تصمیم بگیرد. اوضاع تغییر کرده، پس تصمیم های جدید نیاز است.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات