1ـ اتکای بیش از حد به کشورهای دیگر از نظر اقتصادی، نظامی و فنی:
امروزه تقریبا میان تمام کشورهای جهان وابستگی و اتکای اقتصادی وجود دارد. کشورهای بزرگ برای گشودن بازارهای تجاری و تحصیل مواد خام ـ تامین برای صنعت ـ به کشورهای جهان سوم احتیاج دارند و کشورهای کوچک برای دریافت کمکهای اقتصادی، فنی و نظامی دست نیاز به سوی کشورهای ثروتمند دراز میکنند. جامعه آمریکا جامعه صنعتی است که برای تداوم حیات اقتصادی خود به نفت خلیجفارس نیاز دارد. همچنین برای حفظ بازارهای خود در جهان به تداوم سلطهاش در جهان و تقویت نیروهای تکاملی خود نیازمند است. تقویت نیروی نظامی، خود به صنعت این کشور اتکا دارد و از این رو، هرگونه خطری که جریان صدور نفت خلیجفارس را تهدید کند، تهدیدی برای منافع حیاتی آمریکا تلقی میشود.
لیکن گاه این تهدید برای جوامع ضعیف یا کشورهای در حال توسعه نیز میتواند به عنوان یک تهدید به شمار آید فقر و وابستگی اقتصادی، تکنولوژی، فرهنگی به قدرتهای بزرگ ـ عمدتا در آسیا، آفریقا میتواند این جوامع را نسبت به تحصیل موارد ذکر شده متکی به قدرتهای بزرگ نماید و وضع وارداتی کشورهای در حال توسعه، وابستگی صادراتی آنها را تشدید میکند زیرا اقتصادشان هم به صدور یک یا چند ماده خام اصلی استوار شده است و هم ناچارند که کالاها و وسایل صنعتی و حتی مواد غذایی خود را از کشورهای بزرگ صنعتی وارد کنند.
به هر حال کشورهای صنعتی به اصطلاح توسعه یافته با توسعه فقر و گرسنگی و وابستگی فنی ـ اقتصادی در جهان سوم سیاست اقتصادی ـ فرهنگی خود را به کشورهای ضعیف اعمال میکند و امنیت ملی آنها را به مخاطره میاندازند.
2ـ پیدایش و گسترش فرهنگی که مخالف فرهنگ حاکم بر کشور باشد:
پیدایش و توسعه مرامهای عقیدتی مخالف نظام سیاسی و اجتماعی مملکت همیشه یکی از خطرات مهم برای امنیت ملی کشورها بوده است. از این روست که کشورها همواره کوشیدهاند تا جای ممکن از رخنه اندیشهها و افکار مخالف به داخل مملکت جلوگیری کنند مانند تهاجم فرهنگی. که کشورهای ابرقدرت پس از تحمل شکستهای پیدرپی با انواع توطئهها از این شیوه برای مقابله علیه جمهوری اسلامی ایران که به عنوان مرکز ثقل تحولات و تحریکات اسلامی در سراسر جهان است، تدارک دیدهاند. آرمان اجتماعی نیز میتواند موضوع منافع ملی قرار گیرد. اینها ارزشهای اساسی جامعه هستند که موجودیت و تداوم نظام اجتماعی به بقای آنها بستگی دارد. در صورتی که این ارزشها هم با تهدیدات محیط بینالمللی روبهرو شود. جامعه برای مقابله با عوامل تهدیدکننده حاضر است جان افراد را به خطر اندازد و به جنگ متوسل شود، برای نمونه میتوان از مقابله آمریکا با اسلامگرایی و رویارویی جامعه ما و سایر ملل مسلمان با تالیف کتاب آیات شیطانی یاد کرد. ترویج کتاب آیات شیطانی تهدیدی علیه ارزشهای اساسی جامعه ایران و جوامع مسلمان محسوب میگردد. به همین، دلیل این امر واکنش شدید جامعه اسلامی را در پی داشته و به صدور حکم ارتداد سلمان رشدی نویسنده کتاب آیات شیطانی منجر شده است.
3ـ کثرت جمعیت کشور یا کشورهای همسایه:
فزونی جمعیت در هر کشوری اگر متناسب با رشد کمی، کیفی نظام اقتصادی، آموزشی، بهداشت و غیره آن کشور نباشد، خود تهدیدی بالقوه محسوب میشود، رشد ناموزون جمعیت کشورهای همسایه نیز تهدید است زیرا جمعیت مازاد، برای ادامه زندگی مجبورند به کشورهای دیگر پناه برده تا از طریق مهاجرت امرار معاش نمایند که در این زمینه میتواند به عنوان یک تهدید تلقی شود. از طرف دیگر کثرت جمعیت به لحاظ این که خود یکی از عوامل افزایش قدرت کشور است، میتواند سبب به مخاطره افتادن امنیت کشور همسایه گردد. کشورهای عربی همواره با مهاجرت یهودیان به اسرائیل و افزایش جمعیت این کشور مخالف بودند، زیرا هر افزایشی در جمعیت این کشور به معنی افزایش قدرت کشور مزبور است و این یک تهدید منافع ملی برای کشورهای عربی بوده است.
4ـ جنگ و درگیری در کشورهای همسایه:
وجود جنگ و درگیری و بیثباتی کشورهای همسایه نیز تهدید جدی برای امنیت ملی کشور خودی محسوب میشود. هجوم پناهندگان و آوارگان از جمله پیامدهای منفی این درگیریهاست زیرا پناهندگان و آوارگان به دلیل ضعف و تقویت بیماری میتوانند از نظر سلامتی افراد جامعه را تهدید کنند و نیز احتمال گسترش جنگ به کشورهای منطقه و درگیر شدن کشور خودی در جنگی ناخواسته، برقراری شرایط سخت و ناموزون در ابعاد سیاسی، اقتصادی و نظامی و غیره در منطقه از جمله تهدیدات متصور در این مورد است.
5ـ افزایش قدرت نظامی کشورهای همسایه:
افزایش قدرت نظامی موجب استواری امنیت ملی کشور میشود. ولی افزایش قدرت نظامی خود به ناامنی کشور میانجامد. این در صورتی است که کشوری هدف و یا هدفهایی را در صحنه سیاست خارجی دنبال کند که با سیاست خارجی کشور دیگری مغایرت و مباینت داشته باشد. در این صورت تقویت قدرت نظامی به اختلاف میان آنها دامن میزند و هر دو در ترس از یکدیگر و خطر حمله و تجاوز هر یک به دیگری به سر خواهند برد.
6ـ بحران سیاسی و اجتماعی کشور:
مفهوم ثبات سیاسی یعنی «توانایی یک پدیده سیاسی برای پشت سر گذاردن حوادث احتمالی از تحولات که هویت آنرا تغییر میدهند» آن دسته از پیشامدها که ویژگیهای یک نظام سیاسی را تهدید میکنند و نظام مزبور توانایی با آنها را ندارد، احتمالا موجب بیثباتی خواهند شد. در صورت تکرار حوادث امکان بروز چنین وضعی، افزایش مییابد البته ماهیت و میزان تکرار وقایعی که سبب از میان رفتن یک سیستم سیاسی میشود در موارد مختلف فرق میکند. یک هرج و مرج طولانی شاید یک دولت را بیثبات سازد اما بر دولت دیگر بیاثر باشد. معمولا وقوع هرج و مرج عمومی، اعتصاب، شورش، جنایات خشونتآمیز، نشانههای بیثباتی سیاسی ـ اجتماعی تلقی میشوند. احتمالا اعتصاب، بیش از هر چیز به ثبات لطمه میزند و امنیت داخلی کشور را تهدید میکند. بحران و بیثباتی سیاسی ـ اجتماعی به دو طریق امنیت ملی را مورد تهدید قرار میدهد: 1ـ مناقشات داخلی 2ـ مناقشات بینالمللی
7ـ کوچکی و ضعف کشورها:
در عصر کنونی یکی دیگر از عوامل تهدید کننده امنیت کشورها، کوچکی و ضعف آنها در زمینههای مختلف است.
کشورهای ضعیف همیشه در معرض خطر افتادن در منطقه نفوذ یا یکی از کشورهای بزرگ هستند. برای دوری جستن از این خطر، کشورهای جهان سوم میکوشند خود را گرفتار ستیزها، کمشکشها و اختلافات نساخته و سیاست «بیطرفی یا عدم تعهد» را دنبال کنند تا بدینوسیله امنیت و استقلال خود را به جای ممکن حفظ نمایند.
8ـ موقعیت نامساعد جغرافیایی کشور:
بعضی از کشورها به دلیل موقعیت نامناسب و نامساعد جغرافیایی خود به خود در معرض تهدیدات نظامی، سیاسی و امنیتی ـ از سوی سایر کشورها قرار داده مانند کشور شیلی. همسایگی با قدرتهای بزرگ و وضعیت استراتژیک میتوانند در موقعیت یک کشور موثر باشد از جمله:
الفـ مرکز قدرت جهانی؛ موقعیت مطلوب از آن کشوری است که در همسایگی قدرتهای بزرگ واقع شده باشد همجواری با قدرتهای بزرگ یا زندگی در مناطقی که کشورهای نیرومند دارای منافعی هستند زمینه تزلزل و ناامنی و بیثباتی یک کشور را فراهم میسازد.
بـ دریاها: دسترسی به دریای آزاد و در اختیار داشتن بنادر مناسب، امتیاز قابل توجهی به حساب میآید و از نظر سیاسی ـ اجتماعی ـ نظامی تاثیر عمدهای در وضع یک کشور دارد.
جـ وضع دفاعی کشور: طراحان برنامههای دفاعی کشورها پیوسته متوجه اهمیت کشور از نظر دفاعی میباشند که در وضع دفاعی کشور عوامل جغرافیایی نظیر وسعت، قلمرو، حائل میتواند تاثیر گذار باشد.
9ـ پیشرفت اقتصادی و تولید انبوه در کشور همسایه:
در این زمینه حتی عناصر اطلاعاتی کشورها وارد عمل شده و مانند یک بازاریاب کار میکنند و با پورسانت پرداخت درصدی از سود به عامل واسطه در معامله قابل ملاحظهای اجناس نظامی غیرنظامی کشور همسایه و یا سایر کشورها را به کشور خودی تحمیل میکنند.