تاریخ انتشار : ۲۴ آذر ۱۳۸۷ - ۱۰:۴۹  ، 
کد خبر : ۶۵۸۰۵

طبقه متوسط در قدرت

مرتضی کاظمیان اشاره: طبقه متوسط بیش از سه دهه است که در تحولات سیاسی ـ اجتماعی ایران نقشی غیر‌قابل انکار را ایفا می‌کند. بررسی کار ویژه‌ها و تاثیرات طبقه متوسط بر ساخت قدرت، نیازمند پژوهشی مستقل و مقاله‌یی مفصل است. در مقاطعی حضور طبقه متوسط و نمایندگانش در حکومت، پررنگ‌تر از دیگر مقاطع بوده است. در این نوشتار تلاش می‌شود خاستگاه اجتماعی دولت موقت (به ریاست زنده‌یاد مهندس مهدی بازرگان) همزمان با بیست و هشتمین سالگرد تشکیل دولت موقت مورد تامل قرار گیرد. مقدمه: دولت موقت تشکیل شده پس از پیروزی انقلاب 57 واجد اهمیتی ویژه در تاریخ سیاسی معاصر ایران است. مهندس مهدی بازرگان عهده‌دار تشکیل دولتی شد که پس از تغییر نظام سیاسی و حاکمیت یافتن جمهوری اسلامی و به ویژه پس از انقلاب مهم 1357 مسئول اداره اجرایی کشور و نظم دادن به ترتیبات اداری و رسمی کشور می‌گردید. همین که به رغم سپری‌شدن ربع قرن از پایان کار دولت موقت، هنوز نحوه فعالیت بازرگان و همکارانش و چگونگی مواجهه آنان با مسائل و وقایع سیاسی ـ اجتماعی وقت ایران مورد اشاره و نقد و تمجید و تایید یا انتقاد و نفی قرار می‌گیرد، نشان از ویژگی‌ها و اهمیت آن دولت دارد . گفتنی است که در این مطلب، واژه دولت به معنای هیات وزیران یا قوه مجریه مورد استفاده قرار می‌گیرد (مطابق یک اشتباه مرسوم و رایج!) و اگر نه، دولت به معنای دقیق آن در علوم سیاسی، بزرگترین نهاد سیاسی است. در درون کشور، هیچ نهادی همپایه نهاد دولتی نیست و بیرون از مرزهای کشور نیز هیچ نهادی بالاتر از نهاد دولتی قرار ندارد. دولت را نهاد «نهاد»‌ها نامیده‌ا‌ند.1 به تعبیر دیگر، دولت ملی به یک دستگاه سیاسیی (Political Apparatus) اطلاق می‌شود که در محدوده مرزهای یک قلمرو سرزمینی مشخص حق حاکمیت دارد، می‌تواند از ادعای حاکمیت خود با کنترل قدرت نظامی پشتیبانی کند و بسیاری از شهروندانش احساس مثبت تعهد نسبت به هویت ملی آن دارند.2 اما همچنان که ذکر شد، در این نوشتار، دولت به معنای هیات وزیران استفاده می‌شود.

طبقه متوسط جدید

گروه سیاسی: از سال‌های 1950 میلادی به بعد، جامعه‌شناسان در بررسی‌های خود، موقعیت ویژه طبقات متوسط را در دنیای جدید، تجزیه و تحلیل کرده‌اند. تالکوت پارسونز و گروهی دیگر از جامعه‌شناسان آمریکا این نکته را مطرح کردند که تعدد قشرهای مزدبگیر غیرکارگر و کاهش تعداد مالکین سرمایه‌دار در دنیای کنونی سبب تشابه بیش از پیش شرایط اقتصادی و اجتماعی گردیده و اختلافات کنونی میان گروه‌های مختلف، بیش از پیش معلول قدرت و اعتبار اجتماعی مشاغل است.

سی‌رایت میلز جامعه‌شناس آمریکایی در کتاب «طبقه متوسط جدید» برای نخستین بار در سال 1951 مفهوم «یقه سپید» (White Collars) را برای توصیف کارمندان و کارمندان عالی‌رتبه در مقابل «یقه آبی»ها یا کارگران مطرح کرد. میلز شرط ضروری جوامع شهری جدید را وجود قشر فراوان کارمندان، فروشندگان، منشی‌ها، سرپرستان قسمت‌های فروشگاه‌ها، سرکارگران، معلمان، ماموران پلیس و صاحبان مشاغل مشابه می‌داند. افزایش تعداد و تنوع مشاغل آزاد به نحو مشخصی ورود به عصر طبقه متوسط جدید را نشان می‌دهد. میلز دانشگاهیان، پزشکان و وکلای دادگستری را در این ردیف قرار می‌دهد (به استثنای نویسندگان و هنرمندان)، چرا که میلز بر این باور است که دانشگاهیان، پزشکان و وکلا در حکم متخصصانی هستند که در استخدام سازمان‌ها و دستگاه‌های علمی، پزشکی و قضایی‌اند و استقلال خود را از دست داده‌اند.

میلز معتقد است که درآمد و ثروت طبقه متوسط رو به کاهش گذاشته است و حتی از جنگ جهانی دوم به بعد، این گروه با بیکاری مواجه شده‌اند. با این وجود، میلز تصریح می‌کند که کار یقه سپیدان همچنان امتیاز ویژه‌یی را در خود حفظ کرده است و آن جلوه و شمایل خارجی این گروه به ویژه از لحاظ شیوه زندگی و لباس پوشیدن است. به دیگر سخن بیشتر مرتبه اجتماعی ـ و نه درآمد ـ است که موقعیت یقه سپیدان و پایگاه آنها را در ساخت اجتماعی مشخص می‌کند.

آنتونی گیدنز در توصیف طبقه متوسط، سه بخش «نسبتاً مشخص» را در درون آن مورد اشاره قرار می‌دهد‌: طبقه متوسط قدیم،  طبقه متوسط بالا و طبقه متوسط پایین. طبقه متوسط بالا ـ از این منظر ـ از کسانی که دارای مشاغل مدیریت یا حرفه‌یی هستند، تشکیل شده است. بیشتر این افراد، شکلی از آموزش عالی را تجربه کرده‌اند و نسبت افرادی که دارای نظرات آزادمنشان درباره موضوعات اجتماعی و سیاسی هستند، در بین آنها و به ویژه در میان گروه‌های حرفه‌یی و تخصصی، تقریباً بالا است.4

دولت موقت بازرگان

سه روز پس از ورود امام خمینی به تهران، مهندس مهدی بازرگان طی حکمی از سوی ایشان به عنوان نخست‌وزیر دولت موقت مشغول به کار شد. در این حکم آمده بود: «جناب آقای مهندس بازرگان، بنا به پیشنهاد شورای انقلاب بر حسب حق شرعی قانونی ناشی از آرای اکثریت قریب به اتفاق ملت ایران... و به موجب اعتمادی که به ایمان راسخ شما به مکتب مقدس اسلام و اطلاعاتی که از سوابق‌تان در مبارزات اسلامی و ملی دارم، جنابعالی را بدون در نظر گرفتن روابط حزبی و بستگی به گروهی خاص، مامور تشکیل دولت موقت می‌نمایم‌... مقتضی است که اعضای دولت موقت را هرچه زودتر... تعیین و معرفی نمایید...»5

رهبر فقید انقلاب در 15 بهمن 1357 در سخنانی اینچنین مهندس بازرگان را به سمت نخست‌وزیر دولت موقت انقلاب معرفی کرده بود: «موقتاً دولتی را تشکیل بدهید که هم به آشفتگی‌ها خاتمه بدهد و هم این مسائل کنونی که مجلس موسسان است... و انتخابات مجلس هم انجام بشود و آنها دولت قانونی را انتخاب بکنند... لهذا دولت موقت را تعیین کردیم.»6

ایشان درباره شخصیت مهندس بازرگان گفته بود: «جناب آقای مهندس بازرگان را سال‌های طولانی است که از نزدیک می‌شناسم، مردی است فاضل و متدین از لحاظ ریاست و امین به ملت و ملی...»7

مهدی بازرگان، متولد 1286 هجری شمسی، فرزند یک تاجر بنام بود که پس از تحصیلات ابتدایی و متوسطه برای تحصیلات تکمیلی به فرانسه رفت. او و یک گروه 110 نفره از دانش‌آموزان ممتاز در 1307 و در دوران حکومت رضاشاه، به پاریس اعزام شدند.8

بازرگان پس از خاتمه تحصیلات در مهندسی ماشین و نساجی در سال 1313 به ایران بازگشت و به عنوان نخستین دانشیار در دانشکده فنی تهران مشغول به کار شد و در دو دوره متوالی ریاست دانشکده فنی را به عهده داشت. وی در 1329 و در جریان مبارزات نهضت ملی برای خلع ید از دولت انگلیس و ملی کردن نفت، از طرف دکتر محمد مصدق به مدیریت عامل شرکت نفت برگزیده شد. بازرگان پس از کودتای 28 مرداد، برای مدت کوتاهی سرپرستی سازمان آب را به عهده داشت. وی پس از امضای نامه‌یی اعتراض‌آمیز علیه انتخابات غیر‌قانونی مجلس از خدمات دولتی کنار گذاشته شد. از آن پس و تا پیروزی انقلاب، بازرگان پیوسته در جایگاه اپوزیسیون به فعالیت اعتراضی علیه رژیم کودتا مشغول بود. علاوه بر این ـ که با سال‌ها حبس و تبعید همراه بود ـ وی به نگارش مقالات دینی و علمی همت گماشت. تاسیس و فعالیت در انجمن اسلامی مهندسین و به ویژه نهضت آزادی ایران، از شاخص‌ترین وجوه فعالیت سیاسی ـ اجتماعی او بود. بازرگان در حالی سمت نخست‌وزیری دولت موقت را پذیرفت که به صراحت در شورای انقلاب اظهار داشت: «خواهش می‌کنم آقایان نسبت به رای و پیشنهادی که دیشب دادید، تجدیدنظر فرمایید و اگر بنده را نامزد نخست‌وزیری می‌نمایید، با علم و اطلاع از افکار و اخلاق و سوابقم خواهد بود. همه آقایان مرا خوب می‌شناسند... می‌دانید که معتقد به دموکراسی و اهل همکاری و مشورت و اعتقاد به دیگران هستم و خیلی مقید به نظم و رعایت بوده و از تندی و تعجیل، احراز می‌کنم...»9

هیات وزیران دولت موقت

1- دکتر یدالله سحابی، وزیر مشاور در طرح‌های انقلاب

وی از اعضای قدیمی انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران (در نیمه دهه 1320) بود که در رشته زمین‌شناسی به تحصیل پرداخت. معلمی و سپس استادی دانشگاه در حوزه فرهنگ و تخصص‌اش و تاسیس نهضت آزادی ایران و فعالیت اعتراضی ـ انتقادی علیه نظام سلطنتی از شاخصه‌های فعالیت‌ سیاسی ـ اجتماعی وی محسوب می‌شود. دکتر سحابی نیز در جریان فعالیت‌های سیاسی به حبس و تبعید فراوان دچار شد. تالیفات متعددی نیز از او به جا مانده است.

2- دکتر کریم سنجابی، وزیر امور خارجه

دانش‌آموخته حقوق و از اعضای ارشد و رهبری حزب ایران و سپس جبهه ملی ایران، استاد دانشگاه و وکیل دادگستری بود. وی در نیمه اول دهه 50 مدتی در وزارت علوم برای بررسی برنامه‌های دانشکده‌های حقوق مشغول به کار می‌شود. سنجابی به خصوص در تحولات و اعتراضات سیاسی از نیمه دهه 50 تا پیروزی انقلاب، حضوری پر‌رنگ داشت.10

3- دکتر کاظم سامی، وزیر بهداری

دکتر سامی متولد 1313 در مشهد، از نزدیکان محمد نخشب و نهضت خدا‌پرستان سوسیالیست ـ بعدتر حزب مردم ایران ـ بود. وی ضمن معلمی، مدرک خود را در رشته پزشکی و بعدتر در تخصص روانپزشکی، از دانشگاه تهران اخذ کرد. دکتر سامی در ابتدای دهه 40 و در جریان فعالیت‌های قهر‌آمیز با جمعیت «جاما» بازداشت شد؛ وی تا پیروزی انقلاب ممنوع‌الخروج بود.11

4- داریوش فروهر، وزیر کار و امور اجتماعی

فروهر متولد 1307 در اصفهان، دانش‌آموخته حقوق و از فعالان جبهه ملی (ذیل پان ایرانیست‌ها و بعدتر حزب ملت ایران) بود. تا پیروزی انقلاب بارها ـ و سال‌ها ـ به زندان افتاد. وی از برجسته‌ترین چهره‌های معترض و مخالف رژیم پهلوی بود.

5- دکتر احمد صدر حاج‌سیدجوادی، وزیر کشور، و بعدتر وزیر دادگستری؛

متولد 1285 در قزوین، لیسانس حقوق قضایی و حقوق سیاسی از دانشگاه تهران و دکترای حقوق اقتصادی از دانشگاه پاریس. از فعالان نهضت ملی با سابقه بازداشت پیش از انقلاب. وی دادیار دادسرای تهران نیز بوده است.

6- دکتر ابراهیم یزدی، معاون نخست‌وزیر در امور انقلاب و وزیر امور خارجه

یزدی در 1310 در قزوین متولد شد. پس از طی دوران تحصیل در دارالفنون، در رشته دارو‌سازی فارغ‌التحصیل شد. وی فعالیت‌های سیاسی، اجتماعی و فرهنگی خود را از سال 1326 با عضویت در نهضت خدا‌پرستان سوسیالیست و سپس در انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران آغاز کرد.

وی پس از کودتا جزء فعالان نهضت مقاومت ملی بود. در شهریور 1339 یزدی به آمریکا رفت و در تاسیس جبهه ملی ایران شاخه آمریکا فعال بود. وی همچنین از موسسان و فعالان انجمن اسلامی دانشجویان آمریکا و کانادا بود. یزدی همراه با دکتر چمران و جمعی دیگر اولین پایگاه آموزش جنگ‌های چریکی را در مصر تشکیل دادند. در 1357 یزدی به در خواست امام خمینی(ره) به عراق عزیمت کرد و از آنجا همراه با رهبر انقلاب به پاریس رفت. گفتنی است او که متخصص ژنتیک مولکولی است از اعضای ارشد نهضت آزادی ایران و در حال حاضر دبیرکل این جمعیت است.

7- مهندس عزت‌الله سحابی، وزیر مشاور و رئیس سازمان برنامه و بودجه

متولد 1309 در تهران فارغ‌التحصیل مهندسی مکانیک از دانشگاه تهران. از فعالان جنبش دانشجویی و نهضت مقاومت ملی بوده و عضو شورای مرکزی نهضت آزادی ایران (1340) بود. وی از زمستان 1341 تا 1346 و بعدتر از مهر 1350 تا آبان 1357 در زندان رژیم پهلوی به سر برد. هم‌اینک ریاست شورای فعالان ملی ـ مذهبی را به عهده دارد.

8- مهندس هاشم صباغیان، معاون نخست‌وزیر در امور انتقال و بعدتر وزیر کشور

وی متولد 1316 و فارغ‌التحصیل راه و ساختمان از دانشکده فنی دانشگاه تهران در مقطع کارشناسی ارشد است.

صباغیان از 1331 فعالیت سیاسی خود را آغاز کرده و از اعضای انجمن اسلامی دانشجویان و کمیته مرکزی دانشگاه تهران بود. او از ابتدای تاسیس نهضت آزادی، به عضویت آن در آمده و از اعضای ارشد آن (رئیس هیات اجرایی) محسوب می‌شود. وی چهار بار در رژیم پهلوی بازداشت شد و به زندان رفت.

9- دکتر مصطفی چمران، وزیر دفاع ملی

 متولد 1310 درتهران؛ فارغ‌التحصیل مکانیک از دانشکده فنی دانشگاه تهران، عضو فعال انجمن‌ اسلامی دانشجویان و نهضت مقاومت ملی. دکترای الکترونیک از دانشگاه کالیفرنیا. عضو فعال شورای مرکزی جبهه ملی در ایالات متحده، از موسسان نهضت‌ آزادی خارج از کشور در آمریکا، و پایه‌گذاران سازمان امل در لبنان. چمران در دولت موقت معاون نخست‌وزیر در امور انقلاب هم بود.12

گفتنی است دیگر وزرای کابینه بازرگان نیز دانش‌آموخته مراکز آموزش عالی ـ بیشتر از خارج کشور ـ بودند. دکتر اسدالله مبشری وزیر دادگستری، دانش‌آموخته حقوق از اروپا؛ دکتر پرویز ورجاوند قائم مقام وزیر آموزش عالی و فرهنگ و هنر، فارغ‌التحصیل از فرانسه؛ مهندس علی‌اکبر معین‌فر وزیر مشاور و رئیس سازمان برنامه و بودجه، و بعدتر وزیر نفت، دانش‌آموخته از دانشگاه‌های خارج؛ مهندس محمد ایزدی وزیر کشاورزی، تحصیل‌کرده در ایالات متحده؛ مهندس محمد حسینی‌بنی‌اسدی معاون نخست‌وزیر در همکاری‌های آمریکا؛ مهندس عباس امیرانتظام معاون نخست‌وزیر در روابط عمومی، تحصیل‌کرده ایالات متحده؛ مهندس محمد توسلی شهردار پایتخت، فارغ‌التحصیل از دانشکده فنی دانشگاه تهران و دانشگاه‌های آمریکا و آلمان؛ دکتر ناصر میناچی وزیر اطلاعات و تبلیغات (ارشاد) و سرپرست اوقاف، تحصیل‌کرده حقوق؛ و دکتر رضا صدر وزیر بازرگانی، دانش‌آموخته در ایالات متحده بودند. این چنین است وضع قریب به اتفاق دیگر وزرا: مهندس مصطفی کتیرایی وزیر مسکن و شهرسازی، مهندس یوسف طاهری‌قزوینی وزیر راه و ترابری، علی اردلان وزیر دارایی، مهندس عباس تاج وزیر نیرو، دکتر علی شریعتمداری وزیر علوم و فرهنگ و هنر، غلامحسین شکوهی وزیر آموزش و پرورش، سیداحمد مدنی وزیر دفاع ملی، حسین شاه‌حسینی معاون نخست‌وزیر در سازمان تربیت بدنی، حسن اسلامی وزیر پست و تلگراف و تلفن، مهندس فریدون سحابی سرپرست سازمان انرژی اتمی و دکتر صادق طباطبایی معاون نخست‌وزیر در امور انتقال.13

همچنان که قبلاً هم مورد تاکید قرارگرفت، تقریباً تمامی افراد یاد شده از طیف تحصیلکرده مراکز آموزش عالی داخل یا خارج از کشور بودند که در ضمن، رویکردی انتقادی نسبت به رژیم پهلوی داشتند؛ مواجهه و مخالفت آنان عمدتاً ذیل نهضت آزادی ایران، جبهه ملی ایران، انجمن اسلامی مهندسین و دیگر طیف‌های اپوزیسیون ملی یا ملی ـ مذهبی تعریف می‌شد؛ بعضی از آنان، دچار حبس و بازداشت شدند و از محکومان دادگاه‌های رژیم پهلوی بودند.

وزرای یاد شده یا از طبقه متوسط حقوق‌بگیر بودند یا از طبقه متوسط مرفه (به تعبیر آبراهامیان).14 به تعبیر میلز اینان جملگی جزء طبقه متوسط جدید محسوب می‌شدند و به تعبیر گیدنز خاستگاه بیشتر آنان طبقه متوسط به بالا بود.

بازرگان یک روز پیش از اشغال سفارت آمریکا در تهران، استعفای خود را مطرح کرد که به تصویب هیات دولت رسید.

دو هفته پیش از آن نیز به شورای انقلاب گزارش شده بود که «اگر دشمنی‌ها جای خود را به همکاری صمیمانه و یکپارچه شدن دولت، شورای انقلاب و مقام رهبری ندهد... دولت موقت خود را ناچار می‌بنید که کنار برود».15

به عقیده بازرگان: «عمل گروگانگیری دانشجویان، کوچکترین تاثیری در تصمیم دولت و تقدیم استعفای قطعی به امام(ره) نداشت. ولی از چندی قبل، مخصوصاً بعد از مسافرت به الجزایر و به بهانه ملاقات با برژینسکی وزیر امور امنیتی دولت آمریکا، نقشه برای بدنام کردن و برکنار نمودن دولت موقت کشیده و تبلیغات و تحریکات حساب شده وسیعی در صدا و سیمای جمهوری اسلامی و در بعضی از محافل روحانی و حتی حزبی، موثر افتاده بود.»16 دولت موقت هشت ماهی بیشتر نپایید و رفت...

نتیجه‌گیری

هیات وزیران و دولت مهندس بازرگان، تحصیلگردگان و رونشفکران دینی وسکولار بودند که عمدتاً محصول فرآیند نوسازی عصر پهلوی ارزیابی می‌شوند. طبقه متوسط جدید، خود محمل اصلی ایدئولوژی‌های لیبرالیسم، سکولاریسم و مدرنیسم بوده است. خواست‌های عمده آنها البته تجدید هویت و سنت‌های ملی ایران، وضع نظام قانون‌ اساسی جدید به شیوه اروپا، تاسیس نهادهای سیاسی براساس حاکمیت ملی و ایجاد مبانی دولت ملی مدرن را شامل می‌شد.

مسائلی چون دفاع از آزادی، برابری، مشروعیت قدرت و حاکمیت ملی و نوع رابطه میان دین و دولت، همواره میان این طبقه و طبقات سنتی اختلاف افکنده است؛ امری که به ویژه در چالش‌ها و مشکلات و موانع سر راه دولت موقت ـ به ویژه در تعامل با شورای انقلاب ـ محسوس است. دولت موقت، در واقع از دل احزابی چون نهضت آزادی ایران، جبهه ملی، حزب مردم ایران، حزب ایران و حزب ملت ایران سر برآورد که خود از درون طبقه متوسط جدید شکل گرفته بودند. اعضای این احزاب، اغلب پزشکان، حقوقدانان، روزنامه‌نگاران، معلمان، فارغ‌التحصیلان مراکز آموزش عالی‌، کارمندان و البته صاحبان حرفه‌های آزاد بودند.17 لایه‌هایی از طبقه متوسط با گفتمان روشنفکری دینی همراه بودند که در تفاوتی محسوس با گروه‌ها و لایه‌های سنت‌گرای اسلامی، به ایفای نقش و اعلام موضع می‌پرداختند. نکته‌یی که به تدریج موجب مرز‌بندی این نیروها از بلوک قدرت در جمهوری اسلامی و تکوین اپوزیسیون سیاسی پس از پیروزی انقلاب 57 و به ویژه پس از رویدادهای ابتدای دهه 60 شد...

بحث اصلاح دینی هم که یکی از دلمشغولی‌های روشنفکران دینی بوده است خود در مواضع نسل جدید روشنفکران و طبقه متوسط جدید عیان است و جلوه‌های متعددی از آن را می‌توان در کابینه خاتمی و رفتار وزرای او سراغ گرفت و نظاره کرد. به نظر می‌رسد که طبقه متوسط جدید، همچنان به مثابه نیرویی موثر، متفاوت و مغایر با دیگر گرایش‌های حاکم (اعم از سنتی، کاریزمایی، پوپولیستی، توتالیتاریستی و اقتدارگرایانه) ساخت قدرت را در جمهوری اسلامی از خود متاثر کند و چه بسا که در «دولت»ی دیگر جلوه نماید.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات