پرویز اسماعیلی
ایران در هفته گذشته بررسی پیشنهاد اخیر غرب را پذیرفت و با استقبال از مذاکرات منطقی، برابر و بدون پیششرط وعده داد که در زمان مقتضی پاسخ خود را، چه به صورت پیشنهاد اصلاحی و یا بسته متقابل، ارائه نماید.
غرب اکنون عجولانه در پی پاسخ ایران است. ایران نیز با حوصله، دقت و اهتمام به ضرورت گفتگو درصدد تطبیق و امکانسنجی تحقق حقوق ملی ایرانیان در زمینه انرژی هستهای و احتمالا احیای حقوق معوقهای (که سالها توسط غرب از ملت ایران دریغ شده بود) از این رهگذار است. پاسخی که میتواند شامل درخواست برای رفع فهرستی از ابهامات و همینطور حذف و یا اضافهشدن برخی موارد در متن فعلی باشد. لذا توجه به نکات زیر ضروری است:
1- نگاه غرب به مشوقهای خود حداقلی و نگاهش به تعهدات ایران حداکثری است. باید در این زمینه تعادل و هموزنی ایجاد شود.
2- ماهیت برخی نکات مثبت یا مشوقها مبهم است. به عبارتی مواردی مثل به رسمیت شناختن حق ایران در استفاده از انرژی صلحآمیز هستهای طبقNPT، حمایت از ساخت راکتورهای آب سبک یا تحقیقاتی، حمایت از همکاریهای بینالمللی تجاری و... امتیاز نیست، بلکه حقوق مصرح درج شده در مناسبات بینالملل است.
برخی مشوقهای دیگر مثل انتقال تجهیزات یا فناوری پیشرفته در زمینههای هوانوردی، ارتباطات، کشاورزی و... هم اساسا نشانه تبعیض در رابطه با ایران و سایر کشورهاست. این مساله در ابتدا اصلاح خطای غرب است نه امتیاز برای ایران. گرچه اصلاح خطای غرب در برخورد با ایران از موارد ذکر شده نیز مثبتتر است!
3- به رسمیت شناختن حق ایران در NPT یک تعارف بیمحتوا و نشانهای بر رویکرد دوگانه غرب با قواعد بینالمللی است. حقی که حقوق بینالملل به ایران داده، نیاز به اعطا از سوی دیگران ندارد.
تناقضی هم وجود دارد و آن اینکه اگر غرب حقوق ایران براساس NPT را به رسمیت میشناسد، مشوق نامیدن حمایت از ساخت راکتورها و همکاریهای بینالمللی هستهای مثل همکاری با یورو اتم که حقی تصریح شده در NPT است معنی ندارد.
4- اکثر امتیازات مطرح شده در ترکیبی از واژگان قابل تفسیر بیان شده است. مثلا حمایت فعال از ساخت راکتور آب سبک نیروگاهی از طریق کنسرسیوم بینالمللی. به راستی حد حمایت کجاست؟ تضمین آن چیست؟ محدوده قدرت راکتورها چیست؟ کدام کنسرسیوم بینالمللی و طی چه مدتی به اجرای آن متعهد میشود و... از این گذشته، تجربههای فراوانی مانند کره شمالی، مصر، برزیل و... وجود دارد که آمریکا خود تعهدات کتبی برای ساخت راکتور به آنها داده اما هیچکدام را عملی نکرده است. حال چگونه میتوان مطمئن بود که یک کنسرسیوم موهوم بینالمللی آن را انجام دهد؟ شاید این مساله به عنوان مشوق مثلا اینطور پذیرفتنی باشد که مشخصا هر سه کشور غربی آمریکا، انگلیس و فرانسه در مرحله اول اقدامات عملی برای احداث راکتورهای نسل جدید آب سبک خود را به توان حداقل 1000 مگاوات در ایران آغاز و تکمیل آن را تضمین کنند.
5- این پیشنهاد برای رسیدن به مصالحهای سیاسی در اختلاف نظرهای مربوط به برنامه هستهای ایران است. اما محور پیشنهادات باید NPT و حقوق بینالملل هستهای باشد نه خود این پیشنهاد!
6- درخواست توقف فعالیتهای هستهای ایران حتی یک لحظه هم نقض صریح بند یک ماده 4 پیمان NPT است و اگر غرب میتواند خلاف قوانین بینالمللی هستهای عمل کند، ایران خود را مقید به رعایت آن میداند. اصرار غرب به این مسئله از سوی دیگر حق حاکمیت ملی ایران را خدشهدار میکند و لذا مخالفت روسیه و چین با آن هم در مرحله فعلی ثابت میکند که اصرار غیرمنطقی غرب در این مساله تیر خلاص به دیپلماسی و گفتگو است.
7- توافقات بلندمدت با ایران به اطمینان آژانس و شورای امنیت از عدم وجود مواد و فعالیت اظهار نشده هستهای منوط شده است. اولا ورود «شورای امنیت» چون قطعنامهای در این باب علیه ایران ندارد و پادمان آژانس در ایران در فرآیند عادی است، فاقد توجیه است و ثانیا تا موضوع کاملا از شورای امنیت به آژانس سپرده نشود و عبارت «شورای امنیت» حذف نشود، امکان اجرای پروتکل الحاقی که خواست دیگر غرب است به استناد مصوبه مجلس شورای اسلامی وجود ندارد.
علیرغم آنچه گفته شد ایران ورود به پروسه گفتگو را مفید میداند و بزودی پاسخ خود را ارائه خواهد داد. پاسخی که قطعا در چارچوب قوانین و مناسبات بینالمللی است اما ابدا بدین مفهوم نخواهد بود که ایران از حقوق خود دست کشند تا غرب از ادامه اقدامات غیرقانونی علیه ایران خودداری کند!