بررسی چند و چون حضور یهود در شبکههای تبلیغاتی و موسسههای انتشاراتی و خاورشناسی آشکار میسازد که صهیونیستها در شبکههای تجاری و تبلیغاتی و چاپ و نشر کتاب به طور وسیعی نفوذ کردهاند.
شبکههای تبلیغات تجاری
صهیونیسم در جهت اجرایی کردن تسلط پنهان خود بر افکار عمومی جهان، از تبلیغات تجاری به گونهای غیراخلاقی علیه اسلام و مسلمانان بویژه اعراب بهرهبرداری میکنند. آنان که بر اغلب شبکههای خبرگزاری دنیا تسلط دارند، به روشهای گوناگون در تبلیغات خود مسلمانان را انسانهایی بیتمدن، ابله و بویژه عربها را شهوتران و آلوده جلوه میدهند.
چاپ و نشر کتاب
1. انحصار صنعت نشر آمریکا و اروپا در دست یهودیان
صهیونیسم جهانی به مرور زمان توانست «کلمه» را در خدمت اهداف و طرحهای توسعهطلبانه خود بگیرد، کتاب سیاست اقتصادی ملتهای کهن نوشته باردومسنل یهودی که در سال 1878 منتشر شد، تبیینکننده آرمان صهیونیسم جهانی است. او در این کتاب میگوید:
«کسانی که تلاش ما برای دستیابی به حاکمیت جهان را به استهزاء میگیرند، نمیدانند اکنون تمام ثروت جهان در دست ماست. به دلیل اتحاد و برتری اندیشه و حسن مدیریت ما، این ثروتها روبه فزونی مییابد. قدرت فعلی ما میتواند جهان را مطابق دلخواه ما به گردش درآورد، همانگونه که در گذشته ملت کنعان را تحت فرمانبرداری خود درآوردیم. کسانی که در قدرتها تشکیک میکنند، آنگاه که ببینند ما چگونه آرمان انسانیت، یعنی صلح و برادری را در سایه دولت جهانی آینده خود پوشش خواهیم داد، ناامید خواهند شد.»
به این لحاظ، صهیونستها علاوه بر نفوذ و سیطره بر رسانههای گروهی و تبلیغاتی جهان سعی کردهاند تا نفوذ خود را به همه جا تعمیم دهند و بر بزرگترین شبکههای چاپ و نشر کتاب مؤسسههای انتشاراتی استیلا یابند:
صهیونستها در ایالات متحده آمریکا بر بیش از 50 درصد از مؤسسهها و شبکههای چاپ و نشر تسلط دارند. شرکت انتشاراتی راندوم هاوس که جنت کرف یهودی آن را پایهگذاری کرد و موسسه انتشارات سایمون اندشوستر که ریچارد سایمون و ماکس شوستر آن را تاسیس کردهاند از مشهورترین موسسههای انتشاراتی جهان به شمار میآید.»
یکی از قدیمیترین موسسههای انتشاراتی آمریکا به نام هارپر رو و نیز موسسه انتشاراتی بریتانیایی و ویلیام کالینز از سوی رابرت مردوخ یهودی، یکی از قدرتمندترین مدیران رسانهای جهان خریداری شده است. گریس هاسل خبرنگار المجله در واشنگتن به سلطه صهیونیسم بر مراکز انتشاراتی آمریکا اعتراف میکند و مینویسد:
«بر من کاملا محزر شده که یهودیها به طور کامل بر صنعت نشر، بویژه در نیویورک تسلط دارند و حتی مراکز انتشارات که در اختیار غیر یهودیهاست، مانند دایل دای و مکفروهیل و مکمیلان، همگی یهودیانی را که راس پستهای حساس و تصمیمگیرنده قرار دارند، به استخدام خود در آوردهاند.»
به همین لحاظ «تقریباً غیرممکن است که یک نویسنده بتواند ناشر مهمی پیدا کند که یک کتاب ضدصهیونیستی را چاپ و منتشر کند.» میزان تسلط صهیونیسم بر مراکز انتشاراتی فرانسه نیز به آن پایه رسید که متفکر مشهور، روژه گارودی که زمانی ناشران فرانسه و دیگر نقاط جهان برای چاپ و نشر آثار او بر یکدیگر پیشی میگرفتند، پس از این که وی به دین اسلام گروید و کتاب ریشههای اسطورهای سیاست اسرائیل را تالیف کرد و حتی یک ناشر فرانسوی حاضر نشد که کتاب او را چاپ کند. خالد قشطینی از نویسندگان فلسطینی با بیان این که تمام انتشارات غرب در اختیار کامل صهونیستهاست در مقالهای در این باره مینویسد:
«مرکز پژوهشهای فلسطینی و پژوهشکده مسائل فلسطینی که در حقیقت 2 آکادمی بزرگ هستند و در سالهای اخیر گروهی از پژوهشگران عرب با شهرت جهانی را به استخدام خود در آوردهاند. تاکنون حدود 120 کتاب و جزوه به زبان عربی، انگلیسی و زبانهای دیگر منتشر کردهاند. ولی همه کوششها برای پیدا کردن یک کتابفروشی یا مغازه برای عرضه کردن این کتاب در غرب بینتیجه مانده است. حتی برخی از کتابخانههای دانشگاهی از پذیرش کتابهای این 2 مرکز امتناع میورزند.»
2. انحصار صنعت نشر ایران در اختیار صهیونیسم پیش از انقلاب اسلامی
افزون بر آمریکا و اروپا که اغلب موسسههای چاپ و نشر کتاب در آن تحت نفوذ و سیطره مرئی و نامرئی صهیونیسم قرار داشت، در دوران رژیم پهلوی نیز آمریکا و صهیونیسم جهانی از طریق نفوذ و رسوخ در سازمان و محافل فراماسونری تلاش کردند تا صنعت چاپ و نشر کتاب را در ایران زیر نفوذ خود در آورند. این تلاش بویژه پس از کودتای 28 مرداد 1332 که لزوم کنترل هر چه بیشتر بر انتشارات و کتب را الزامی کرده بود، بیشتر و گستردهتر شد. بر این اساس، چارهجویی در این زمینه در دستور کارگزاران فرهنگی رژیم قرار گرفت تا به طریقی و با اتخاذ روش و پیدا کردن راهکارهایی، حوزه کتاب را هم امن و بیخطر کنند. در این اوضاع و احوال، تنی چند از سرکردگان فراماسونری ایران با بهرهگیری از تجارب غرب در دیگر کشورها، طرح تاسیس بنگاه ترجمه و نشر کتاب را ارائه کردند تا زیر پوشش آن، امر ممیزی و کنترل کتاب پیش از چاپ انجام شود. این طرح به تصویب دولت کودتاگر رسید و مقدمات اجرایی آن آغاز شد. اختیار اداره این تشکیلات در دست فراماسونرها بود. به طوری که سیدحسن تقیزاده از پیشقراولان فراماسونری در ایران و عضو لژ بیداری ایران، مشاور عالی این تشکیلات بود. اسدالله علم و جعفر بهبهانیان در شمار اعضای هیات مدیره آن بودند.
آنچه مهم است آن که به منظور تعیین سرپرستی این تشکلات به دنبال یک چهره ظاهرا فرهنگی که در عین حال فراماسونر هم باشد میگشتند. به همین سبب به سراغ احسان یارشاطر که در ایام تحصیل در لندن برای فراماسونری عضو گیری شده بود، رفتند و اداره این سازمان را به وی سپردند. بنگاه ترجمه و نشر کتاب ظاهرا با هدف چاپ و انتشار کتابهای معتبر تاریخی و فرهنگی ایجاد شده بود. این تشکیلات غیر از اعمال سانسور، ممیزی و ساماندهی امور مربوط به آن میکوشید تا به مدد بودجه و اعتبارات کلان دولتی، نویسندگان و مؤلفان را به تدوین و تالیف کتابها و آثاری در حمایت از فرهنگ ایران منهای اسلام و مقوله شاهنشاهی پهلوی تشویق کند.
احسان یارشاطر در سال 1335، تشکیلات دیگری را به هدف تکمیل تاثیرگذاری بر کار نشر و رواج فرهنگ ارادات سالاری در بین ناشران کتاب و مؤلفان و نویسندگان ایجاد کرد. این تشکیلات انجمن کتاب نام داشت. وظیفه این انجمن، اعطای کمک مالی به ناشران و انتخاب کتاب برگزیده سال، اهدای جایزهای با عنوان جایزه سلطنتی کتاب و بردن نویسندگان و مؤلفان به حضور شاه و فرح و دادن وام و تسهیلات مالی به ناشران و نویسندگان چاپلوس و بریده از مردم بود.
سرپرستی بنگاه ترجمه و نشر کتاب و انجمن سلطنتی کتاب از نخستین روز تاسیس تا آخرین روز حیات رژیم پهلوی به عهده احسان یار شاطر بود. وی از نظریهپردازان نظام پهلوی در عرصه رواج ناسیونالیسم باستانگرا، ناسیونالیسم شوونیسم، سلطنت شاهنشاهی و ضدیت با زبان عربی و آداب و سنن اسلامی و از وابستگان به صهیونیسم جهانی و عضو سازمان فراماسونری به شمار میآید.