تاریخ انتشار : ۲۶ دی ۱۳۸۷ - ۰۷:۲۹  ، 
کد خبر : ۶۵۹۱۶

قطعنامه چهارم و پایان سراب جنگ سرد


صادق زیباکلام
اگر ناظر بی اطلاعی از روانشناسی سیاسی ایرانیان، نحوه پوشش خبری رسانه های دولتی ایران در قبال بحران گرجستان را مورد بررسی قرار می داد، یقینا از جهت گیری بسیاری از مقامات سیاسی، حکومتی، متخصصان و کارشناسان ایرانی دچار شگفتی می شد. نگاه ما و درست تر گفته باشیم برداشت و جمع بندی مسوولان و کارشناسان حکومتی مان از تحولات گرجستان به گونه ای بود که به میمنت و مبارکی سایه مبارک جنگ سرد مجددا بر مناسبات و روابط میان شرق و غرب حاکم شده است. یکی پس از دیگری کارشناسان، دیپلمات های سابق و شاغل به همراه اساتید دانشگاهی متخصص روابط بین الملل در برنامه های مختلف رادیو و تلویزیون ظاهر می شدند و پیرامون ابعاد بحران گرجستان به تجزیه و تحلیل می پرداختند. دست کم ظرف کمتر از دو هفته در نیم دوجین برنامه رادیو گفت وگو، متخصصان، اساتید دانشگاهی و نظریه پردازان عرصه روابط بین الملل ساعت ها نشستند و برخاستند و تحولات گرجستان را از ابعاد مختلف تاریخی، فرهنگی، نظریات و تئوری های مختلف روابط بین الملل، تاریخچه مناسبات میان شرق و غرب و... مورد بحث و بررسی قرار دادند.
پیام کلی همه این برنامه ها و دیدگاه های کارشناسان والامقام آن بود که با کمال مسرت و شادمانی به اطلاع عموم شهروندان عزیز ایرانی می رسانیم، جنگ سرد که مدتی بود تعطیل شده بود با مدیریت جدید فعالیت خود را آغاز کرده است. اما چرا اینقدر برای برخی از ما ایرانیان طلیعه جنگ سرد و حضور آن در عرصه بین المللی مهم است؟ پاسخ این پرسش بازمی گردد به نگاه و تصویر و تصوری که بسیاری از مسئولان و کارشناسان سیاسی حکومتی در ایران از ابتدای انقلاب داشته اند؛ اینکه نظام اسلامی ایران در چالش و تضادی مستقیم با ابرقدرت ها، قدرت های بین المللی و نظام سلطه قرار دارد. مراد از ابرقدرت ها و نظام سلطه عمدتا آمریکا و اتحادیه اروپا است. حاجت به گفتن نیست که در چنین پیکار تاریخی ای هر عامل و عنصری که بتواند خاکریز و جبهه ای در برابر دشمن ما بگشاید، مددی و فرجی غیرمستقیم برای ما می شود. از جمله این امدادها و یکی از بهترین و مهم ترین آنها عبارت است از وجود جنگ سرد میان شرق و غرب.
اگرچه فروریختن دیوار برلین و فروپاشی بلوک شرق از منظر ایدئولوژیک تا حدود زیادی با استقبال ما روبه رو شد، واقعیت حزن انگیز آن است که صدای مهیب تاریخی فروریختن دیوار برلین به گوش بسیاری از مسوولان و متخصصان، دیپلمات ها، اساتید دانشگاه و کارشناسان امور بین الملل نرسیده؛ بنابراین آنان همچنان خوش خیالانه و خوش باورانه در انتظار و آ رزوی خوش عصر جنگ سرد هستند. به همین دلیل است که بروز هر اتفاقی در روابط میان مسکو و واشنگتن در تهران به شدت زیر ذره بین رفته، نظریه پردازی شده و از آن به عنوان جرقه بروز جنگ سرد استقبال می شود.
از جمله این تحولات بحران گرجستان بود. این بحران به گونه ای در ایران مورد تفسیر و تبیین قرار گرفت که دیگر کار تمام شده و این بار جدی جدی سایه جنگ سرد بر سر روابط شرق و غرب به حرکت درآمده و ایران می تواند فعلاو دست کم تا مدتی خیالش از بابت پرونده هسته ای اش راحت باشد. با توجه به رویارویی جدی میان روسیه و غرب در گرجستان، روس ها برای مقابله با غربی ها و کاهش فشارها علیه خودشان در گرجستان، حاضر نخواهند شد تا مدتی دست کم با غربی ها درخصوص پرونده هسته ای ایران در هیبت 551 همکاری نمایند. تحلیلگران ایرانی اعتقاد داشتند یا دست کم امیدوار بودند مادامی که غربی ها حاضر به دادن امتیازات جدی به روسیه در گرجستان نشوند، مسکو امضای خود را پای پیش نویس قطعنامه جدیدی مبتنی بر محکومیت ایران در شورای امنیت نخواهد گذارد و از آنجا که غرب نمی تواند امتیازی به روسیه در گرجستان بدهد و برعکس خیلی جدی در برابر مسکو در گرجستان ایستاده، بنابراین و فعلاتا اطلاع ثانوی پرونده هسته ای ایران در کشوی <پرونده های در دست اقدام> شورای امنیت باقی خواهد ماند.
هفته گذشته که شورای حکام گزارش جدید البرادعی را استماع کرد و تصمیمی در مورد ایران اتخاذ نکرد و به دنبال آن 551 نیز بدون نتیجه گیری قطعی پیرامون ایران به نشست خود خاتمه داد، محافل و رسانه های رسمی در ایران با بوق و کرنا اعلام کردند که آفتاب آمد دلیل آفتاب؛ 551 به دلیل اختلاف میان روسیه و مابقی اعضا نتوانست به تصمیمی در مورد ایران برسد. همزمان با آن وقتی اعلام شد که روس ها قرار شده تسلیحات سنگینی به ونزوئلاو کلمبیا بفروشند، باز محافل ایرانی با شادمانی و شعف، انگار که در المپیک مدال طلاکسب کرده ایم، اعلام داشتند: <ورود روسیه به حیاط خلوت آمریکا.> آن قدر که ایرانی ها از این خبر به وجد آمدند، خود روس ها خیلی هیجان زده نبودند. خبر تصویب توافق اولیه 551 پیرامون صدور قطعنامه سوم شورای امنیت علیه ایران در روز جمعه و تصویب قطعنامه دیگری در شورای امنیت آب سردی بر شوق و ذوق ها، امیدها و انتظارات و خیالبافی های برخی نظریه پردازان وطنی پاشید. اینکه 551 خیلی بی سر و صدا و بدون بحث و گفت وگو و مجادله و با موافقت کامل روسیه و چین به این توافق می رسد، نشان می دهد که متخصصان، تحلیلگران، کارشناسان و اساتید دانشگاهی حکومت محور ما که ظرف چند هفته اخیر در صدا و سیما، مطبوعات و رادیو گفت وگو به بحث و بررسی و تبیین ظهور دور جدیدی از جنگ سرد میان روسیه و غرب پرداخته بودند، چقدر تحولات بین المللی را درست، واقع بینانه و با هشیاری توام با سعه صدر درک کرده بودند. حتی اگر خیالبافی ها و تئوری های دایی جان ناپلئونی برخی مسئولان و کارشناسان ایرانی پیرامون ظهور مجدد جنگ سرد به حقیقت بپیوندد، دیوار برلین مجددا بالارود و شرق و غرب در برابر یکدیگر قرار گیرند، هنوز این پرسش مطرح است که ایران چقدر می تواند روی روسیه حساب باز کند؟ گذشته ها به کنار، حمایت های بی چون و چرای روسیه از صدام و ارسال تسلیحات پیشرفته سنگین برای عراق طی 8 سال جنگ هم به کنار، روس ها در هر دو نوبت موافقت کامل خود را بی چون و چرا پای قطعنامه های شورای امنیت علیه ایران گذاشته اند. از همه اینها اسفناک تر، نیروگاه بوشهر است که بیش از 10 سال است هزاران کارشناس، متخصص و تکنیسین روس سرگرم تکمیل آن هستند و تاکنون میلیاردها دلار از ایران دریافت داشته اند و همواره هم گفته اند، تا سال دیگر، تا 6 ماه دیگر، تا جشن شکوفه های سال دیگر و قس علیهذا.
عزت در سیاست خارجی، برخورد از موضع استقلال طلبانه و متکی به خود آن نیست که علی الدوام غرب را بکوبیم و نابودی اسرائیل را طلب کرده و وعده اضمحلال قریب الوقوع آمریکا را بدهیم. اتفاقا عزت و کرامت در سیاست خارجی آن است که این همه دنباله رو و مجیزگوی روس ها نباشیم و به جای امید و دل بستن به جنگ سرد به خداوند متعال و ملت خود توکل کنیم.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات