تاریخ انتشار : ۲۶ دی ۱۳۸۷ - ۰۸:۲۳  ، 
کد خبر : ۶۵۹۳۱
در گفتگو با محی‌الدین ساجدی کارشناس مسائل سیاسی و رسانه‌ای مطرح شد:

جذابیت احمدی‌نژاد برای رسانه‌های آمریکا

اشاره: دکتر احمدی نژاد برای رسانه های آمریکایی به سوژه ای جذاب تبدیل شده است. چرا که او حرف های تکراری نمی زند و حرف های جدیدی برای مردم آمریکا دارد. او سیاست های آمریکا را به چالش می کشد و شجاعانه رژیم صهیونیستی را غاصب معرفی می کند و از بازگشت به معنویت و عدالت سخن به میان می آورد. حضور رئیس جمهور کشورمان در آمریکا همچون سه دوره قبل روزهای پر خبر و حاشیه ای را آفرید.

* رسانه های معتبر آمریکایی با ولع خاصی حضور آقای احمدی نژاد در آمریکا را پوشش دادند و استقبال بسیار خوبی از آمادگی رئیس جمهور برای مصاحبه با آنان به عمل آوردند. به نظر شما علت این استقبال وسیع از رئیس جمهور ایران و بازتاب سخنانش در آمریکا چیست؟
** این موضوع به جایگاه و نقش جمهوری اسلامی در دنیای امروز برمی گردد. امروزه ایران بازیگر مهمی در منطقه و جهان است و نمی توان او را از معادلات بین المللی حذف و یا نادیده گرفت. جمهوری اسلامی ایران به عنوان یک پدیده مورد توجه جهانیان است و طبعا سخنگوی آن هم برای جهانیان جذاب تر خواهد شد. بخصوص اینکه آقای احمدی نژاد تفکری را رهبری می کند که خود را چندان در قید و بند مناسبات رسمی قرار نمی دهد و حاضر می شود در نطق خود در سازمان ملل از ارزش های انسانی و معنویت سخن بگوید و یا اینکه بر اصول ثابت خود در مورد موضوع فلسطین پافشاری می کند. با توجه به اینکه خطرهای زیادی ایران را تهدید می کند و خود غربی ها و اسرائیلی ها از احتمال حمله به ایران سخن می گویند و اما واکنش های رئیس جمهور به تهدیدات برای غربی ها بسیار جالب است که با رئیس جمهور یک چنین نظامی سخن بگویند. رئیس جمهور ایران با اقتدار به تهدیدات نظامی کشورهای قدرتمند جهان مثل آمریکا پاسخ می دهد و هیچ نوع هراسی در سخنان او دیده نمی شود و این برای مردم جهان و رسانه ها جذاب است. رسانه ها خیلی علاقه مند هستند با کسی مصاحبه کنند که تابوهای غرب را شکسته و مسائلی همچون هولوکاست را زیر سوال برده است. احمدی نژاد حرف های تازه ای می زند که رسانه ها دوست دارند این حرف ها را منعکس کنند.
سخنرانی ها و مصاحبه های آقای احمدی نژاد خشم مقامات آمریکایی از جمله جان بولتن را برانگیخته و برخی رادیکال ها از حضور احمدی نژاد و امکان یافتن او برای مصاحبه و بیان دیدگاه هایش به شدت ناراضی اند، اما رسانه ها علاقه مند به مصاحبه و پوشش خبری سفر آقای احمدی نژاد هستند. چرا مقامات از انعکاس اخبار مربوط به رئیس جمهور جلوگیری نمی کنند.
البته من مطمئن نیستم که همه مقامات آمریکایی از حضور آقای احمدی نژاد در آمریکا و سخنرانی و مصاحبه با رسانه ها مخالف باشند. در مورد جان بولتن هم باید بگویم او شخصیت دیوانه ای است که از دستگاه دیپلماسی آمریکا کنار گذاشته شده است. تعیین این فرد به نمایندگی آمریکا در سازمان ملل از طریق خلاء قانونی و در زمان تعطیلی کنگره آمریکا انجام شد والاکنگره به او رای نمی داد و دیدیم که سریعا بر کنار هم شد. در مورد رسانه ها در آمریکا باید به این موضوع توجه کرد که آنجا آزادی مطبوعات وجود دارد. نمی خواهم بگویم که هیچ نوع نظارتی صورت نمی گیرد و هیچ نوع بند و بستی بین مدیران رسانه ها و مقامات سیاسی آمریکا وجود ندارد. اما نکته مهمی که باید به آن اشاره کنم رقابت خبری است که بین شبکه های مختلف و متعدد خبری در آمریکا وجود دارد که این عامل باعث تلاش مداوم رسانه ها برای جذب مخاطب می شود. علاوه بر آن آقای احمدی نژاد برای این رسانه ها سوژه بسیار خوبی است و از نظر خبری هم با توجه به کاراکتر شخصیتی و هم با توجه به موقعیت مهمی که ایران دارد موضوع جذاب و جالبی است و آنها هم سعی می کنند به سهم خود خبری را درخصوص ایشان منتشر کنند. البته باید به این نکته توجه کرد که تجربه نشان داده که اگر این رسانه ها مصاحبه ای انجام می دهند، آن را به گونه ای منتشر و پخش می کنند که متناسب با سلیقه و مخاطبانشان و یا سیاست های کلی رسانه شان باشد و حتما این گونه نخواهد بود که هر مصاحبه ای با رئیس جمهور کشورمان به همان شکل واقعی اش در رسانه های آمریکا جلوه پیدا کند.
این گونه اظهارات آقای احمدی نژاد و انعکاس آن از سوی رسانه های آمریکا تا چه اندازه قابلیت تاثیرگذاری بر افکار عمومی آمریکا دارد؟
بسیار بدیهی است که هر چه ارتباط و گفتگوها میان مسئولان ایرانی و افکار عمومی آمریکا بیشتر شود ثمره بیشتری برای طرفین در پی خواهد داشت. چندی پیش یکی از نمایندگان مجلس بریتانیا به تهران آمده بود و می گفت: چرا سربازان درخیابان ها نیستند؟ چرا افراد مسلح و نیروهای انتظامی مردم را کنترل نمی کنند؟ با اینکه او نماینده مجلس انگلیس بود، اما آن قدر تحت تاثیر القائات آمریکا و همپیمانانش قرار گرفته بود که فکر می کرد ایران یک کشور عقب افتاده و دیکتاتوری است. این فاصله را متاسفانه رسانه ها بین ایران و افکار عمومی آمریکا و اروپا ایجاد کرده اند. لذا هر نوع ارتباط با افکار عمومی مردم جهان حتی در اندازه یک مصاحبه کوتاه می توان این فاصله را کم کرده و حقیقت ایران را به دنیا بشناساند که این مهم هم به نفع طرف مقابل و هم به نفع ایران است. آنها همواره سعی کرده اند ایران را کشوری غیر متمدن جلوه دهند. مسئولان آمریکایی بارها اظهار نظر کرده اند و حتی گفته اند که باید این ملت نابود شود. حتی جان مک کین نامزد جمهوریخواهان اخیرا در خصوص افزایش صادرات سیگار به ایران گفته بود که این صادرات باید افزایش یابد. زیرا سیگار سرطان زاست و برای افزایش این بیماری در بین ملت ایران باید صادرات سیگار به این کشور را افزایش داد.
این اظهار نظرها نشان می دهد که از یک پشتوانه ای برخوردار است. در آنجا زمینه ای را به وجود می آورد تا مردم آمریکا وارونه به ایران بنگرند و او را مستحق مجازات بدانند. سران آمریکا خوب می دانند که اگر ملت ایران نزد افکار عمومی آمریکا از جایگاه مناسبی برخوردار باشد آنها هرگز نمی توانند به ایران حمله کنند لذا برای توجیه حملات خود به ایران باید این کشور را مجرم جلوه دهند و به گونه ای معرفی کنند که ایران متوحش و همواره حامی و خواستار تروریسم است و در محور شرارت قرار دارد و قصد ساخت سلاح کشتار جمعی را دارد و می خواهد متحدان غرب در منطقه را از بین ببرد. بنابراین به نظر من هرگونه مصاحبه ولو مصاحبه اندکی باشد بسیار مفید خواهد بود. حتی معتقدم ما باید بیش از اینها با ملت آمریکا سخن بگوییم. رد و بدل کردن گروه های فرهنگی، ورزشی و هنری و تبادلات فرهنگی می تواند در اصلاح دید ملت آمریکا به ایران سودمند باشد. ما باید از این فرصت ها استفاده کنیم. به نظر من تنگ نظری ها باید کنار گذاشته شود و از هر فرصت کوتاهی برای نفوذ به قلب افکار عمومی آمریکا استفاده کرد.
* احمدی نژاد در آمریکا گفت: بوش از فرصت هایی که برای عادی سازی روابط با ایران داشت استفاده نکرد و گفت : ما قدم های مثبتی مثل نگارش نامه به رئیس جمهورآمریکا برداشتیم اما او پاسخی نداد. حتی احمدی نژاد از کاندیداهای ریاست جمهوری آمریکا دعوت به بحث و گفتگو کرد .این گونه اظهارات چه تاثیراتی را بر افکار عمومی آمریکا و حتی جهان برجای خواهد گذاشت؟
** مناظره کردن یکی از سنت های غرب بویژه در آمریکا است. تلویزیون های آنجا مردم را به مناظره های سیاسی عادت داده اند. بنابراین نفس مناظره کردن در فرهنگ آمریکایی ها چیز غریبی نیست درست برعکس آنچه که در ایران وجود دارد و تلویزیون ما کمتر به سمت مناظره های سیاسی توجه دارد و مردم هم به آن عادت نکرده اند به طوری که پخش یک مناظره سیاسی برای ما امر غریبی است . رئیس جمهور ما چون خود را بر حق می بیند از مناظره کردن با مسئولین آمریکایی ابایی ندارد بلکه اصرار دارد و مایل است در این مناظره ها بیشتر خود را به ملت های غربی نزدیک کند. به نظر من اصل سیاستی که آقای احمدی نژاد پیش می برند به این صورت است که می خواهد به افکار عمومی ملت آمریکا نفوذ کند و دیدگاه های ایران را تشریح کند و حقانیت ایران را به اثبات برساند .
اما غربی ها و آمریکا با این پیشنهاد مشکل دارند . مشکل آنها این است که پیش شرط های سنگینی را برای این امر قرار می دهند که نشان از عدم تمایل آنها و شاید ترس آنها از مناظره با احمدی نژاد باشد . پیش شرط هایی که هیچ مبنای منطقی ندارد و غیر معقول است.
این همان مصادره به مطلوب است . در واقع دولت های غربی نمی خواهند هیچ گونه تماسی با دولتمردان ایرانی برقرارکنند تا نکند برای آنها تعهداتی در پی داشته باشد و یا در افکار عمومی خود که چنین برضد ایرن ساخته و پرداخته شده خللی وارد بشود .
* به نظر شما افکار عمومی دنیا تا چه اندازه آمادگی پذیرش حرف های احمدی نژاد را دارند؟
** البته می توان حدس زد که چون اطلاعاتی که از طریق رسانه ها به مردم دنیا داده می شود شکل بندی شده و کلیشه ای است خیلی ها جز همان نتیجه گیری که سی ان ان، فاکس نیوز و غیره انجام می دهد نتیجه گیری دیگری نمی گیرد. می توان انتظار داشت کسان زیادی در غرب و در دنیا باشند که خواستار رسانه هایی باشند که افکار آلترناتیو و جدیدی را به آنها عرضه کند . الان برخی از کارشناسان رسانه و متخصصان علوم ارتباطات معتقدند که در غرب رسانه ها نمی توانند کاری برای تغییر انجام دهند وهمگی دچار جمود و پوسته سختی شده اندکه از نوعی تفکر خاص دفاع و حمایت می کنند . بنابراین اگردیدگاه جدیدی بیان شود بلافاصله مورد استقبال مردم در غرب قرار خواهد گرفت ولی باید به این نکته هم توجه کرد که موضوع عمده در غرب فرهنگ مصرف است . یعنی آنها چندان به دنبال تحلیل مسائل سیاسی و کشف حقایق نیستند و اهمیتی هم بر ایشان ندارد . به همین دلیل درصد شرکت کنندگان در انتخابات ها بسیار پایین است و حکومت ها هم اهمیتی به میزان شرکت کنندگان در انتخابات قائل نیستند. اینها دچار نوعی روزمرگی شده اند ولذا خواهان حرف هایی جدیدی هستند و تزهای جدیدی بشوند تا از آن پیروی کنند.
سوال هایی که خبرنگاران رسانه های آمریکا از آقای احمدی نژاد می پرسیدند تقریبا همه سوا ل هایی سال هال قبل بود که رئیس جمهور به آنها پاسخ داده بود.
* سوالاتی در خصوص هولوکاست، رژیم صهیونیستی، انرژی هسته ای و امثالهم. علت اصرار روی این سوالات کلیشه ای چیست؟
** معمولا خبرنگار وقتی با کسی مصاحبه ای می کند سعی دارد سراغ موضوعات جنجالی برود تا مصاحبه جذاب شود و خواننده ومخاطب بیشتری را پیدا کند. لذا آنها سوالاتی را مطرح می کنند که در غرب شنوندگان زیادی دارد . ما باید توجه کنیم وقتی که یک خبرنگار در آمریکا با رئیس جمهور ما وارد مصاحبه می شود به عنوان یک آمریکایی سوال می پرسد و نمی توان از آنها انتظار داشت به عنوان فرد بی طرف مصاحبه کند .البته ممکن است هماهنگی هایی میان سردمداران آمریکایی و مدیران کمپانی های رسانه ای برای تحت انزوا و فشار قرار دادن رئیس جمهور ایران و تخریب چهره او صورت گرفته باشد مثلادر خصوص پیشرفت های ایران، وضعیت نامناسب کشورهایشان در منطقه سوالاتی را مطرح نمی کنند و سعی می کنند به نقاط ضعف ما تکیه کنند تا به انزوای ایران در افکار عمومی غرب منجر شود.
نوع مواجهه آقای احمدی نژاد و پاسخگویی ایشان به سوالات خبرنگاران را چطور ارزیابی می کنید؟ نوع پاسخگویی ایشان به سوالات خبرنگاران نسبت به سال اول ریاست جمهوری ایشان پیشرفت خوبی داشته است. گرچه به نظر می رسد داشتن تیم فکری در کنار ایشان و دادن آخرین اطلاعات روز ضرورت بیشتری دارد. برای ملت آمریکا مهم است کسی که با آنها سخن می گوید تا چه اندازه از اوضاع آنها با خبر است . شیوه ایشان این گونه است که برخی سوالات خبرنگار را به صورت سوال پاسخ می دهند . این روش در برخی موارد مفید است اما همه جا مفید نیست و ممکن است نقطه ضعف محسوب شود . به هر حال باید برای هر سوال جواب مشخصی وجود داشته باشد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات