در حالی که یک مقام وزارت خارجه امارات در سخنانی بسیار توهینآمیز با ادعای مجدد نسبت به مالکیت بر جزایر سهگانه و نیز تشابه این موضوع با فلسطین، ایرانیان را «اشغالگر» نامیده است و نیز همزمان با تکرار این ادعاهای بیپایه اخیر دولت امارات متحده عربی علیه تمامیت ارضی ایران در خلیج فارس، به تازگی شاهد سوءرفتار و بیحرمتی به ایرانیان این کشور نیز بودهایم که تکرار این رفتارهای بیپروا و گستاخانه، هشیاری هرچه بیشتر ایرانیان را نسبت به وقایع پیش روی منطقه اجتنابناپذیر مینماید.
این در حالی است که همجواری کشور امارات متحده عربی با ایران در آن سوی خلیج فارس و مبادلات انبوه تجاری ـ اقتصادی با این کشور، به ویژه صدور دوباره کالا از دبی، یکی از بسترهای بسیار بااهمیت رشد و پیشرفت اقتصادی این امیرنشین بوده است.عملکرد شیخنشین کوچک امارات در مدت کمتر از 37 سال عمر کوتاه آن، نشاندهنده اولویت سیاست پانعربیسم بر پایه شونیسم عربی در رابطه با دیگر کشورها بوده است. این امیرنشین در دوم دسامبر 1971 با اتحاد امارتهای «شارجه»، «امالقوین»، «فجیره» و «عجمان» شکل گرفت و پس از مدتی، امارت «رأسالخیمه» نیز به این اتحاد پیوست، ولی تلاشهای حکام امارات برای پیوستن امیرنشین بحرین ـ که به تازگی از ایران جدا شده بود ـ به این اتحاد، پس از مخالفت و تهدید شدید دولت وقت ایران، به نتیجه نرسید. دولت امارات از آغاز پیدایش نسبت به جزایر سهگانه که در 68 سال اشغالگری انگلیس مورد ادعای شیخ شارجه و شیخ رأسالخیمه بود، ادعای مالکیت را مطرح کرده است، اما آنچه توجه بیش از پیش کارشناسان، دستاندرکاران و مسئولان میهندوست ایرانی را میطلبد، تأکید بر پیشینه حاکمیت ملی ایران بر خلیج فارس، جزایر و سواحل آن است که میتواند به عنوان دستمایهای مهم برای اثبات حقانیت حاکمیت ایران بر این جزایری باشد که هجده کشور عربی آن را «جزایر اماراتی» نامیدهاند.
با این اوصاف مسئولان امر بهتر است نکات و پیشنهادات زیر را مدنظر قرار دهند:
1ـ جزایر سهگانه ابوموسی، تنب بزرگ و تنب کوچک همچون همه جزایر و سواحل کرانههای شمالی و جنوبی خلیج فارس در طول تاریخ کهن ایرانزمین متعلق به ایران بوده و خواهد بود و ایرانیان حقوق ملی تاریخ خود را هیچگاه فراموش نکردهاند و اگر هفده شهر قفقاز، سمرقند و بخارا، مرو و فیروزه، کوه آرارات، هرات و بحرین و... بر اثر خطای تاریخی شاهان قاجار و پهلوی از ایران جدا شدند، ملت ایران پیشینه سترگ خود را از یاد نبردهاند.بنابراین بسیار ضروری است که در صورت تکرار و پافشاری اعراب نسبت به ادعای واهی امارات، ایران نیز به افشاگری حقوق تاریخی خود در مالکیت بحرین که در فرآیند جدایی آن از مام میهن اشکالات فراوان حقوقی مستتر هست، اقدام کند.
2ـ بدون تردید، پیششرط ایران برای هرگونه مذاکره رو در رو جهت رفع سوءتفاهم با امارات درباره جزیره ابوموسی، باید به تعهد و الزام امارات متحده در به کارگیری نام صحیح تاریخی، بینالمللی و رسمی خلیج فارس همراه باشد و در غیر این صورت هیچ مذاکرهای با طرف اماراتی برای ایرانیان قابل قبول نخواهد بود.
3ـ بسیار بجا خواهد بود در برابر اقدام امارات در نامگذاری خیابان مجاور سفارت جمهوری اسلامی ایران در امارات با نام جعلی ابداعی توسط این کشور، ایران نیز خیابان مجاور سفارت امارات را با نام «خلیج فارس» مزین کند.
4ـ روشنگری و بهرهگیری از پتانسیل صدها هزار ایرانی مقیم امارات، بحرین، قطر و کویت در قبال منافع ملی ایران در خلیج فارس نیز میتواند به عنوان اهرم فشاری قاطع در برابر تکرار ادعاهای واهی علیه تمامیت ارضی ایران به کار آید.