سرانجام پس از اما واگرهای فراوان، مجلس ترکیه مجوز انجام عملیات برون مرزی را به ارتش این کشور اعطا کرد تا بدین وسیله دولت آنکارا بتواند آسوده خیال و به طور قانونی هر وقت که صلاح بداند، دستور انجام عملیات را در شمال عراق و خارج از خاک ترکیه برای نظامیان صادر کند.
جامعه ترکیه که این روزها در التهاب ناشی از حمله عناصر وابسته به <پ.ک.ک> و نیز حمله گروهی افراد مسلح به سلاح سنگین به سرویس دانشجویان پلیس در دیاربکر به سر میبرد، به طور جدی و تحت تاثیر عوامل محرک دیگر به شدت خواهان برخورد قاطع ارتش با این گونه موارد است و از این نظر فضا برای انجام هرگونه عملیات ارتش مهیاست.
رسانههای ترکیه نیز همسو با فضای به وجود آمده، عمده اخبار خود را پیرامون تحولات اخیر در مناطق جنوبی و نیز گزارشها و تحلیلهای مربوط به ارتش این کشور، ترور و تروریسم و این گونه موارد متمرکز کردهاند.
اما سوال اساسی این است که چرا به رغم این که ترکیه با مشکلات فزاینده ای به خصوص در زمینه مسائل مالی واقتصادی و بحران ناشی از التهابات نظام سرمایه داری جهانی رو به روست، تا به این اندازه در برخورد با مسائل مناطق کردنشین و جنوبی این کشور که بسیار هم پرهزینه است، نتوانسته راه حلی غیرنظامی بیابد؟
ترکیه که سالهاست در پیوستن به اتحادیه اروپا که شرط اولش برقراری دمکراسی و تغییر قوانین سنتی است، ریاضتهای سخت اقتصادی و اجتماعی را متحمل شده است، چرا در مواجه با یک حزب، مداخله نظامی و البته قانونی را بر دمکراسی ترجیح داده و از این نظر نیز خود را در برابر پرسشهای اعضای اتحادیه اروپا قرار داده است؟
از سوی دیگر، هم کارشناسان ارتش و هم آگاهان غیرنظامی بر این موضوع واقفند که حرکت دادن یک ارتش سنگین و منظم و قراردادن آن در برابر عناصر غیرکلاسیک و چریکی که با استفاده از ژئوپلتیک منطقه قادر به انجام هرگونه مانور هستند و با بهرهبرداری از موقعیت منطقه به سهولت میتوانند مقرهای خود را از دید مستقیم استتار کند، امری است که اگر نگوییم غیرممکن، اما بسیار دشوار است.
نمونه آن نیز درگیر شدن ارتش ایالات متحده آمریکا با نیروهای چریکی در افغانستان و عراق است که باید اذعان داشت بیشتر به یک باتلاق سخت برای نظامیان آمریکا تبدیل شده تا یک میدان کارزار.
بر این اساس، چرا ترکیه نیز با بهره مندی از تجربه دیگران در مقابل عناصر مجهول المکان پ.ک.ک، صف آرایی نظامی کرده است؟
پاسخ به این سوالها تا حدودی میتواند به برخی ابهامات و تردیدها در رفتار سیاسی دولتمردان آنکارا و نیز اصرار ارتش بر حضور نظامیان در جنوب این کشور و شمال عراق، جواب دهد.
تردیدی نیست که ارتش ترکیه با در اختیار داشتن 700هزار نیروی نظامی و نیز تجهیزات مدرن و پیشرفته هم اکنون یکی از مقتدرترین ارتشهای جهان به شمار میرود و از این نظر از جایگاه مطلوبی در میان کشورهای منطقه و حتی فرا منطقه قرار دارد.
به همین دلیل و بهطور سنتی، ارتش در ترکیه از اختیارات بالا و امکان نفوذ فوق العاده در لایههای قدرت سیاسی در این کشور برخوردار است و همین امر موجب و موجد تقویت ساختار ارتش و نقش آن در نظام سیاسی ترکیه شده و میشود. بر این اساس است که برخی سیاستمداران ترک اعتقاد دارند که اگر بتوانند در لایههای ارتش نفوذ کنند به طور مستقیم و خودکار توانسته اند بر بخشی از نظام قدرت در این کشور تسلط یابند.
اما این که تا چه اندازه این موضوع میتواند صادق باشد، موضوعی است که در مجال اندک نمیگنجد.
برخی از کارشناسان معتقدند که موضوع اکراد ترکیه مانند ملی گرایی و ماهیت خود ارتش، جزئی از خطوط قرمز این کشور به شمار میرود و به همین علت، نه میتوان و نه باید از این مختصات عدول کرد.
هر چند بنا به دلایلی که در بالا ذکر شد، این امور یا دستکم بخشی از آنها، با اصول اولیه دمکراسی مغایر است و اگر دولت ترکیه نتواند به زودی با مسائل مبتلا به کنار بیاید و اوضاع متعادلی را در مناطق کردنشین ایجاد کند، شرایط دشواری را در آینده پیش رو خواهد داشت. ادامه دارد...