سلیمان دعویسرا
ورود هند به جرگه شرکاى استراتژیک و هسته اى امریکا، نخستین چرخش تاریخى در سیاست خارجى دهلى است / اولین بازتاب منفى این چرخش در تفکر سیاسى هندى ها در پایان نشست مان موهان سینگ با رئیس جمهور فرانسه نمایان شد جایى که سینگ با ادبیاتى ناهمگون با جبهه غیر متعهد ها گفت: «ما از ظهور کشورهاى مسلح به سلاح هاى اتمى در منطقه خود حمایت نمى کنیم. حمایت ما از بلندپروازى هاى اتمى ایران اصلاً موضوع بحث نیست.»
موهان سینگ این موضع را در حالى اتخاذ کرد که طرف هاى اروپایى و امریکایى بارها از دهلى خواسته بودند که حالت بى طرفى در موضوع هسته اى ایران را کنار نهاده و نقشى متفاوت در این عرصه ایفا کند. به همین سبب ناظران شبه قاره روز امضاى قرارداد هسته اى این کشور با امریکا را پایان بى طرفى در سیاست خارجى دهلى به حساب آورده اند.
از همان ابتدا که مذاکره مربوط به پروژه هسته اى امریکا و هند به جریان افتاد، دو دیدگاه درباره اثرات احتمالى این پیمان وجود داشت؛ دیدگاهى خوشبینانه که معتقد بود این قرارداد در حد حل اختلاف هاى دو قدرت محدود خواهد ماند و دیدگاه دوم که باا شاره به فضاى پرتنش جهانى بویژه چالش امریکا با سه قدرت چین ، روسیه و ایران نشانه یک ائتلاف سیاسى را در این پیمان احساس مى کرد و بر این باور بود که اروپا و امریکا در این معامله امتیازى به هند داده اند که تا کنون آن را از همه قدرت ها از جمله ایران یا پاکستان دریغ کرده اند. بر پایه این امتیاز سه دهه ممنوعیت ارسال فناورى هسته اى که پس از نخستین آزمایش اتمى هند در سال ،۱۹۷۴ اعمال شد برداشته مى شود. این امتیاز بالاترین مصداق تبعیض در نظام مناسبات هسته اى جهان و عدولى آشکار از پیمان هسته اى ان پى تى است. زیرا با این معامله ، کشورى مشمول انواع کمک هاى هسته اى - اعم از سوخت هسته اى و فناورى آن - قرار مى گیرد که نامش در صدر لیست ناقضان ان پى تى قرار دارد.
اکنون سؤال مهم این است که در این گیرودار هسته اى چه انگیزه اى باعث شد دولت بوش علاوه بر شکستن سد بزرگ تحریم کنگره علیه هند حمایت گروه تأمین کنندگان لوازم هسته اى را براى دهلى جلب کند پاسخ این سؤال اکنون در موضع گیرى هاى دولت سینگ و مراودات او با غربى ها در مناقشات منطقه اى نمایان مى شود. از دید امریکایى ها ، هند با پتانسیل سیاسى و اقتصادى اش امروز در نقطه اى از سیاست بین الملل ایستاده که تغییر جهت گیرى دیپلماسى آن مى تواند بازى توازن قدرت را بویژه در منطقه مهم اوراسیا که مدتى است به ضرر امریکا و ناتو تغییر کرده ، تعدیل نماید. لذا مسئله « شرایط زمانى » معامله هسته اى هند و امریکا بسیار مهم است و از نکات کلیدى در قصد و انگیزه طرف غربى این است که آنها نام هند را در حالى به جرگه شرکاى هسته اى و استراتژیک شان افزوده اند که توافقات سنتى بلوک غرب با قدرت هاى هم مرز هند یعنى چین ، روسیه و حتى پاکستان دچار تزلزل شده است. امروز در منطق دیپلماسى غرب، هند یک اهرم فشار است که کارکرد چندبعدى مى تواند داشته باشد.
حال دولت سینگ دست کم توقعات بلوک غرب را در قضیه هسته اى ایران برآورده ساخته است. او در مقام دولتى که سلاح هسته اى دارد و موقعیت هسته اى اش سال ها منشأ تهدید در جنوب آسیا بوده از پذیرفتن ایران هسته اى سرباز مى زند. تفسیر آنچه این روزها در دیپلماسى هند مى گذرد چندان دشوار نیست کما این که اغلب رسانه هاى هند که منتقد چرخش سیاسى کابینه موهان سینگ هستند در تفسیر سخنان اخیر او تأکید کردند که مقام هاى دهلى در مسیر دلخواه بلوک غرب گام برمى دارند. دولتى که حتى اکنون چندین آزمایش موشکى و هسته اى در دستور کار دارد بر فعالیت صلح آمیز ایران نام « بلندپروازى هسته اى » مى نهد یا اعلام مى کند که راه ورود کشور جدید به باشگاه هسته اى جهان بسته است. همه این موضع گیرى ها مغایر تعهداتى است که دولتمردان دهلى پیش از این به عنوان عضو اصلى بلوک غیرمتعهدها سپرده اند. سران هند براى جلب حمایت امریکا حاضر شده اند از پیمان هایى آشکار فاصله بگیرند که در چندین اجلاس غیرمتعهدها پاى آن را امضا کرده اند.
چرخش به سوى غرب در سیاست خارجى کشورى که خود را شرقى ترین عضو آسیا مى خواند از دو سال پیش شروع شد ، یعنى از وقتى که دولتمردان هند در موضوع هسته اى ایران با عدول از موضع بى طرفى، رأى ممتنع شان در شوراى حکام را به سود امریکایى ها تغییر دادند. براى امریکایى ها که مقاومت ۱۱۴ کشور غیرمتعهد در قضیه هسته اى ایران یک معضل شده بود این یک گام هند قیمتى دو چندان داشت. واشنگتن با این حرکت دهلى تلاش خویش براى ایجاد شکاف در جبهه عدم تعهد را تداوم بخشید و در این مسیر از هر دو روش تهدید و تشویق بهره برد / اما هیچ کدام از کشورهاى موسوم به «گروه لیدر غیر متعهدها» یعنى مالزى ، کوبا و اندونزى حاضر نشدند تحت تأثیر این وعده ها و تهدیدهاى امریکا موضع خویش را تغییر دهند و در میان جبهه پر تعداد قدرت هاى غیرمتعهد، هند تنها دولتى بود که حاضر شد در ازاى به اصطلاح بسته تشویقى بوش موضع بى طرفى خویش در شوراى حکام را کنار بگذارد.
البته جامعه هند و نخبگان این کشور که اعتقادى عمیق به تفکر بیطرفى این کشور دارند هنوز در برابر تغییر سیاست دولت سینگ عقب ننشسته اند و موضوع ورود هند به بلوک شرکاى غربى و خروج آن از زمره قدرت هاى مستقل همچنان محل چالش هاى عمیق در درون ساخت سیاسى این کشور است. احزاب، شخصیت ها و محافل مردمى هند علاوه بر انجام تظاهرات و تجمع هاى اعتراضى ، دولت سینگ را تا پاى استیضاح به چالش کشیده اند. بدون شک این موج اعتراض وقتى نتایج منفى این پیمان در روابط بین الملل دهلى نمایان شود با شدت بیشترى از سرگرفته خواهد شد.
تصمیم هسته اى امروز موهان سینگ چنان که مذاکرات پارلمان این کشور نشان مى دهد بیش از آنکه سیاست ملى باشد اندیشه اى حزبى است که فقط لایه اى از تکنوکرات هاى حاضر در حزب حاکم آن را دنبال مى کنند و ریشه هاى این « نگاه به غرب» در کشورى که وارث یک تمدن شرقى است را باید در جهان بینى طیف تکنوکرات ها و نسل نوظهور دهلى جست و جو کرد؛ کسانى که عملگرایى و فرصت طلبى در دیپلماسى را تقدیس مى کنند و مفهوم استقلال طلبى به عنوان پایه میراث تاریخى کشور چندان در نگرش سیاسى آنها جاى ندارد.
از همین روست که ناظران شبه قاره روزهاى پرتنشى را در صحنه سیاسى هند انتظار مى کشند. به باور آنها طیف تکنوکرات هاى غربگراى این کشور شاید براى چند روز بتوانند وارد مراوده سیاسى با امریکا و اروپا شوند اما از آنجا که بنیان هاى تفکر سیاسى جامعه یک میلیاردى هند بر هویت شرقى و مستقل زیستن استوار است تلاش هاى آنها راه به جایى نخواهد برد. در این باره کافى است به دفاعیه هایى که سران چند حزب مخالف تصمیم سینگ در پارلمان و رسانه هاى هند داشته اند رجوع شود. آنها به صراحت اعلام کرده اند که نتیجه سوء تصمیم هاى امروز دولت سینگ در انتخابات آینده روشن خواهد شد. به باور این رهبران ، همه اعتبار و اقتدار هند به این است که این کشور راه توسعه و رشد اقتصادى و سیاسى را بدون وابستگى به بلوک هاى غربى طى کرده است و اگر هند پس از حدود نیم قرن از جنبش هاى آزادیخواهى گاندى و نهرو صاحب یک حرمت و اعتبار جهانى شده بواسطه این است که پرچم استقلال و آزادیخواهى را زمین نگذاشته است و مى توان با اطمینان گفت که هند بریده از آرمان هاى بلند خاندان گاندى دیگر احترام برانگیز نخواهد بود.
نکته قابل تأمل این است که «مان موهان سینگ» این قرارداد را با اصل منافع ملى توجیه مى کند و برابر منتقدانش به همین اصل توسل جسته است اما واقعیت این است که حتى با ملاحظه منافع ملى، دولت آقاى سینگ وارد یک قمار بزرگ شده زیرا او در بحرانى ترین شرایط اقتصادى و سیاسى امریکا وارد معامله با این قدرت شده است. شرایطى که حتى اغلب شرکاى امریکا را به بازنگرى و تجدید نظر در مناسباتشان با کاخ سفید واداشته است. روزهاى امضاى قرارداد هسته اى محافل منتقد دولت سینگ، تجربه همپیمانى همسایه شان پاکستان را براى غربگرایان دهلى گوشزد کردند که چگونه امریکا براى رسیدن به منافع خویش در افغانستان تعهدات خود به اسلام آباد را زیر پا گذاشت و با گسیل هواپیما هاى بدون سرنشین و هلى کوپترهاى توپدارش تمامیت ارضى پاکستان را نقض کرد.
از چالش هاى جناح هاى داخلى هند که بگذریم پیمان هسته اى دهلى با غرب بدون شک دولت هاى منطقه را به بازبینى جدى در روابطشان با این کشور وادار خواهد کرد. قدرت هایى مانند روسیه ، چین و ایران که در سال هاى اخیر هر کدام فصل تازه اى از همکارى استراتژیک با دهلى را گشوده بودند به این راحتى حضور همه جانبه اروپا و امریکا را در شبه قاره تحمل نخواهند کرد. نکته جالب توجه این است که هر سه قدرت مذکور در فرداى معامله هسته اى دولت سینگ با امریکا موضع یکسان اتخاذ کرده و جملگى نسبت به عوارض سیاسى آشکار و پنهان این پیمان اظهار نگرانى کرده اند. براى قدرت هاى منطقه در اوج چالش با امریکا و در شرایطى که بلوک غرب جبهه هاى تازه اى علیه چین، روسیه و ایران گشوده تصمیم غیرمنتظره دهلى پیامى جز همسویى با جبهه دشمن ندارد.