زوایای پنهان و آشکار پرونده هستهای
خرازی درباره برخی زوایای پنهان و آشکار پرونده هستهای کشورمان، گفت: قبل از ژوئن 2003 موضوع هستهای ایران یک مسئله و معضل بینالمللی نبود اما در پی تحولاتی که در منطقه اتفاق افتاد از جمله حمله آمریکاییها به عراق این پرونده در آگوست 2003 جنبه سیاسی ـ امنیتی به خود گرفت و در سپتامبر 2003 با صدور اولین قطعنامه از سوی آژانس بینالمللی انرژی اتمی، به عنوان موضوعی تهدیدآمیز تلقی شد. وی افزود: این تهدید یک سلسله مانورهای دیپلماتیک را سبب شد که نهایتا به ارسال نامه سه وزیر اروپائی و توافقنامه سعدآباد منجر شد و سرانجام دو طرف به تفاهمی نسبی برای همکاری رسیدند و خواست غربیها از آغاز این بود که ایران کلیه فعالیتهای مرتبط با غنیسازی را متوقف کند. سفیر سابق ایران در فرانسه در خصوص پذیرش تعلیق از سوی ایران در این نشست، گفت: همان زمان نیز برای تعلیق غنیسازی در میان پارهای از مسئولان نظام تردیدهائی وجود داشت اما سرانجام نظام از تصمیم تعلیق حمایت کرد. وی در تشریح روند ادامه داد: یک ماه بعد در نوامبر متوجه شدیم اروپاییها قصد دارند قطعنامه دیگری را در آژانس مطرح کنند و از عبارات و کلماتی چونBreach (به معنای نقض) و گزارش به شورای امنیت استفاده کنند؛ همکاران ما و مسئولان پرونده هستهای با تلاش جدی جلوی این اقدام در درج قطعنامه را گرفتند و آمریکاییها در نشست نوامبر آژانس خلع سلاح شدند. به گفته خرازی از همان روز نخست آمریکاییها قصد داشتند. به هر صورت ممکن از توافق ایران با اروپا در آژانس جلوگیری کنند. سفیر سابق کشورمان در فرانسه با بیان اینکه از روز اول در مورد سطح و دامنه تعلیق میان ما و اروپا از سویی و میان ما و آژانس از دیگر سو اختلاف وجود داشت، به توافق ایران و آژانس بر سر دامنه تعلیق و شکلگیری مذاکرات بروکسل و در پی آن مذاکرات پاریس اشاره کرد و گفت: آنچه ادعا میشود ایران و اروپائیها در خصوص آن در پاریس به تفاهم رسیدند چیزی بود که مجموعه نظام آن را تائید کرده بود.
نقش روسیه در حل موضوع
وی با بیان اینکه موضع روسیه و چین نیز در مورد غنیسازی اورانیوم در ایران با مواضع اروپا و آمریکا تفاوت نداشت، گفت: روسیه و چین با ما بازی میکردند و هنوز هم بازی میکنند. خرازی سرمایهگذاری و خوشبینی غیرضروری در حمایت مسکو را از آغاز موضوع هستهای ایران را یک اشتباه خواند و گفت: روسیه به خاطر همسایگی با ایران بیشتر از سایرین از هستهای شدن ایران احساس نگرانی میکند و در شرایطی رایزنیها بین مقامات کشور و تیم هستهای، از پارادوکس مواضع روسیه و تلاش این کشور برای امتیازگیری از غرب در موضوع هستهای ایران حکایت میکرد. سفیر سابق کشورمان در فرانسه در ادامه تصریح کرد: تجربه نشان داده که نوعا روسها از ابتدای ماجرا به قولهای خود عمل نکردهاند و حتی در بسیاری موارد تهدیدات را برای ترساندن ایران برجسته میکردند. وی افزود: رفتار 3 کشور اروپایی با ما مشخصتر بود، روسها بازیهای سیاسی خودشان را داشتند همانطور که در طول تاریخ همواره مصداقهائی از این دست دیدهایم.
اروپاییها دچار اشتباه استراتژیک شدند
وی همچنین گفت: اروپائیها دچار یک اشتباه مهم و استراتژیک شدند و آن این که در برابر آمریکاییها نتوانستند مقاومت کنند، آنها نتوانستند لیاقت و ظرفیت جهانی خود را نشان دهند و بدون آنکه به عواقب آن بیندیشند زیادهخواهی کردند. خرازی افزود: در مقابل هر قدم مثبتی که ایران برمیداشت اروپاییها عقبتر میرفتند به طوری که میتوان گفت: زیادهخواهی اروپاییها کار دستشان داد چون از این غافل بودند که موضوع هستهای برای ایرانیان یک افتخار ملی است. این عضو سابق تیم مذاکرهکننده هستهای کشورمان، تصریح کرد: آقای روحانی در ماه مه 2005 در ژنو و در جریان آخرین مذاکرات با سه وزیر خارجه اروپایی تهدید کرد که اگر در پکیج ارائه شده بحث غنیسازی و فرآوری اورانیوم نباشد آن را نخواهیم پذیرفت و البته از چند ماه قبل نیز از شواهد اینگونه بر میآمد که با اروپاییها به نتیجه نخواهیم رسید.
تحولات موثر موضوع هستهای
وی تاکید کرد: مهمترین تفاوت رفتاری قبلی و فعلی در برخورد با موضوع هستهای این است که در دوره قبل رفتارمان تحریکآمیز نبود و دشمنتراشیهای بیمورد نمیشد. سفیر سابق کشورمان در فرانسه با بیان اینکه انتخابات ریاست جمهوری در ایران مسائل را پیچیده کرد، افزود: همزمان با انتخابات ایران در تیم اروپایی نیز تغییراتی روی داد از جمله اینکه دومینیک دوویلپن از وزارت خارجه به نخستوزیری رفت و وزیر خارجه جدید قدرت ریسک وی را نداشت؛ دوویلپن در مسائل خاورمیانه دارای شناخت و علاقه خاصی بود. میشل بارنیه اما برخلاف او بیشتر به مسائل اروپائی میاندیشید و جک استرا درگیر مسائل حزبی انگلستان و قربانی تندرویهای آمریکا شد و با توافق بلر و کاخ سفید حذف شد. خرازی ادامه داد: آلمان اگرچه در زمان سوسیا دموکراتها به اندازه دموکرات مسیحیها به آمریکا نزدیک نبود ولی همواره صرفا کشوری همراهیکننده بود؛ در دوره جدید و تغییر ترکیب تیم متولی مذاکرات و تغییر در مدیریت اجرائی کشور، مانورهای متناسب با شرایط به ملایمت غیرضروری و نامتناسب تلقی شد و فعالیتهای ایران در بخش هستهای وارد فاز جدیدی شده و تصمیم مجموعه نظام این بود که غنیسازی باید شروع شود. این عضو سابق تیم مذاکراهکننده هستهای با بیان اینکه موضوع هستهای ایران همواره سه بخش سیاسی، تکنیکی و حقوقی داشته است، گفت: در مذاکرات ایران و طرف غربی بخش حقوقی جایگاه خودش را داشت اما بخش سیاسی را دو طرفه میدانستیم و دو طرف از هم تضمین میخواستیم. وی ادامه داد: اروپاییها تضمینها را طوری میخواستند که با استقلال ملت ایران در تناقض بود. سفیر سابق ایران در فرانسه به دلایل بیاعتمادی ایران به طرف مقابل اشاره کرد و گفت: در این نباید تردید کرد که این کشورها با تکنولوژی در ایران سازگاری نداشتهاند و این در حالی است که ایران همواره در طول تاریخ تولیدکننده علم بوده است. خرازی خاطرنشان کرد: پس از انقلاب در موضوع هستهای آمریکائیها در تعهد به همکاری و آلمانیها در مورد ساخت نیروگاه در بوشهر و فرانسویها در تامین سوخت از کارخانه غنیسازی اورودیف همه تعهدات خود را زیر پا گذاشتند. وی با اشاره به فشارهای بینالمللی در مسیر هستهای شدن، گفت: اینها همه هزینه استقلال است.
سیاست تنشزدایی و بازدارندگی
این عضو سابق تیم مذاکرهکننده هستهای، با بیان اینکه سیاست خارجی ایران در دولت قبل بر مبنای "تنشزدایی" و در دولت جدید بر مبنای "بازدارندگی" تعریف شده است، گفت: قطعنامههای شورای امنیت نشان داد که استراتژی بازدارندگی جواب خوبی برای ایرانیان ندارد. ورود در دکترین و مسابقه بازدارندگی هنگامی با موفقیت قرین خواهد بود که چشمانداز کم و بیش متوازنی از قدرت و ظرفیتهای نظامی، سیاسی، اقتصادی و سایر عوامل قدرت در مقابل حریف قابل رویت باشد. خرازی در ادامه در خصوص دستاوردهای سیاست تنشزدایی، گفت: ما در سیاست اعتمادسازی و تنشزدایی هم گلایههای زیادی نسبت به اروپاییها داریم، آنها در برابر اعتمادسازی ما زیادهخواهی میکردند و هیچ تعهد جدی و یا نشانه ملموسی از دادن نیروگاه برق، هواپیمای ایرباس یا تکنولوژیهای بالا (Tech _ High) هم دیده نشد.
چارهای جز رفع تعلیق نداشتیم
سفیر سابق ایران در فرانسه در ارتباط با رفع تعلیق، گفت: گاهی وقتها گلوله شلیک نشده از گلوله رها شده کارآیی بیشتری دارد؛ با توجه به جمیع ملاحظات و شرایط زمانی ظاهرا نظام گزینهای جز اینکه غنیسازی را راهاندازی کند نداشت، ما راه اعتمادسازی را طی کرده بودیم و چون جواب شایستهای نگرفته بودیم اجبارا باید این راه (رفع تعلیقها) را میرفتیم ولی پیشکسوتان عالم دپیلماسی میگویند نباید قدم در راهی گذاشت و یا در شرایطی قرار گرفت که امکان انتخاب نداشته باشید، گزینهای که یک حق انتخاب بیشتر ندارد، گزینه نیست، تحمیل است!
وی با بیان اینکه ما باید هر دو روش را در سیر موضوع هستهای تجربه میکردیم، گفت: راهی که تیم سابق هستهای طی کرد سراسر موفقیت نبود. شاید باید راه دیگری را که پیشنهاد شده بود هم طی میکردیم اما معتقدم در طی مسیر دوم (آغاز به کار غنیسازی) هم میتوانستیم روشی در پیش بگیریم که به شورای امنیت نرویم. خرازی اظهارنظرهای تحریکآمیز را به عنوان یکی از عوامل اصلی تند شدن مسیر بینالمللی علیه موضوع هستهای ایران بر شمرد و در عینحال تاکید کرد: تلاشهای مثبتی نیز توسط تیم فعلی هستهای برای جلوگیری از امنیتی شدن موضوع و عدم ورود به شورای امنیت انجام شد اما ناکام ماند.
قطعنامه 1737: فرصتها و تهدیدها
سفیر ایران در فرانسه در ارزیابی قطعنامه 1737 و فرصتها و تهدیدهای آن، این قطعنامه را در تعارض با منافع ملی ایران خواند و گفت: حتی اگر این روند در همین حد باقی بماند و به قطعنامه دیگری منتهی نشود این سند تهدیدات جدی علیه اقتصاد و منافع حیاتی ایران دارد و در بندهایی عباراتی را دال بر بدعتهای آشکار بینالمللی به کار برده که نتیجه فرهنگ جهان سلطه است. وی سکوت جهانی در برابر سلاحهای اتمی اسرائیل و هند و پاکستان و جنجال بر سر فعالیت صلحآمیز هستهای ایران را در حالی که تهران آمادگی خود را برای هرگونه همکاری اعلام کرده است نمونهای آشکار از این فرهنگ خواند. خرازی هم چنین اظهار داشت: گستردگی میدان عمل قطعنامه و امتیاز در نظر گرفته شده برای کمیته تحریم، میتواند روز به روز بر مشکلات بیافزاید و اگر تدبیری اندیشیده نشود این قطعنامه میتواند وضعیت اقتصادی و امنیتی کشور را به مرحله حاد برساند. وی در عینحال تاکید کرد: این مشکلات فشارهای جدی به کشور وارد خواهد کرد اما تهدیدی جدی برای ثبات جمهوری اسلامی نخواهد بود چون ایران قدرت مهم منطقهای است و مشکل ثبات ندارد.
طرح جامع با محوریت کنسرسیوم بینالمللی راهگشاست
این عضو سابق تیم مذاکراتی هستهای در پاسخ به این سوال که آیا با وجود این قطعنامه میتوان فضای جدیدی برای برون رفت تعریف کرد؟ گفت: بله این امر شدنی است. ما در حال حاضر با 5 کشور شورای امنیت، آلمان و آژانس بینالمللی انرژی اتمی روبرو هستیم و میتوانیم در طرح جامعی با محوریت "کنسرسیوم بینالمللی غنیسازی" و موضوعات عراق و افغانستان و لبنان و امنیت و انرژی به مذاکره بنشینیم و راه برون رفت بیاییم. البته فضاسازی لازم برای هر طرح سازندهای شرط اولیه موفقیت آن است.
نقش آمریکا در مسایل ایران
سفیر سابق کشورمان در فرانسه در خصوص جایگاه و رفتار آمریکا به عنوان طرف اصلی متخاصم در موضوع هستهای ایران توضیح داد: خاستگاه آمریکا در موضوع هستهای ایران باید در ظرفیت دیگری جدا از سایر کشورها تعریف شود. وی افزود: آمریکاییها در 28 سال گذشته همواره سیاست مهار و تحریم و تهدید ایران را دنبال کردهاند و در عینحال همواره در پی این بودهاند که با ایران به صورتی کنار بیایند که حداکثر منافع را تحصیل و حداقل امتیاز را بدهند. خرازی با بیان اینکه طرح دموکراسی در خاورمیانه واشنگتن که در آستانه حمله به عراق مطرح شد، پیش از تولد مرده بود گفت: آمریکاییها در تعارض ثبات و دموکراسی در خاورمیانه گیر کردهاند چون امروز در هر کشوری از این منطقه که بخواهند انتخاباتی دموکراتیک برگزار کنند قطعا دولتهای تحت حمایت آمریکا سقوط خواهند کرد.
لابیهای صهیونیسم و عرب موانع اصلی تفاهم ایران و آمریکا
وی در پاسخ به این سوال که چرا آمریکا تاکنون نتوانسته با ایران کنار بیاید؟ گفت: لابی صهیونیست در واشنگتن و لابی عرب در منطقه به طور جداگانه و با اهداف متفاوت پردهای بر واقعیتهای موجود میکشند. این عضو سابق تیم مذاکرهکننده هستهای کشورمان یادآور شد که لابی عربی در منطقه به طور جدی علیه ایران کار میکند و در پی تضعیف ایران از لحاظ سیاسی و تکنولوژیک است. سفیر سابق ایران در فرانسه در ادامه گفتگو با "مهر" با اشاره به وجود سه دیدگان نئوکانسروتیو، کانسروتیو و دموکرات در آمریکا تاکید کرد: این سه دیدگاه در حمایت از اسرائیل هماهنگ هستند و در مورد موقعیت ژئواستراتژیک، ژئوپلتیک و ژئواکونومیک ایران در منطقه ابهام دارند. وی افزود: اگر ما در مورد مذاکره با آمریکا آدرس غلط ندهیم و مواضع نسنجیده اتخاذ نکنیم آمریکاییها به خاطر نیاز به ایران در عراق و افغانستان برای مذاکره به سراغ ایران میآیند. خرازی گفت: ما لغت مذاکره با آمریکا را بازاری کردیم و شروط مهم خود در خصوص مسائلی چون دارائیهای توقیف شده ایران، اتحاد با عراق در جنگ تحمیلی و لطماتی چون حمله به هواپیمای مسافربری را کنار گذاشتیم و گفتیم حاضریم در خصوص عراق بدون هیچ پیششرطی مذاکره کنیم و این اشتباه بود. عضو سابق تیم مذاکرهکننده هستهای در پاسخ به این سوال که آیا این اشتباه در جنگ افغانستان و مذاکره ایران و آمریکا برای هموار کردن راه فتح افغانستان رخ نداد؟ گفت: در مورد افغانستان در محو طالبان با آمریکا منافع مشترک داشتیم و بر این اساس در فتح کابل همکاری کردیم هرچند بهرههای لازم را از این همکاری نبردیم. سابق ایران در فرانسه ادامه داد: در حال حاضر نیز در بحث مبارزه با تروریسم با آمریکا منافع مشترک داریم اما تعریفمان از تروریسم متفاوت است، آمریکا برای مذاکره با ایران در خصوص تروریسم نباید با عینک تلآویو به مسائل نگاه کند. وی قرار دادن موضوع عراق را در برابر مساله هستهای ایران برای مذاکره با آمریکا را اشتباه خواند و گفت: ما همچنان که از سالها پیش گفتهایم حدود 10 خواسته از آمریکا داریم که قبل از هرگونه مذاکره باید بر آورده شود.
استراتژی جدید آمریکا برای عراق
خرازی در خصوص استراتژی جدید آمریکا در عراق نیز گفت: آرایش نیروها در عراق آرایش عقبنشینی است. عضو سابق تیم مذاکرهکننده هستهای در این خصوص به انتخاب نگروپونته به عنوان معاون وزیر خارجه آمریکا اشاره کرد و گفت: نگروپونته و سفیر جدید آمریکا دارای تجربیات خوبی در عقبنشینی و بیرون کشیدن نیروها در از نقاط بحرانی هستند. وی هدف از اعزام نیروی تازه نفس به عراق را نیز آخرین مرحله برای سپردن امنیت به دست پلیس عراق برشمرد و افزود: انتخاب یک آدمیرال نیروی دریایی به سرفرماندهی نیروی آمریکائی در منطقه با این هدف انجام میشود که این فرمانده بتواند اوضاع را در سطح کلان منطقهای به نحوی مدیریت کند که حضور بلندمدت و تقویت شده نیروی دریائی آمریکا در خاورمیانه و به ویژه خلیج فارس را تامین کند. تجربه عراق نشان داد که استقرار نیروها در خاک آسیبپذیری را بالا میبرد و هزینه بالائی دارد. وی با اشاره به اینکه زلمای خلیلزاده به عنوان نماینده آمریکا در عراق نگاهی سنی به این کشور داشت و به عراق به چشم افغانستان مینگریست گفت: با برداشتن وی و روی کار آوردن کروکر بسیاری از ناآرامیها و ناهماهنگیهای قومیتی در عراق برطرف خواهد شد چون کروکر به زبان عربی مسلط است، از نزدیک با ایران و لبنان آشناست و نگاهی عراقی به عراق دارد و نه قومیتی. خرازی همچنین به سیاست موقعیت بخشی به دولت عراق از سوی آمریکا اشاره کرد و گفت: آمریکا وارد فاز انتخابات داخلی شده و ناچار است اوضاع را آرام کند و محصول کار خود را در این دوره به نمایش بگذارد.
اهداف آرایش نظامی آمریکا در منطقه
وی افزود: هیات حاکمه آمریکا برای پیروزی در انتخابات فرصت برای شروع درگیری و ناآرامی جدیدی ندارد و ارتش آمریکا نیاز به بازسازی هفت تا هشت ساله دارد. عضو سابق تیم مذاکرهکننده هستهای درباره هدف آمریکا از چینش جدید نظامی در خلیج فارس و رایزنیهای مستمر با کشورهای منطقه علیه ایران، اظهار داشت: آمریکا از این اقدامات سه هدف عمده دارد؛ این شرایط میتواند آمریکا را نسبت به ایران وارد فاز جدید کند، میتواند ایران را با تحریمهای سخت به انزوای سیاسی بکشاند و میتواند علیه ایران جنگ روانی شدیدی راه بیاندازد. وی گفت: آمریکا قصد دارد با این سه عنصر ایران را تضعیف کرده و پای میز مذاکره بنشاند.
عقلانیت جمعی، اولین لازمه عبور از بحران
خرازی در خصوص راهکارهای پیش روی ایران برای مقاومت در برابر تلاشهای آمریکا گفت: معتقدم ما در مرحله اول باید برخوردار از یک "عقلانیت جمعی" باشیم و به هیچ عنوان موضوع امنیت ملی کشور را دستخوش مباحث حزبی نکنیم و همه از استراتژی کلی نظام حمایت کنیم و در مرحله بعد "وحدت ملی" را با افزایش آزادیهای مدنی و مشارکت مردم در فعالیتهای اجتماعی و نشاط بخشیدن به جامعه افزایش دهیم. سفیر سابق کشورمان در فرانسه حل مشکلات معیشتی مردم و پرهیز از نگاه انتزاعی به جامعه را از دیگر ملزومات رفع تهدیدات علیه کشور برشمرد و بر ضرورت پیروی قاطعانه از تصمیمات مقام معظم رهبری و حمایت از دیدگاههای ایشان تاکید کرد. وی با اشاره به اینکه عمده جریان تاثیرگذار در منطقه، جریان شیعه مورد حمایت ایران است، گفت: باید با شناخت اهمیت ژئوپلتیک، ژئواستراتژیک و ژئواکونومیک خود گام برداریم و بدانیم امروز تکنولوژی حساس هستهای را به صورت بومی در اختیار داریم و اینها امتیازات بزرگ و با اهمیتی است. وی تصریح کرد: هرگونه تحریم شرایط اقتصادی را در ایران سخت خواهد کرد اما با توجه به تواناییهای کشور هرگز ایران را ناتوان نخواهد ساخت.