تاریخ انتشار : ۳۰ مهر ۱۳۸۸ - ۰۹:۴۸  ، 
کد خبر : ۶۶۶۳۰

سرزمین بیت‌المقدس و امام خمینی«ره»(بخش سوم)

نویسنده: نصرت‌الله تاجیک اشاره: هدف این مقاله نگرش به قدس از دیدگاه مذکور با تمامی ویژگی‌های جغرافیای سیاسی این منطقه خاص از خاورمیانه و ابعاد دیگری که به آن خاصیت ژئوپلتیک بخشیده است، می‌باشد.

در زمان امپراطوری عثمانی، سلطان سلیم اول، سپاهیان ترک در ماه اوت 1516 .م مطابق با رجب 922 ی .ق به مصر یورش بردند. ابتدا شهرهای حلب، حامه، دمشق و بیت‌المقدس را متصرف شدند و در سال بعد حمله قطعی را به مصر آغاز نمودند.در عصر سلطان سلیمان عثمانی و سایر سلاطین بعد از او، بیت‌المقدس به صورت استانی ممتاز در‌ آمد که تابع قسطنطنیه بود. عثمانیها نام بیت‌المقدس را به "قدس شریف" تغییر دادند. پس از مرگ سلطان سلیمان و در زمان جانشینان او، باز هم قدس شریف که شهری آباد و پرجمعیت بود و سایر شهرهای فلسطین به مدت چهار قرن به دست سلاطین عثمانی اداره شد.بنابراین از سال 1517 میلادی بیت‌المقدس تحت اداره حکومتهای عثمانی درآمد و همچنان در دست آنان قرار داشت تا آنکه در 1917 میلادی (1337 ی .ق) انگلیس با همکاری نیروهای متفقین و سربازان انقلاب عربی آنجا را تصرف کردند. بدین ترتیب از سال 15 تا 1337 ی .ق (جز در مدت تقریباً یک قرن) به مدت دوازده و نیم قرن اداره بیت‌المقدس با مسلمانان بود و پیروان مذاهب گوناگون از آزادی کامل مذهبی و رفت و آمد در آن شهر برخوردار بودند.در یک نگاه کلی آنچه که بیت‌المقدس را در نظر جهان اسلام دارای اهمیت ویژه می‌نماید و توجه همه مسلمانان را به آن معطوف می‌کند، علاوه بر موقعیت ژئوپلتیک این شهر در طول تاریخ به دو جهت می‌باشد؛ اول اینکه بیت‌المقدس یکی از شهرهای اسلامی سرزمین فلسطین می‌باشد که بوسیله جنگ به اشغال صهیونیستها در آمده است و این مسئله برای مسلمانان قابل تحمل نمی‌باشد زیرا طبق قوانین اسلامی، سرزمین اسلامی و جماعت مسلمان نمی‌بایستی تحت انقیاد غیرمسلمانان در آیند. دوم اینکه این شهر از بعد معنوی جایگاه ویژه‌ای در میان مسلمانان دارد. بدین صورت که مسجدالاقصی نخستین قبله مسلمانان در این شهر قرار دارد. مسجدالاقصی و مسجدالصخره و اطراف آن را که در میدان وسیعی قرار دارند حرم شریف می‌نامند و از این رو بیت‌المقدس یکی از حرمهای سه‌گانه اسلامی به شمار می‌رود.
از آغاز هجرت پیامبر اسلام(ص) به "مدینه" تا سال دوم هجری، قبله پیامبر و مسلمانان در موقع نماز و نیایش بیت‌المقدس بود و بی‌شک پیش از هجرت نیز در سیزده سالی که پیامبر اکرم(ص) در مکه مکرمه اقامت داشت، رو به بیت‌المقدس می‌ایستاد و نماز می‌گذارد و از این جهت، این شهر قبله نخستین، "بلدالامین" و حرم امن شناخته می‌شود. همچنین درباره اهمیت بیت‌المقدس در حدیثی از امام جعفر صادق(ع) نقل شده: مسجد بیت‌المقدس یکی از مساجد مهم اسلامی است که عبادت در آن فضیلت بسیار دارد.علاوه بر آن، مسجدالاقصی در موقع معراج رسول اکرم‌(ص) نیز ارزش و قداست خود را نشان داد و خداوند می‌فرماید که شبانه پیامبر اکرم(ص) را از مسجدالحرام به مسجدالاقصی که اطراف آن را پر برکت گردانیده،‌ سیر داده تا آیات و نشانه‌های الهی را به او نشان دهد.در شهر اسلامی بیت‌المقدس، علاوه بر مسجدالاقصی و مسجدالصخره، 36 مسجد دیگر نیز وجود دارد که 29 مسجد در داخل شهر و 7 مسجد در خارج از دیوار قدیمی این شهر قرار دارد. در بیت‌المقدس آرامگاه گروهی از مسلمانان بزرگ و اصحاب رسول‌الله(ص) نیز قرار دارد که از جمله آنان "عبادةبن صامت انصاری" است که ساکن بیت‌المقدس بود و در "باب‌الرحمة" مدفون است. از این رو، هرگونه بی‌حرمتی و صدمه زدن به اماکن مقدس این شهر و اذیت و آزار ساکنین مسلمان آن از سوی صهیونیستها، عکس العمل و خشم و انزجار مسلمانان را در پی داشته و خواهد داشت.فلسطینی‌ها، قدس را بخشی از اراضی فلسطین می‌دانند که اسرائیل در سال 1967 اشغال نمود و به موجب قطعنامه 242 شورای امنیت،‌ رژیم صهیونیستی موظف به عقب نشینی از اراضی اشغالی از جمله قدس شده است. در طی برگزاری نوزدهمین کنگره شورای ملی فلسطین (1988.م) در الجزایر،‌ در بیانیه استقلال ملی فلسطین اعلام گردید که دولت فلسطین بر اراضی فلسطین با پایتختی قدس شریف تشکیل می‌شود. این بیانیه در راستای روش سابق در برخورد با قضیه قدس بوده که به عنوان جزئی از اراضی اشغالی توصیف شده بود از این رو موضع فلسطینیها همچنان بدین گونه بوده است.
با شروع مذاکرات صلح مادرید،‌ بعضی از قضایا که پیچیده بود از سایر موارد جدا شد و مسئله قدس نیز یکی از مواردی بود که بررسی آن را به عقب انداخته و به مرحله نهائی مذاکرات (ساف ـ رژیم صهیونیستی) موکول شد، همچون مسئله پناهندگان، شهرکها و مرزها. از دیدگاه فلسطینیها، قدس سرزمین مقدس می‌باشد و همچنین از نظر عامه مردم فلسطین، رهبری فلسطین نمی‌تواند در مورد مطالبی که به حاکمیت بر این شهر مربوط می‌شود چشم‌پوشی نماید و مردم احتمال معامله در قضیه قدس را نیز می‌دهند زیرا شخصیتها، مقامات و گروههای فلسطینی نظرات گوناگون و متفاوتی را در مواقع و شرایط مختلف ابراز داشته‌اند. یاسر عرفات رئیس ساف و تشکیلات خودگردان فلسطینی در پاسخ به ادعاهای رژیم صهیونیستی در مورد حاکمیت بر قدس بطور مکرر تأکید نموده که شهر قدس برای همیشه پایتخت دولت فلسطین خواهد بود. فیصل الحسینی مسئول پرونده قدس در دولت خودمختار فلسطین معتقد است مسئله قدس برای تمامی مقامات فلسطینی یک خط قرمز محسوب می‌شود و هیچ کس نمی‌تواند از این خط قرمز تجاوز کند و حذف موضوع قدس از مذاکرات سرنوشت نهایی مذاکرات به معنای ویران کردن روند صلح خواهد بود. شیخ عکرمه مفتی قدس طی مصاحبه‌ای با روزنامه الاهرام چاپ قاهره در خصوص طرح بین المللی کردن شهر قدس گفت: این طرح مخاطره آمیزتر از یهودی‌کردن این شهر است. وی اضافه نمود: ما یهودی کردن و بین‌المللی کردن شهر قدس را رد می‌کنیم؛ زیرا این اقدام به معنای از دست رفتن قدس برای همیشه است و از نظر بلند مدت، بین‌المللی کردن قدس خطرناک‌تر از یهودی کردن است. کلیه احزاب، سازمانها و گروههای فلسطینی موافق و مخالف روند مذاکرات سازش، قدس را سرزمین اشغال شده همچون سایر سرزمینهای فلسطین می‌دانند و در مبارزات خود، خواهان بازپس‌گیری آن می‌باشند و قدس را پایتخت دولت فلسطین می‌دانند.در سال 1995 از سوی بیش از 330 تن از علما و اندیشمندان امت و رهبران جنبشهای اسلامی، ملی، نیروهای سیاسی، فرهنگی،‌ اصناف و اتحادیه‌های جهان اسلام، اعلامیه‌ای به عنوان "یاری و همبستگی" در خصوص ضرورت حمایت از خط مقاومت و جهاد جنبشهای اسلامی فلسطین علیه صهیونیسم صادر گردیده که در بخشی از آن درباره قدس آمده است؛ سرزمین، حاکمیت و مقدسات شهر بیت‌المقدس و مسجد مبارک الاقصی، محل عروج پیامبر اکرم(ص) قابل معامله نیست و هر گونه راه حلی که بر ادامه اشغال بخشی از آن تکیه داشته باشد یا حقی از امت را نفی کند، از لحاظ قانونی مردود است و قابل قبول امت نخواهد بود و نشانگر و بیانگر موضع آنان نیست و هیچگونه مسئولیت یا پایبندی را ایجاد نمی‌کند.
کشورهای اسلامی دیدگاه خود را نسبت به وضعیت بیت‌المقدس بطور جداگانه و یا به وسیله اتحادیه‌ها و سازمانهای بین‌المللی و منطقه‌ای ارائه می‌نمایند. کشورهای اسلامی مهمترین فعالیتهای خود را در راستای حمایت از فلسطین و بیت‌المقدس در سازمان ملل و سازمان کنفرانس اسلامی و اتحادیه عرب متمرکز نموده‌اند. اقدامات آنان در این مجامع صرفاً در تهیه قطعنامه‌ها در محکومیت رژیم صهیونیستی می‌باشد، مهمترین تشکیلات گروهی کشورهای اسلامی، سازمان کنفرانس اسلامی است و از آنجا که مسئله فلسطین و وضعیت بیت‌المقدس یکی از مشکلات جهان اسلام می‌باشد از این رو کشورهای اسلامی برای بررسی و رفع این مشکل بصورت گروهی، تدابیر و برنامه‌هایی در نظر گرفته‌اند که در بخش اهداف منشور سازمان کنفرانس اسلامی به شرح ذیل ذکر گردیده است: "مقاصد سازمان کنفرانس اسلامی عبارت خواهد بود از،... هماهنگ ساختن تلاشها برای حفاظت از "مکانهای مقدس". حمایت از مبارزات مردم فلسطین و کمک به آنان برای بازیافتن حقوق و آزادسازی سرزمینشان." در راستای این هدف مراکز زیر در چهارچوب سازمان کنفرانس اسلامی بوجود آمده و به فعالیت پرداختند:کمیته دائمی قدس در مراکش، دفتر اسلامی هماهنگی نظامی با فلسطین، دفتر اسلامی تحریم اسرائیل، کمیته اسلامی نظارت بر تحرکات دشمن صهیونیستی، کمیته شش‌گانه فلسطین، صندوق قدس و اداره قدس در دبیرخانه سازمان کنفرانس اسلامی.در قطعنامه‌های مختلفی که از اولین اجلاس سازمان تاکنون صادر شده، مسئله فلسطین و محکومیت رژیم اشغالگر قدس بیشترین حجم را به خود اختصاص داده است، محتوای این قطعنامه‌ها بطور کلی موضوعات زیر را شامل می‌شود:
ـ تأکید بر استقلال فلسطین و حمایت از حق مردم آن در اعمال حاکمیت بر سرزمینشان
ـ اعلام حمایت از شهر قدس شریف به عنوان پایتخت کشور فلسطین
ـ عنوان‌کردن مسئله فلسطین به عنوان کانون منازعات اعراب و اسرائیل
ـ مشروط کردن حل منازعه اعراب و اسرائیل به عقب‌نشینی بی‌قید و شرط رژیم صهیونیستی از سرزمینهای اشغالی و بلندیهای جولان در سوریه
ـ شناسایی سازمان آزادیبخش فلسطین به عنوان تنها نماینده قانونی مردم فلسطین
ـ حمایت از انتفاضه مردم فلسطین
ـ درخواست از کشورهای عضو برای شرکت در تحریم اقتصادی و نظامی رژیم اشغالگر قدس و وادار نمودن آن رژیم به پیوستن به سازمانهای بین‌المللی مانند آژانس انرژی اتمی و...
ـ ابراز نگرانی نسبت به حمایتهای نظامی آمریکا از رژیم اشغالگر قدس
لازم به ذکر است که جمهوری اسلامی ایران همواره در جلسات سازمان کنفرانس اسلامی بر اتحاد کشورهای اسلامی و استمرار انتفاضه به عنوان راه حل مشکل فلسطین تأکید ورزیده و در مورد پاراگرافهایی که دربرگیرنده تأیید قطعنامه‌های سازمان ملل نظیر 242 و 338 و حتی بندهایی که به شکلی رژیم صهیونیستی را به رسمیت شناخته اعلام موضع نموده است.
ششمین اجلاس وزرای خارجه سازمان کنفرانس اسلامی در جده (ژوئیه 1975) با توجه به اقدامات صهیونیستها در تعرض به بیت‌المقدس و دیگر اماکن مقدسه تحت اشغال، مقرر نمود کمیته‌ای دائمی مرکب از 9 عضو به اضافه دبیر کل سازمان کنفرانس اسلامی تحت عنوان "کمیته قدس" تشکیل گردد. پس از مدتی تعداد اعضای آن به 15 عضو افزایش یافت.پیگیری و اجرای قطعنامه‌های سازمان کنفرانس اسلامی و دیگر مجامع بین‌المللی در رابطه با فلسطین و مبارزه با صهیونیسم اصلی‌ترین وظیفه‌ای بود که این قطعنامه به کمیته محول نمود، همچنین در این قطعنامه تصریح گردیده که اعضای کمیته به مدت 3 سال به صورت قابل تمدید انتخاب می‌شوند، جلسات کمیته به دعوت رئیس با اکثریت اعضا تشکیل می‌گردد و حضور اکثریت برای رسمیت یافتن جلسات الزامیست. کمیته قدس تا سال 1978 مجموعاً هشت اجلاس برگزار نمود؛ جلسه اول (اوت 1975) امان، جلسه دوم (مارس 1976) جدّه،‌ جلسه سوم (دسامبر 1976) امان، و جلسات چهارم (اکتبر 1977)، پنجم (ژانویه 1978)، ششم (مارس 1978)، هفتم (ژوئن 1978) و جلسه هشتم (نوامبر 1978) همگی در جده تشکیل شده‌اند. نهمین جلسه کمیته قدس قرار بود در آوریل 1979 (دو ماه پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران) برگزار گردد اما دهمین اجلاس وزرای خارجه کشورهای اسلامی با تصویب قطعنامه جدیدی به شماره (p ـ 4/10) ریاست کمیته قدس را برای همیشه به ملک حسن پادشاه مراکش واگذار نمود و با ارتقاء سطح آن مقرر نمود که از آن زمان کمیته قدس در سطح وزرای خارجه کشورهای عضو کمیته برگزار گردد. همچنین کمیته موظف گردید که گزارش عملکرد خود را به اجلاس سران کنفرانس اسلامی ارائه دهد.
بدین ترتیب دوره جدید کمیته قدس از سال 1979 آغاز گردید. کمیته مذکور از آن زمان تاکنون 16 اجلاس برگزار نموده است.
اولین آن در ژوئیه 1979 در فاس مراکش و آخرین آن 27 مارس 1997 در رباط مراکش برگزار شده است. جلسات دوره جدید کمیته قدس بدین صورت برگزار شد که، 3ـ 2 ژوئیه 1979 در فاس، 12ـ 11 مارس 1980 در مراکش، سومین اجلاس فوق‌العاده 18ـ 16 اوت 1980 در دارالبیضاء، 24ـ 22 دسامبر 1980 در رباط، 24 ـ 23 آوریل 1981 در فاس، 8 ـ 6 می 1982 در ایفران، 22ـ 21 ژانویه 1983 در مراکش، 30 سپتامبر 1983 در نیوریورک، 20ـ 19 آوریل 1984 در فاس، 5 ژانویه 1988 در ایفران، 7ـ 6 آوریل 1990 در رباط، 16 اکتبر 1990 در رباط، 23 ژانویه 1992 در مراکش، 17 ـ 16 ژانویه 1995 در ایفران و 27 مارس 1997 در رباط.به دنبال مشکلات ایجاد شده بر سر راه به اصطلاح صلح خاورمیانه بر اثر سیاستهای دولت نتانیاهو و ادامه شهرک‌سازی در سرزمینهای اشغالی فلسطین و خصوصاً در قدس شرقی، از چند ماه قبل زمزمه‌های برگزاری اجلاس کمیته قدس مطرح شد. این مسئله در سفر عرفات به مراکش و دیدار با ملک حسن تقاضا شد؛ ولی ظاهراً شرایط برگزاری اجلاس فراهم نبود و بطور رسمی تاریخی از سوی مراکش و ملک حسن به عنوان رئیس کمیته قدس تعیین نگردید. پس از سفر حسنی مبارک به امریکا و سفر 24 ساعته به مراکش در مسیر بازگشت از آن کشور، در تاریخ 24 اسفند 75 از سوی رهبران دو کشور اعلام گردید در 28 ـ 27 آوریل (8 ـ 7 فرودین) شانزدهمین اجلاس کمیته قدس در سطح وزرای خارجه برگزار خواهد شد. و از طرفی "دنیس راس" هماهنگ کننده امریکا در روند به اصطلاح صلح خاورمیانه به مراکش سفر کرد و با ملک حسن دیدار و مذاکره نمود.
وی همچنین در روز شروع اجلاس نیز دیدار دو ساعته‌ای با یاسر عرفات در مراکش انجام داد و پس از آن عازم اسرائیل گردید. هیچ چیز از محتوای مذاکرات مسئول آمریکائی با ملک حسن و عرفات منتشر نشد؛ ولی اعزام فرستاده امریکا در آستانه برگزاری اجلاس و دیدار با ملک حسن به عنوان رئیس کمیته قدس و عرفات رئیس حکومت خودگردان فلسطین و متولی قضیه قدس نشان‌دهنده آخرین توصیه‌های امریکا مبنی بر احتراز از صدور بیانیه شدیداللحن اجلاس علیه اسرائیل و جلوگیری از تصمیمات تند و قاطع احتمالی علیه آن کشور می‌باشد.در شانزدهمین اجلاس کمیته قدس، آقای عزالدین عراقی دبیر کل سازمان کنفرانس اسلامی نیز گزارشی ارائه نمود. وی با اشاره به وتوی امریکا گفت: امت اسلامی باید حمایت خود را برای مقابله با سیاست یهود‌ی‌سازی قدس متمرکز کند و مسئله قدس نیازمند حمایتهای مادی، معنوی، سیاسی و رسمی و مردمی کشورهای اسلامی است. وی همچنین افزود اسرائیل برای پایان دادن به حضور اعراب در قدس شریف سه استراتژی دارد:
ـ جـدا نمـودن شهر قدس از سایر سرزمینهای فلسطین.
ـ سعی در تخلیه قدس از اعراب ساکن آن.
ـ جلوگیری از رشد جمعیت عرب در داخل قدس و اطراف آن.
در پایان شانزدهمین نشست یک روزه کشورهای عضو کمیته قدس، بیانیه‌ای که در آن به دعوت ملک حسن در برگزاری اجلاس فوق جهت بررسی اوضاع خطیر قدس به عنوان اولین مسئله جهان اسلام و اصرار اسرائیل به ادامه سیاستهای خود به منظور یهودی‌کردن قدس اشاره شده است، منتشر نمودند. در این بیانیه 11 ماده‌ای ضمن حمایت از روند صلح خاورمیانه با اجرای تمام موافقتنامه‌های امضا شده، قدس را جزو سرزمینهای اشغالی فلسطین دانسته و خواستار اجرای قطعنامه‌های شورای امنیت در این رابطه شدند و با حمایت و تجدید همبستگی با مردم فلسطین، سیاستهای شهرک سازی‌ و یهودی‌کردن قدس و سایر سرزمینهای عربی و فلسطین اشغالی را محکوم نموده و آن را مخالف موافقتنامه‌ها و قطعنامه‌های بین‌المللی و شورای امنیت دانستند و از اسرائیل خواستار توقف فوری شهر‌ک‌سازی خصوصاً در کوه ابوغنیم، آزادسازی زندانیان فلسطینی و پایان دادن به محاصره اقتصادی فلسطین شدند.مهمترین بند قطعنامه، بند 7 آن می‌باشد که از دولتهای اسلامی و عربی که اقداماتی را به منظور برقراری رابطه با اسرائیل شروع نموده‌اند،‌ خواسته شده است در سیاست خود تجدیدنظر نموده و همچنین خواستار بستن دفاتر ارتباطی اسرائیل در کشورهای اسلامی تا زمانی که آن کشور به قطعنامه‌های سازمان ملل گردن نهد، شدند.در این بیانیه برقرار دادن دارائیهای صندوق قدس در اختیار سازمان آزادیبخش فلسطین تأکید و از واتیکان خواسته‌اند از اقدامات اسرائیل در یهودی‌سازی قدس شریف جلوگیری کند و از دبیر کل سازمان کنفرانس اسلامی خواستار انجام تماسهای ضروری با سازمانهای منطقه‌ای و بین‌المللی به منظور بررسی راهها و امکانات برای حفظ تمدن و فرهنگ مذهبی قدس شده است.
4) دیدگاه امام خمینی نسبت به رژیم صهیونیستی و بیت‌المقدس
مسئله فلسطین بازتابهای متعدد و گسترده‌ای را در سراسر جهان تاکنون به دنبال داشته و یکی از واکنشهای مهم در قبال این رویداد، برخوردی است که از جانب روحانیت اسلام و مخصوصاً علمای شیعه صورت پذیرفت و بدون هیچ تغییری، در طول هفتاد سال گذشته ادامه یافته است. حال با توجه به ویژگیهای خاص ظلم‌ستیزی روحانیت باید بدانیم که این طبقه از اندیشمندان مسلمان اصولاً با مسائلی چون موضوع فلسطین و نفوذ صهیونیستها چه برخوردی را می‌نمودند و مقابله با آن را به چه قسمی لازم می‌شمردند. یکی از روحانیون گمنام ایران به نام محمدحسن بن محمدابراهیم گیلانی که با حادثه‌ای مشابه قضایای فلسطین در عهد خود مواجه شده بود، حکم واجب را برای مقابله با این خطر یکی از اقسام جهاد بیان داشته، وجوبش را چنین متذکر می‌شود:دوم جهاد در صورت هجوم اهل شرک و ضلالت است بر بلاد مسلمانان به نوعی که خایف باشند اهل بلاد از غلبه و استیلای اهل کفر بر بُلدان، یا اگر چه قلیل شد اخذ مال ایشان و این نوع جهاد واجب است بر کافة مسلمانان که قادر باشند بر جهاد... و این جهاد در غیبت و حضور امام ـ علیه السلام ـ بی‌تفاوت رواست.شیخ محمدرضا همدانی از علمای عصر ناصری نیز در رساله‌ای به نام ترغیب المسلمین الی دفاع المشرکین، طی حکم صریحی در برابر چنین هجوم و صدمه‌ای می‌نویسد:جهاد که غرض حفظ بیضة اسلام و انتظام امر معاش و معاد أنام است، مادام که غرض صورت نیافته، امر به جهاد باقی است.
مطالعة تاریخ معاصر جنبشهای شیعی روشن می‌سازد که همین طبقة روحانیت در سخت‌ترین شرایط و هنگامی که شداید از هر سو اساس و بنیان جامعة اسلامی را در معرض آفات و حوادث قرار می‌داد، نه تنها در کسوت راهبری جهاد در می‌آمدند، بلکه با ژرف‌اندیشی و دقت نظر به سرعت مطامع استعماری یا اهداف دراز مدت بیگانگان را شناسایی کرده، مانع از وصول ایشان به مقصد غایی خود می‌شدند. برای مثال، وقتی که در عراق قوای انگلیسی به مبارزه با مردم برخاستند و کوشیدند تا قیام ملت عراق را از مجرای طبیعی خود منحرف سازند و شرایط دشوار و خفقان‌آوری را پدید آورند. این انقلاب شیعیان عراق به رهبری روحانیون بود که ایشان را ناامید و محکوم به شکست کرد. یکی از علمای نجف که در سالهای جنگ جهانی اول شاهد قیام شیعیان نجف بوده و حوادث را به دقت ثبت کرده، در بخشی از خاطرات روزانه‌اش درباره علل قیام و جهاد شیعیان می‌نویسد:
بعضی دیگر را اعتقاد بر این باشد که محض عرق اسلامی و حمیّت اسلامیت بوده [که] نتوانسته ببیند که بلدة مقدسة نجف که مرکز روحانیت و دیانت و قبة اسلام [و] چشم و چراغ اسلامیان است در تحت فرمانروایی صلیبیان حکمران و آمر بر این بقعة مقدسه که مطاف ارواح مقدسة انبیاء و اولیاء و ملائکه مقربین و محبط رحمت و فیوضات حضرت احدیت بوده... بیرق تثلیث بالا سر جقة توحید کوبیده شود.روحانیت شیعه با اتکا به چنین پشتوانه‌‌هایی و با توجه به وظیفه شرعی خود در خصوص قضیه فلسطین، از همان ابتدا حرکتی را آغاز کردند که دقت در اهداف و مواضع نخستین این رهبران دینی و مقایسة آنها با آمال امروزی ایشان، ما را مطمئن می‌سازد که روحانیون شیعه به واقع از جمله سرسخت‌ترین و سازش ناپذیرترین مجموعه‌ای بوده‌اند که در برابر خطر صهیونیسم بدون هیچگونه تأمل و مسامحه‌ای از خود واکنش نشان داده‌اند. مرحوم آقا محمد حسن آل کاشف‌الغطاء، اعلم علمای نجف در پاسخ به استفتای محمد صبری عابدین، آموزگار حرم شریف قدس، مطابق اسناد موجود فتوایی را به این مضمون انتشار می‌دهد:
جل شأنه می‌فرماید و کذلک اخذ رب اذا اخذ القری و هی ظلمة ان اخذه الیم شدید. چه ظلمی از این بالاتر می‌باشد که انسان حقوق رفتگان و احفاد خود را از بین ببرد و پایمال نماید و بلکه می توان گفت چه ظلمی از این بالاتر است که انسان حق مقدسات و دین خود را پایمال کرده و از عظمت نوامیس و قرآن خود بکاهد.او سپس با اشاره به فروش اراضی فلسطین و حکم شرعی افرادی که در این گونه معاملات دسته داشته‌اند، چنین اظهار نظر می‌کند:... آیا بعد از این همه یقین ندارند که این فروش، جنگ با اسلام می‌باشد؟ آیا کسی شک دارد که این فروش یا همراهی در فروش یا کوشش و دلالی با رضایت در این کارها جنگ با خدا و پیغمبر(ص) او، پایمال نمودن دین اسلام است؟... آنها را از دین و حوزه اسلام خارج و جزء کفار بشمارید و در تمام کارها از آنها دوری کرده و با آنها ازدواج ننموده و با آنها معاشرت نکرده و همچنین خرید و فروش و سلام و علیک و رفت و آمد و گفت و شنید با‌ آنها ننموده و به علاوه مرده‌های آنها را مشایعت نکرده و در قبرستانهای مسلمانان هم دفن ننمایند. اسامی آنها را بایستی در تمام مجامع "نوادی" و روزنامه‌ها و مجله‌ها به اسم خارج‌شدگان از دین معرفی کرده و اسم ببرید.
موضوع مخالفت علما با طرح تقسیم فلسطین در جامعه ملل شاید به واقع گام آغازین رویارویی علمای جهان اسلام و غرب بود که پرچم آن را روحانیت شیعه ایرانی مقیم عراق بلند نمود. این جماعت با فراخوان سایر علمای اسلامی، این مهم را بی‌واهمه و هراس چنین به فعلیت در آورند:آقایان هبةالدین شهرستانی و سید محمدمهدی صدر، سید محمدمهدی اصفهانی و سید محمدمهدی خراسانی که از علمای ایرانی ساکن بغداد و کاظمین هستند و شیخ راضی آل یاسین که از علمای شیعه عرب است با یوسف عطا مفتی بغداد و حبیب العبیدی مفتی موصل و ابراهیم راوی که هر سه از علمای درجة اول موصل و بغداد هستند، تلگرافی به مضمون ذیل به جامعة ملل و وزارت خارجة انگلیس مخابره نموده‌اند:این جانبان که نمایندگان روحانی مذاهب اسلامی هستیم، از قرار کمیسیون سلطنتی راجع به تقسیم فلسطین که یک کشور اسلامی و عربی عزیزی است اظهار عدم رضایت نموده و نسبت به آن اعتراض و آن را یک ضربتی به قلب اسلام و عرب می‌دانیم.آیت‌الله سیدابوالحسن اصفهانی طی یادداشتی برای سفارت دولت ایران در بغداد اظهار امیدواری می‌کند که دولت ایران در جامعه ملل از همه گونه تلاش برای دستیابی ملت فلسطین به حقوق حقة خویش فروگذاری ننماید. علامه کاشف الغطاء در اقدامی همسو با فعالیت آقای سیدابوالحسن اصفهانی، پادشاه وقت عراق ملک غازی را مورد همین گونه خطاب قرار داده است. سفارت ایران در بغداد این حرکت را اینگونه تشریح می‌کند:علمای عرب شیعة نجف مجدداً تلگرافهایی به ملک غازی و کمیسر عالی فلسطین مخابره نموده و از مظالم انگلیس در فلسطین دادخواهی کرده‌اند.
آقای شیخ محمد حسین کاشف الغطاء که از مشاهیر علمای عرب در نجف می‌باشد نیز تلگرافی به کمیسر عالی انگلیس و کمیسیون فنی انگلیس مخابره نموده و اضافه کرده است که مردم از علما فتوای جهاد خواسته‌اند...یکی از جراید بغداد هم خبری را درج می‌کند که نشان‌دهندة‌ روحیه مبارزاتی و خدشه‌ناپذیر روحانیون است. بر اساس خبرالنهار بغداد،‌ علمای اسلامی در 25/3/1317 با اجتماع "در تحت قبة حضرت امیر(ع) در نجف تجمع نموده، در باب صدور حکم جهاد مذاکراتی نموده و حکم مزبور به امضای همة آقایان علما صادر خواهد شد و ریاست جلسه مزبور هم با آقای کاشف الغطاء خواهد بود." روحانیون شیعه برای بررسی این موضوع از علمای سوریه، لبنان، اردن، مصر، یمن، امارت‌نشینهای خلیج فارس، ترکیه،‌ افغانستان و ایران دعوت کرده‌اند که در این اجلاس حضور یابند. علامه کاشف الغطاء سپس خود رأساً حکم جهاد را صادر کرد:... ای اسلام و ای عرب، بلکه ای برادری و یا اینکه ای بشر، وضعیتی که فلسطین سر بریده به آن رسیده است به نظر همه مشهود عیانی شده و چنان که گفته‌ایم باز هم می‌گوییم که قضیه فلسطین قضیة بالاختصاص خود فلسطین نبوده... ای عرب ای مسلمین ای بشر یا ای مردم، جهاد در فلسطین بر هر انسان واجب شده، نه بر عرب و مسلمین تنها... این است دعوت و ندای عمومی این جانب که به عرب و اسلام می‌فرستم. خدا گواه است که بنده دهة ششمی را از عمر تجاوز کردم و اگر ازدحام و ازدیاد انواع علل رنجوری بر این استخوانهای پوسیده‌ام حمله نمی‌آوردند، اول شخصی بودم که به این دعوت لبیک می‌گفتم...
محمدالحسین آل کاشف الغطاء
او سپس در فتوایی دیگر به تقسیم‌بندی کشورهای جهان اسلام می‌پردازد که باید در این جهاد نقش ایفا نمایند. به زعم علامه، نخستین کشوری که باید رایت جهاد را بردارد، اردن هاشمی است که زعمای آن ادعای سیادت می‌نمایند و پس از آن، حجاز است که به دلیل پرتوافکنی خورشید اسلام باید قدم در این راه بگذارد. آنگاه مصر و سوریه را مورد خطاب قرار داده، آنها را به دلیل همجواری ذی‌ حق می‌شمارد و سپس می‌گوید:می‌گویند چهارصد میلیون مسلمان در کرة زمین موجود است. چطور می‌شد اگر ده یک این عده از راه غیرت اقدام نموده، برای ادای وظیفة خویش نسبت به فلسطین، و به یاری مجاهدین آن ملحق می‌شدند؟ البته گره فلسطین گشوده می‌شد، اشکال آن خاتمه می‌پذیرفت... به خدا قسم که از مرحله خیلی دور افتادیم و پرت گشتیم و هنوز آنچه را که باید بیان نکردیم... کنگره‌ها منعقد و مقررات آن تقدیم می‌شود و هیئتها برای لندن مسافرت می‌کند با همة اینها قشون انگلیس شکم زنهای آبستن را در فلسطین سفره می‌کند، بی‌گناهان را بی‌جان و خونهای پاک را روان می‌سازد و با تمام شدت به تبهکاریهای بزرگ خود ادامه می‌دهد و حجاز و اردن همبا چشم و گوش همه چیز را می‌بینند و می‌شنود، با وجود این با کمال تفریح رفت و آمد دارند. حتی دو بز آنها از جای خود نجنبیدند. ای کاش به این هم اکتفا و شرّ خود را از سر فلسطین کوتاه می‌کردند و با ستمکاران مساعدت و همراهی نمی‌نمودند. ولی عموم مسلمانان در اقطار زمین چیزی که دارند اعتراض هست، هیاهو، نطق، مقاله‌نویسی، شعرگویی و بعضی مساعدتهای مادی بسیار کم که حال یک قطرة آب بر سنگ را دارد و حال آنکه خیلی از مسلمانان دارای هزاران بلکه میلیونها لیره هستند. آیا هیچ شنیده شد یکی از آنها با هزار لیرة استرلینگ کمکی کرده باشد، چنانکه یهودیان که عده‌شان کمتر و طبعشان پست‌تر است می‌کنند؟
این جملات که اینکه قریب به شصت سال از تحریرش گذشته و نمایانگر روح حاکم بر روحانیت شیعه است، اگر منصفانه مورد قضاوت قرار گیرد، بیانگر درد اصلی جهان اسلام بوده و هست. دردی که اگر چه بیمار مبتلا به آن تاکنون تاوان سنگینی را برای تسکینش پرداخته، اما حاضر نشده به درمان اساسی خود برخیزد. علامه کاشف‌الغطاء در پایان اعلامیة خود با رشادت جملاتی را می‌نویسد که به واقع زیبندة او است. او که درد اصلی جهان اسلام را یافته، این صراحت را دارد که حقایق را هرچند تلخ و ناگوار بیان کند تا شاید مسلمانان به خود آیند و سر از خواب غفلت بردارند. کلام او در این باب چنین است:با وجود همه اینها، کاش مسلمانان به حق اعتراف کنند و حقیقت را پاک و پوست‌کنده اظهار نمایند. آن حقیقت این است که بلیة مسلمانان از خود مسلمانان و از بلیة صهیونی و انگلیس خیلی بزرگتر می‌باشد. این حقایق آشکار را هرکس می‌داند و جز شاگرد کوچک دبستان کسی آن را ابراز نمی‌نماید. در نجف اشرف، مدرسة کاشف الغطاء، محمدحسین آل کاشف الغطاء، شماره 8 ، مورخه 24 شوال 1357 برابر 18/12/1938
امام خمینی در اوج قدرت نظام ستم‌شاهی، افشاگر روابط پنهان رژیم شاه و اسرائیل بود و مقابله با خطر اسرائیل برای جهان اسلام را بسیار جدی و پیگیرانه دنبال می‌کرد. امام خمینی یکی از اولین مراجع تقلید و پیشوای بزرگ مذهبی بود که مجوز حمایت از مبارزان فلسطینی از محل وجوهات شرعی و زکوات و صدقات را صادر نمودند و در جریان جنایت رژیم اشغالگر قدس در به آتش کشیدن مسجدالاقصی، برخلاف مشی دیگران که بازسازی مسجد را وجهه همت خود قرار داده بودند، با دوراندیشی تمام بر حفظ آثار جنایت اسرائیل به عنوان عاملی سمبلیک در جهت تحریک و تشویق مسلمین علیه موجودیت مسبب اصلی جنایت یعنی رژیم اشغالگر تأکید می‌نمود. ایشان از همان آغاز وجهه اسلامی و بعد اعتقادی مبارزه با اسرائیل را کارسازترین روش برای بسیج ملت مظلوم فلسطین و جلب حمایت امت اسلام از آنان معرفی نمود و اتخاذ مشی‌های دیگری همچون تکیه بر قومیت عربی و نگرش‌های ناسیونالیستی و دیگر ایدئولوژیهای وارداتی و غیراسلامی را انحراف در مسیر مبارزه برای آزادی قدس می‌دانست.ایشان به مشکلات درونی جهان اسلام و از جمله ضعف و ناتوانی یا وابستگی بعضی از سران کشورهای اسلامی وقوف کامل داشت و لذا بر آگاهی و شعور عمومی جهان اسلام منبعث از اصول اعتقادی و مشترکات ایمانی و فرهنگی امت و پرهیز از اختلافات فرقه‌ای تأکید می‌نمود و سران دولتهای اسلامی را به متابعت از این جریان فرامی‌خواند و معتقد بود که دولتها تا آنجا که با این شعور و خواست عمومی مسلمین و همراه باشند، شأن رهبری و مسئولیت هدایت مبارزه را عهده‌دار خواهند بود و الاّ ملتهای مسلمان می‌بایست با آنان همان کنند که ملت مسلمان ایران با شاه کرد.با توجه به مقدمه‌ای که مذکور افتاد و با عنایت به آنچه در فصول قبلی به آن پرداختیم و با نگاهی به اوضاع کنونی مسئله فلسطین بطور اعم و وضعیت بیت‌المقدس بطور اخص و اقدامات انجام یافته در صحنه فلسطین و صف‌بندی نیروها از طرفی و حمایت استکبار از رژیم اشغالگر قدس وضعیت به گونه‌ای شده است که تحقیق،‌ نطق و نگارش پیرامون موضوعی چون صهیونیسم،‌ در بسیاری از نقاط جهان، به مثابه تجاوز به حریم ممنوعه‌ای است که جزایی چون تهدید، ترور،‌ محاکمه و حتی مرگ به دنبال دارد. قضیه محاکمه پروفسور روژه گارودی از محققین، متفکرین و نویسندگان بسیار معروف مغرب زمین که در صفحه اول کتاب خود تحت عنوان "پرونده اسرائیل و صهیونیسم سیاسی" می‌نویسد: ما به حریم یک موضوع ممنوع تجاوز می‌کنیم و آن صهیونیسم و دولت اسرائیل است، که این خود شاهدی بر مدعا می‌باشد. ایشان در ادامه می‌نویسد، اگر تحلیل صهیونیسم را مطرح کنیم از محدوده ادبیات به حوزه قضایی منتقل می‌شویم... انتقاد اساسی از دولت اسرائیل (و تأکید می‌کنم که انتقاد اساسی و بنیادی یعنی تحلیل و تشریح منطق درونی دولتی متکی بر اساس و اصول صهیونیسم سیاسی) بلافاصله به قیمت نازی قلمداد شدن، تمام می‌شود و تهدید به مرگها را به سویتان سرازیر می‌کند."
این واقعیت را نه فقط بسیاری از نویسندگان و پژوهشگران بزرگ در محافل خصوصی و عمومی و حتی مکتوبات خویش اظهار و اعتراف داشته و از آن شکوه نموده‌اند، که بسیاری از مردم نقاط مختلف جهان نیز شاهد این قبیل تهدیدها، ترورها، محاکمات و قتل‌ها بوده‌اند. حاکمیت چنین منطقی در شماری از دول جهانی بویژه محافل اروپایی و جهان غرب، نه فقط نشانگر نفوذ و سلطه صهیونیسم بر مجامع و مناطق فوق‌الذکر، که بیش از آن نمایانگر وحشت صهیونیستها از افشای چهره اصلی و ماهیت درونی‌شان می‌باشد. در چنین عصری و اینچنین فضایی تنها افرادی جرأت و شهامت مصاف با سلطه‌گران صهیونیست و اقطاب و ایادی این پدیده سرطانی را خواهند داشت که قلبی سرشار از ایمان و ره‌توشه‌ای خالص از اسلام ناب محمدی(ص) داشته و متکی به سنگری محکم و دژی تسخیرناپذیر چون قرآن و عترت باشند. اگر قضاوت را به عهده انصاف وانهیم و در صدد معرفی و انتخاب چنین چهره یا چهره‌هایی برآئیم، بی‌تردید، حضرت امام خمینی را باید بزرگ پرچمدار این روشنگری و در نهایت ستیز قهرمانانه، بویژه در این برهه از تاریخ برشمرد.
در سرتاسر بیانات و مکتوبات این پیشوای بزرگ مسلمین جهان، صهیونیسم به عنوان پلیدترین پدیده سیاسی و منفورترین عبارت معرفی می‌شود، آن هم نه در فضای جمهوری اسلامی و یا انقلاب، که در سخت‌ترین دوران سیاه اختناق و استبداد شاهنشاهی، یعنی از همان آغاز علنی شدن مبارزات ایشان در سال 1341 شمسی.به بیانی دیگر،‌ زمانی که ایادی صهیونیسم در ایران حکمفرمایی می‌کردند، زمانی که سازمان "ساواک" به عنوان یکی از مخوف‌ترین تشکیلات زیرزمینی و پلیسی تحت هدایت و آموزش کارشناسان صهیونیست قرار داشت، زمانی که بازار و اقتصاد ایران تحت قبضه صهیونیستها بود، هنگامی که رادیو، تلویزیون و دیگر رسانه‌های گروهی را صهیونیستها اداره می‌کردند و خلاصه زمانی که صهیونیسم در هرم قدرت ایران قرار داشت و مشی سیاسی، فرهنگی، اقتصادی،‌ آموزشی، نظامی و... را در نظام منحوس پهلوی تبیین و ترسیم و تعیین می‌نمود، و نه فقط در ایران شاهنشاهی که، در تبعید در عراق نیز این سلاله رسول‌الله(ص)، با کمال شجاعت و شهامت و هشیاری، نوک پیکان مبارزه مقدس خویش را علیه صهیونیسم جهانی نشانه گرفته و این پدیده خطرناک را سرمنشأ تمامی فساد و جنایات، در بسیاری از بلاد عالم از جمله ایران شاهنشاهی معرفی می‌نمود:"هدف اجانب قرآن و روحانیت است... ما باید به نفع یهود، آمریکا و فلسطین هتک شویم و زندان برویم. معدوم گردیم. فدای اغراض شوم اجانب شویم.""اینجانب به حسب وظیفه شرعیه به ملت ایران و مسلمین جهان اعلام خطر می‌کنم. قرآن کریم و اسلام در معرض خطر است. استقلال مملکت و اقتصاد آن تحت قبضه صهیونیستها است.""این ماده فساد که در قلب ممالک اسلامی با پشتیبانی دول بزرگ جایگزین شده است و ریشه‌های فسادش هر روز ممالک اسلامی را تهدید می‌کند باید با همت ممالک اسلامی و ملل بزرگ اسلام ریشه‌کن شود."حضرت امام خمینی در طول دوران سخت تبعید و نیز پس از پیروزی انقلاب اسلامی،‌ همچنان در عزم خویش برای مبارزه با صهیونیسم پایدار مانده و خطر این پدپده پلید را به ملل آزاد جهان گوشزد می‌نمود:"من نزدیک به بیست سال است که خطر صهیونیسم بین‌الملل را گوشزد نموده‌ام و امروز خطر آن را برای تمامی انقلابات آزادی‌بخش جهان و انقلاب اصیل اسلامی ایران نه تنها کمتر از گذشته نمی‌دانم که امروز این زالوهای جهانخوار با فنون مختلف برای شکست مستضعفان جهان قیام و اقدام نموده‌اند. ملت ما و ملل آزاد جهان باید در مقابل این دسیسه‌های خطرناک با شجاعت و آگاهی ایستادگی نمایند." "من همانگونه که بارها و در سالهای گذشته، قبل و بعد از انقلاب هشدار داده‌ام مجدداً خطر فراگیری غدة چرکین و سرطانی صهیونیسم را در کالبد کشورهای گوشزد می‌کنم."          ادامه دارد ...
 

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات