عدم اصطکاک مرزی بین ایران و عراق تابع معادلات جنگ سرد بود
وزیر دفاع سابق کشورمان درباره چگونگی و چرایی آغاز جنگ تحمیلی به خبرنگار ایسنا گفت:« قبل از پیروزی انقلاب هم درگیریهای مرزی بین ایران و عراق در جنوب و مناطق میانی و شمال غرب وجود داشت که به انعقاد قرارداد 1975 الجزایر منجر شد؛ البته بعد از آن زمان باز هم ناامنی و درگیری مرزی وجود داشت.»امیر دریابان علی شمخانی با بیان این که عدم اصطکاک مرزی بین ایران و عراق تابع معادلات جنگ سرد بود، تصریح کرد:« یعنی یک جهان دو قطبی وجود داشت که یک قطب آن اتحادیه جماهیر شوروی و قطب دیگر ایالات متحده آمریکا بود و دو کشور عراق و ایران هر کدام وابسته به یکی از این قطبها بودند؛ گرچه پیروزی انقلاب اسلامی ایران، ایران را از مدار قطب ایالات متحده آمریکا خارج کرد.» وی خروج ایران از مدار قطب آمریکا را فرصتی برای عراق دانست و گفت:« این یک فرصت بود برای عراقی که هم عضو قطب اتحادیه جماهیر شوروی بود و هم با توجه به این که ایران از معادلات قدرت منطقهای آمریکا خارج شده بود، قطب زیان دیده ناشی از پیروزی انقلاب، فرصت این را پیدا کرد تا از مقدورات و امکانات مزدوری صدام استفاده کند؛ از این رو معادله درگیریهای مرزی، از حد اصطکاک و درگیری مرزی به یک جنگ تمارعیار تبدیل شد و استقلال ناشی از انقلاب را مورد هجوم قرار داد.»
پیام انقلاب پیامی متفاوت از وابستگی در چرخه قدرت جهانی بود
رییس مرکز تحقیقات راهبردی دفاعی با اشاره به فاصله زمانی بین پیروزی انقلاب اسلامی و آغاز جنگ افزود:« فاصله حدود دو ساله 22 بهمن 57 تا 31 شهریور سال 59 زمانی است که عراق احساس کرد فرصتی برایش وجود دارد و به انباشت قدرت پرداخت؛ در حالی که ایران با مفاهیم جدیدی که نوعا داخلی و ذاتی بود خود را اداره میکرد. بدین ترتیب عراق فرصت تولید قدرت را پیدا و احساس کرد ایران از پشتوانه قدرتی خارج شده است.»شمخانی با بیان این که پیام انقلاب پیامی متفاوت از وابستگی در چرخه قدرت جهانی بود، تصریح کرد:« پیام دینمدارانه و ظلمستیز انقلاب اسلامی ایران به نوعی همبستگی اقمار قدرت جهانی علیه انقلاب ایران ایجاد کرده بود؛ بنابراین عراق از سه فرصت «خروج ایران از معادله قدرت جنگ سرد»، «استفاده از هم محور بودن با قطب شرقی نظام دوقطبی و معرفی خود به عنوان مدافع جبهه شرقی اعراب در قبال پیام انقلاب ایران» و « استفاده از فرصت عناد و دشمنی ایالات متحده آمریکا با انقلاب ایران، به دلیل خروج از معادله قدرت او»، استفاده و در یک فاصله تقریبا دو ساله خود را آماده حمله و تجاوز به ایران کرد.»
اهداف سهگانه عراق از آغاز جنگ با ایران
وی در ادامه به اهداف عراق از جنگ با ایران اشاره کرد و با بیان این که اگر عراق قبل از جنگ به اهداف خود میرسید شاید جنگ صورت نمیگرفت، خاطرنشان کرد:« اهداف سهگانه عراق از تحمیل جنگ این بود که احساس میکرد چون قرارداد 75 در نظام دو قطبی تنظیم شده، او مغمون شده است. دوم این که ادعای سرزمینی نسبت به خوزستان داشت و سوم این که پیروزی انقلاب ایران را مانع حفظ و تداوم رفتار سلطهگرانه خود در درون عراق و در محور عربی و منطقهای میدید.»وزیر دفاع سابق کشور اضافه کرد:« عراق با اقدامات تاکتیکی نظیر ایجاد برخی ناآرامیهای داخلی، حمایت از کودتا و ارتباط با کودتاچیان و فشارهای مختلف به ایران سعی کرد به یکی از اهداف خود برسد؛ اما نرسید و همزمان با این اقدامات قدرت خود را سازمان داد و وقتی احساس کرد توان نظامیاش معادل اهداف در نظر گرفته شده خودش است، جنگ را آغاز کرد.»شمخانی سه هدف حداقلی، حد وسطی و حداکثری را برای عراق در آغاز جنگ برشمرد و گفت:« عراق جنگ را با هدف حداقلی لغو قرارداد 75، حد وسط انفکاک خوزستان و حداکثری براندازی نظام جمهوری اسلامی ایران شروع کرد و با هر یک از این اهداف دنبال یک راه حل عمده بود و آن راه حل نیز این بود که تنگنای ژئوپولیتیکی خود یعنی عدم ارتباط با دریای آزاد را به شکل گسترده حل کند؛ چرا که عراق خود را در کنج منطقه و بیارتباط با دریای آزاد میدید. حد ارتباط این کشور "خور عبدالله" بود که آن را به خلیج فارس و بعد هم به دریای عمان وصل میکرد و محیط بسیار تنگ و کوچکی نسبت به اهداف بلند پروازانه عراق محسوب میشد.»
جنگ با عراق پیش از آغاز جنگ تحمیلی در خوزستان شروع شده بود
فرمانده سپاه خوزستان در ابتدای انقلاب و زمان جنگ، همچنین در پاسخ به این پرسش که آیا قبل از آغاز جنگ پیشبینی میکردید، درگیری گسترده نظامی شکل بگیرد؟ اظهار کرد:« جنگ با عراق پیش از آغاز جنگ تحمیلی در خوزستان شروع شده بود. نوار مرزیای که ما در اختیار داشتیم از "چنگوله" تا "راسالبیشه" بود و این منطقه عملیاتی سپاه خوزستان بود. پیش از آغاز جنگ ما با دو بحران امنیتی مواجه بودیم؛ یکی بحران داخلی که محدود بود و توسط عراق سازماندهی و ازسوی مدیران محلی ایران برای یکسری اهداف منفی در آن زمان عمدهنمایی میشد و دیگری اقدامات مرزی و شهری همراه با انفجار، ترور، کمین و گشتیرزمیهای عراقی در مرز ؛ لذا جنگ قبل از 31 شهریور از سوی عراق در عمق استان خوزستان و نوار مرزی جاری بود و ما با این گونه تحرکات بیگانه نبودیم.»وی با طرح این پرسش که آیا تلقی ما از جنگ، در آغاز معادل اصل جنگ بود؟ پاسخ داد:« نه؛ ما چنین تلقیای از جنگ نداشتیم؛ چرا که نه مراحل آکادمیک را طی کرده بودیم، نه به دلیل شرایط سنیای که داشتیم تجربه عینی از جنگ داشتیم، ولی مسیر گام به گام شورشهای داخلی و تحرکات مرزی عراق ما را آماده کرد تا با یک ذخیره و اندوخته به مرحله سوم یعنی جنگ تمامعیار وارد شویم؛ البته این ذخیره اصلا معادل ظرفیتی نبود که در طرف مقابل ساخته شده بود.»
جنگ تعریفی از ایران در منطقه کرد که امروز قسمتی از قدرت ایران است
شمخانی در ادامه درباره اثرات جنگ در زمینههای مختلف سیاسی، فرهنگی و اقتصادی اظهار کرد:« اثرات جنگ در مخاطبان مختلف، متفاوت است. جنگ تعریفی از ایران در منطقه کرد که این تعریف امروز قسمتی از قدرت ایران به حساب میآید.»رییس مرکز تحقیقات راهبردی دفاعی خاطرنشان کرد:« چگونگی جنگیدن ایرانیان، مقابله با رژیمی که در هنگام ساقط شدن 28 کشور به او حمله کردند و دارای سلاح غیرمتعارف بود و این که ایران بدون پشتوانه منطقهای و جهانی برای اولین بار توانست اجازه ندهد خصم ذرهای از پیروزی را مزه مزه کند، تعریفی از قدرت ایرانیان و اسلام در منطقه بیان کرد که استحکام قدرت دفاعی را در اذهان جا انداخت که ثمره بسیار گرانبهایی است و باید از آن پاسداری کرد و دیگر نباید تجربهای غیر از این تجربه در تاریخ رزم ایرانیان ثبت شود که انشاءالله اینگونه خواهد بود.»وی ادامه داد:« بخش دوم تاثیرات جنگ مربوط به بخش نیروهای مسلح است. تجربه جنگ از نیروی مسلح، توانمندی و قدرتی را در ابعاد مختلف ساختار، سازمان، تولید و صنعت ایجاد کرد که ناشی از فرصت جنگ است و اگر ایران آن تجربه را نمیداشت نمیتوانست وضعیت فعلی از نظر قدرت، استحکام و خوداتکایی نیروهای مسلح را رقم بزند.»
روند پیشرفت و بازسازی شهرهای درگیر در جنگ تحمیلی کند و غیرطبیعی است
وزیر سابق دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح به تاثیرات اقتصادی جنگ نیز اشاره کرد و گفت:« بخش سوم تاثیرات جنگ در طول هشت سال دفاع مقدس، تاثیر آن بر اقتصاد ایران و به ویژه در مناطق درگیری است. هشت سال منابع مالی و نیز منابع زبده انسانی ما که شور انقلابی داشتند درگیر مسائل جنگِ ناخواسته و تحمیلی شدند و ایران از حرکت توسعهای خود به شکل عمومی باز ماند.»شمخانی تصریح کرد:« به شکل خاص، مناطق درگیر در جنگ ضمن این که هشت سال توسعه را از دست دادند، تخریب و انهدام منطقهای هم پیدا کردند. پس از هشت سال دفاع مقدس هم به دلیل این که از حلقه توسعه خارج شده بودند عقبماندگی مضاعفی بر آنها حاکم شد؛ از این رو هنوز آثار آن تخریب، هم در نظام اقتصادی منطقه مورد نظر و هم در شکل و شمایل شهرهای درگیر زمان جنگ، متاسفانه حاکم است.»وی با بیان این که حیات اقتصادی آبادان و خرمشهر هنوز هم طبیعی نیست، روند پیشرفت و بازسازی شهرهای درگیر در جنگ تحمیلی را کند و غیرطبیعی توصیف کرد و افزود:« مسئولان محلی و ثابت آن دیار در اینباره دارای مسئولیت هستند.»شمخانی با اشاره به گذشت حدود 20 سال از پایان جنگ تاکید کرد:« زمان 20 سال فرصت خوبی بود تا با بسیج امکانات ملی، مسیر اقتصادی آبادان، خرمشهر، اهواز، هویزه، سوسنگرد، هور و امثالهم به مسیر عادی که مسیر قبل از انقلاب آنها بود، برگردد؛ ولی متاسفانه تنها این وضعیت حاکم نیست، بلکه امروز نه فقط آبادان و خرمشهر که حتی وقتی وارد اهواز میشویم، آثار جنگ و توسعهنیافتگی را میبینیم.»
رییس مرکز تحقیقات راهبری دفاعی ادامه داد:« من بیشتر از نگاه ملی، که حتما موثر است، نگاه استانی را در این وضعیت مقصر میبینم. تعداد استاندارهای عوض شده در استان خوزستان از زمان پایان جنگ تا به حال بهترین سند بر فقدان ثبات مدیریتی، اختلاف، پرداختن به فرعیات و تمرکزنکردن بر نقاط اصلی است و همه اینها به وضعیتی منجر شده که متاسفانه در خوزستان وجود دارد و به طور قطع مردم خوزستان به ویژه شهرهای جنگزده از این وضعیت راضی نیستند.»وی با بیان این که در حال حاضر چرخه اقتصادی در استان خوزستان چرخه کاملی نیست، اظهار کرد:« غیر از شکل و شمایل نشاندهنده نبود توسعه شهری، اصولا در حال حاضر چرخه اقتصادی در استان خوزستان یک چرخه و دایره کامل نیست؛ نه انباشت ثروتی صورت میگیرد، نه رسوب سرمایهگذاریای، و در توسعههای ملی هم که در سطح استان خوزستان صورت میگیرد، متاسفانه کمتر اثرات مثبت رفاهی به درون جامعه تزریق میشود و بیشتر عواقب و پیامدهای محیط زیستی و تورم به درون استان تزریق میکند.»وزیر سابق دفاع کشورمان در تشریح این بحث گفت: « مثلا در استان خوزستان در دو سه سال گذشته اعلام شد قرار است شرکتها به مناطق بومی منتقل شوند؛ شرکتی منتقل نشد، ولی قیمت زمین و مسکن به شدت بالا رفت و به شدت معضلات اقتصادی آن منطقه را برای مردم و به ویژه اقشار آسیبپذیر دوچندان کرد. البته همانطور که اشاره کردم مشکلات خوزستان از جنگ و پس از آن تاکنون شکل گرفته و منظور من گسترهی زمانی به این وسعت بود.»
بیان واقعیت به زیباترین لسان، یکی از عوامل پایداری است
شمخانی در بخش دیگری از گفتوگو با خبرنگار ایسنا به انتقادات اخیر خود نسبت به برخی راویان و همچنین درباره غلوگویی و تحریف در فرهنگ دفاع مقدس گفت:« من در این موضوع یک ایده ثابت دارم و این ایده ثابت هم مربوط به امروز نیست، بلکه در طول دفاع مقدس هم آن را بیان کردهام؛ یعنی اگر به سال دوم – سوم جنگ مراجعه کنیم از همان زمان به این پدیده پرداختهام.»رییس مرکز تحقیقات راهبردی دفاعی برداشت خود درباره این موضوع را برداشتی از قرآن عنوان کرد و افزود:« به دلیل شدت علاقهای که به سوره یوسف دارم، همیشه این احساس را داشتهام که معنای مادی "انا نحن الذکر و انا له لحافظون" چیست. منهای اراده و مشیت الهی در حفظ قرآن از جلوگیری از تحریف، قرآن دو خصلت دارد که آن را پایدار نگه میدارد؛ یکی این که قرآن کتمان حقیقت نمیکند و واقعیت را همان طور که هست بیان میکند و دوم این که به شیواترین و بلیغترین ابزار هنری، یعنی زبان و با مترقیترین شکل آن را بیان میکند.»وی با بیان این که بیان واقعیت به زیباترین لسان، یکی از عوامل پایداری است، در تشریح این مطلب گفت: « مثلا قرآن هیچ ابایی ندارد که بگوید حضرت موسی قبل از این که پیامبر شود در یک درگیری آدم کشته است. ابایی ندارد که بگوید جمال حضرت یوسف به حدی بود که زلیخا خود را عرضه میکرد. قرآن از انحراف در فرزندان حضرت یعقوب که میخواستند برادرکشی کنند نیز نمیگذرد؛ درحالی که به هر حال اینها فرزندان پیامبر بودند. قرآن حتی از احتمال خطای حضرت یوسف مخلص در صورتی که خداوند به داد او نمیرسید، نمیگذرد و این مساله را بیان میکند.»
اگر ما حماسه دفاع مقدس را اینقدر قدسی کنیم، این حماسه به افسانه تبدیل میشود
شمخانی بر بیان درست و کامل واقعیتها تاکید کرد و افزود:« این یک قانون است و به نظر من یک قانون الهی است و اگر عکس این عمل کردیم، هر پدیدهای ولو بزرگ، یا به افسانه تبدیل و یا به فراموشی سپرده میشود.»وزیر سابق دفاع کشورمان، افسانه شدن و به فراموشی سپردن را دو آفت برای یک پدیده تاریخی برشمرد و افزود:« هر دوی این آفتها اصل تکرار را از بین میبرد و هر چیزی که در قاموس طبیعت تکرارپذیر نشد، از بین رونده است، مگر مقام قدسی و الهی پیامبر(ص) و ائمه معصومین که منتظر ظهور منجی آنها هستیم.»این فرمانده نظامی دوران دفاع مقدس خاطرنشان کرد:« اگر ما حماسه دفاع مقدس را آنقدر قدسی کنیم، که این هم ناشی از غلو است، این حماسه به حماسهای افسانهای و غیرقابل تکرار تبدیل میشود.»
امداد غیبی یعنی تغییر روحیه افراد با نام و نفس امام(ره)
وی با اشاره به تاثیر غلوگوییها بر نسل جوان اظهار کرد:« وقتی برای یک جوان یک مطلب نقل میشود که مثلا از فرماندهان دفاع مقدس هیچ رفتاری غیر از رفتار فرشتهگونه، قدسی و الهی نداشتند، آیا میتواند به آنها تاسی کند؟ ضمن این که آیا این مطلب دروغ است؟ چنین چیزی نبوده و نیست. فرماندهان افرادی بسیار عادی بودند، ضمن این که همه جنگ هم که فقط فرماندهان نبودند؛ یعنی نقش افراد در جنگ معادل نقش برجستهسازی آنها در جنگ نیست و برجستهسازی افراد تابع معادلات دیگری هم هست.»شمخانی با بیان این که افراد تاثیرگذار در ردههای پایین بیشتر از افراد تاثیرگذار در ردههای بالاست، به عنوان مثال گفت: « این معادله زمانی در ذهن من شکل گرفت که شخصی به نام سیدموسوی به شهادت رسید. این فرد یک راننده تاکسی پیش از انقلاب بود؛ یعنی یک فرد با همه خصوصیات یک راننده تاکسی. این شخص وارد سپاه شد و در اطلاعات سپاه کار میکرد و وقتی جنگ شد وارد کارهای شناسایی و اطلاعات عملیات شد؛ لذا به عمق دشمن میرفت و به همراه چند تن دیگر بین سوسنگرد و هویزه اسیر شد. یکی از آن افراد که فرار کرده بود برای من تعریف کرد که افسر عراقی در برابر همین فرد یعنی سیدموسوی عکس امام را آورد و به او گفت به عکس تف و توهین کن و آن فردی که یک راننده تاکسی بود به صورت افسر عراقی تف کرد که فورا او را تیرباران کردند. وقتی آن منطقه آزاد شد، ما او و همرزمانش را از درون یک چاله بیرون آوردیم؛ در حالی که دستانش بسته بود و این، صحت ماجرا را تایید میکرد.»رییس مرکز تحقیقات راهبردی دفاعی افزود:« آیا بیان زندگی این فرد تاثیرگذار است یا بیان زندگی امثال ما؟ ما بر اساس بصیرت و آگاهی مسیر دینداری، انقلاب و دفاع از امام را طی کردیم؛ ولی این فرد مسیر زندگی دیگری داشته و امداد غیبی هم یعنی همین؛ یعنی تغییر روحیه افراد با نام و نفس امام (ره).»
اگر ما از فرماندهان جنگ فرشته ساختیم قابل تکرار نیستند
وی با بیان این پرسش که چرا به چنین حوادث پراکندهای نمیپردازیم؟ تصریح کرد:« همچنین این که چرا به همان افرادی که به زندگیشان میپردازیم، افرادی میسازیم که دائم الوضو، دائمالسجده، دائمالروزه، دائمالتجنب از غیبت و دائمالتجنب از دنیا هستند؟ این طور نیست. به طور حتم وزن این افراد در چنین مسائلی سنگینتر از افراد دیگر است و در این تردیدی نیست، ولی اینها انسانهای قابل تکراری هستند؛ اگر ما از این افراد فرشته ساختیم قابل تکرار نیستند و اگر جنگ را به اینها محدود کردیم، تاثیرپذیری آن کمتر خواهد شد.»فرمانده سپاه خوزستان در دوران جنگ تحمیلی با بیان این که غلو در ذهن گیرنده یا دروغ و یا غیرقابل دسترسی بودن را تجلی میدهد، افزود:« یعنی غلو یا آه را میکشد یا استهزاء را؛ آه به غلوی که قابل تکرار نیست و استهزاء به موضوعی که خلاف واقع است.»
«توبه نصوح»، انتهایش «نوبت عاشقی» است
شمخانی خاطرنشان کرد:« متاسفانه دفاع مقدس و در کل موضوع دفاع مقدس از دو آفت ژورنالیستی بودن در حوزه نوشتاری و "فیلمفارسی" شدن در حوزه سینمایی و بعضا با تاثیرات هالیوودی متاثر شده است. این که عنوان یک روزنامه برای جلب مخاطب انتخاب شود، ولو با متن روزنامه همخوانی چندانی نداشته باشد، یک اصل در کار ژورنالیستی است؛ ولی نمیشود و نباید از این معادله در فرهنگ دفاع مقدس استفاده کرد.»وی با اشاره به فیلمهای حوزه دفاع مقدس نیز گفت:« در "فیلم فارسی"های قبل از انقلاب در ابتدای فیلم یک دختر و پسر بودند که معمولا یکی از آنها هم فقیر و دیگری دارای مکنت مالی بود و در پایان فیلم این دو با هم ازدواج میکردند؛ مابین فیلم هم حوادثی رخ میداد، ولی ابتدا و انتهای اغلب آنها یکی بود. بسیاری از فیلمهایی که در حوزه جنگ ساختهایم، به همین صورت است که در ابتدای فیلم یک نفر تصمیم میگیرد به جبهه برود و در انتهای فیلم هم او را با پلاک آویزان نشان میدهند. آن فیلمها به ازدواج ختم میشد و اینجا به شهادت در حالی که این طور نبوده؛ البته در آن حوادث افراط و نمای قدسی فراوانی ما بین آن حوادث ترسیم کردیم که البته بعد در برخی فیلمها به تفریط تبدیل شد که در حقیقت مقابله با آن افراط بود؛ مانند یکی دو فیلم جنگی که این اواخر ساخته شد و البته فروش خوبی هم داشت. خودم بر این باورم که توبه نصوح، انتهایش نوبت عاشقی است.»وزیر سابق دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح اضافه کرد:« در برخی فیلمها فرد را در جنگ تحمیلی مثل یک فرشته نشان میدادند و در مقابل برخی دیگر از فیلمها گفتند این افراد حتی از حداقلها هم برخوردار نیستند؛ این تفریط است و آن هم افراط . انسانهای عادی و آدمهای ایرانی قبل از انقلاب، توسط امام از نظر روحیه دگرگون شدند و حماسه هشت سال دفاع مقدس را آفریدند؛ هیچ کدام از این افراد از آسمان نیامده بودند، بلکه زمینی و پیش از انقلاب تحت تهاجم فرهنگ غرب بودند؛ ولی نفس امام همه اینها را تغییر داد و به سمتی کشاند که این ملت آن قدرت را ایجاد کرد.»شمخانی حماسه دفاع مقدس را قابل تکرار دانست و تاکید کرد:« مهم این است که بگوییم این موضوع قابل تکرار است؛ موضوع میرایی نیست و موضوع یکباری و یک بار مصرفی هم نیست.»
امام اجازه نمیداد جهت جامعه از دشمن اصلی یعنی عراق به انحراف کشیده شود
رییس مرکز تحقیقات راهبردی دفاعی در ادامه به بحث مدیریت جامعه در دوران هشت ساله جنگ تحمیلی اشاره کرد و در تشریح آن به بیان خاطرهای پرداخت و گفت:« اولین وزیر اطلاعات کشور یک بار گزارشی را تنظیم و خدمت امام خمینی(ره) ارائه کرد مبنی بر شدت اختلاف مسئولان در کشور. امام وقتی آن گزارش را خواند فرمود این اختلافات کم است. این خاطره نوع نگاه به توانمندی جامعه را به خوبی نشان میدهد.»وی همچنین با مقایسه شرایط داخلی ایران و عراق در زمان جنگ اظهار کرد:« حکومت عراق حکومت دیرپایی بود، در حالی که حکومت ایران کاملا نوپا بود و عراق از این نظر بر ما مزیت داشت. سلسلهمراتب فرماندهی و اداره جامعه در عراق یکی بود، ولی در ایران این طور نبود و در عین حال آنها از پشتوانه خارج هم برخوردار بودند و از این لحاظ نیز بر ما برتری داشتند، ولی ایران از نظر پشتوانه داخلی و وحدت بر عراق برتری داشت؛ به علاوه از نظر روحی و عاطفی ما امامی را داشتیم که تاثیرات صحبتش به عنوان یک شخصیت کاریزما فراتر از سلسلهمراتب اداری و تجربه عمل میکرد.»شمخانی تصریح کرد:« امام هرگز اجازه نمیداد جهت عمومی جامعه از دشمن اصلی یعنی عراق و مهمترین موضوع جامعه یعنی جنگ به انحراف کشیده شود و نسبت به هر نوع تحرک خلاف این مساله حساسیت نشان میداد و هر کس خود را به انقلاب، قرابت و نزدیکی نسبت به این شاخص تعریف میکرد؛ هر کس نزدیکتر به این شاخص عمل میکرد خودیتر بود و هر کس فاصله میگرفت به میزانی که از این شاخص فاصله میگرفت و حتی ممکن بود نقطه اتصال به دشمن را پیدا کند، غیر خودی میشد. این بستر، بستر کاملا شفافی بود، منافقان ابزار صدام شدند، پس غیرخودی میشدند و توان آنها علیه ملت ایران به کار گرفته شد و در 30 خرداد سال 60 در اوج جنگ بساط ترور را در کشور راهاندازی کردند.» وزیر دفاع سابق کشورمان با اشاره به این که شاخص اصلی روشن بود و گروهها، افراد و جریانها مبتنی بر این شاخص تعریف میشدند، افزود:« صحنه هم صحنه تئوریک نبود، بلکه صحنه عمل بود؛ یعنی این طور نبود که بر مبنای مسائل فکری و تئوریک این تقسیمبندی صورت بگیرد؛ بلکه بر مبنای صحنه عملی فعال این تقسیمبندی صورت میگرفت.»
سیاست ایران در زمان جنگ «یک بام و یک هوا» بود
وی با بیان این که جنگ علاوه بر مقابله با دشمن، یک کار داخلی هم کرد و آن تثبیت انقلاب بود، یادآور شد:« شدت تحرکات سیاسی، تنوع روزنامهها، اختلافات سیاسی و حتی فعالشدن ستون پنجم در زمان جنگ قابل توجه بود و بدین ترتیب مشخص میشود این یکی از مزیتهای جنگ بود که به همان میزان که عراق را از اهداف خود دور میکرد، انقلاب را در داخل تثبیت میکرد.»شمخانی با بیان این که حضور امام خمینی (ره) یک آرامش عاطفی و روحی در جامعه ایجاد میکرد، خاطرنشان کرد: « در عین حال سطح توقعات مردم هم سطح کاملا کنترلشدهای بود و مردم موضوع اصلی خود را جنگ میدیدند؛ لذا محور تلاشها مشخص بود و به این دلیل میتوان گفت که در آن دوران برخلاف وضعیت مقایسهای بین ما و عراق، وضع ایران در درون، بهتر از وضع عراق در درونش بود. در عراق یک ساختار سلسله مراتبی توام با تحکم و دیکتاتوری حاکم بود و در ایران یک دفاع مشروع که همه باید آن را موضوع اصلی میدانستند محور شده بود و بر این اساس هم تقسیمبندی جامعه از نظر سیاسی شکل گرفته بود. سیاست یک بام و یک هوا، سیاست آن زمان جمهوری اسلامی در داخل بود.»
موتور محرک من در جنگ "الخیرفی ما وقع" امام بود
رییس مرکز تحقیقات راهبردی دفاعی به آرامش درونی امام خمینی(ره) نیز اشاره کرد و گفت:« امام دو جمله بسیار معروف داشت که معتقدم موتور محرک من در جنگ همین دو فرمایش حضرت امام بود که درباره جنگ میفرمود "دزدی آمده، سنگی انداخته" و دوم این که "امام فرمود: "الخیرفی ما وقع" رزمندگان اسلام در حقیقت در جهت به پایان خوش رساندن "الخیر فی ما وقع" حضرت امام همه تلاش خود را متمرکز کردند.»
یکی از دلایل عدم توفیق عراق در پیشرویهای اولیه ناشی از تمهیدات قبلی بود
وی با اشاره به واکنشهای امام خمینی(ره) در برابر بحرانهای جامعه نیز اظهار کرد:« در این مورد دو بحث وجود دارد؛ یکی بحث غفلت از یک بحران است و دوم بحث بحرانیتر کردن یک بحران که امام هیچ از این دو مسیر را طی نکرد. امام نه یک بحران را بحرانی توصیف کرد تا آن را بحرانیتر کند و نه از وقوع یک بحران غافل بود.»شمخانی تصریح کرد:« امام نه تنش را در درون جامعه تزریق کرد و نه اجازه داد غفلت حاکم شود؛ اولین صدور پیام حضرت امام در تشکیل بسیج مربوط به یک سال قبل از جنگ است که آگاهانه صورت گرفته است. در طول دفاع مقدس هم، ادبیاتی که امام با رزمندگان، هم با فرماندهان و هم با مردم عادی و هم با مدیران مبتنی بر این بود که جنگ موضوع اصلی کشور است و اجازه نمیداد هیچ نوع عدم شفافیتی در این باره شکل بگیرد.»وزیر سابق دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح در تشریح سخنانش به عنوان نمونه از لحظه ورود امام به میهن در سال 57 یاد کرد و گفت:« با یک پدیده میتوانیم دو نوع برخورد کنیم که یکی از آنها برخورد بحرانی با یک بحران است. وقتی امام میخواست وارد کشور شود از او پرسیدند چه احساسی داری و امام فرمود «هیچ»؛ اما آیا امام غفلت کرده بود از این که احتمالا برای او حادثهای رخ دهد؟ حتما غافل نبود، ولی میدانست بستر موجود در نیروی همافر نیروی هوایی بستری است که اجازه نمیدهد چنین حادثهای رخ دهد و بستر مردم نیز بستری است در صحنه که از وقوع آن حادثه جلوگیری میکند. درباره جنگ هم امام میگفت آینده را باید دید و باید صحنه را تغییر داد. آیا از اصل جنگ غافل بود؟ نه، بلکه تمهیدات لازم را هم برای آن چید و یکی از دلایل عدم توفیق عراق در پیشرویهای اولیه ناشی از تمهیدات قبلی بوده است.»
وی فرمان امام در تشکیل بسیج را عامل ناقص شدن جبهههای عملیاتی عراق عنوان کرد و افزود:« عامل پیروزی رزمندگان اسلام به نقص کشاندن تحمیلی جبهههای جنگ عراق علیه ایران بود. اگر عراق به اهداف اولیه خود میرسید هزینهها و زمان جنگ ما بسیار طولانیتر از این میشد. مقاومتهای اولیه که مبتنی بر فرضیات و تمهیدات حضرت امام شکل گرفته بود به وضعیتی منجر شد که جنگ در تحمیل اراده خود در توقف دشمن و جلوگیری از پیشروی او، خلاف طراحی قبلی دشمن بود.»شمخانی ادامه داد:« امام هیچ کدام از دو راه غفلت و بحرانی برخورد کردن را در برابر بحرانها پیش نمیگرفت؛ از این رو راه سومی داشت و مبتنی بر داشتههای داخلی خود عمل میکرد؛ امام برای حکومت ارزش اصلی قائل نبود و قدرت مبنای تصمیمگیریاش نبود بلکه اسلام و خدا مد نظر تصمیمگیری او بود و هیچ پوششی هم از اسلام و خدا برای قدرت خود فراهم نمیکرد؛ یعنی امام قدرت را برای اسلام میخواست؛ از این رو شکل سوم مدیریتی یعنی تمهید به منظور رقم زدن سرنوشت نهایی را هم در طول انقلاب طی کرد و هم پس از آن. این دیالوگ مابین امام و مردم، رهبری و مردم قدرت ایجاد میکرد؛ قدرت قابل بازیابی (قابل تکرار).»
ادعای کوچک کردن نیروهای مسلح در دولت قبل خارج از جاده دقت و انصاف است
وزیر سابق دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح در بخش دیگری از گفتوگوی خود با خبرنگار ایسنا، به برخی اظهارنظرهای اخیر مبنی بر سیاست دولت قبل در کوچکسازی نیروهای مسلح اشاره کرد و ادعای کسانی که میگویند سیاست دولت قبلی این بود که نیروهای مسلح را کوچک کند را بیانی خارج از جاده دقت و انصاف دانست.وی با تاکید بر این که بسیاری از قدرت دفاعی که امروز در صنایع تولیدی ما وجود دارد مربوط به دوران دولت قبل است، تصریح کرد:« این مساله کاملا قابل اثبات است. در آن دوره قدرت اقتصادی دولت منبعث از نفت 19 دلاری بود، ولی امروز قدرت اقتصادی دولت از نفت با قیمت بیش از 100 دلار است و طبیعتا توان مالی دولت وسیعتر از سابق است.»
مسیر کاهنده بودجه نیروهای مسلح امروز هم ادامه دارد
رییس مرکز تحقیقات راهبردی دفاعی درباره ادعای مطرح شده مبنی بر کاهش بودجه نیروهای مسلح در دولت قبل نیز گفت:« مسیر کاهنده بودجه نیروهای مسلح امروز هم ادامه دارد و به شکل پلکانی در جلسهای که اخیرا کمیسیون امنیت ملی مجلس گذاشت، سالانه به میزان معینی بودجه نیروهای مسلح کاهش پیدا کرده است. این روند، روندی است که هنوز هم ادامه دارد؛ ولی آن زمان نفت 19 دلار بود و با همان نفت 19 دلار توان موشکی امروز جمهوری اسلامی ایران ناشی از آن دوران است.»
ادعای کوچکسازی نیروهای مسلح در دولت قبل صحت ندارد
شمخانی خاطرنشان کرد:« اصولا دولت وارد مسائل نیروهای مسلح نمیشد که حالا بخواهد آن را کوچک یا بزرگ کند. دولت هم خودش حریم نگه میداشت و هم قانون به او اجازه نمیداد که چنین کاری کند؛ بنابراین چنین حرفهایی کامل نیست که بگویند دولت اراده کرده بود نیروهای مسلح را کوچک کند. اصلا دولتی در این مورد اراده کند، مگر میتواند نیروهای مسلح را کوچک کند؟ دولت مدخلیتی در طول و عرض و محتوای نیروهای مسلح ندارد.»وزیر دفاع سابق کشورمان ادامه داد:« سلسله مراتب اداره نیروهای مسلح مستقل از دولت است و دولت نقشی در کوچک کردن یا بزرگ کردن نیروهای مسلح نداشت. رییس دولت حتی اگر میخواست به یک پادگان آموزشی نیروهای مسلح به طور عادی وارد شود باید اجازه میگرفت و هماهنگ میشد چه برسد به کوچک یا بزرگ کردن نیروهای مسلح؛ من فکر میکنم چنین ادعایی صحت ندارد.»وی با طرح این پرسش که اساسا کوچکسازی نیروهای مسلح به چه معناست؟ اظهار کرد:« کوچکسازی نیروهای مسلح یعنی بازنشستهسازی نیروهای مسلح و عدم ورودی به آنها. چنین چیزی اصلا در اختیار دولت نیست و تابع معادلات دیگری است که در این رابطه حرفهای زیادی وجود دارد.»شمخانی با توجه به این که مقام معظم رهبری به عنوان فرمانده کل قواست، مطرح کردن چنین ادعاها و اظهارنظرهایی را نادرست دانست.
وی در ادامه از مرحوم احمد بورقانی یاد کرد و گفت: « در مجلس ششم، مدافع سرسخت تقویت بودجه نیروهای مسلح مرحوم بورقانی بود و هر کجا که ما در این باره گیر میکردیم او حل میکرد؛ ولی به هر حال مجموعه درآمد دولت هم مجموعه مشخصی بود. همچنین اولین بودجه اضطراری دولت به نیروهای مسلح مربوط به آن زمان است؛ این بودجه در نیروهای مسلح تعریف خاصی دارد و تا پیش از آن وجود نداشت.»رییس مرکز تحقیقات راهبردی دفاعی درعین حال خاطرنشان کرد:« این باور در برخی بدنههای مدیریتی کشور وجود داشته و هنوز هم وجود دارد که نیروهای مسلح منابع مالی را به کود تبدیل میکنند. این تفکر وجود دارد ولی تفکر موثری در تصمیمگیرندگی نبوده و از زمان جنگ هم وجود داشته که احتمالا هنوز هم ریشههایی از آن وجود دارد ولی نظر افراد مستقل از نظر دولت است. دولت در رابطه با نیروهای مسلح و همهی امور مطیع فرامین فرماندهی معظم کل قواست.»نمیتوان گفت یک ماهواره، یک ساله یا دو ساله تولید شده استوی با بیان اینکه ساخت ماهواره و حتی انتخاب اسم آن(سفیر) نیز مربوط به گذشته است، اضافه کرد:« ساخت یک فیلم سینمایی به طور متوسط شش ماه طول میکشد؛ حال اگر به اظهارات برخی مسئولان مراجعه کنید میبینید که بعد از گذشت بیش از دو سال میگویند فیلمهای موجود ناشی از دوران قبل است و در مورد یک فیلم که ساختش شش ماه طول میکشد برخی این طور اظهار نظر میکنند. درباره ماهواره و موشکی که ساخت آن سالها طول میکشد، نمیتوان گفت یک ساله یا دو ساله تولید شده است.»
رییس مرکز تحقیقات راهبردی دفاعی دیگران را به انصاف دعوت کرد و گفت که به نظر وی حتی در اتمام برخی پروژههای گذشته تاخیر نیز شده است.وی افزود:« این در حالی است که در زمان دولت قبل نفت ما 19 دلاری بود و مدیران دفاعی باید تولید ثروت و با تولید ثروت، تولید قدرت میکردند؛ یعنی باید کار آزاد غیر دفاعی میکردند و از پول آن کار آزاد بنیهی دفاعی را تقویت مینمودند.»وزیر دفاع سابق کشورمان یادآور شد:« به هر حال زنجیره تولید برگرده زحمتکشان بخش صنعت دفاعی، زنجیره مستمری است که بنده به عنوان خدمتگذاری کوچک به همه آنها در همه سطوح دستمریزاد میگویم.»شمخانی خاطرنشان کرد: البته من از آنچه امروز در بخش تحقیقات در وزارت دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح میگذرد اطلاع خاصی ندارم که در مورد آن نظر بدهم ولی قضاوت من نسبت به برونداد تبلیغاتی است. حتما اگر ایده و تبدیل ایده به محصول یک پتانسیل تحقیقاتی میخواهد، یک روزه ایجاد نمیشود. در وزارت دفاع چنین ظرفیتی شکل گرفته بود و ما قادر بودیم هر ایدهای را که از نیروهای مسلح میگیریم مطابق با توانمندیهای خود به محصول تبدیل کنیم و حوزهی گسترده و متنوعی را در بخش تحقیقات دنبال میکردیم. این تحقیقات از چگونگی بهینهسازی یک خط تولید تا چگونگی تولید یک محصول جدید بود. یعنی هم به دنبال تعیین کار درست بودیم و هم به دنبال این بودیم که کار را درست انجام دهیم. به همین دلیل وزارت دفاع در جشنواره شهید رجایی که مسابقهای بین وزارتخانههای مختلف بود، سه سال مقام اول را کسب کرد.»رییس مرکز تحقیقات راهبردی دفاعی در ادامه دربارهی نوع مطالعات و تحقیقات انجام شده در این مرکز اظهار کرد:« ما در این مرکز کار تحقیقات فنی نمیکنیم و کار تحقیقات راهبردی را انجام میدهیم که کاری نرمافزاری است و ماموریت ما در بخش تحقیق و توزیع سختافزار نیست.»
اقتدار جمهوری اسلامی ایران در حفظ امنیت تنگه هرمز است
وی در ادامه این گفتوگو به بحثهای مطرحشده درباره بستن تنگه هرمز اشاره کرد و گفت:« اقتدار جمهوری اسلامی ایران در حفظ امنیت تنگه هرمز است. هر اقدامی که مزیت تنگه هرمز را که در وجود امنیت آن است، خدشهدار کند علیه مصالح ملی است.»شمخانی با تاکید بر اینکه ما با همهی توان از امنیت کشتیرانی در تنگهی هرمز حمایت خواهیم کرد، افزود:« دیگرانی که به شکل ناخواسته و غیر دعوت شده در منطقه به دنبال بر هم زدن امنیت منطقه هستند و امنیت تنگهی هرمز را به چالش میکشند باید بدانند که ما به طور قطع قدرت دفاع از امنیت تنگهی هرمز را داریم. هم امکانات و ارادهی آن را داریم و هم این مساله را قسمتی از امنیت خود میدانیم.»وی اضافه کرد:« مزیت تنگهی هرمز به عنوان یک تنگهی منحصر به فرد که 70 درصد نفت جهان از آن میگذرد در تامین امنیت آن است و دیگران نباید تلاش کنند این امنیت را بر هم بزنند و اگر بر هم زدند زیان میکنند.»شمخانی دربارهی واگذاری ماموریت دفاع از خلیج فارس به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و تامین امنیت دریای عمان و خزر به ارتش جمهوری اسلامی ایران نیز گفت:« این مساله یک جابهجایی جغرافیایی است. مثلا در جبههی جنگ «خط حد» لشگرهای مختلف را مشخص میکنند و در حقیقت مفهوم «خط حد» حوزهی ماموریت جغرافیایی یک یگان است. امروز این خط حد مابین ارتش و سپاه در دریا به این شکل تنظیم شده است. تا پیش از این، این خط حد وجود نداشت و هم ارتش و هم سپاه در هرکدام از این بخشها یعنی خلیج فارس و دریای عمان و خزر حضور داشتند.»وی این تقسیمبندی را به منظور تمرکز امکانات و تعیین حد و حدود وظایف ارتش و سپاه ارزیابی کرد و افزود:« این تقسیمبندی یک نکتهی کاملا نظامی و تقسیم جغرافیایی است. این تقسیمبندی وظایف به روشن شدن و شفاف شدن ماموریتها کمک میکند.»