* آقای انصاری! با توجه به گذشت حدود پنج ماه از آغاز به کار مجلس هشتم عملکرد فراکسیون اقلیت را چطور ارزیابی میکنید؟
** فراکسیون خط امام مجلس که فراکسیون اقلیت نامیده میشود با توجه به آنچه در جریان انتخابات اتفاق افتاد و عملا در بسیاری از حوزههای انتخابیه امکان حضور و رقابت برای کاندیداهای اصلی جریان اصلاحطلب فراهم نشد با حداقل اعضا تشکیل شد.
* فراکسیون اقلیت چند عضو دارد؟
** ما در حدود 100 حوزه امکان رقابت داشتیم که حدود 65 نفر از اصلاحطلبان با رقابتهایی که در این حوزهها داشتند به مجلس راه یافتند. فراکسیون اقلیت حدود 70 نفر عضو دارد و عملا حدود 25 درصد نمایندگان موجود در مجلس را شامل میشود. اما در برخی مسائل تعدادی از نمایندگان که گرایشهای مستقلی دارند با این فراکسیون همراهی میکنند.
* فراکسیون اقلیت چه راهبردی را برای خود در مجلس هشتم تعریف کرده است؟
** فراکسیون خط امام مجلس از همان ابتدا با توجه به مطالباتی که موکلان آنها در حوزههای انتخابیه و جریان اصلاحات در خارج از مجلس داشت بنا را بر این گذاشت که در حرکتهای مجلس هشتم حضور و مشارکت فعال و موثری داشته باشد. فراکسیون اقلیت تصمیم گرفت توان خوب کارشناسی منتخبان اصلاحطلب را در امر قانونگذاری و ایفای وظایف نمایندگی در اختیار مجلس قرار دهد. به همین دلیل تعامل با دیگر گرایشات موجود در مجلس بهویژه اکثریت اصولگرا در امر قانونگذاری در دستور کار قرار گرفت. در واقع میتوان گفت در طول چهار ماهه گذشته اهتمام کار نمایندگان فراکسیون عمدتا در این زمینه بوده است. دوستان ما تلاش کردند با توجه به تجارب مدیریتی خوبی که در نظام اجرایی داشتند در مباحث مربوط به طرحها و لوایح نقشآفرینی کنند. همینطور در صحن علنی مجلس در تصویب قوانین نقش پررنگی از سوی اعضای فراکسیون ایفا شد. ارزیابی من این است که چهار ماه ابتدای آغاز کار مجلس هشتم زمان شکلگیری مجلس بوده است. این شکلگیری نه فقط برای اصل مجلس که دوره شکلگیری فراکسیونهای سیاسی نیز بود. فراکسیون اقلیت در این مدت اساسنامه خود را تدوین و به تصویب مجمع عمومی رساند. ارکانی که برای فراکسیون در اساسنامه پیشبینی شده بود اعم از شورای مرکزی و کمیتههای تخصصی شکل گرفت و امروز ما شاهد این هستیم که فراکسیون به عنوان یک مجموعه پویا و فعال در مجلس حضور دارد. قطعا نقشآفرینی آن در ماههای آینده بیشتر به چشم خواهد خورد. اکنون که ساختارها شکل گرفته میتوانیم تخصصیتر و تا حدودی تاثیرگذارتر در عرصه حضور پیدا کنیم.
* شما این دوره چهار ماهه را زمان شکلگیری مجلس و فراکسیونها عنوان کردید اما در همین زمان مسائل و موضوعات مهمی همچون بررسی صلاحیت وزرای کشور، اقتصاد و راهوترابری، اظهارات رحیممشایی و تهیه طرح سوال از رئیسجمهور، طرح استیضاح وزیر آموزش و پرورش، بحث مدرک تحصیلی کردان و استیضاح وزیر کشور و... مطرح شده است. عملکرد فراکسیون اقلیت در برابر این مواضع به نحوی بوده که یک چهره منفعل را از خود به نمایش گذاشته است. فراکسیون اقلیت در برخورد با این موضوعات یا موضع سکوت اختیار کرد یا از اعلام موضع رسمی خودداری نمود.
** اولا تمام این مواردی که شما مطرح کردید لزوما نیاز به یک موضعگیری سیاسی و فراکسیونی نداشته ثانیا فراکسیون در برخی موارد مواضع خود را اعلام کرد.
* چطور معتقدید این موارد نیاز به اتخاذ موضع فراکسیونی نبوده است؟
** من مثال عرض میکنم فرض کنید در بحث استیضاح وزیر آموزش و پرورش استیضاح اگر از جنس سیاسی و رویکرد سیاسی باشد نیاز به موضعگیری فراکسیونی دارد. ولی وقتی یک استیضاح به خاطر عملکرد تخصصی حوزه اختصاصی آن وزارتخانه باشد موضعگیری سیاسی نیاز ندارد.
* منظور من هم صرفا موضعگیری سیاسی نیست همین که فراکسیون اقلیت مجلس اعلام کند درباره یک موضوع مثلا استیضاح وزیر آموزش و پرورش چه دیدگاهی دارد؟ آیا این استیضاح برخورد شخصی نمایندگان با وزیر است یا مشکلات مربوط به حوزه انتخابیه جمعی خاص میشود؟
** در مورد این استیضاح برخی نمایندگان بعضا با انگیزههای منطقهای یا تخصصی خود تشخیص دادند طرح استیضاحی را تهیه کنند. اکثریت مجلس نیز موضع یکپارچه سیاسی اخذ نکردند درعین حال برخی از اعضای فراکسیون اقلیت طرح استیضاح را امضا کردند. به هر حال موارد متعددی در ماههای ابتدایی مجلس از جمله بحث بررسی صلاحیت وزرای پیشنهادی احمدینژاد وجود داشت که اقلیت موضعگیری صریح نداشت. در بحث رای اعتماد وزرا فراکسیون موضعگیری کاملا روشنی داشت اما اینکه به صلاح بود این موضعگیری در صحن مجلس مطرح شود یا نه فقط به اعضا ابلاغ شود موضوع دیگری است ما خیلی وقتها تصمیماتی در فراکسیون میگیریم که به صلاحدید فراکسیون به این تصمیمات عمل میشود بدون آنکه موضع خود را علنی کنیم. به هر حال کار سیاسی پیچیدگیها و اقتضائات خاص خودش را دارد. در بحث رای اعتماد وزرا فراکسیون جلسات متعدد تشکیل داد و تصمیم روشنی گرفت و براساس این تصمیم عمل کرد. شاید بخش قابل توجهی از تفاوت آرا که در آرای اعتماد وزرا وجود داشت ناشی از رویکرد فراکسیون اقلیت بود.
* اما به نظر میرسید کاهش آرای وزیر کشور نسبت به وزیر اقتصاد و راه بیشتر نتیجه مخالفت بخشی از اصولگرایان با کردان بود.
** بالعکس ما فکر میکنیم دوستان ما در فراکسیون اکثریت با توجه به رویکرد حمایت مطلق از دولت تقریبا از موضع حمایت از وزرا حرکت کردند و جز در موارد استثنائی رای آنها رای موافق بود. بخش بزرگی از تفاوت آرا به نوع موضعگیریهای فراکسیون اقلیت مربوط بود.
* موضع فراکسیون اقلیت درباره استیضاح کردان و مباحث مربوط به مدرک تحصیلی او چیست؟ قطعا اگر این بحث جدی شود.
** فراکسیون اقلیت موضعگیری خواهد داشت و نظر خود را رسما اعلام خواهد کرد.
* به نظر شما مباحث مربوط به استیضاح کردان جدی نیست؟
** ما جریان اصولگرا را در مورد آنچه درباره آقای کردان مطرح میکنند جدی نمیبینیم.ما معتقدیم دوستان ما در جناح اصولگرا اساسا وقتی پای دفاع از دولت به میان میآید از خیلی از مواضع و اصول خود عدول میکنند. در نتیجه ما حاضر نیستیم به صورت ناپخته و حسابنشده وارد بازیهایی شویم که دوستان ما طراحی میکنند. سعی میکنیم استقلال عمل خود را داشته باشیم.
* پس شما فکر میکنید طرح استیضاح وزیر کشور در مجلس مطرح نشود؟
** ما فکر میکنیم اصولگرایان در حدی که به آنها از برخی جاها اجازه داده شود وارد اظهارنظر و عمل خواهند شد و اگر این اجازهها برداشته و یک تصمیم جمعی گرفته شود به همان تصمیم جمعی پایبند خواهند بود. به همین دلیل حاضر نیستیم خودمان را وارد بازیای کنیم که حتی طراحان بازی چندان اختیار ادامه بازی دست آنها نیست.
* به اعتقاد شما اصولگرایان از خارج مجلس هدایت میشوند؟
** موضوع آقای کردان یک حرکت سیاسی است. طبعا در حرکت سیاسی بخشی از گردانندگان آن در مجلس و بخشی در خارج مجلس هستند. کما اینکه جریان اصلاحطلب نیز بخشی از نیروهای موثرش در مجلس و بخش بیرون مجلس هستند. تمام بنیه و توان یک جریان سیاسی در مجلس حضور ندارد. ترکیب جریان اصولگرا در مجلس هشتم به نحوی است که تعداد بیشتری از چهرههای موثر و مطرحش در مجلس حضور دارند. خودشان به اندازه کافی میتوانند در تصمیمگیریهای داخل مجلس تاثیرگذار باشند. با این حال آنچه در قوه مجریه یا احزاب و تشکلات اصولگرای خارج مجلس اتخاذ میشود در تصمیمات آنها موثر است.
* به نظر میرسد در فراکسیون اصولگرایان اختلافات جدی وجود دارد که همچون مجلس هفتم منجر به جدایی برخی از این چهرهها از فراکسیون شود. در این مدت آیا تماسی بین اصولگرایان منتقد وضع موجود با فراکسیون اقلیت وجود داشته است؟
** من باور نمیکنم در مسائل سیاسی در داخل مجموعه اصولگرا اختلافنظر معناداری وجود داشته باشد. اختلافنظرها بیشتر در مباحث اقتصادی و اجتماعی بروز پیدا میکند وگرنه در مسائل سیاسی تصمیمگیریها از یکپارچگی قابل توجه و بیشتری برخوردار است. من این گرایشهای مختلف که درون جریان اصولگرا وجود دارد را از مسائل سیاسی چندان تاثیرگذار و معتبر نمیدانم. بلکه معتقدم دوستان اصولگرا در مسائل سیاسی یکپارچه عمل میکنند. بهطور مثال در سفر اخیر رئیسجمهور در سازمان ملل ما شاهد بودیم که هیچ اتفاق خاصی در جریان این سفر نیفتاد و موضعگیری جدید و مهمی را شاهد نبودیم. یک حضور کاملا عادی و یک سخنرانی معمولی بود که متن سخنرانی نیز در مقایسه با گذشته ضعیفتر بود. اما به لحاظ سیاسی رویه شده هر مسافرتی که آقای احمدینژاد میرود و برمیگردد، جریان اصولگرا بیانیه صادر میکند. پس از سفر آمریکا نیز دوستانی در مجلس شروع به جمعآوری امضا برای یک متن تقدیر و تشکر کردند که جمعآوری امضاها خیلی طول کشید. به نحوی که زمانی که این بیانیه در مجلس خوانده شد بیشتر از دو هفته بود که آقای احمدینژاد برگشته بودند. این تعویق هم به این دلیل بود که در ابتدا خیلی از دوستان ما در جریان اصولگرا فکر میکردند امضای این متن لزومی ندارد اما وقتی که به تصمیم یکپارچه سیاسی رسیدند فکر کردند به عنوان یک حرکت سیاسی باید آن را امضا کنند. در حد توانشان 200 امضا برای یک متنی که یک هفته داخل مجلس میچرخید و کسی در ابتدا حاضر به امضا نبود، امضا جمع شد. در واقع میخواهم بگویم در مسائل سیاسی بسیاری از این اختلافنظرها موثر نیست.
* به هر حال موضوعات مهمی چون تهیه طرح سوال از رئیسجمهور، استیضاح کردان و... در مجلس مطرح شده سکوت اقلیت در قبال این موضوعات این تحلیل را تقویت میکند، که فراکسیون اقلیت منفعل عمل میکند.
** در مورد سوال از رئیسجمهور به دلیل آنکه اظهارات مشایی برای دوستان ما در جریان اصلاحطلب سوالات جدی را مطرح کرده بود تعدادی از دوستان ما نیز جزء امضاکنندگان بودند اما دوستانی که از اصولگراها پیگیر موضوع بودند و برای جمعآوری امضا به نمایندگان فراکسیون اقلیت هم مراجعه کرده بودند، پشت پرده معامله انجام دادند و امضاها را پس گرفتند. اصولگراها برای جمعآوری امضا به اقلیت مراجعه کردند اما وقتی خواستند معامله کنند و کوتاه بیایند دیگر به دوستان ما مراجعهای نکردند. این تجارب موجب شد تا اعضای فراکسیون اقلیت به این نتیجه برسند که اصولگراها در مسائل درونی خودشان به تعبیر سیاسی محافظهکار عمل میکنند و حرفی را که میزنند به دلیل مصالح و منافع درونی جریان اصولگرا بر سر آن نمیایستند. پس دلیلی ندارد که ما خودمان را خرج مسائلی کنیم که دوستان اصولگرا در مقام معامله از ما نظر نخواهند گرفت. در مورد استیضاح وزیر آموزش و پرورش نیز این اتفاق افتاد. اصولگرایان طرح استیضاح را تهیه کردند، برخی از اعضای فراکسیون اقلیت طرح را امضا کردند اما در نهایت در پشت پرده به تفاهم رسیدند و امضاها را پس گرفتند در این میان به اعضای فراکسیون ما اصلا مراجعه نکردند.
* میگویند اقلیت به دلیل این زد و بندها و معاملههای سیاسی وارد مباحث نمیشود اما افکار عمومی شاید از این اتفاقات پشت پرده باخبر نشود و تنها حالت انفعال اقلیت را ببیند.
** من خیلی باور ندارم که مردم این زد و بندها را متوجه نیستند. من فکر میکنم جریان اطلاعرسانی در کشور ما در حدی هست که خیلی از توافقها یا به قول امروزیها تعاملات پشت پرده برای مردم روشن است و میدانند. قطعا مردم میفهمند که دلایل ورود یا عدم ورود به این بازیها چه میتواند باشد. نکته دوم اینکه من ایراد شما را قبول دارم. اقلیت در خیلی از موارد باید موضعگیری شفافتر و روشنتری را داشته باشد. اما به دلیل آنکه در ابتدا یک هیاترئیسه موقت در فراکسیون اقلیت شکل گرفت و مجمع عمومی تکالیف این هیاترئیسه موقت را صرفا نهایی کردن اعضا، شکل دادن به مجمع عمومی و تشکیل فراکسیون تعیین کرد بیشتر از این هیاترئیسه موقت اختیار عمل نداشت. اکنون که شورای مرکزی فراکسیون اقلیت انتخاب شده و کمیتهها شکل گرفتند اعضا اختیار موضعگیری دارند و قطعا باید شفافتر از این عمل کنیم.
* بهطور کلی به نظر میرسد از مجلس پنجم و ششم به بعد ما دیگر شاهد حضور یک فراکسیون اقلیت قوی در مجلس نبودهایم. شما قبول دارید که فراکسیون اقلیت در مجلس هفتم و هشتم ضعیف عمل کرده است؟
** نه، من قبول ندارم. ایفای نقش باید متناسب با توانایی ارزیابی شود. تواناییهایی که در عرصه وجود دارد نه در جامعه. یک زمان ما با شرایط دموکراتیک مواجه هستیم و امکان جلب بخش زیادی از آرای مردم را داریم اما زمانی که این شرایط نباشد راهیابی ما به نهاد تاثیرگذار مجلس در حد مجلس هفتم و هشتم رقم میخورد.
* پس شما قبول دارید که به دلیل حذف چهرههای شاخص سیاسی در جناح اصلاحطلب ما شاهد فراکسیون اقلیت قوی در مجلس هفتم و تا حدودی مجلس هشتم نبودهایم؟
** دو بحث وجود دارد. در مجلس هفتم تعداد اعضای فراکسیون اقلیت حدود 40 تا 50 نماینده بود. در مجلس هشتم نیز با افزایش 20 نفر حدود 75 نفر هستیم. توقع از فراکسیون اقلیت باید در این حد و وزن افرادی که از این گرایش و تفکر به مجلس آمدهاند تنظیم شود. نکته دیگر اینکه حرکات سیاسی به تدریج به پختگی میرسد و خودشان را نشان میدهند. من فکر میکنم در مورد فراکسیون اقلیت مجلس هشتم یک مقدار باید منتظر گذشت زمان باشیم. در مجلس هفتم بهرغم شکلگیری فراکسیون اقلیت در دولت اصلاحات با گذشت یک سال از تشکیل مجلس اصلا فراکسیون اقلیت شکل نگرفته بود. در حالی که میتوانستند خیلی تعاملات با دولت اصلاحطلب داشته باشند. در مجلس هشتم یکی از نقاط قوت فراکسیون اقلیت این است که قبل از شروع به کار مجلس فراکسیون شکل گرفت و فعالیت خودش را شروع کرد. این پیشرفت قابل ملاحظهای در کار تشکیلاتی است که نشان میدهد دوستانی که به مجلس ورود پیدا کردهاند از طرح تشکیلاتی خوبی برخوردارند. من فکر میکنم اگر به مدت زمانی که طول کشید تا فراکسیون اقلیت در مجلس هفتم فعال شود برسیم، شاهد حرکات مناسبتر و بهتری از فراکسیون خط امام مجلس هشتم خواهیم بود. البته حرف شما را قبول دارم. در مجلس پنجم و ششم فراکسیون اقلیت مجلس حدود 100 نفر بودند و این به وزن سیاسی این جریان و تاثیرگذاری آنها کمک میکرد.
* چقدر غیبت چهرههای شاخص جریان اصلاحطلب در عملکرد فراکسیون موثر است؟
** من این نکته شما را اینگونه تصحیح میکنم شاید در فراکسیون اقلیت مجلس هشتم چهرههای سیاسی کمتر داریم. علت آن هم این است که نوع رویکرد در بررسی صلاحیتها به نحوی بود که عمدتا چهرههای سیاسی اصلاحطلب را هدفگیری کرد و طبعا دوستانی که از فیلتر نظارتی رد شدند دوستانی بودند که جنبههای اقتصادی و اجتماعی آنها بر جنبههای سیاسی میچربد.
* دقیقا در موضعگیریها و اقدامات اعضای فراکسیون اقلیت در این مدت وجهه اقتصادی اعضا و تاثیرگذاری آنها بر طرحها و لوایح اقتصادی بر مسائل پررنگتر از مسائل سیاسی بوده است.
** به تعبیر من، ما در مجلس هشتم در بین نمایندگان اصلاحطلب افراد چندوجهی بیشتر از افراد یکبعدی داریم. در مجلس پنجم و ششم و تا حدودی در مجلس هفتم دوستان ما صرفا چهره اقتصادی یا صرفا سیاسی بودند و عملا در حوزههای دیگر ورود پیدا نمیکردند. در این مجلس چهار نفر از اعضای فراکسیون اقلیت تجربه کار استانداری دارند. این یعنی در مسائل توسعهای، امنیتی، سیاست داخلی و بودجهای جزء صاحبنظرترین افراد هستند. اما به نظر میرسد چون وجوه برجسته دوستان ما در حوزههای دیگر پررنگ بوده در حوزه سیاسی کمتر حضور دارند. این برداشت بیرونی است وگرنه دوستان در تحلیل مسائل سیاسی قطعا توانمندی بالایی دارند.
* فراکسیون اقلیت چقدر با احزاب و جریانات اصلاحطلب خارج مجلس در ارتباط هستند؟
** تشکیلدهندگان فراکسیون اقلیت مثل فراکسیون اکثریت هرکدام وابستگی و تعلقات تشکیلاتی به جریانات اصلاحطلب دارند. از طریق این دوستان که وابستگی و تعلقات تشکیلاتی دارند ارتباطاتی به وجود آمده، مسائل فراکسیون اقلیت به آنها منعکس و در مقابل نقطهنظرات آنها هم به اقلیت منتقل میشود. ضمن آنکه اساسا آنچه به عنوان ائتلاف اصلاحطلبان در انتخابات شکل گرفت تعدادی از اعضای موثر آن اکنون در فراکسیون اقلیت مجلس حضور دارند و ارتباط با آن ائتلاف از این طریق برقرار است. از سوی دیگر فراکسیون اقلیت در شورای هماهنگی اصلاحطلبان نماینده دارد و مسائل احزاب و شورای هماهمنگی به فراکسیون منتقل میشود.
* فراکسیون اقلیت برای انتخابات ریاستجمهوری آینده برنامه خاصی دارد؟
** فراکسیون اقلیت به لحاظ جایگاهی که دارد میتواند نقش بسیار تعیینکنندهای را ایفا کند. طبعا زمانی که ما وارد مسائل انتخابات ریاستجمهوری شویم به صورت جدیتر شاهد نقشآفرینی اقلیت خواهیم بود.
* ممکن است فراکسیون رسما از کاندیداتوری یک کاندیدای اصلاحطلب حمایت کند؟
** ما باورمان این نیست که اصلاحطلبان دو کاندیدا خواهند داشت. به نظر ما اصلاحطلبان به وحدت میرسند و این را یک ضرورت تاریخی برای کشور میدانیم. به نظر ما راه برونرفت کشور از مشکلات موجود روی کار آمدن اصلاحطلبان در حوزه اجراست و ما زمانی میتوانیم این را محقق کنیم که به یک اجماع درون جریان اصلاحطلب برسیم.