*تابناک: در آغاز میخواستم با توجه به تجربه و شناختی که به منطقه آمریکای جنوبی دارید، سوابق روابط ایران با کشورهای منطقه را به اختصار تشریح کنید؟
**محمدنبی: پس از پیروزی انقلاب اسلامی در سال 1979 میلادی و همزمان با تغییرات سیاست در کشور ایران و با بیان دیگر خروج جمهوری اسلامی ایران از حلقه استراتژیک آمریکا و کمربند امنیتی غرب که استقلالطلبی در ایران این تغییرات را پدید آورد و نیز قطع رابطه جمهوری اسلامی ایران با آمریکا، شماری از کشورهای آمریکای لاتین از جمله مکزیک و شیلی، روابط خود را با ایران قطع کردند.اما آرام آرام دولت ایران با ایجاد رابطه با کشورهای کوبا و نیکاراگوئه ـ که رفتاری برای مقابله با امپریالیسم داشتند ـ توسعه روابط سیاسی و اقتصادی در آمریکای لاتین را جزو اهداف سیاست خارجی مورد نظر قرار دادند و این همکاریها توسعه یافت و هماکنون با تمامی کشورهای آمریکای لاتین ارتباط سیاسی، اقتصادی و با برخی نیز روابط فرهنگی را گسترش داده است.
البته باید گفت که این ارتباطات با تبادل سیاستهای سیاسی و اقتصادی و همکاریهای مشترک در سازمانهای جهانی و ایجاد ارتباطات دوجانبه و چندجانبه روز به روز عمیقتر میشود؛ از جمله سفرهای رؤسای جمهوری ایران با رؤسای جمهوری کشورهای آمریکای لاتین که توانست در تقویت این رابطه بسیار کارساز باشد.هماکنون جبهه همکاریهای مشترک میان جمهوری اسلامی ایران و ونزوئلا و کوبا و نیکاراگوئه و بولیوی مجموعهای را در منطقه آمریکای لاتین ایجاد کرده است که الگوی جدید سیاسی و اقتصادی را در منطقه به وجود آورده است.البته چاوز، رئیسجمهوری کنونی ونزوئلا، از زمان آغاز حکومتش، نقش بسزایی داشته و با طرح جدید خود برای مبارزه با استعمار اسپانیا، موفق شد که اتحادی متشکل از نیمی از کشورهای آمریکای لاتین را در این زمینه فراهم آورد؛ او الگوی جدید اقتصادی و سیاسی خود را «بولیواریسم» میخواند.اما بازدیدهای دکتر احمدینژاد از کشورهای نیکاراگوئه و ونزوئلا و بولیوی و اکوادور در روابط ایران با کشورها، فرصتهای اقتصادی خوبی را پدید آورده است، به شرط آنکه این فرصتها با برنامههای مدون در راستای منافع ملی کشورمان مورد استفاده قرار گیرد. در حال حاضر حجم مبادلات ما با آمریکای لاتین، 2.5 میلیارد دلار است.
*تابناک: گسترش روابط با کشورهای این حوزه تا چه میزان میتواند در راستای منافع ملی ما باشد؟
**محمدنبی: به نظر میرسد باید برای کشورهای توسعهیافته در ادامه همکاریهای مشترک خود ـ که همان همکاریهای بینالمللی و فراملی است ـ عاملی باشد یا به وجود آید که علاقهمندی طرفین را به همکاریها نشان دهد. به قول اندیشمندان «اگر در جهان امروز محاسبهگر نبوده و از ارتباطات مناسب برای اهداف توسعه در کشور برخوردار نبوده و حافظ منافع ملی خود نباشید، در صحنه سیاسی بازنده خواهید بود».به نظر میرسد حرف بیربطی نباشد، چون همه به دنبال حفظ منافع خود هستند و این سادهاندیشی است که گمان کنیم برخی از دوستان ما دلشان تنها برای ما میسوزد. خیر، چون آنچه مسلم است و مورد توجه، همگان به دنبال فرصتهای طلایی برای توسعه برای کشور و مردم خود هستند و در این ارتباط چوب ظلمهایی را بر دیگران روا میدارند.اگر به کمی دورتر و روابط میان کشورهای اروپایی برمیگردیم، میبینیم اروپا روزی مرکز خشونت و جنگهای داخلی بود و در اثر جنگهای خانمانسوز، خسارات جانی و مالی فراوان به بار آورد، اما امروز آنها پس از تجربیات فراوان، توانستند قاره اروپا را به عنوان «قارهای امن» معرفی کنند؛ با ایجاد مجلس فراگیر و همکاریهای پیدرپی دیپلماتیک و اقتصادی و فرهنگی و برداشتن مرزهای ورود و خروج فیمابین، جامعهای مشترک به وجود آوردند تا بتوانند منافع اقتصادی بسیاری برای خود و مردم خویش، ایجاد کرده و محیطی برای رفاه آنها فراهم آورند که درواقع، اینها میتواند هر یک عامل ایجاد وحدت در میان این کشورها باشد.
باید گفت آنها به این نتیجه رسیدهاند که دیگر جایی برای مبارزه و ادامه رفتارهای خشن نیست و باید مردم در آرامش و رفاه باشند تا ادارهکنندگان کشورها به دنبال مسائل اساسیتر و حفظ جامعه خود از هر گزندی باشند. بدیهی است از این فرصتها برای خود استفاده میکنند و به دنبال چپاول منابع کشورهای در حال توسعه هستند و حتی برای فروش کالای جنگی خود از ایجاد نقاط بحرانی و جنگی در دیگر قارهها کوتاهی نمیکنند و با ایجاد نقاط بحرانی بین کشورها به جز فروش لوازم جنگی و به قولی «پارو کردن پول»، کار دیگری ندارند انجام دهند و موفق نیز بودهاند.ارتباط کشورهای اروپایی با ما بیشتر به دلیل استفاده از قدرت مالی نفتی ما بوده است و همچنان ادامه دارد. البته کشورهای آمریکای لاتین نیز از این حلقه دور نیستند. آنها نیز میخواهند کمکهای مالی از ما بگیرند و از منابع ایران استفاده کنند و یکی از مسائلی که توانسته وحدت بین جمهوری اسلامی ایران و کشورهای اروپایی برقرار کند، بحث انرژی نفت و گاز است.
*تابناک: چالشها و فرصتهای پیش روی گسترش روابط سیاسی، اقتصادی ایران با کشورهای منطقه را چه میدانید؟
**محمدنبی: ایراداتی که باید بررسی و نسبت به رفع آن اقدام شود تا شاید با چشم بازتری در منطقه آمریکای لاتین تبادل تجاری داشت.
1. آشنایی کافی از قابلیتهای اقتصادی و ظرفیتهای موجود در آمریکای لاتین.
2. شناخت نداشتن از قوانین و مقررات تجاری و گمرکی منطقه آمریکای لاتین.
3. برقرار نکردن ارتباط توسط تجار ایرانی با تجار منطقه به لحاظ زبان.
4. هرچند موافقتنامههای اندکی هست، ولی هنوز اجرایی نشدهاند.
5. بیثباتی سیاسی در کشورهای منطقه تغییرات در کابینههای دولت.
6. فشار آمریکا به کشورهای منطقه برای جلوگیری از حضور ایران (حیاط خلوت آمریکاست)
7. تقریبا بازار منطقه در دست چینیها و ژاپنیها و آمریکاییهاست.
8. عدم توان رقابت کالاهای ایرانی با کالاهای کشورهای چین و ژاپن و آمریکا از نظر قیمت و عرضه کالا.
9. وجود تأثیر روابط تجاری از ارتباطات سیاسی و فرهنگی و نبود تحرکات مذهبی و اجتماعی.
10. مشکلات برای گرفتن روادید.
11. حملونقل کالا به لحاظ مسافت زیاد در سفرهای دریایی و مشکلاتی از این قبیل.
همچنین اقدامات تجاری که ایران میتواند در منطقه داشته باشد، عبارتند از:
1. توان ایران برای صدور خدمات فنی و مهندس در زمینه خودرو و سیمان و کالاهای بهداشتی.
2. کمک به تجار برای صادرات به منطقه و اقدامات برای رفع موانع گمرکی.
3. تهیه مواد اولیه کشاورزی و دامی از آنها با توجه به پتانسیل آنها در این زمینه.
4. استفاده از آمادگی کشورهای منطقه برای ایجاد روابط تجاری و سیاسی و گسترش امور.
5. وجود بازارهای بکر در بیشتر کشورهای منطقه و نیاز آنها به بسیاری از کالاهای صادراتی ایران که باید مورد توجه قرار گیرد.
6. تجهیز تجار ایران در شناخت منطقه فراگیری زبان اسپانیولی
هرچند همکاریهای سیاسی و اقتصادی را با کشورهای آمریکای لاتین در پیش گرفتهایم، اما همچنان موانع و چالشهایی در این ارتباط وجود دارد.
*تابناک: اعزام ناوگان نظامی آمریکا به دریای سیاه با پرواز بمبهای استراتژیک و حرکت بزرگترین ناو اتمی روسیه به سوی ونزوئلا همراه شد که برخی از کارشناسان آن را آغاز جنگ سرد نوین قلمداد کردند با توجه به فضای موجود در آمریکای لاتین این چالشها تا چه میزان میتواند بر روابط مرسوم منطقه مؤثر باشد؟
**محمدنبی: روسها از سالهای دور برای اینکه در آمریکای لاتین حضور داشته باشند، با چند کشور منطقه از جمله کوبا و نیکاراگوئه، روابط نظامی و سیاسی گستردهای برقرار کردند که از آن جمله میتوان به کمکهای تسلیحاتی شوروی سابق به این دو کشور اشاره کرد. البته باید گفت در برابر نفوذ گسترده روسها در قارههای آسیا و اروپا و حتی آفریقا به علت دسترسی آسان که آمریکا به کل قاره آمریکا داشت، این قاره به واقع حیات خلوت آمریکا بود و به اعتقاد من، هنوز هم هست، بنابراین حتی در زمان حکومت ژنرالها در قاره آمریکا، شوروی سابق، جز حضور قوی در کوبا و نیکاراگوئه، عملا در کشورهای دیگر این قاره ـ به رغم تلاش گسترده ـ نتوانستند موفقیت چشمگیری به دست آورد؛ هرچند شوروی، این ابرقدرت، گروههای مسلح چپگرایی را ساماندهی کند تا ضمن مبارزه با حکومتهای دستنشانده آمریکایی، منافع شوروی را نیز تأمین کنند.اما پس از فروپاشی شوروی، حضور این کشور در منطقه آمریکای لاتین، به طور چشمگیری کاهش یافت و حتی نتوانستند از نیروهای خودشان که از پیش در منطقه مستقر بودند، پشتیبانی کافی کنند.
به همین دلیل، فعالیتهای روسها در یک بازه زمانی در این منطقه متوقف شد.شاید بتوان اقدامات اخیر روسیه، چه در منازعهای که با گرجستان داشتند و چه اعزام ناو جنگی و بمبافکنهای استراتژیک خود به آمریکای لاتین به قصد همکاری بیشتر با چاوز در ونزوئلا و رائول کاسترو در کوبا و تفکرات ایجاد روابط نظامی با بولیوی از یک سو و حضور ناوگان دریایی آمریکا در بنادر گرجستان همزمان با گسترش نزاع روسیه با این کشور ـ که در پوشش کمکهای بشردوستانه، اقدام به تحویل مهمات و اسلحه به گرجستان کردند ـ را آغاز زمینه جنگ سرد دوم عنوان کرد، اما واقعیت این است که نه تنها قدرتهای ثالثی همچون اروپا، مایل به ادامه تنشهای اخیر نیستند، بلکه به نظر میرسد با اوضاع و احوال آمریکا در خاورمیانه، خود روسها و آمریکاییها هم تمایلی به تداوم این روند در درازمدت ندارند.
*تابناک: افزایش چالشها بین روسیه و آمریکا را در منطقه بر منافع ایران چه تأثیری میتواند داشته باشد؟
**محمدنبی: افزایش تنشها در منطقه برای ایران که کم کم در حال استحکام موقعیت خود در بازارهای آن کشورهاست، اصولا به ضرر ایران است و هرچقدر این فضا آرامتر باشد، ظرفیتها برای گسترش مبادلات تجاری و مناسبات سیاسی بیشتر خواهد بود.
*تابناک: به عنوان سخن پایانی، چگونه میتوان روابط تجاری خود را با کشورهای منطقه گسترش دهیم؟
**محمدنبی: اکنون با توجه به اینکه بیشتر مردمان کشورهای آن منطقه را طبقه مستضعف و محروم تشکیل میدهند، بنابراین اولویت صادرات به این منطقه، باید کالاهای ارزانقیمت و وسایلی باشد که مورد استفاده همگانی است؛ برای مثال، حضور تجار فرش ایران در این منطقه، زیاد نمیتواند موفق باشد، چون فرش که یک کالای لوکس است، مشتریهای خاص خود را دارد که در کل شاید جمعیت زیر 10 درصد از شهروندان این منطقه را پوشش میدهد. در ضمن اینکه برای گسترش مبادلات تجاری، باید ناوگان حملونقل دریایی و هوایی ایران زیرساختهای لازم را برای این حجم از صادرات پایهریزی کنند.