* آقای مهتدی! نظرشما درباره این نامه چیست و آیا این نامه در راستای سناریوی اختلاف افکنی دمشق با تهران طراحی شده است؟
** من معتقدم، مذاکره سوریه و رژیم صهیونیستی یا وعده هایی که اسرائیل و آمریکا برای تخلیه بلندیهای جولان به سوریه می دهند، فریبی بیش نیست و این نظری است که همه کارشناسان دارند. بی تردید، این یک فریب است، زیرا رژیم صهیونیستی بلندیهای جولان را بصورت رسمی طی قانونی که از پارلمان خود گذرانده است، به خاک خودش ملحق کرده و در آنجا نیز چندین شهرک هم ساخته است. علاوه بر آن نیز منابع آب دریاچه طبریه که برای اسرائیل حیاتی است، در بلندیهای جولان قرار دارد و امکان ندارد که اسرائیل از این منابع دست بردارد. بنابراین تنها تحلیلی که برای این نوع وعده ها وجود دارد، این است که این وعده ها توخالی است و تنها در جهت ایجاد اختلاف بین دو کشور سوریه و ایران طراحی شده است، وگرنه این موضوع غیرممکن است، زیرا سوریها هرگز خود را به این وعده ها دلخوش نمی کنند و از دیدگاه آنان، جدا شدن کشورشان از ایران و نیروهای مقاومت در منطقه، بهایش خیلی بیشتر از جولان و جولانهاست. بنابراین، بنده معتقدم، حرفهای آقای بوش را هیچ کس باور نمی کند.
* چندی پیش نیز اولمرت پس از کناره گیری از قدرت، به برخی از اشتباهات این رژیم اشاره داشته است. آیا این نامه را می توان در راستای این اظهارنظرها تحلیل کرد؟
** مسؤولان اسرائیلی و آمریکایی عادت دارند، هنگامی که از قدرت کناره گیری می کنند، مواضعشان نرمتر می شود، در حالی که وقتی در قدرت هستند، چنین مواضعی ندارند. حتی اولمرت هنگامی که از قدرت کناره گیری کرد، اعلام کرد اسرائیل نه تنها از بلندیهای جولان، بلکه باید از کرانه باختری نیز عقب نشینی کند تا صلح برقرار شود. این در حالی است که وی در مدتی که نخست وزیر بود، هرگز چنین موضعی را اعلام نکرد و بدون تردید، کسانی هم که بعد از او قدرت را در دست می گیرند، به این عقب نشینی اعتقادی ندارند، بنابراین سخنان بیشتر مصارف داخلی دارد.
* با توجه به این که به نظرمی رسد سوریه کشوری است که بیشتر اهل معامله است، آیا این تصور وجود دارد روزی دمشق برای رسیدن به بلندیهای جولان، روابط دیپلماتیک خویش را با تهران قطع کند؟
**چنین موضوعی غیرممکن است، زیرا هم پیمانی با ایران، برای سوریه حیاتی است. مسؤولان سوری علاوه بر هم پیمانی با ایران، از مقاومت اسلامی در لبنان و از سازمانهای فلسطینی به ویژه حماس و جهاد اسلامی نیز حمایت می کنند و همین اهرمها، موجب حفاظت از سوریه می شود، بنابراین این کشور در هیچ شرایطی منافعش اقتضا نمی کند این اهرمها را کنار بگذارد. البته دیپلماسی سوریه با دیپلماسی ایران متفاوت است، زیرا همان طوری که شما هم به آن اشاره کردید، سوریها اهل مذاکره و معامله هستند، اما بسیار زرنگتر از آن هستند که اسرائیل یا آمریکا بتوانند سوریه را فریب دهند و برگه های سوریه را از دست آنان خارج سازند. افزون بر این که آمریکا و اسرائیل نیز قادر به پرداخت بهای این اهرمها نیستند. بنابراین من معتقدم، هرگز چنین احتمالی که دمشق از تهران جدا شود، محقق نمی شود.