مهدی عراقی
یکی از کارکردهای شورا تقویت همبستگی اجتماعی بر پایه شهروندی و حقوق فردی است. همبستگی بر پایه شهروندی در مقابل همبستگیهای قومی، خونی و عشیرهای نظایر آن است. شورا چون عرصه عمومی است، به پدید آمدن وفاق در جامعه یاری میرساند. در اینجا از افراد خواسته میشود که از منابع فردی به نفع همگانی درگذرند و برآیندی از نظرات متضاد ارائه دهند. بنابراین شورا عرصه تعدیل و هماهنگ کردن تقاضای پراکنده شهروندان است.
شوراها میتوانند مردم را به طور واقعی در سرنوشت امور محلی خود دخالت دهند و مجالی برای آنان به وجود آورند که سلیقه و اراده دلخواه خود را در اداره امور محل و منطقهای که در آن زندگی میکنند به کار برند، احتیاجات خود را مشخص و در راه ارضای نیازهای خویش کوشش کنند. در این حالت که مردم شهرها و روستاها دولتهای محلی واقعی و نه صوری تشکیل میدهند و در طریق توسعه، ترقی و تکامل شهر و روستای خود و در نتیجه در راه ترقی زندگی مادی و معنوی خویش گام برمیدارند. این موضوع در ایران که دارای تنوع شرایط اقلیمی در نقاط مختلف است، موجب لزوم اجرای روشهای مختلف برای تطبیق با این شرایط گوناگون را به وجود میآورد که این امر از طریق شوراها محقق خواهد شد، زیرا استعداد خاص هر منطقه برای توسعه کشاورزی و صنعتی ایجاب میکند هر منطقه با توجه به موقعیتهای خاص مورد بهرهبرداری قرار گیرد و توسعه یابد.
شوراها دارای مزایای دیگری نیز هستند، از جمله اینکه در سیستم شوراها بعضی اوقات واحدهای ارضی کوچکتر به منزله لابراتوری هستند که بعضی از برنامههای دولتی قبلا در آن به مرحله آزمایش گذاشته میشوند تا چنانچه نتیجه آن رضایتبخش باشد آن را در تمام مملکت به مرحله اجرا بگذارند.
همچنین سیستم شوراها مانند یک مدرسه تعلیم و تربیت است و اهالی کشور را آماده میکند که در اداره امور کشور نظارت و دخالت کنند. در این سیستم مردم تشویق میشوند که به طور وسیعتری در اداره امور حکومتی شرکت نمایند. وقتی مردم ببینند که شهر یا روستای آنها دارای اختیارات قانونی است و آنها میتوانند به وسیله انتخاب نمایندگان این اختیارات را اعمال کنند، بیشتر برای شرکت در اداره امور محل خود علاقه و شوق نشان میدهند.
امور هر ناحیه معمولا با توجه به امکانات و رعایت پارهای مقتضیات دیگر محلی اداره میشود و برنامهها با در نظر گرفتن امکانات محلی تنظیم میشوند و لذا از این نظر مصارف بودجه دولت مرکزی به میزان قابل توجهی کاهش مییابد. بدیهی است شوراهای محلی کمبود اعتبارات مورد نیاز را به صورت کمک از حکومت مرکزی دریافت میکنند و یا حکومت مرکزی طبق موازین مقرر با رعایت شرایط و اوضاع و احوال به شوراهای محلی به نسبتهای متفاوت به صورت بلاعوض کمک کند.
امور محلی نه تنها با مشارکت مردم محل انجام میشود، بلکه هر نظام غیرمتمرکز متضمن سلسله انگیزهها و مزایا و ویژگیهای خاص است، از جمله افکار عمومی و اجتماعی مردم محل را به طور طبیعی و قهری پرورش میدهد، حس مسئولیت را در آن زیاد و مراقبتشان را در اداره امور محلی زیادتر میسازند، نیروی ابداع و ابتکار، اعتماد به نفس و علاقه به شناخت سریع و به هنگام نیازها و مشکلات محلی را در آنان تقویت میکند، تصمیمات سریعتر اتخاذ میشود و در پیشبرد هدفها و تحقق آرمانهای محلی کوشش و پشتکار صمیمانه و بیدریغ ابراز میشود.
از سوی دیگر- مشارکت و شورا حس اعتماد به نفس را بالا میبرد و خودباوری را افزایش میدهد که در این صورت یک جامعه با این اندیشه، بحران هویت را پشت سر میگذارد و با ورود به صحنه مشارکت، از بحران مشارکت نیز عبور میکند و به محض عبور از این بحران، بحران مقبولیت که یک عامل اساسی در بقای مسئولان یک نظام است را نیز حل میکند و سپس با پذیرش نقشها و وظایف مختلف در جامعه از طرف منتخبین مردم و از طرفی واگذاری بخشی از مسئولیتهای دولت به عهده شوراها در حقیقت بحران توزیع قدرت نیز حل میشود و در نهایت وقتی که در هر منطقه یا بخشی از کشور حس مسئولیتپذیری از طرف آحاد مردم بالا برود، بر بحران یکپارچگی نیز غلبه پیدا میکند دشمن خارجی از هیچ سمتوسویی قدرت تعرض به آب و خاک کشور را نخواهد داشت.
در همین حال از جمله عواملی که در بسیج مشارکت مردم دخالت دارد، باید نخست به رابطه دوطرفه میان مسئولان و مردم اشاره کرد. آنچه مردم را به مشارکت تشویق میکند، آن است که ببینند پیام آنها به رهبران میرسد و از آنها پاسخی دریافت میکنند. یکی دیگر از بهترین اهرمهای بسیج مشارکت مردم، پیوند گروههای کوچک منسجم است با حرکتهای گستردهتر در سطح کشور، زیرا این گروهها توانایی سریع بسیج افراد را دارند.
از آنجا که غالبا افراد توانایی هم هویت کردن خود با گروههای بزرگ و انتزاعی مثل ملت را ندارند. گروههای واسط این فراگرد و این همانی را تسهیل میکنند. وحدت ملی از ادغام گروههای کوچک در یک جریان عمومی کلی حاصل میشود و هر نوع بسیج در جهت مشارکت از طریق این گروهها انجام میگیرد. از سوی دیگر با توجه به اینکه جامعه ما، جامعهای انقلابی اسلامی است با حضور نیروهای ارزشی و حزباللهی به عنوان کاندیدا در انتخاب گوناگون اعم از ریاستجمهوری، مجلس و شوراها میزان مشارکت مردم در عرصه انتخابات نیز افزایش مییابد.
از دیگر مزایای شوراها آن است که موجب میشود مردم از نزدیک در جریان مسائل و مشکلات دولت قرار گرفته و سطح انتظارات خود را با سطح توانایی دولت تنظیم کنند.