احسان مهرابی
با وجود مخالفتهایی که نسبت به واگذاری نظارت بر انتخابات شوراها به شورای نگهبان وجود دارد اما دیروز محمدرضا باهنر به جمع خبرنگاران پارلمانی رفت تا از پیشنهاد خود دفاع کند. دفاع باهنر از پیشنهاد خود با استدلالهایی چون عدم امکان مجلس برای برگزاری انتخابات توسط مجلس و ایجاد تشکیلات جدید صورت گرفت.
در اینباره با نورالدین پیرموذن عضو فراکسیون اقلیت مجلس به گفتوگو نشستهایم. او هدف طراحان این پیشنهاد را سیاسی و این اقدام را تلاشی برای حذف رقبا میداند. او از واژه دوپینگ سیاسی برای توصیف این پیشنهاد استفاده میکند.
*انگیزه طراحان این پیشنهاد و دلایل آنان چیست؟
**تفکری که پیشنهاد نظارت شورای نگهبان بر انتخابات شوراها را داده است به دنبال کنار گذاشتن رقبای سیاسی در انتخابات خبرگان است تا با دوپینگ سیاسی مبادی قدرت را به هر قیمتی برای خود حفظ کند.
در حالی که نحوه برگزاری انتخابات شوراها میتواند زیربنای انتخاباتهای آینده باشد و این انتخابات باید عادلانه و با مشارکت تمامی گروههای سیاسی باشد.
*پیشبینی شما از رأی مجلس به این پیشنهاد چیست؟
**با توجه به اینکه این پیشنهاد مغایر با قانون اساسی است حتی اگر رأی هم بیاورد مغایر قانون است. چرا که بر اساس قانون اساسی در اصل100 و سایر اصول شرایط انتخابکنندگان و انتخابشوندگان و حدود و وظایف و اختیارات و نحوه انتخابات بیان شده است. مطابق مفاد این قانون به منظور نظارت بر انتخابات، هیات مرکزی نظارت بر انتخابات شوراها متشکل از 3 نفر از اعضای کمیسیون شوراها و امور داخلی و 2 نفر از اعضای کمیسیون اصل 90 به انتخاب مجلس تشکیل میشود. در هر استان هم هیات نظارت استان مرکب از 3 نفر از نمایندگان مجلس آن استان به تعیین هیات مرکزی نظارت تشکیل میشود.
مشکل دیگر این پیشنهاد فیالبداهه بودن آن و عدم کار کارشناسی لازم بر روی آن است که نشان میدهد این پیشنهاد صرفا با انگیزههای سیاسی و با هدف حذف رقبای سیاسی مطرح شده است.
*طراحان این پیشنهاد استدلال میکنند که با نظارت نمایندگان آنان میتوانند در حوزههای انتخابیه اعمالنظر کنند و از سوی دیگر با توجه به نزدیکی دیدگاههای مجلس و شورای نگهبان گفته میشود که تفاوتی بین نظارت این دو نهاد وجود نخواهد داشت؟
**بالاخره در مجلس در بین 290 نفر نماینده اعمال نفوذ کردن از اراده ملت است و امکان اشتباه مجلس کمتر است.
نمایندگان خود منتخبین مردم هستند و این که نمایندگان مردم بر رأی مردم نظارت کنند عین مردمسالاری است.
از سوی دیگر این نگاه سیاسی هموار وجود داشته است که گروهی برای حذف رقبا تلاش کردهاند که به شورای نگهبان متوسل شوند.
و تجربه تلخ برخی انتخابات گذشته هم موید این نکته است چرا که با نظارت استصوابی شورای نگهبان امکان رد صلاحیت کاندیداها بیشتر شده و دایره انتخاب مردم هم محدودتر و مشارکت آنان کمتر میشود.
*حامیان این پیشنهاد گفتهاند که نظارت مجلس بر انتخابات امکانپذیر نیست و نیاز به ایجاد تشکیلات جدید دارد؟
**من نمیدانم این عزیزان ما نگران چه هستند کاش اینها نگرانیهای خود را برای برگزاری انتخابات آزاد اعلام کنند.
وقتی قانون اجازه داده که هر ایرانی به عنوان کاندیدا ثبت نام کند و هر ایرانی دیگر هم رأی بدهد چه مشکلی برای برگزاری انتخابات وجود دارد.
آرزو داشتم جناب مهندس باهنر دلیل نگرانیهای اصلی خود را از برگزاری انتخابات آزاد و با مشارکت اکثریت خاموش و فعال جامعه اعلام کنند.
*سخنگوی شورای نگهبان هم اعلام کرده است که شورای نگهبان تمایلی برای قبول نظارت بر انتخابات شوراها ندارد. با توجه به این اظهارات دلیل اصرار طراحان این پیشنهاد چیست؟
**مخالفت شورای نگهبان طبیعی است چرا که این امر خلاف قانون اساسی است. از سوی دیگر برگزاری دو انتخابات گذشته هم از سوی مجلس مشکلی نداشته که نیاز به بازنگری داشته باشد.
*پاسخ شما به عنوان مخالف این پیشنهاد به این استدلال موافقان که گفته میشود در نظارت مجلس ممکن است نمایندگان به نفع موافقان و مخالفان خود در حوزه انتخابیه اعمالنظر کنند چیست؟
**اگر این فرض درست باشد باز هم نگرانی دوستان بیمورد است چرا که اکثریت نمایندگان از خود آنان هستند و اگر بنا باشد اعمال نظری هم باشد اکثریت با طیف آنان است.
به هر حال انتخابات اگر بخواهد دستکاری شود و به شکل آشکار و پنهان هدایت شود از اکنون محکوم به مخدوش بودن است.
البته شاید همه این تلاشها هم به نتیجه نرسد چرا که تجربه انتخابات دومخرداد در کشور ما وجود دارد که با وجود همه ابزارهایی که برای رای آوردن یک کاندیدا به کار گرفته شد نهایتا مردم آقای خاتمی را انتخاب کردند و همه آن اقدامات بیتاثیر شد.