*مد از نظر روانشناختی چه تعریفی دارد؟
**میتوان گفت ما سه موضوع نزدیک و شبیه به هم در این مبحث داریم 1- مد 2- تقلید 3- پیروی که هر کدام از اینها بصورت زنجیرهای به هم مرتبط و متصل هستند.
هر 3 موضوع بالا بسیاری اوقات شبیه انجام یک عمل (بطور مثال پاکیزه شدن) با درجات وسواس بسیار نزدیک به هم هستند و بسیاری از اوقات هم مرز مشخص و دقیقی بین آنها وجود ندارد و به اصطلاح همپوشانی دارند، ولی در هر صورت داشتن الگوها، باورها و کسب توجه از ابزار اصلی مدگرایی محسوب میشوند.
به طور معمول هر رفتار و یا گفتاری که با توجه به ارزشها و یا ضدارزشهای جامعه صورت بگیرد و به نوعی موجب کسب توجه و از دیدگاه تحلیل رفتار به نوعی نوازش نمایشی محسوب شود به آن مد میگوییم.
*مد یا نوازش نمایشی را از دیدگاه تحلیل رفتار بیشتر توضیح دهید.
**انسان در هر ارتباط متقابلی بدنبال کسب نوازش و توجه است. به طور کلی میتوان گفت: نوازش عبارتست از توجه به حضور دیگری که ممکن است به صورت تماس جسمانی ـ تماس دیداری (نگاه کردن) و یا کلامی باشد که نیاز انسان به توجه و تایید از سوی از سوی دیگران را ارضا نماید.
در واقع نوازش واحدی از توجه است که در فرد ایجاد انگیزه میکند، نوازش موردنیاز بشر است و در صورت محروم شدن از آن احساس طردشدگی بوجود میآید.
میل به نوازش در هر فرد با اشخاص دیگر متفاوت است اما نیاز به نوازش در تمام انسانها وجود دارد. نوازش نمایشی یکی از اشکال نوازش است. افرادی که از طریق تغییر در شکل ظاهری خود (لباس پوشیدن ـ آرایش کردن و...)و یا رفتارهای خاص مانند سیگار کشیدن، رانندگی بصورت غیرمعمول و یا از طریق غیرکلامی مانند افرادی که از الفاظ خاص خارجی (بیگانه) را در محاورههای روزمره خود بکار میبرند و یا کسانی که از جواهرات بصورت غیرمعمول استفاده میکنند، به نوعی درصدد جلب توجه از طریق نوازشهای نمایشی هستند.
*مد را به چند دسته میتوان تقسیم کرد؟
**به دو دسته؛ مدهای ارزشی و غیرارزشی. مد خاصی در یک زمان میتواند شکل ارزشی داشته باشد و در زمانی دیگر شکل ضدارزشی پیدا کند به عنوان مثال سیگار کشیدن در سالهای دهه 60 میلادی در اروپا به نوعی موجب کسب توجه از طریق نوازشهای نمایشی بوده است (ارزش بوده) در صورتی که امروز همین عمل به نوعی ضدارزش است و یا در مورد چاقی و لاغری که در یک زمان (سالهای دور) خانمهای چاق به نوعی الگوهای مد بودند در صورتی که بعد از مدتی این مسئله تغییر کرده و خانمهایی که استخوانبندی ریز داشتند الگوهای مد روز شدند.
*تاثیرات مد بر روی خانواده و جامعه چیست و نحوه برخورد با آن چگونه باید باشد؟
**چون مد پذیرش یک الگوی رفتاری جدید است و تغییر در رفتار فرد تاثیر مستقیم بر روی فرهنگ خانواده و جامعه دارد برای هرگونه برخورد اعم از پذیرش و یا نفی آن که به نوعی ظاهرگرایی و فرمگرایی محسوب میشود باید از ابزار فرهنگی استفاده کرد و نباید فراموش شود که هیچ فرهنگی را با جبر و قانون نمیتوان به مردم تحمیل کرد.
به طور مثال در زمان حکومت پهلوی اول با زور و ارعاب سعی به برداشتن حجاب زنان داشتند. (کشف حجاب) و نتایج مقاومتی که از طرف مردم در برابر این تصمیم نسنجیده و غیرمنطقی صورت گرفت را هم میدانیم پس باورهای فرهنگی مردم را با دستورات حکومتی و قانون و به زور نمیتوان نفی کرد و یا تغییر داد. به نظر من دولت فقط باید سیاستگذاری کند و با جایگزینی ارزشهای مورد باور عموم مردم فرهنگسازی را به خود مردم بسپارد.
*آیا مد میتواند تبدیل به بخشی از فرهنگ جامعه شود؟
**بله میتواند. علاقه به مد ابتدا در بین مردم یک جامعه بوجود میآید بعد به صورت عادت در میآید و تدریجاً بخشی از فرهنگ جامعه میگردد. این مد هر چقدر با باورهای سنتی، فرهنگی و دینی جامعه همسویی داشته باشد سریعتر جای خود را در میان فرهنگ مردم باز میکند و در میان آنها رسوب مینماید. خارج از اینکه این باور از نظر قانونی هنجار و یا ناهنجار باشد.
*چرا زنان نسبت به مردان گرایش بیشتری نسبت به مد دارند؟
**بخشی از این گرایش به خاطر نوع جنسیت فرد، غریزی است ولی به لحاظ عدم امکان کسب توجه از طریق فعالیتهای اجتماعی و حضور در جامعه و کسب نوازشهای نمایشی گرایش زنان به مد قویتر از مردان است.
*تعریف پوشش مناسب چیست و تأثیر آن بر شخصیت فرد چگونه است؟
**پوشش به نوعی ریشه در فرهنگ و رسوم هر جامعهای دارد و عوامل مذهبی ـ جغرافیایی ـ اقتصادی و فرهنگی تأثیر مستقیم در شکل نوع پوشش افراد آن جامعه دارد بطوریکه بصورت کاملاً سنتی و فرهنگی رنگ لباس فرد میتواند سبب ایجاد ارتباط غیرکلامی شود. مانند پوشیدن لباس تیره و سیاه در مراسم عزاداری برای ابراز همدردی و غم و اندوه و یا لباس روشن و سفید برای مراسم عروسی و جشنها برای ابزار غیرکلامی شادی و سرور فرد و یا کت و شلوار تیره بصورت رسمی برای سیاستمداران.
انتخاب پوشش مناسب با توجه به روحیات و باورهای هر فرد تاثیر مستقیم بر احساس هویت وی دارد. اگر با دقت به تجربه تاریخی کشورهای دیگر نگاه کنیم کشورهایی که سعی در جایگزینی یک پوشش حکومتی و متحدالشکل برای تمام افراد جامعه بدون در نظر گرفتن تفاوت فرهنگها و ارزشهای مردم داشتهاند شکست خوردهاند (بطور مثال کشور چین در زمان انقلاب مائو و یا اتحاد جماهیر شوروی).
*از نظر روانشناختی چه افرادی به پوششهای غیرمعمول گرایش دارند؟
**مدگرایی بیشتر در بین جوانانی مشاهده میشود که در زمان شکلگیری و بلوغ شخصیتی خود هستند. در حالت مثبت با الگوبرداری از رفتارهای همسو با فرهنگ جامعه در جهت درست حرکت میکنند و در حالت دیگر (منفی) به سمت سرکشی و تمرد از قوانین و فرهنگ جامعه میروند، که در هر دو حالت پیام «من هستم!» را با رفتارهای خاص خودشان به محیط اطرافشان اعلام میکنند. اینجاست که باید با مدگرایی به صورت ریشهای برخورد شود و بدنبال علت این رفتارها بود.
اصولاً کودک ـ نوجوان و جوانانی که از نظر شخصیتی مورد تأیید خانواده ـ فرهنگ و جامعه خود قرار نگیرند بدنبال گروههای همسن و مدگرایی میروند.
حتی از بعد سیاسی گاهی پیروی از مد نوعی مقاومت در برابر جریانهای قانونی و فرهنگی جامعه است.
*شما مدگرایی را چگونه ارزیابی میکنید؟
**چنانچه هر نوع مدگرایی موجب صدمه رسیدن روحی جسمی و روانی به خود و دیگران نشود و در یک تعادل احساسی ـ منطقی قرار بگیرد کاملاً ا ز دیدگاه من قابل قبول است.
*مد چه جایگاهی از دیدگاه بازیهای روانی دارد؟
**بازیهای روانی ابتدا بین کودک و والدین مبادله میشود و کودک در این بازی برای کسب توجه مهارت میکند.
مثل بازی روانی «مال من بهتره» و یا «بین من چه کارهایی میتونم انجام بدم(بکنم)» و... مثال واضح این بازی روانی در بین نوجوانان جلب توجه از طریق تحسین شدن لباس و کفش اوست و یا انجام کارهای غیرعادی (معمول) که این هم برای کسب توجه دیگران صورت میگیرد.
*تصویب قوانین و اعمال سلایق حکومتی تا چه اندازه میتواند مانع از رسوخ دیگر فرهنگها در جامعه ما شود؟
**میتوانم بگویم هرگونه اعمال زور و قانون حتی در چارچوب قوانین تصویب شده علاوه بر نداشتن اثر مثبت بر روی جامعه موجب مقاومت پنهان افراد در برابر این فشار میگردد، به صورت ظاهری ممکن است در محیطهایی که جبر یا قانون حاکم است به این قوانین عمل شود (اجرا شوند) ولی خارج از آن محیط مانند فضاهای خصوصی و دوستانه (منزل) طبق خواستههای خود عمل میکنند و قانون نمیتوانند بر تمام فضاهای شخصی و خصوصی افراد نظارت داشته باشد.
مجدداً تأکید میکنم تغییر هر رفتار فرهنگی باید با وسایل فرهنگی و آموزشی بسترسازی شود تا در نهایت به نتیجه مطلوب برسیم.
زمانی که قانون نتواند ارزشها و سلایق مورد قبول و پسند جوانان را ارایه دهد ابزاری بجز ابزار و شیوه فرهنگی جوابگوی نیازها و سلایق جوانان نیست.
*به نظر شما در سالهای پس از انقلاب اسلامی فرهنگسازی در زمینه پوشش و لباس در میان مردم صورت گرفته است؟
**الگوهایی در این سالها ارائه داده شده ولی نتیجه نداشته است و شاهد این حرف هم مغایرت پوششی بعضی از افراد با فرهنگ جامعه و یا مقابله آنها بصورت مقاومت منفی بوده است. علت این مسئله را هم باید در عدم فرهنگسازی مناسب و ایجاد باور صحیح در بین مردم و توجه به ذوق و سلیقه مردم جستجو کرد.
*شما طرح موضوعی مثل لباس ملی را چگونه میبینید؟
**لباس و پوشش ملی را از خارج از مردم نمیتوان با قانون و طرح بر روی فرهنگ و سلایق جامعه اعمال کرد بلکه طبق باورهای هر جامعه و قومی و با توجه به فرهنگ آنان یک مسئله کاملاً خودجوش است.
تعیین پوشش برای مردم به نوعی تغییر در هویت فرهنگی آنهاست و طرح مورد باور درونی فرهنگ اقوام مختلف نخواهد بود.
به عبارت دیگر اگر مجلس لباسی را به عنوان لباس ملی تعیین کند و قوه قهریه و دولت آن را با اعلام اینکه قانون است بر تن مردم کنند، از هماکنون ناموفق بودن این طرح مشخص است. در انتخاب لباس عناصر فرهنگی، سنتی و باورهای مردم و حتی عنصر زیبایی و ارزشی مهمترین عوامل تعیینکننده پوشش این جامعه محسوب میشوند.
*برای داشتن الگوهای جذاب ایرانی چه باید کرد؟
**باید به نیازها و خواستههای روز جوانان جامعه توجه کرد نیاز به تنوعطلبی، شاد بودن، توجه به سلایق مختلف از نیازهای تمامی افراد یک جامعه است که اگر با فرهنگ آن جامعه ترکیب شود میتواند الگوهای جذابی برای جامعه ما باشد.