سیدعلیرضا کریمی
گروه سیاسی: آخرین سفر احمدینژاد به نیویورک ومقر سازمان چندی پیش در حالی به پایان رسید که دراین سفر بیش از هر موضوع دیگری کثرت مصاحبههای رئیس جمهور با رسانههای غربی نمود پیدا میکرد. رئیس جمهور در این مصاحبهها به عقیده کارشناسان سعی کرد با لحنی متفاوت نسبت به گذشته به سوالات آنان پاسخ دهد. آفتاب یزد طی گزارشی که در ذیل آمده سعی دارد در گفتگو با دو کارشناس مسائل بینالملل نتایج آخرین سفر رئیسجمهور به نیویورک را بررسی کند.درهمین ارتباطپیروز مجتهدزاده با بیان اینکه مسائل سیاسی را ازمنظر دانشگاهی نگاه میکنم، گفت: برجستهترین نکاتی که در سفر آقای احمدی نژاد به نیویورک جلب توجه میکرد، تلاش ایشان در راه اعلام یک جهت گیری سیاسی جدید در روابط خارجی ایران در مسیر صلح و آرامش و حل مسائل از طریق صلح آمیزبود. ما شاهد آن بودیم که در این خصوص صحبتهای زیادی چه در مجمع عمومی سازمان ملل و چه در خارج از آن تشکیلات از سوی آقای احمدینژاد بیان شد. این مسائل در مصاحبهها با رسانههای غربی خصوصا CNN بیشتر وجود داشت. یعنی آقای احمدی نژاد در این مصاحبهها خواستههای جدید خود را بیان کرد. این کارشناس مسائل بین الملل که با آفتاب یزد گفتگو می کرد در همین راستا افزود: اگرچه معتقدم که این خواستهها و بحثها همیشه مورد توجه دولت ایران بـوده اسـت ولی آقای احمدی نژاد به دلیل عدم ممارست در دیپلماسی و روابط خارجی مطالبی را در گذشته به زبان میآورد که دردسرساز می شد و همین موضوع لطمات شدیدی به روابط ایران و غرب زد. ایشان پس از دو سال متوجه شد که در عالم سیاست و روابط خارجی و دیپلماسی - که بسیار هم ظریف است - انسان نمی تواند آنچه که بر دل میگذرد را به زبان بیاورد. فکر می کنم به دلیل آشنایی با این حقیقت ها ایشان سعی کرد که وضعیت گذشته را اصلاح کند. وی با بیان اینکه این بار رئیسجمهور زبان نرمتری را در خصوص مسئله اسرائیل به کار برد، گفت: در واقع ایشان سعی کرد که مطلبی را به غرب برساند که خود مـن نـاچـار بـودم در یـکـی و دو سـال گـذشـتـه در مصاحبهها این موضوع را عرض کنم. خوشبختانه این بارآقای احمدینژاد به این موضوع رسیدند و این مطلب را رساندند که ما آن چیزی را که میگوییم برنامه اجرایی سیاست ما نبود بلکه درد دلها بود کهبه زبان میآوردیم. البته میخواهم اذعان کنم که این کار خوب بود اما اثرات برخورد گذشته بر جای مانده است و به همین دلیل توضیحات امروز را غرب کمتر مورد توجه قرار داد. اگر چه من معتقدم که توضیحات امروز خیلی موثر و بجا بود. این استاد دانشگاه، افزود:خصوصاً برای محافل سیاسی- برخلاف محافل مطبوعاتی که با مطالب گذشته احمدی نژاد آشتی نکردند- موثر واقع شد. امروز در مسائل مربوطبه انرژی هستهای نیست به روابط ایران با اروپا و کشورهای 1+5 به خصوص روابط مستقیم با ایالات متحده ، آقای احمدی نژاد نرمی زیادی را نشان داد که کاملاً متفاوت بود با برداشت هایی که خود ایشان در گذشته در میان غربیها ایجاد کرده بود. رئیس موسسه پژوهشی یوروسوویک لندن با تاکید مجدد به اینکه مواضع اخیر رئیس جمهور از لحاظ جبران شرایطی که خود ایشان در غرب ایجاد کرده مثبت بود، اظهار کرد: اما باید به آقای احمدی نژاد یادآوری کنم که خیلی باید دقت کند و تحت تاثیر اغواگریهایی قرار نگیرد که قبلاً به بوته آزمایش گذاشته شد و نتایج منفی رابه وجود آورد.
اگر ما میخواهیم با ایالات متحده آمریکا روابط را اصلاح کنیم من از آقایاحمدینژاد دعوت میکنم که به اظهارات6 وزیرخارجه سابق ایالات متحده آمریکا که امروز نفوذ بزرگی در این کشور دارند و از دو حزب مختلف هستند توجه کند . آنان قاطعانه گفته اند که ایالات متحده آمریکا باید روابطش را با ایران ازطریق مذاکرات مستقیم اصلاح کند . البته مذاکرات مستقیم نه به معنای اینکه به دنبال تماس از راه های مخفی و دلال بازی بود که در دولت قبلی به آزمایش گذاشته شد و نتایج شومی به دنبال داشت . مجتهد زاده تاکید کرد، اگر قرار است که ما روابطمان را با آمریکا اصلاح کنیم نیازمندیم که این کار را از طریق مذاکرات مستقیم انجام دهیم . ما در واقع هیچ چیزی نداریم که بخواهیم پنهان کاری کنیم . در پنهان و پنهان کاری کردن در بین دو قدرت و کشور معمولاً آن که ضعیف تر است می بازد . زیرا در پنهان بایستی بر اساس زد و بند تصمیم گرفته شود که در زد و بندها معمولاً آن کسی که به واسطه ها پول می دهد بازی را می برد و آن کسی که ضعیف تر است، می بازد، زیرا باید امتیازهای فراوان برای برد بدهد . این در حالی است که ما چیز پنهانی نداریم که بخواهیم باج یا امتیاز بدهیم.ما بایستی شرافتمندانه و سربلندانه از آمریکا بخواهیم که اگر می خواهد با ما بحث کند مستقیم و بدون واسطه - این موضوع را موکداً به آقای احمدی نژاد هم توصیه می کنم - باشد . وی در خصوص رویکرد رسانههای داخلی در مورد نتایج سفر رئیسجمهور به آمریکا با بیان اینکه نمیتوانم زیاد مطالب رسانههای داخلی را دنبال کنم، در عین حال اظهار کرد: بر اساس آشنایی با محیط کلی، متاسفانه رسانههای طرفدار هر دولتی - چه رسانههای طرفدار این دولت و دولت قبلی - که چشم بسته تایید میکنند کار آنها همه غلط است. کار هر رسانهای که چشم بسته و یکطرفه قضاوت کند در حقیقت مردم و عوامرا فریب میدهد. در این خصوص چه رسانههاییکه برای این دولت سرو سینه میزنند و چه رسانه هایی که برای دولت قبل سر و سینه میزدند مورد انتقاد هستند.امیدوارم که رسانهها در دولت آینده به این شکل عمل نکنند.
در واقع مجموع کار این رسانهها عشق یکطرفه و براساس فریب عام است.مجتهد زاده افزود: هیچ اقدامی در سیاست نمیتواند موفق به معنای کامل باشد. ما در عالم سیاست زمانی که صحبت از شکست و موفقیت میکنیم در واقع صحبت از نسبیتها میکنیم. لاجرم این دیدگاه مطلق گرایی که ویژه طرفدار این دولت و آن دولت است منحط میباشد و این دیدگاه به زیان دموکراسی خواهی در کشور و همچنین به زیان روشن شدن عام که همان مردم می باشند، است. لذا بنده بدون آنکه حضور داشته باشم و ببینم رسانه های طرفدار دولت در مورد سفر آقای احمدی نژاد به نیویورک چه کرده اند اما اقدامات آنان ریشه در فرهنگ روزنامه نگاری عقب افتاده دارد که صدمات زیادی در یک قرن گذشته و زمانی که صحبت از دموکراسی خواهی و مشروطه کردیم، وجود داشته است . در همین راستا دانشگاهی ها و روشنفکر های سنتی که این گونه عمل نمودند صدمات زیادی به ما تحمیل کردند . وی با بیان اینکه آقای احمدی نژاد نسبت به سفرهای قبلی خود به نیویورک این بار موفق تر بود، گفت : اما این موفقیت ها نسبی بود . این نسبی بودن از دید علم سیاست و تجزیه و تحلیل های سیاسی و نه شعارهای سیاسی است . زیرا روزنامه های طرفدار دولت در این خصوص طبیعتاً می گویند که این سفر مطلقاً مثبت و توفیق آمیز بوده است و همچنین روزنامه های مخالف آقای احمدی نژاد هم خواهند گفت که مطلقاً این سفر شکست خورده است. می خواهم اذعان کنم که هر دو اینها بی ربط می گویند.
رئیس بنیاد پژوهشی یورو سوویک لندن اضافه کرد: قسمت اعظم موفقیت این سفر که به آن اشاره کردم مربوط به اصلاح وجهه خود آقای احمدی نژاد بود و نهتامین منافع ملی ایران. در حقیقت این موفقیت عبارت بوده است از اصلاح وجهه ای که آقای احمدینژاد خودش از خودش درست کرده بود. البته به عنوان یک آدم بی طرف و منصف باید عرض کنم که اگر آن چهره یک مقدار اصلاح نمیشد نمی توانستیم در مسیر تامین منافع ملی قرار بگیریم. من این موفقیتهای نسبی را تایید میکنم.مصاحبهها و سخنرانیها را شاهد بودم و به نسبت حضور قبلی در نیویورک،این سفر موفقیت آمیز بوده است. اما هنوز راه بسیار درازی در پیش است تا خواسته های ما به مرحله اجرا برسد یعنی تامین منافع ملی در مذاکرات هستهای و تامین منافع ملی ایران در ترمیم روابط با ایالات متحده، اروپا و غیره که در حال حاضر اینها اهداف دیپلماسیآقای احمدینژاد می باشد، به نظر من این اهداف بسیارخوبی است. این کارشناس مسائل بینالملل با بیان اینکه این موفقیت نسبی احمدینژاد راه را برای موفقیت در تامین منافع از طریق روابط با غرب به وجود میآورد درخصوص ارتباط صدور قطعنامه چهارم علیه ایران و سفر آقای احمدی نژاد به نیویورک، گفت: هیچ گونه ارتباطی میان سفر رئیس جمهور به آمریکا وصدور قطعنامه چهارم وجود ندارد. در واقع دلیلصدوراین قطعنامه این بود که دولت جرج بوش در سال آخر زمامداری با یک سلسله بحرانهای پیش بینی نشده روبه رو شده است که این بحرانها که جنبه اقتصادیآن وحشتناک است- این موضوع تمام جهان را به وحشت انداخته است- موقعی به اوج رسیدکه دیگر دوماه هم به پایان زمـامـداری جرج بوش نمانده است. طبیعتا این وضعیت همه مسائل مربوط به ایران و انرژی هسته ای وتهمتها درخصوص ساختن بمب از سوی ایران را تحتالشعاع قرار میدهد.
این تحت الشعاع قرار گرفتن دعوا و خصومت با ایران چیزی نبود که محافل نومحافظهکار در ایالات متحده آمریکا به آن رضایت بدهند، لذا انتظار داشتند که جرج بوش در اوج این بدبختیهای خودش مسئله ایران را فراموش نکند و ضربات خود را بزند و یا حداقل شرایطی را به وجود بیاورد که بعدا از طریق جانشین او پیگیری شود. در این راستا جرج بوش ناچار شد که اگر چه مذاکرات بین ایران و آژانس از یک طرف و مذاکرات با اتحادیه اروپا از طرف دیگر ادامه داشت اما لازم بود که یک چنگ و دندان دیگر نشان بدهد، میخواست که قطعنامه چهارم صادر شود اما نهبه این صورت که صادرشد. آنها میخواستند تحریمها را بیشتر کنند که غیر از فرانسه و بریتانیا کسی زیر بار نمیرفت. اگر چه روسیه در این میان بیشترین حرفها را زداما تنها مخالف او نبود. زیرا چین و آلمان هم زیر بار نمیرفتند. حتی روسها در این خصوص اظهار نظر زیبایی داشتند مبنی براینکه <مگر کجا آتش گرفته که ما باید آتش نشان بفرستیم.> اما چون رئیس جمهور ابرقدرت جهانی تنبیهات بیشتر را علیه ایران خواستار شد و روسای دو قدرت مهم اروپا- فرانسه و بریتانیا - از او حمایت کردندطرفهای دیگر به این نتیجه رسیدند که نمی شود نسبت به اظهارات آنها بی تفاوت بود، زیرا موازنههای ژئوپلتیک جهانی را مد نظر قرار دادند.
در نتیجه با توجه به پافشاریهاییکه روسهابه صورت علنی میکردند و آلمان وچین- خصوصا آلمان- زیر پرده و ملایم مخالفت میکردند آنها به این نتیجه رسیدند که کاری کنند هر دو طرف راضی باشند، یعنی: -1 آقای رئیس جمهور آمریکا راضی باشد که بالاخره حرفی علیه ایران زده شد-2 روسیه، آلمان و چینهم راضی شوندکه چیز جدیدی علیه ایران تصویب نشد. به هرحال آنها این قطعنامه بی معنی را - البته بی معنی به معنای محتوایی - را صادر کردند که اسم آن را گذاشتند قطعنامه چهارم. این در حالی است که این قطعنامه چهارم نیست بلکه در حقیقت قطعنامه فوق العادهای است که مفهوم و مطالب سه قطعنامه قبلی را تایید میکند. این قطعنامه چیز اضافه ای ندارد که ما به آن بگوییم قطعنامه چهارم، در نتیجه قطعنامه چهارمی علیه ایران صادر نشده است. در واقع این قـطـعـنـــامـــه بـــه تــنــهـــایـــی شـخـصـیــت نــدارد. مـجـتـهــد زاده در خصوص دیدارهای آقای احمدی نژاد با مقامات دیگر کشورها در حاشیه حضور در آمریکا ، تاکید کرد: من اظهار کردم که آقای احمدی نژاد در ترمیم وجهه تا حدودی موفق بوده اما کامل نبوده و هنوز بسیاری از محافل سیاسی این اظهارات را نپذیرفته و نمی پذیرند. تقریبا اکثریت قاطع رسانه های غربی این موضوع را نپذیرفتند. به عبارت دیگر مقدار ترمیمی که صورت گرفت نتیجهاش در مقدار دیدار هایی بود که ایشان در حاشیه سفر به آمریکا داشت. دیدارهایی که صورت نگرفت را به حساب این باید گذاشت که این موفقیت در برگزاری این دیدارها مثمرثمر نبوده است.
مثلا دیدار با نخست وزیر بریتانیا برای این برگزار نشد که این تهاجم دیپلماسی جدید - که بیان داشتم تا حدودی موفقیتآمیز بوده - از دید تصمیم گیرند گان اصلی در غرب کافی نبوده است و نپذیر فتهاند و باید بیش از این عمل کرد. مجتهدزاده در پاسخ به اینکه چرا به نظر برخی اظهارات آقای احمدی نژاد در مصاحبه با شبکههای غربی برای داخل مثلا در خصوص مسائل اقتصادی ملموس نبوده است؟ گفت: چرا نباید این موضوع که آمریکا از نظر اقتصادی کاملا سقوط کرده است ملموس نباشد؟ این موضوع برای تمام دنیا ملموس شده است.وی با بیان اینکه ممکن است مشکل اقتصادی آمریکا تا 30 یا 40 سال دیگر حل شود در خصوص این برداشت در جامعه که هرچه رسانه داخلی گفته اشتباه است و هر چه رسانه دشمن میگوید درست است،گفت: این فرهنگی است که برای ما مشکل ساز شده و در این موضوع هیچ خارجی دخیل نیست، بلکه مشکل از خود ماست. البته این مشکل برای الان هم نیست بلکه در رژیم گذشته هم وجود داشته است. در زمان رژیم گذشته هم همه رادیو بغداد را قبول داشتند و رادیوداخلی ما را خیر، زیرا معتقد بودند که رادیو و تلویزیون داخلی را مجبور می کنندکه دروغ بگوید و به آنها آزادی عمل نمی دهندکه حقیقت را به طور کامل بیانکنندتا ایرانی به حرف روزنامه و تلویزیون خودش اعتقاد داشته باشد نه به حرفهای رادیو وتلویزیون دشمن. باید اذعان کنم که مشکل اقتصادی آمریکا بسیار بسیار عمیق است.
من خودم این موضوع را از نزدیک شاهد بودهام. در واقع بعضی از رسانههای دولتی ما در این خصوص کم گفتهاند که این موضوع حاکی از کمبود اطـلاعـات آنـهـاسـت.مـن بارها تاکید میکنم که این شکست اقتصادی برای آمریکا فوقالعاده عمیق است. رئیس موسسه پژوهشی یورو سوویک لندن، اضافه کرد: من چندی پیش در یک کنفرانس بسیار بزرگی در پاریس شرکت کرده بودم که در آنجا با موضوع بحرانهای خاورمیانه سخنرانی کردم. من در آن اجلاس در این خصوص این جمله را به کار بردم که <ایهاالناس! نو محافظه کاران آمدهاند تااقتصاد بازار آزاد را جهانی کنند.> پس از گذشت کمتر از 30 سال چیزی را که دارندجهانی میکنند سقوط ورشکستگی کامل اقتصادی است. ایالات متحده آمریکا 700 میلیارد دلار تصویب کرد که بدهدبه ثروتمندانی که در فرهنگ اقتصادکاپیتالیستی آزاد این بلا را به سرآمریکا آوردهاند تا خود آنها این بلا را حل کنند. بریتانیا هم که اقتصاد آن با آمریکا در تنگاتنگ است700 میلیارد دلار یعنی 400 میلیارد پوند تصویب کرد که به پولدارهاتزریق شود تا بانکها نجات پیدا کنند. اتحادیه اروپا هم بدین شکل عمل کرد. همچنین چین، ژاپن و کشور های عرب مجبور شدند که چنین اقداماتی را انجام دهند. در واقع هر کشوری که اقتصادش ارتباط تنگاتنگی با آمریکا داشته، بیشتر صدمه دیده است و کشور ما که اقتصادش با اقتصاد آمریکا تنگاتنگ نبوده است کمتر صدمه دیده است،اما این بدین معنی نیست که ما صدمه نخواهیم دید. ما از طریق فروش نفت و سقوط بهای نفت، دلار، پوند و پولهای دیگر برخلاف گفتههای آقای احمدینژاد صدمه خواهیم دید.
مجتهدزاده با بیان اینکه هیچ کس در جهان از این بلای عظیم جدا نخواهد بود، گفت: آن چیزی که در نهایت در حال جهانی شدن است ورشکستی و سقوط اقتصادی است که دامنگیر همه جهان خواهد شد، کجا رسانه های دولتی ایران عمق این فاجعه را توانستند بیان کنند؟ وی با بیان اینکه این موضوع ثابت نمیکند که کارهای ما درست بوده است، گفت: در واقع این شکست سیاستگذاری خود غربیهاست و ما هم چوب شکست نارساییهای دیپلماسیهای خودمان را میخوریم. این استاد دانشگاه با بیان اینکه باید از دیدن مسائلبه صورت سیاه و سفید دوری کنیم، اظهار کرد: بایستی دنیای رنگی را رنگی دید و باید بیاموزیم در تحلیل مسائل داخلی و بینالمللی این عادت نکوهیده نباشد. هیچ اثباتی لزوما نفی را در بـرنـخواهد داشت.دبیرکل حزب توسعه وعدالت نیزدراین خصوص اظهار کرد: هنر دیپلماسی جهان امروز، خلق و مدیریت فرصتها و ظرفیت هاست. دیپلماسی کار آمد با خلق فرصت های سیاسی عمومی و ظرفیت سازی اقتصادی، فرهنگی ، امنیتی و بین المللی در مناسبتها رقم میخورد. رضا طلایی نیک که با آفتاب یزد گفتگو میکرد، با بیان اینکه باید برآیند تحرک در سیاست خارجی به دستاوردهای سیاسی ، اقتصادی ، فرهنگی وامنیتی با شاخصهایی مانند انعقاد قرار داد،پروژه مشترک، ارتقای موقعیت و توسعه مناسبات ارزیابی شود، اظهار کرد: لذا دیپلماسی عمومی بدون برنامه جامع در سیاست خارجی دستاوردهای حداقلی وناپایدارخواهد داشت.وی افزود: آقای احمدینژاد در مقایسه با سفرهای قبلی به نیویورک با ادبیات و دقت بیشتری در سازمان ملل و گفتگوهای رسانهای ظاهر شد. تجربه دو سال قبل به تقویت محتوایی و ساختاری مواضع رئیس جمهور در سفر به نیویورک در سال جاری بود. جهت گیری ها و تلاش اکثر دولتمردان در سفرهای خارجی، دیپلماسی عمومی با تاکید بر رسانه و تبلیغات است کهاولویت دادن به رویکردهای رسانهای و تبلیغاتی در دیپلماسی و فقدان برنامه جامع راهبردی و کاربردی، تامین کننده منافع ملی و ظرفیت سازی در مناسبات بینالمللی نیست. باید دیپلماسی دولتی، پارلمانی یا عمومی به فرصت سازی و ظرفیتیابی اقتصادی ونقش آفـرینی در محیط اجتماعی و بین المللی وتوسعه مناسبات توام با بازدارندگی از آسیبها و تهدیدات خارجی منجر شود.
نماینده مردم بهار و کبودر آهنگ در مجلس هفتم با بیان اینکه برنامه ها وگفتمان سیاست خارجی دولت در بعد رسانهای و تبلیغاتی با موفقیت نسبی همراه بود،در عین حال گفت: سفر احمدینژاد در بعد بازدارندگی از فشارها و آسیبهای خارجی و توسعه مناسبات بینالمللی با دستاوردهای ضعیف همراه بوده است. در تحولات و معادلات جاری بینالمللی باید برمبنای اثر بخشی و نتیجهگیری از تحرکات دیپلماتیک و اتخاذ مواضع در رایزنیهای خصوصی و دیپلماسی عمومی همراه باشد که ترجیح دادن دولتمردان به رویکردهای رسانهای و تبلیغاتی و غفلتاز تدابیر کارآمد سیاسی و استفاده جامع از فرصت ها وچالشهای محیط بین المللی از نقدهای جدی به سفرهای خارجی دولت است. نباید سفرهای خارجی دولتمردان با هدف بهرهگیری در داخل کشور موجب از دست دادن فرصتهای مرتبط با منافع ملی در محیط بین المللی شود. باید محور اصلی در مذاکرات و مواضع و سفرهای خارجی به هدفمندی در کاهش آسیبها و فشارها و افزایش ظرفیتها و فرصتها سوق داده شود. طلایی نیک با بیان اینکه یکی از انتقادهای جدی به رویکردهای سیاست خارجی دولت نهم ترجیح دادن رویکردهای رسانه ای وتبلیغاتی و بهره برداریهای داخلی نسبت به نتیجهگیری از مناسبات بینالمللی است، اظهار داشت: صدور قطعنامه های پی در پی در موضوع هستهای و مرتفع نشدن چالش ها و مشکلات ایران با بـخش قابل توجهی از کشورهای غربی و روند طولانی در تحقق نهایی پروژههایی مانند خط لوله صلح بین ایران، پاکستان و هند و مواردیاز این قبیل از نقدها به عملکرد دولت در سیاست خارجی است. باید استفاده از دیپلماسی عمومی ورویکردهای رسانه ای و تبلیغاتی در چار چوب نتیجه گیری از تحرک دیپلماتیک قرار بگیرد.
افراط و تفریطها در اتخاذ مواضع دولتمردان نسبت به مسائل حساس خارجی مانند رژیم صهیو نیستی و مناسبات ایران و آمریکا و مواردی از این قبیل موجب افت کارآیی درسیاست خارجی میشود. افت و خیزهای پیاپی در ادبیات سیاسیو مواضع برخی دولتمردان نسبت به مسائل منطقهای و خارجی موجب کاهش اعتماد بینالمللی به رویکرد های سیاست خارجی شده است. لذا آقای احمدینژاد علاوه بربهرهگیری تبلیغی و رسانهای از سفرهای خارجی بایدبه نتیجه گیریهای عملی در توسعه مناسبات و ظرفیت سازیهای بین المللی و بازدارندگی از آسیب ها و فشارهای داخلی اولویت دهد. رئیس حزب توسعه و عدالت با بیان اینکه اتخاذ برخی مواضع متضاد و متناقض بین دولتمردان رده اول دولت در برخی از موضوعات خارجی موجب سوء تفاهمات سیاسی وکاهش ضریب اعتماد به دستگاه دیپلماسی می شود، گفت: برخی لابی گری های بین ایران و آمریکا بدون اتخاذ تدابیر منسجم و هماهنگ با مجموعه نظام موجب هزینههای غیر منطقی در سیاست خارجیشده است.برخی از رویکردهای نرم دولت آمریکا نسبت به ایران در ماههای اخیرتا پس از انتخابات ایالات متحده ادامه خواهد داشت. آرام سازی چالش های دولت آمریکا در دستور کارجمهوری خواهان قرار دارد.
لذا به رغم تغییر برخی تاکتیکهای آمریکا در برابر ایران و کنترل رفتارهای خصمانه احتمال تغییر سریع در رویکرد های ایالات متحده پس از انتخابات آمریکا قابل پیش بینی است، در نتیجه ایران باید ضمن اعتماد سازی در محیط بینالمللی و تاکید بر اصول و آرمانهای اعلام شده از انفعال و ماجرا جویی به عنوان دو خط قرمز سیاست خارجی مراقبت کند. آمریکا در مقایسه با دهه های گذشته در ضعیفترین موقعیت داخلی و خارجی قرار دارد و لذا هنر دیپلماسی دولتمردان ما در استفاده بهینه از موقعیت ضعیف کنونی آمریکا در محیط داخلی و بینالمللی با هدفمندی راهبردی و صرفنظر کردن از بهرهبرداریهای تبلیغاتی و رسانه ای مقطعی است. از زمان ریاست جمهوری شهید رجایی تاکنون با رویکردهای کمرنگ و غلیظ روسای جمهور ایران در اجلاس های سالیانه سازمان ملل سخنرانی داشته اند و نباید همه تلاشهاو هدفگذاریها فقط به سخنرانی و بهرهبرداری های تبلیغاتی بدون اتخاذ برنامه جامع در ظرفیت سازی و فرصت سازی سیاست خارجی خلاصه شود. در دنیای امروز دیپلماسی کارآمد و موفق علاوه بر مدیریت ظرفیتها به تولید فرصتهاو ظرفیتهای جدید اتکا میکند و لذا باید دولت نهم با ترجیح دادن به کاهش مشکلات بینالمللی، ارتقای موقعیت ایران و توسعه کشور به اهدافی فراتر از بهره برداری های سیاسی و تبلیغاتی در رویکردهای سیاست خارجی توجه کند.