بعید بهنظر میرسد که این بحران، برای اقتصاد کشوری فرصت به حساب آید، اگر هم فرصتی به حساب آید اثرات کوتاه مدت و بلندمدت این بحران بر اقتصادش، مسلما از این فرصت کوتاه و زودگذر بیشتر خواهد بود.
اگرچه اقتصاد ما، مانند جزیرهای دورافتاده در اقتصاد جهانی است و ارتباط ما با اقتصاد جهانی قابل مقایسه با ارتباط کشورهای پیشرفته با همدیگر نیست، اما معبر اصلی ارتباط ما با اقتصاد جهانی، در درجه اول نفت و سپس میزان صادرات و واردات است.
میزان تبادلات ارزی ما با دنیا در حال حاضر، حدود ۱۴۰ تا ۱۵۰ میلیارد دلار است و هر تأثیری که بحرانهای اقتصادی بینالمللی روی تبادلات مالی و تجارت بینالملل داشته باشد، به این میزان نیز منتقل خواهد شد.
اقتصاد ایران عمدتا بهدلیل صادرات نفت و واردات کالا در ارتباط با اقتصاد جهانی قراردارد. این ارتباط محدود، اگرچه به مانعی در راه رشد و توسعه اقتصادی این کشور و ایفای نقشی درخور توجه در اقتصاد بینالمللی بدل شده است، ولی در دورانهای بحران در اقتصاد بینالمللی، اقتصاد بسته ایران این حُسن را دارد که تا حدودی از تأثیرات بحران یادشده در امان میماند. جدا از استدلالها و بحثهای فوق درباره چند و چون تأثیر بحران مالی کنونی بر اقتصاد ایران، دستکم تبعیت احتمالی قیمت نفت از این بحران امری نیست که کسی در ایران نسبت به آن بیتفاوت و غیرحساس باشد. بنا به تجربه، اگر بحران کنونی به کند شدن آهنگ رشد اقتصادی دنیا بینجامد، طبعا قیمت نفت نیز تنزل خواهد کرد.