تاریخ انتشار : ۰۳ بهمن ۱۳۸۷ - ۰۷:۵۳  ، 
کد خبر : ۶۶۹۵۳
گفت‌وگوی ایران و آمریکا

پیشنهادی برای محدود کردن حوزه نفوذ روسیه


نویسنده: ولی نصر/ترجمه: آرمین منتظری
این روزها مباحث مربوط به احتمال گفت و گوی مستقیم میان ایران و آمریکا در رسانه های داخلی و خارجی بسیار مطرح می شود. نقطه عطف این اخبار و گزارش ها نیز موضوع گشایش دفتر حفاظت منافع آمریکا در ایران است که البته هنوز در حد یک خبر باقی مانده است. نکته قابل توجه در این میان همزمانی این اخبار و گزارش ها با آغاز چالش آمریکا و غرب با روسیه در خصوص بحران اخیر قفقاز است. دکتر ولی نصر از کارشناسان شورای روابط خارجی آمریکا در نوشتار زیر سعی کرده است نقش ایران را در چالش اخیر غرب با روسیه تصویر کند. دکتر نصر یکی از دلایل مطرح شدن پیشنهاد گفت وگو میان ایران و آمریکا را قصد آمریکا برای محدود کردن حوزه نفوذ روسیه عنوان می کند.
این روزها در واشنگتن و در بحبوحه رقابت های انتخابات ریاست جمهوری آمریکا، روسیه و ایران رقابت سختی را بر سر به دست آوردن عنوان بزرگ ترین و مهم ترین چالش سیاست خارجی ایالات متحده آمریکا آغاز کرده اند. خیلی ها فکر می کنند که روسیه می تواند در حل و فصل بحران هسته ای ایران کمک کند اما برخی نیز معتقدند که حالت برعکس این فرض نیز امکان وقوع دارد. در این بازی که روسیه آغاز کرده است ایران مهره ای بسیار مهم است. همچنین آنجا که سخن از چگونگی انتخاب مسکو از میان گزینه های پیش رو به میان می آید، ایران نقش مهمی پیدا می کند. به همین سبب است که گفت وگو با ایران یکی از مهم ترین و اساسی ترین بخش های طرح آمریکا برای مقابله با روسیه است. از دیدگاه روس ها ایرانی منزوی که در چالش و درگیری با غرب قرار داشته باشد یک موهبت و فرصت بی نظیر است. با توجه به محدودیت هایی که ذخایر گازی ایران دارند، روسیه می تواند به عنوان تنها صادرکننده انرژی به اروپا، کشورهای اروپایی را همچنان گروگان خود داشته باشد و موجب ایجاد دودستگی در ناتو شود. در عین حال روسیه می تواند میان حمایتش از تلاش های بین المللی برای اعمال فشار بر ایران و واکنش کشورهای غربی در خصوص جنگ قفقاز و درگیری نظامی روسیه با گرجستان ارتباط برقرار کند. دیک چنی معاون رئیس جمهور آمریکا در خلال سفر اخیر خود به گرجستان از احداث خط لوله ای توسط کشورهای غربی برای تامین نفت و گاز مورد نیاز اروپا حمایت کرد. حتی اگر این خطوط لوله توسط منابع انرژی ایران و روسیه نیز تغذیه نشوند، آنقدر منابع نفت و گاز در منطقه وجود دارد که این خط لوله را به شریانی پویا و زنده برای تامین انرژی اروپا تبدیل کند. تا پیش از اینکه روسیه در ماه آگوست به گرجستان حمله کند، تمام هم و غم واشنگتن این بود که ایران را از مشارکت در این خط لوله خارج کند اما امروز که واشنگتن در مقابله و رویارویی با روسیه کاملاجدی است مجبور است اروپا را از زیر گیوتین روسیه برهاند. بنابراین آمریکا مجبور خواهد بود با ساخت خطوط لوله جدید به گونه ای موافقت کند که منابع گازی ایران نیز در آن لحاظ شده باشد.
چنین تصمیمی جریان بازی را عوض خواهد کرد و روسیه نیز این را به خوبی می داند. یک سال پیش زمانی که ولادیمیر پوتین نخست وزیر روسیه به ایران سفر کرد کشورهای اروپایی از او انتظار داشتند پیام محکمی را در خصوص برنامه هسته ای ایران به مقامات ایرانی برساند. اما آقای پوتین با هدف دیگری به ایران سفر کرده بود. پوتین در عوض دوری گزیدن ایران از دو خط لوله کشورهای غربی به این کشور اطمینان داد که در برابر فشارهای آمریکا از ایران دفاع خواهد کرد. هنوز مدت زیادی از سفر آقای پوتین به ایران نگذشته بود که شرکت گازپروم روسیه به عنوان یک غول نفتی اعلام کرد که سرمایه ای معادل 200 میلیون دلار را برای احداث خط لوله جدیدی میان ایران و ارمنستان اختصاص داده است. در همان روزها مطبوعات ایرانی نوشتند که تهران قصد دارد با گسترش مشارکت های گازی و نفتی با روسیه در خاک خود زیر چتر امنیتی روسیه قرار بگیرد. اما زمانی که روسیه با گرجستان وارد جنگ شد، ایرانی ها دریافتند که محاسبات شان چندان هم دقیق نبوده است. تهران نیز دلایل بسیاری برای نگرانی از توسعه طلبی های روسیه و درگیری های نژادی و سرزمینی دارد که روسیه با توسل به زور به آنها دامن می زند. ایران همواره در برابر ادعاهای روسیه برای تملک سهم بیشتری از دریای خزر ایستادگی کرده است. به علاوه ایران از این بیم دارد که درگیری های نژادی از قفقاز به خاک ایران گسترش یابد.
از دیدگاه بسیاری از ایرانی ها جدایی جمهوری های جدایی طلب آبخازیا و اوستیای جنوبی از خاک گرجستان یادآور تلاش جوزف استالین در سال 1946 برای جداسازی دو استان متعلق به ایران از خاک این کشور است. چنین بیم و ترسی فرصت مناسبی را برای ایالات متحده آمریکا فراهم می کند. واشنگتن پیش از این نیز دریافته بود که کمک ایران در امر محقق شدن اهداف آمریکا در افغانستان و عراق بسیار حائز اهمیت است. آمریکا در سال 2001 در خصوص آینده افغانستان با ایران وارد مذاکره شد و سپس در سال 2007 مذاکره با ایران را در خصوص امنیت عراق آغاز کرد. بنابراین بازی ای که امروز در قفقاز در جریان است، دارای وجوه تشابهی با مذاکرات قبلی آمریکا با ایران است که بازهم مذاکره دوباره دو کشور را توجیه می کند. محمود احمدی نژاد رئیس جمهور ایران در خلال سفر اخیر خود به نیویورک اعلام کرد که ایران از تجزیه گرجستان خشنود نیست و استقلال و تمامیت ارضی گرجستان می تواند یکی از اصولی باشد که ایران و آمریکا در آن اتفاق نظر دارند. آمریکا می تواند مذاکره با ایران را به عنوان بخشی از گفت وگوهای منطقه ای درباره منافع امنیتی مشترک و توافقنامه صادرات انرژی آغاز کند. آمریکا تنها با توافق با ایران می تواند شکافی میان تهران و مسکو ایجاد کرده و روسیه را تضعیف کند.
گفت وگو با ایران می تواند تصمیم خوب دستگاه سیاست خارجی آمریکا در قبال روسیه باشد. باراک اوباما کاندیدای دموکرات انتخابات ریاست جمهوری آمریکا در این مورد کاملاحق دارد. وقتی ایالات متحده آمریکا به طور جدی از ابزار دیپلماسی در سیاست خارجی استفاده کند، قادر خواهد بود با موفقیت از پس پیچیدگی های جهان کنونی برآید و زمانی که سخن از مواجهه آمریکا با ایران و روسیه به میان می آید، تاثیر مثبت دیپلماسی در حل و فصل مساله بسیار عیان تر می شود.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات