علی زارعی نجفدری مشاور محمود احمدی نژاد در نامه یی سرگشاده به سیدمحمد خاتمی به برخی مواضع اخیر وی در سخنرانی های مختلف معترض شد.
به گزارش ایلنا در بخشی از این نامه آمده است؛ در این سخنرانی ها مطالبی بیان کردید که حکایت از آن دارد یا از مسائل جامعه و مملکت و تحرک و تحول اجرایی به وجود آمده در آن بی خبرید یا با علم به آن، با هدف گذاری های از پیش تعیین شده، واقعیات را وارونه جلوه می دهید.
زارعی نجفدری از خاتمی خواسته است به پرسش هایی که در این نامه مطرح شده است، صادقانه پاسخ دهد.
وی در مقدمه نوشته است؛ اخیراً در سخنرانی های مختلف جنابعالی، گاه در مقام معلم اخلاق، مواعظ اخلاقی می فرمایید و گاه در مقام یک لیدر سیاسی، تحلیل و راهبرد سیاسی ارائه می دهید. گاه در مقام یک متفکر، به لحاظ فکری ارائه طریق کرده و گاه در مقام یک اقتصاددان، فرمول های اقتصادی خلق می کنید و... تا اینجای کار حرفی نیست ولی در این سخنرانی ها مطالبی بیان کردید که حکایت از آن دارد یا از مسائل جامعه و مملکت و تحرک و تحول اجرایی به وجود آمده در آن بی خبرید یا با علم به آن، با هدف گذاری های از پیش تعیین شده، واقعیات را وارونه جلوه می دهید.
علی ایحال از این مواضع و حرف هایتان این گونه برداشت می شود که ظاهراً گذشته های نزدیک را فراموش کرده اید یا فکر می کنید مردم فراموش کرده اند. از این رو طرح چند پرسش لازم به نظر می رسد؛
1- همان گونه که واقفید اسلام و آزادی از هم تفکیک ناپذیرند تا آنجا که هرجا اسلام هست یقیناً آزادی هم هست. جنابعالی به گونه یی صحبت می کنید که گویا هریک از اسلام و آزادی را دو مقوله جدا از هم ولی قابل سازش می دانید. این گونه از اسلام و آزادی صحبت کردن با مبانی متقن دینی ما سازش ندارد و از نوع صحبت های شما در مورد آزادی این گونه برداشت می شود که نوع نگاه تان به آزادی، سبقه نگاه لیبرال دموکراسی به آزادی دارد. با این توصیف سوال این است که تعریف مشخص جنابعالی از آزادی چیست؟
2- اخیراً گفته اید در آینده تلاش می کنم گفتمان اصیل اصلاح طلبی را به صورت مدون به جامعه ارائه کنم. سوال این است که اولاً آیا تاکنون تعریفی از اصلاحات نداشته اید؟ یا اینکه آنچه تا حال می گفتید غیراصیل و ردگم کننده بود و الان پس از یک دهه می خواهید دل به دریا زده و اصیل آن را ارائه دهید؟ ثانیاً در این صورت با کدام حجت عقلی، علمی، شرعی و اجتماعی، بیش از یک دهه بر طبل غیراصیل اصلاحات کوبیدید و وقت ارزشمند مردم را گرفتید؟ ثالثاً اگر تاکنون تعریف مشخصی از اصلاحات داشتید چرا تاکنون آن را تدوین و بیان نکردید؟ یا اینکه قصد دارید در این تدوین جدید، تجدیدنظری بر آن داشته باشید؟
3- گفتید از شرایط کاندیدا شدن شما این است که با مردم مفاهمه کنید. می دانید در ادبیات سیاسی، اجتماعی و آموزه های امام راحل(ره)، مردم ولی نعمت مسئولان و مسئولان خدمتگزار مردم هستند و این را هم می دانید که خدمت نیاز به مفاهمه ندارد زیرا مفاهمه طرفینی است و خدمتگزار باید خواسته ها و نیاز مردم را اجرا نماید نه مفاهمه لذا خوب است منظورتان از این «مفاهمه با مردم» را بیان کنید.
4-گفتید «در جامعه ما برخی کسانی هستند که دارای جمود در اندیشه، خودبرتربینی در احساس و خشونت در رفتار هستند.» اتفاقاً همین طور است و به لحاظ مصداقی، آن جریان فکری است که در انجماد ایهام اصلاحات، بیش از یک دهه در جمود مطلق فکری به سر برده و هیچ چیز غیر از آن برنمی تابند و خودبرتربینی بر دیگران آنها اظهر من الشمس است و در غائله 18 تیر و... خشونت در رفتار را به حد اعلا رسانده اند. حال سوال این است اگر در این رابطه مصداق دیگری سراغ دارید، بیان کنید.
5- گفتید «همواره یکی از دغدغه های جدی من این بوده است که چرا نباید هویت تحرک بخشی و رهبری به جامعه منتقل شود.» در این رابطه توجیهات مختلفی می توان آورد که منظور اصلی را ننمایاند. سوال این است که به دور از هرگونه توجیهات، منظورتان از این مساله را بیان فرمایید.
6- گفتید «متاسفانه دروغگویی گفتمان اصلی بخش هایی از جامعه شده است که از ایشان جز صداقت نباید انتظاری داشت...، این روزها شاهد ارائه برخی وعده ها و آمارهای اشتباه و غلط از مراجع رسمی هستیم.» شما با این بیان، صراحتاً دولت و دستگاه های رسمی اجرایی را در ارائه آمار و اطلاعات به دروغگویی نسبت دادید (اگرچه این ادعا به لحاظ حقوقی یک اتهام بین و گفتاری مجرمانه است). حال با قطع نظر از منظر حقوقی، جنابعالی بر پایه و اساس چه مستنداتی چنین بی محابا سخن می گویید؟
7- گفتید «محوریت مردم در جامعه کمرنگ شده و باید نگران محو تدریجی آن بود.» اولاً اگر اعتقاد به محوریت مردم دارید، چرا دغدغه مندان مسائل و مشکلات مردم و حرکت مردم محورانه دولت را به پوپولیسم متهم می کنید؟ و ثانیاً براساس کدامین مصادیق و چه مستنداتی چنین داد سخن می دهید؟
8- گفتید هیچ دولتی نمی تواند وضع را به چهار سال پیش برگرداند، اگرچه در این رابطه گفتنی ها بسیار است، ولی خوب است بفرمایید منظورتان از این حرف چیست؟
9- فرمول و معادله اقتصادی «هزینه و فایده» مورد اشاره شما در سیاست ها و اداره کشور، معادله یی چندمجهولی است که در هشت سال مسوولیت اجرایی، قادر به حل این معادله نشدید. حال خوب است بفرمایید الان چگونه می خواهید این معادله چندمجهولی تان را حل کنید.
10- گفتید «ضعیف شدن جنبه کارشناسی در سیاستگذاری ها سبب می شود به رغم پرداخت هزینه های گزاف، فواید کافی عاید کشور نشود.» عدم کارشناسی یا ضعیف شدن جنبه کارشناسی در سیاستگذاری های دولت، دروغ بزرگی است و پرداخت هزینه های گزاف، دروغی بزرگ تر که متاسفانه از زبان بعضی ها عنوان می شود و جنابعالی هم آگاهانه یا ناآگاهانه به آن دامن می زنید. اگر واقعاً چنین است، خوب است به جای القای شبهه، مواردی از این دست را به صورت مصداقی ارائه کنید؟
11- گفتید اگر عیب و نقصی در عملکرد دولت شما بود، مسبب آن موانعی بودند که نمی گذاشتند کارها پیش برود. خوب است آن موانع ادعایی تان را به صورت صریح و شفاف بیان کنید.
12- گفتید «مردم ایران قریب 150 سال است که به جد خواهان آزادی، استقلال، پیشرفت و عدالت هستند و از همین رو این خواسته ها به همراه تعلقات دینی، منشاء تاسیس نظامی شد که قرار بود هم تعلق دینی و هم خواسته های تاریخی ایرانیان را تامین کند.»
اولاً با این صحبت ها معلوم نیست شما با نظام مشکل دارید یا با مردم یا با دولت یا با هر سه؟
ثانیاً مردم ایران به جد خواهان «استقلال، آزادی و جمهوری اسلامی» بودند که پیشرفت و عدالت را در دل خویش دارد و حال سوال اینجاست که قسمت دوم خواسته اصلی مردم (استقلال، آزادی ، جمهوری اسلامی) که به شعاری ملی و همگانی مبدل شد، از یادتان رفت یا مسامحتاً از آن عبور کردید تا دوستان تان از شما عبور نکنند؟
13-گفتید «امروز زبان رایج و رسمی با زبان مطلوب انقلاب فاصله گرفته است.» حال بفرمایید مگر زبان ریاست محترم جمهور جناب آقای احمدی نژاد که زبان رایج و رسمی و برگرفته از زبان امام(ره) و رهبری معظم انقلاب است، در داخل و خارج جز اسلام، عدالت، آزادی، مردم، ولایت، خدمت و انجام اقدامات اجرایی و عملی در آن جهات است؟ اگر جنابعالی زبان مطلوب انقلاب را همین موارد می دانید و در عین حال کتمان می کنید، کم لطفی می کنید و اگر از نگاه شما زبان مطلوب انقلاب، زبان دیگری است، خوب است آن را شفاف و صریح بیان کنید.
14- همان گونه که می دانید بسیاری از اقدامات لازم و ضروری نظیر واقعی شدن قیمت بنزین، اجرای اصل 44، کوچک سازی دولت و سپردن کارها به مردم و... در دو دولت جنابعالی و دولت قبل از شما متاسفانه انجام نشد. اینکه نخواستید یا نتوانستید، بحث دیگری است، ولی قدر مسلم اینکه از سوی شما و دولت شما اقدام لازم و جدی صورت نگرفت. برای این فرصت سوزی در انجام وظایف، در پیشگاه ملت چه پاسخی دارید؟
15- هیچ کس نمی گوید و نمی تواند بگوید همه چیز در کشور بر وفق مراد است و نقصی در کار نیست. از آن طرف هم هیچ انسان منصفی نمی تواند تلاش صادقانه و خستگی ناپذیر، خدمات فوق العاده و کارآمدی این دولت را انکار کند. تا آنجا که حتی دشمنان هم به کارآمدی این دولت در عرصه های داخلی و خارجی اذعان داشته و بعضاً به ناچار بیان و اعتراف می کنند. حال چگونه است که جنابعالی در طول این مدت، حتی یک مورد از واقعیت و مظاهر خدمت دولت را ندیدید؟ انتظار این نیست که واقعیات کارآمدی دولت را بیان کنید؛ ولی سوال این است که چرا این حقایق را وارونه جلوه می دهید؟
16- و بحق فرمودید «دروغ بدترین بد اخلاقی است.» این فرموده شما ارزشمند و زیباست و نباید صرفاً مصرف ویترینی داشته باشد. سوال این است که آیا این حقیقت اخلاقی را در مورد خودتان هم اعتقاد دارید؟ اگر چنین است پس چرا...؟
جناب آقای خاتمی، به رغم همه موارد ذکرشده بنده به دور از هرگونه افراط و تفریط گری ها، جنابعالی را شخصیتی قابل احترام و ظرفیتی برای نظام می دانم، به همین جهت است که رفتار و گفتار پارادوکسیکالیته شما را قابل توجیه نمی دانم (و الا چه بسیار مدعیان با رفتار و گفتار تناقض آلودی ما را با آنها کاری نیست) و معتقدم که در سایه شفافیت مواضع و صداقت و صراحت در گفتار، می توان واقعیت موجود در عرصه های مختلف فکری، سیاسی و اجتماعی را آن گونه که هست (نه آن گونه که منافع سیاسی فردی و جناحی اقتضا می کند) بهتر به مردم شریف جامعه نشان داده و بسیاری از ابهامات را رفع کرد.
جناب آقای خاتمی، این سوالات و ده ها پرسش دیگر وجود دارد که پاسخ صریح و شفاف و صادقانه به آنها، مطالبه جدی مردم از شماست. اگر به این سوالات پاسخ روشن ندهید و فکر کنید با سکوت یا گاه پاسخ های ابهام آلود سوالات فراموش یا منتفی می شود، این گونه فکرکردن به مثابه پاک کردن صورت مساله است و خوب می دانید با پاک کردن صورت مساله، مساله حل نمی شود. از این رو بنده به عنوان کسی که به این مباحث آشنایی و اطلاع دارد، شخص جنابعالی را به یک مناظره آزاد تلویزیونی به صورت حضوری دعوت می نمایم. مناظره آزاد از آن جهت که هم مباحث مطروحه در این نامه سرگشاده و هم مباحث دیگری که شما تمایل به طرح آن داشته باشید، طرح گردد و تلویزیونی از آن جهت که این مناظره به صورت چهره به چهره و زنده و شفاف بدون تفسیر و تاویل و تحلیل دیگران به پیشگاه مردم شریف عرضه گردد و قضاوت را به خود مردم بسپاریم.