«یوم کیپور» هر سال در نخستین هفته های ماه اکتبرآغاز می شود.
در چنین روزی یهودیها از ساعتی پیش از غروب آفتاب تا ساعتی پس از غروب آفتاب فردای آن روز از خوردن و آشامیدن دوری می کنند و برای نیایش به حضور پروردگار و طلب بخشایش از او در کنیسه ها به عبادت می پردازند.
روزه یوم کیپور کمی بیشتر از 25 ساعت به درازا می کشد. یوم کیپور که ده روز پس از آغاز سال جدید یهودی برگزار می شود، یکی از مقدس ترین وقایع مذهبی یهود است. در طول تاریخ یهود، یوم کیپور همیشه با خاطرات شیرین و تلخ توام بوده است. اما برای رژِیم اشغالگر قدس و ساکنان سرزمینها اشغالی، "یوم کیپور" با خاطره نبرد با ارتش های مصر و سوریه در سال 1973توام است.
توبه نصوح
یوم کیپور روز توبه نیز هست. در این روز یهودیان باید از گناهانی که مرتکب شده و خطاهائی که به آنها دست زده اند طلب بخشایش کنند و آرزو کنند که در سال پیش رو از تکرار آنها در امان باشند. اما آنها مدتها است که به توبه های دروغین خو کرده اند و هر سال بیش از سال گذشته جنایات خود علیه بشریت را تکرار می نمایند. در این مورد آنها مصداق بارز ضرب المثل "توبه گرگ مرگ است" هستند.
از سوی دیگر این روز یادآور جنگی است که به دلیل اتفاق افتادن در ماه اکتبر 1973 به "جنگ اکتبر" نیز معروف است. جنگی که میان دولتهای عربی و رژِیم صهیونیستی اتفاق افتاد و در آن دولتهای عربی با وجود پیروزیهایی ابتدایی طی 20 روز جنگ نتوانستند رژیم صهیونیستی را شکست دهند.
ماجرا از این قرار بود که رژیم صهیونیستی در 1967 به تمامی اهداف اشغالی خود دست یافت، بنابراین برای نخستین بار استراتژی خود را از تهاجمی به تدافعی تغییر داد. مهندس "بارلو" استراتژیست و مهندس ارتش برای این رژیم در محل تلاقی صحرای سینا و کانال سوئز دژی عظیم با نام "خط بارلو" احداث کرد. پوشش آتش این خط بی نهایت سنگین و نفوذ به داخل آن تقریبا محال می نمود.
در پی این اقدام تنها یک روز مانده به عید مقدس یهودیان (یوم کیپور) در حالی که تمام اسرائیلیها خود را برای برگزاری مراسم مذکور آماده می کردند و ارتش اسرائیل در حال نیمه فعال بود، صدها کماندوی مصری در کنار هزاران غواص با گذشتن از خطوط موسوم به آب و آتش اسرائیل وارد سرپلها صحرای سینا شدند. ژنراهای مصری در عملیاتی که هنوز جزو شاهکارهای نظامی دنیا محسوب می شود با کمک شناورهایی که خلق الساعه ایجاد شد صدها تانک و دهها تیپ و لشکر را به داخل صحرای سینا منتقل کردند، خط بارلو به سرعت درهم شکست و لشکرهای مصری به داخل صحرای سینا سرازیر شدند.
ارتش سوریه نیز به سرعت از شمال هجوم به اسرائیل را آغاز کرد. ارتش اسرائیل که کاملا غافلگیر شده بود با پیامهای رادیویی مرتب از افسران و سربازان خود می خواست تا مرخصی های خود را نیمه تمام گذاشته و به محل خدمت مراجعه کنند.
رژیم صهیونیستی تنها یک راه برای متوقف کردن سیل تانکهای مصری داشت که ظرف کمتر از یک هفته می توانستند خود را به تل آویو برسانند این راه استفاده از نیروی هوایی بود. 400 هواپیمای اسرائیلی با به کارگیری انواع جنگ افزارهای زره و ضد نفر در ارتفاع پایین به دنبال زمینگیر کردن لشکرهای زرهی مصری رفتند.
اما آنها در محاسبات خود جایی برای موشک "سام" در نظر نگرفته بودند. انبوهی از موشکهای سام هواپیماهای پیشرو اسرائیل را در بدترین وضعیت تاریخ این کشور قرار دادند. 100 هواپیمای اسرائیلی طی چند روز نبرد ساقط شدند باقی آنها نیز از بیم ضربات سام های روسی از فواصل دور اقدام به شلیک می کردند که معمولا بی نتیجه بود. اکنون نیروهای اسرائیلی توان زرهی و پیاده خود را به صحرای سینا متمرکز کردند و از نیروی هوایی خود در نابودی ارتشهای عربی در جبهه شرقی استفاده کردند. جنگ 1973 که معروف به جنگ اکتبر و یا جنگ یوم کیپور بود ثابت کرد که اگر ارتشهای عرب بویژه مصریها از برنامه ریزیهای دقیق و اتحاد سراسری برخوردار باشند شکست اسرائیل امری غیر ممکن نخواهد بود.
اما تعلل مصریها از یک سو در میدان جنگ و حمایتهای همه جانبه آمریکا از اسرائیل (از جمله برقراری پل هوایی برای رساندن تسلیحات به اسرائیل) سبب شد تا ظرف یک هفته ورق برگردد. ژنرال شارون در زمانی که جبهه های جنگ از تعادل و پایداری نسبی برخوردار شد با یک لشگر از زبده ترین نیروهای اسرائیلی و استفاده از رخنه ای که بین دو سپاه مصر در صحرای سینا ایجاد شده بود با طی صدها کیلومتر به سرعت خود را به کرانه غربی صحرای سینا رساند و به تهدید مستقیم قاهره و اسکندریه پرداخت.
با این اقدام فرماندهان مصری به یکباره خود را با شرایط جدی روبه رو دیدند. در نهایت به دنبال سازش سادات با غرب، نیروهای مصری تانکهای خود را به تدریج از صحرای سینا خارج کردند و این بار از جان گذشتگان مصری از ابتکار خود نتیجه نگرفتند. امروز رژیم صهیونیستی می کوشد به بهانه زنده نگه داشتن آئینهای باستانی یهودیان، هر ساله این پیروزی را به رخ کشورهای منطقه بکشد و با این کار به ساکنان سرزمینهای اشغالی جرات ادامه زندگی در خانه های فلسطینیان را بدهد.
در این عید پارکهای عمومی در بسیاری از نقاط رژیم صهیونیستی از جمعیت موج می زند. اصولا در آئین صهیونیستها چیزی به نام عزاداری وجود ندارد و هر چه هست جشن و پایکوبی است. گویی سران این رژیم در صدد هستند با شاد نگه داشتن مردم، اذهان عمومی را از پرداختن به واقعیات تلخ امروز و میزان تنفری که از ساکنان سرزمینهای اشغالی وجود دارد، بازدارد.
جشن در شب سوگواری فلسطین
در یوم کیپور همه از شادمانی و خوشی سخن می گویند و در شبهای برگزاری خوراکیهای ویژه آن عید خورده می شود. جشنهای اعیاد صهیونیستها در این سالها که تعداد آن از پنج عید تجاور می کند تا یک هفته یا بیشتر ادامه می یابد.
از همین روست که ساکنان سرمست سرزمینهای فلسطینیان از سوگواری و دل شکستگیهای زنان و کودکان فلسطینی بی خبرند. این افراد با عزا و گریه ناآشنا هستند، زیرا در خانه های غصب شده آنها از عزاداری خبری نیست. طبق آئین باستانی، یهودیان پیش از فرا رسیدن یوم کیپور نزد آنانی می روند که شاید ستمی نسبت به آنها مرتکب شده باشند و از آنها پوزش می طلبند و بدهیهای خود را می پردازند و دین خود را ادا می کنند.
به همین دلیل است که نام دیگر یوم کیپور روز پوزش است. با این حال هیچکدام از صهیونیستها در این روز به سراغ ساکنان اصلی سرزمین فلسطین نمی روند و هرگز بخاطر ستمهایی که به اهالی اصلی این کشور روا داشته اند پوزش نمی طلبند، اینگونه است که برگزاری یک آئین مذهبی و سنتی برای یهودیان، به بهانه ای برای فراموش کردن جنایات خود، سرمستی بیشتر و فخرفروشی به ملتهای همسایه تبدیل می شود.
عیدی دروغین که در آن به جای انجام آیینهای واقعی به پایکوبی و دست افشانی پرداخته می شود.